رفتن به محتوای اصلی
سه‌شنبه 30 دی 1404 - Tuesday, 20 January 2026

یک سوال از رضا فانی ها ،ملیحه محمدی ها و.... چرا او؟

یک سوال از رضا فانی ها ،ملیحه محمدی ها و.... چرا او؟

 


دوستی ما به پنجاه واندی سال قبل بر می گردد یعنی بیش از نیم قرن .هنوز دبستان جعفری را باروشنی تمام بخاطر دارم بادسته ای از ترکه های درخت آلبالو که داخل حوص مدرسه شناوربودند. روزی را که طبق معمول شیخ منصورمحاوری که اصلا رئیس دبستان علمیه بودو تولیت امامزاده ابراهیم زنجان را نیز داشت و هر وقت که فرصت می کرد سری هم به این مدرسه که مدیرتش را به پسر بزرگش سپرده بود می زد و بخت برگشته ای را که قریب به اتفاق از خانواده های بی بضاعت بودند به بهانه ای از صف بیرون می کشید ومورد بدترین نوع تنبیه قرارمی داد.
یکی از این تنبیه ها مجبور کردن دانش آموز تنبیه شونده به ایستادن زیر پرچم وتف کردن هم کلاسی ها بصورت وی بود. آن روز هم دانش آموزی را مورد چنین تنبیهی قرار داده بود.هنوز از یاد آوری آن لحظات سخت شرمنده و اندوهگین می گردم.تنها اوبود که از تف کردن بصورت کسی که هم کلاسی اش بود سر باز زد ودرد خوردن ترکه های آلبالورا طاقت آورد.
از شاگردان ممتاز مدرسه بودکه درس خوانیش حریم احترامی را پیرامون او می کشید. خیلی زود در همان دوران دبیرستان در یک محفل سیاسی قرار گرفت محفلی ازشریف ترین جوان های شهرمان زنجان.من نیزدر جنب آن محفل بودم .او بدانشکده پزشگی دانشگاه تبریزرفت .چند سال بعد بار دیگر هم دانشگاهی شدیم و مدتی بعد در یک تیم مخفی چریک های فدائی که اومسئولیت من وفرد دیگررابر عهده داشت هم گروه گردیدیم.  
دونفر نیمه مخفی ونیمه علنی بودیم.خطری که همیشه از طریق ما او ورفیق مخفی دیگررا تهدید می کرد.هرخارج شدن از خانه وبرگشتن دلهره های خودرا داشت.دلهره لو رفتن ، دستگیر شدن ،طاقت نیاوردن بر شکنجه .دلهره رفتن رفیقی از خانه و برنگشتن او. دلهره مرگ که آرام زیر زبانت درکپسولی کوچک جا خوش کرده بود.اما وجود او ورفیق دیگردر آن خانه آرامشت می داد.شناخت سالیان درازاز پایمردیش در قول ،دقت نظر و شهامتش در رویاروئی با خطربه من قوت قلب میداد.
همیشه این ذهن منظم ، دقیق و شهامتش بار مسئولیت های سازمانی بیشتری بر دوش اومی نهاد.بدان گونه که درجریان هجوم وضربات مرگ بار جمهوری اسلامی سازمان او وچند رفیق  دیگر را مسئول امنیت وخارج کردن دستگاه رهبری و بخشی از کادر های سازمان نمود . این نهایت اطمینان یک سازمان سیاسی به این افراد بود. افرادی که جوهری در خور داشتند.
در آخرین دیدارمان قبل از خروج از ایران گفت" باید بروی !" "گفتم تو چرا می مانی؟" خندید وگفت "بهرحال باید کسانی بمانندسازمان که پا بر جاست ."سخنی که زنده یاد انوشیروان لطفی بگونه ای دیگر گفت .هنوز آن چهره سبزه با دو چشم هوشیار لبریز از محبت و خنده نمکینش را در صندوقچه ذهن وچشمان خود بهمراه ده ها عزیز دیگرنگاه داشته ام . گاه بیرونشان می کشم وبا تحسین و اندوه در آن ها می نگرم وباز به صندوقچه ذهن بر می گردانم.
مقابل بیمارستان مهر بود، داشت قرار دیدارم با کیانوش توکلی را برای خارج کردنم می داد ."رفیق انوش شما که بیشتر از همه شناخته شده اید !آیا کسی دیگر نبود که بماند ؟" می خندد و بشوخی می گوید "من پوستم کلفت است بهمین خاطر رفقا تصمیم گرفته اند که بمانم !"چنین شد که آن ها ماندندجان بر سر پیمان نهادند تا ما بتوانیم براحتی خارج شویم. 
مدتی بعد او نیز خارج شد.بار دیگر به تشخیص رهبری سازمان در شعبه امنیت سازمان حساس ترین شعبه مشغول کار شد . شعبه ای که نظم ،دقت و مهم تر از همه توان نگاه داشتن بسیاراسرار شنیده ودیده رامی بایست داشته باشی!بی انکه مغرور موقعیت خود گردی.
او نیز چنین بود در تمامی این سال ها من هرگز نام کسی را از دهان او نشنیدم .هرگز از آن چه که در این سال ها دید وشنید در هیچ جمعی سخن نگفت! و زبان به غیبت کسی نگشود .
حال هر دوی ما سال هاست از سازمانی که روزی به آن عشق می ورزیدیم جدا گشته ایم. جدا گشتنی بسیار سخت از نیمه عمر وجوانی خود و عمل کردمان در حمایت از رژیمی که مایه شرمندگی و تاسف است. 
اما باور آدمی به حقیقت های دست یافته ناگزیری گسستن و انتحاب راهی جدید بر اساس آن چه که به آن رسیده ای را ناگزیرمی سازد.این رمز تحول ،نو شدن ودر جا نزدن است . هر فرد مختار است بدان گونه که می اندیشد خود را وراه رفته اش را نقد کند بدون آن که دیگری را محکوم نماید!آزادی اندیشه
اما این جدائی و انتخاب راهی دیگر مانع از آن نشد که بار اتهامات از زبان ها وقلم ها بر عمل کرد شعبه ای که او نیز عضوی از آن بودبشکل های مختلف بیان نگردد . هیاهوئی که تر وخشک را در فضائی محو ودود اندود که بدلیل مسائل امنیتی واقعیت در آن پنهان است بیک جا در خود می سوزاند. دردا که هیاهو کنندگانی فاقد گذشته افتخار آفرین بر پا کنندگان این فضای تاریک اندکه فرصتی برای نشان دادن خود بدست آورده اند بی آن که اشاره ای به وضعیت خود در آن روزهای وحشت و نقشی که بازی کردند داشته باشند.
او نیز می توانست مانند دیگر اعضای این شعبه، مانند مسئولان اصلی چشم ودهان بر بندد سخنی در دفاع از خود ونقد این نوشته های زهرآلود که از نظر من هدف های معینی را تعقیب می کنند بر زبان نیاورد .اما این در طبیعت وشهامت اخلاقی او نیست .او از جمله افرادی است که همیشه بر سرایمان خویش می لرزد وبا چنگ ودندان از آن دفاع می کند. برای او مهم است که رو در روی کسانی بیاستد که بی مسئولانه سرکه ودوشاب را مخلوط می کنند و دربازار پر هیاهو وپر خریدار شایعه بجای عسل عرضه می دارند! بی آن که بر کلمه به کلمه و جمله به جمله آن چه نوشته وگفته اند دلیل روشن وایقانی مسئولانه داشته باشند.


