يوسف عزيزى بنى طرف
پيش از انقلاب، كتاب لاغرى منتشر شد با عنوان "نقش شخصيت در تاريخ" تاليف پلخانف با پنج شش ترجمه مختلف. پلخانف در آن كتاب، با نگاه ويژه به وضع اروپا در قرن بيستم، نقش شخصيت هاى سياسى برجسته آن روزگار - هيتلر، لنين، چرچيل و..- را در تاريخ بررسيده و به اين نتيجه رسيده است كه هم شخصيت هاى بارز و هم شرايط اجتماعى، تاثيرى متقابل بر هم دارند. در آسياى غربى و دقيقا در فلسطين نيز اين امر صدق مى كند با اين تفاوت كه در حالت استعمار اسرائيل بر فلسطين - كه در قياس با هند و الجزاير ، پيچيده ترين نوع استعمار كهن است - ملت فلسطين با همه گرايش هاى سياسى نخبگانش، توانسته است پس از هر ضربه دردناك اسرائيل به رهبرانش، خلاء رهبرى را در كوتاه مدت پُر كند و هدف راهبردى خود يعنى برپايى يك كشور فلسطينى را به شكل هاى گوناگون مبارزاتى دنبال كند. اسرائيل طى شصت سال گذشته ده ها رهبر فلسطينى را كشته است، از همه گروه ها و گرايش هاى سياسى اما نتوانسته است پرونده فلسطين را ببندد. از غسان كنفانى و وديع حداد و خليل الوزير و ابواياد بگيريد تا فتحى شقاقى و احمد ياسين و عبدالعزيز رنتيسى و اسماعيل هنيه و اكنون يحيى سنوار. رژيم راستگراى اسرائيل به رهبرى نتانياهو در اين زمينه بيش از ديگران آدم كشته است. و مى دانيم كه اين رژيم اكنون قبله آمال راستگرايان ايرانى نظير رضا پهلوى و اقران او شده است تا رژيم خود كامه ج ا ا را براندازد و آقايان را سر كار آورد. چه با حماس و سنوار مخالف باشيم و چه موافق، اكنون يحيى سنوار نزد توده هاى عرب به اسطوره بدل شده است، نظير حميد اشرف در ايران وحته در اهواز و چگوارا در آمريكاى لاتين و عمر مختار در ليبى و جوهر دودايف در چچن و.. نتانياهو در كتاب "جايى زير آفتاب" تاكيد مى كند كه صلح را فقط با زور مى توان بر عرب ها [همه عرب ها] تحميل كرد يعنى با ذليل سازى آنان . ايشان به جاى نفوذ نرم و عادى سازى طبيعى توده اى، بر زور و قدرت شمشير تاكيد مى كند كه البته رويدادهاى هفتاد و شش سال گذشته نشان داد كه اين توهمى بيش نيست.نتيجه نبرد ميان فلسطينيان (و حاميانشان ) و اسرائيل (وحاميانش) در بلند مدت را مى توان بر اساس سه پايه اساسى فلسفه هگل پيش بينى و تعريف كرد. از كشمكش ميان تز (اسرائيل) و آنتى تز (جبهه مقابل اسرائيل) سنتزى پديد خواهد آمد كه با هر دو مقوله تز و آنتى تز تفاوت خواهد داشت.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
بعد از هر باختی ،قمارباز اگر…
بعد از هر باختی ،قمارباز اگر نگوید به فلانم، می ترکد!
داستان تراژدیک میهن پرستی مانندسنوار، با توهم تجزیه طلب عرب الحوازی ! ؛ هوادار شیخ خزئل فرق دارد.
آقای بنیطرف نوشتهاند "كتاب لاغرى منتشر شد با عنوان "نقش شخصيت
آقای بنیطرف نوشتهاند "كتاب لاغرى منتشر شد با عنوان "نقش شخصيت در تاريخ" تاليف پلخانف با پنج شش ترجمه مختلف. پلخانف در آن كتاب، با نگاه ويژه به وضع اروپا در قرن بيستم، نقش شخصيت هاى سياسى برجسته آن روزگار - هيتلر، لنين، چرچيل و..- را در تاريخ بررسيده و"
آگر منظورشان همان پلخانف معروف باشد که جمله ایشان اشکال دارد زیرا آن پلخانف در سال ۱۹۱۸ فوت کرد که هیتلر هنوز به زندان نیز نیفتاده بود.
نوشته اند: چه با حماس و…
نوشته اند: چه با حماس و سنوار مخالف باشيم و چه موافق، اكنون يحيى سنوار نزد توده هاى عرب به اسطوره بدل شده است، نظير حميد اشرف در ايران وحته در اهواز و چگوارا در آمريكاى لاتين و عمر مختار در ليبى و...
چه مقایسه های نامربوطی! دوغ و دوشاب قاطی شد! بجز مشتی پیرپاتال کسی نمیداند حمید اشرف کیست و آنها هم که میشناسند از او بعنوان تروریستی روانی یاد می کنند. یحی سنوار نزد کدام عرب به اسطوره مبدل شد بجز سیدعلی خامنه ای و مزدورانش؟ در کدام کشور عرب اعلام عزای عمومی شد و کدام مردم بخاطر حسن نصرالله یا یحیی سنوار دست به تظاهرات و اعتراض زدند؟ هیچ!! هیچ عربی عزا نگرفت برعکس عربها شاد هم شدند. آقای بنی طرف همانقدر نزد ایرانیان عرب محبوب است که یحیی سنوار و حسن نصرالله نزد مردم عربستان و دوبی و اردن و سوریه. هیچکس قطره ای اشک برای تروریستهای معدوم شده نریخت. آرزوهای تان را بجای تفسیر ننویسید.