اگر مردم در جنبش مهسا مانند جنبش سبز بطور میلیونی شرکت می کردند،هرگز آن جنبش فروکش نمیکرد!
جنبش سبز از شعار ارتجاعی بازگشت به دوران طلایی امام راحل تبعیت میکرد و عملا به دعوا و تضاد جناحی درون حکومت تبدیل شده بود و فقط اعتراض به پیروزی و تقلب انتخاباتی احمدی نژاد در راس خواسته مهندس موسوی قرار داشت اما جنبش مهسا می رفت که رژیم را سرنگون کند اما اکثریت مردم از آن استقبال ملی نکردند و اجازه دادند که رژیم به حیات ننگین خود ادامه دهد!
فقدان آلترناتیو از عصر مشروطیت خود یکی از معضل های تاریخی ، اجتماعی و سیاسی ایران می باشد اما شاهد بوده ایم که تاکنون جایگزینی حکومت بسرعت شکل گرفته هست چون دستگاه دیوان سالاری و حکومت در ایران بسیار دیرینه هست!
مشکل ما در ایران فقط حکومت نیست،بلکه بی تفاوتی و بی واکنشی مردم به سرکوبهای رژیم،فقر فزاینده، ورشکستگی اقتصادی و عدم اعتراض به اعدام های بیشمار نیز مشکل کشور هستند که تا کنون مردم به اشکال گوناگون مانند شرکت در انتخابات و خاکسپاری میلیونی خمینی و رفسنجانی با آنهمه جنایاتشان،همواره از رژیم حمایت کرده اند که تاکنون هیچکس بطور جدی بدان توجه نکرده است!
برای مثال در خاکسپاری قاسم سلیمانی در کرمان آنچنان ازدحامی اتقاق افتاد که ۸۰ نفر زیر دست و پا جان سپردند.
مردم شریف تاکنون به سرکوبگران انعام داده اند!
برای مثال حسن روحانی در دوم ریاست جمهوری ۲۴ میلیون آرای مردم را بدست آورد.
محمد خاتمی در دوره اول انتخابات ریاست جمهوری توانسته بود با کسب نزدیک به ۲۰ میلیون رأی، ۶۹ درصد آرای شرکتکنندگان و ۵۵ درصد آرای کل واجدین شرایط را به دست آورد.
خاتمی در دوره دوم ریاست جمهوری با ۲۱ میلیون رأی، حدود ۷۷ درصد آرای شرکتکنندگان را بدست آورد.
در دوره اول ریاست جمهوری محمد خاتمی جنبش دانشجویی در ۱۳۷۸ به وقوع پیوست و با سرکوب شدید حکومت روبرو گردید که دانشجویان بسیاری کشته،مجروح و زندانی شدند. دانشجویان از پنجره خوابگاه های دانشجویی به بیرون پرتاب شدند و محمد خاتمی رییس جمهور محبوب دوم خرداد علیه دانشجویان سخنرانی کرد و حرکت آنها را محکوم نمود و آنرا وابسته به بیگانان نسبت داد.
مردم شریف در دور دوم ریاست جمهوری علیرغم سرکوب دانشجویان به محمد خاتمی آرای بیشتری دادند و بدین لحاظ سرکوب های دوره او را مهر تایید زدند.
تا کنون ۸۰ درصد پناهندگان سیاسی از ایران پس از کسب تابعیت از کشور های میزبان به ایران رفت و آمد داشته اند ،این حالیست که آنها بخاطر در خطر قرار گرفتن جانشان در کشورهای گوناگون پناهنده گردیده بودند!
بسیاری از ثروتمندان ایرانی در سالهای اخیر به نگهداری حیوانات خانگی علاقه نشان دادهاند
فاصله طبقاتی در ایران؛ حقوق کارگر ۱۳ میلیون، پانسیون لوکس سگ ۱۲۰ میلیون!!
از ۸۷ میلیون جمعیت ایران ،فقط ۱۰درصد آن قادرند گدشت بخرند!
جهانیان و حتی حاکمان اسلامی از صبر و تحمل مردم ایران شگفت زده شده اند!
۵۰ درصدر در فقر بسر می برند اما هیچ اعتراضی به فقر و تنگدستی خود نمی کنند!
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
اگر را کاشتند، مگر هم سبز…
اگر را کاشتند، مگر هم سبز نشد.
درآمد نفت، مذهبی بودن بخشی از مردم، خشونت سرکوب، فرهنگ غیرسیاسی بودن جامعه، از زمان شاه، باید در هر تحلیل و مقاله مورد بحث و توجه .........................