چرا که با انتصاب یک شایعه ، تکه پاره های یک خبر وانعکاس یک صحبت در گوشی دوستانه بخوان غیبت وانتصاب آن بر یک فرد ما عملا یک قتل را صورت می دهیم .قتلی اخلاقی،شخصیتی و روحی! از این روست که او به تنهائی در برابر تمامی این شایعه ها می ایستد ولئ ببهای سنگین فشار روحی بر خود. 
می دانم که اگر بر نخروشد و بدفاع از خود بر نخیزد، گوهری که در تمام سالیان زندگی با خود بهمراه داشته و همیشه در سخت ترین شرایط یاریش داده از کف خواهد داد .گوهری که شهامت ایستادن در برابرجمهوری اسلامی در آن روز های تعقیب وگریز در برابر دروغ وافترا و نهایت در افتادن باهر آن چه که راه رسیدن به حقیقت را می بندد بروی امکان پذیر ساخت. اوچنین است حتی اگر بتنهائی در محاصرلشگری باشد . او اصغر جیلو است رفیقی که نیم قرن است من اورا می شناسم و مسیری طولانی با او طی کرده ام.می دانم که در درون بی تاب اواز دیدن پهلوان پنبه های دیروز وظاهر شدنشان بر صحنه امروز بعنوان قهرمانان نستوه چه تلاطمی ایجاد می شود. اما چه می توان کرد که دیوار حاشا بلند است و حاشا کنندگان نشسته بر بالای آن .
تنها یک سئوال چرا اورا برای کوبیدن  انتخاب کرده اند ؟ 
ابوالفضل محققی

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

ایران گلوبال

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

ناظر

عنوان مقاله:
یک سوال از رضا فانی ها....

جناب شازده اسد الله افندی! با مشاهده یکقرن جنایات شاه الهی و شیخ الهی، که مبتدی ترین حقوق انسان را زیر پا نهاده از روی نعش هزاران تن از فرزندان قهرمان این سرزمین رد شده، بهترین جوانان انقلابی این مرز وبوم را دسته دسته به جوخه های اعدام سپرده، با ایجاد مخوفترین سازمان اطلاعات "ساواک و ساواما"سفاکترین دیکتاتوری جهان را بر مردم حاکم نموده ، با ریشه کن کردن احزاب دگراندیش، از بین بردن مطبوعات آزاد، تحمیل اراده مستبد و دیکتاتور خود بر جامعه، ایجاد خفقان و دست گیری انقلابیون، براه انداختن ماشین اعدام و کشتار و شکنجه در بیدادگاهای اسارتبار، ایجاد ترس روانی، خود سانسوری و خفقان، از بین بردن آزادیهای سیاسی، مخصوصا چپاول ثروتهای عمومی در بعد کلان، با توجه به این جنایات، مردم ایران از این پس به هیچ دیکتاتوری با هر نام و شجره، القاب و ایل و تبار... و امثالهم، گردن خم نمیکند. لطفا این گفته را درجائی از ذهنتان یادداشت کنید که بعنوان یادگاری تو خاطرتان باشد:
"هدف مردم ایران ساختن جامع دمکراتیک، ایجاد پلورالیسم سیاسی، آزادی احزاب، آزادی زنان، تقسیم قدرت، وعدم تمکرکز قدرت در دست شخص یا فرد است". همین.

جمعه, 04.07.2025 - 11:43 پیوند ثابت
نادر

عنوان مقاله:
سوال از رضا فانی ها ،ملیحه محمدی

قهرمانان خلق؟قهرمانانه برای تحقق عدالت و آزادی ؟شاید منظور دیکتاتوری پرولتاریاست!

جمعه, 04.07.2025 - 09:23 پیوند ثابت
شازده اسدالله میرزا

کمک گرفتن از دولت های شرقی مثل روسیه چین آلبانی و افغانستان در زمان حزب پرچم و خلق برای حزب توده و چریک های ... و دمکراتهای انقلابی پسنديده بود ولی برای شازده اسدالله میرزا و مردم ايران و شاهزاده رضا پهلوی ننگ و ميهن فروشی ست
اين روز ها گرم تابستان و فرار رسیدن ۲۸ مرداد باز هم بحث کمک گرفتن از کشور های غربی و اسرائیل برای مبارزه با نظام و جمهور روضه خوان ها و سوسياليسم علمي بر سر زبانهاست. هر کسی هم در اندازهء بضاعت خود از دانش سياسی در چهارچوبهء مواضع و منافع فردی و گروهی که دارد در اين باره سخن گفته يا مطلب مينويسد. آنچه در اين ميان اما براستی جای بسيار شگفتی دارد اين است که کسانی بيش از همه اين کمک گيری آنهم احتمالی از دولت های غربی را بيش از همه میکوبند که خود اصلآ تمام هستی و زندگی خويشتن را مديون همين کمک دول شرقی و روسیه اتحاد جماهیر و افغانستان و سوسياليستی روسیه هستند.
به بيانی روشن تر يعنی اينک درست همان کسانی اين
کمک گيری احتمالی را با زشت ترين اتهام ها و مستهجن ترين ناسزا ها کوبيده و آنرا به وطن فروشی نوکری برای اسرائیل و آمریکا حتا گاهی به بی غيرتی و بی ناموسی... تعب

جمعه, 04.07.2025 - 00:53 پیوند ثابت
ناشناس دیروزی

ناظر جان وقتی میخواهی بذله گویی کنی حداقل نو اوری داشته باش نه از دست دیگران رونویسی کنی. در ضمن جناب توکلی برداشتن کامنت من بعد از منتشر کردن موردی نداشت.
در سایت خوب ایران گلوبال اقای ناظر وچند نفر ازهمفکران ایشان که مطمناً شما اشنایی کامل
دارید از معدود افراد پرخاشجو و بد دهن محسوب میشوند که بایستی گاهی اوقات به انها یاد اوری کرد. کامنت من که برداشته وایشان از روی ان کپی نموده اند جهت یاد اوری بود.
امیدواورم حداقل شما این را در نظر داشته باشید.

پ., 03.07.2025 - 22:57 پیوند ثابت
شازده اسدالله میرزا

همه وطنپرستان نوظهور کسانی که از حمله اسراییل به ایران و نه حکومتش محکوم کنندگان صهیونیستها ملی گرایانی که با توسعه طلبی رژیم به قیمت مصرف کردن ایران دلشان ضعف میرفت در کنار ورشکستگان به تقصیرهای پنجاه و هفتی و‌ چپ فارسی که از درد نفهمی‌ مزمن رنج میبرند در جنگ احتمالی بعدی و قربانیان و‌ تلفاتش شریک جرم رژیم تبهکار خواهند بود.
کما اینکه سینه زنان غزه و آرمان فلسطین در جنایات حماس و‌ تبعاتش مسئولند. اینها سوخت فکری و رسانه ایی برای جنایتکاران فراهم‌ میکنند.
شعار یهودی ها پس از هولوکاست این است:
... دوباره هرگز اسراییل هر خطری که وجودش را تهدید نماید در نطفه خفه میکند. کلوخ نپرانید که سنگ نخورید.
ای لعنت به این ابتذال که کاری کرده است که با شنیدن نام وطن و ایران هم باید کهیر بزنیم. یاد دورانی که امتی ها دست کم مفهوم‌ ایران و‌ وطن را طاغوتی و‌ چپ فارسی مرتجعانه میدانستند به خیر.
هیچ چیز برایمان باقی نگذاشته اند.

پ., 03.07.2025 - 20:59 پیوند ثابت
ناظر

عنوان مقاله:
یک سوال از رضا فانی ها....

یک عنصر دهه 60، خلق الهی، که حتا بدون اسم مستعار در سایت ایرانگوبال اقامه افاضات میفرماید، ایشان چنان کاسه داغتر از آش میشود که از فرط اغتشاش فکری، فشار خونش بالا رفته شروع به خزعبلات میکند. ایشان گویا چنان شیفته دیکتاتوری رژیم پهلوی است، که وقتی به جنایات رژیم شاه اشاره میشود، به مزاقش خوش نیامده از کوره در میرود، که چرا در خصوص شکنجه و کشتار قهرمانان خلق، افرادی مثل علیرضا نابدل، بهروز دهقانی .. و دیگر یارانش بدست جلاد و شکنجه گر معروف ساواک آقای "پرویز ثابتی" اشاره میشود. و گوئی نسبت به بیان این جنایات آلرژی خاصی دارد، با تعصب باور نکردنی جوش می آورد.
حال تصور کنید خدای نکرده، فردا چنین کسانی در مملکت کاره ای شوند، این بار همه باید به عزرائیل پناه ببرند.
رفتار او ادعای شاه الهی های قهار را بخاطر می آورد، که میگفت: در 10 سال اول، نباید حرفی از دمکراسی زده شود. وقتی شاه الهی ها به قدرت برسند. به این میگن ترمز بریدن اسلام شاه الهی بسوی زیارت کرب و بلا.

پ., 03.07.2025 - 16:31 پیوند ثابت
زندانی دهه 60

عنوان مقاله:
رضا فانی ها وملیحه محمدی ها

به جان هم افتادن این دو باند توده ای و اکثریتی و افشای طرف مقابل همانقدر که لذت بخش است درد اور هم است. درد اور اینکه چگونه اینان در کشتار 5000 کمونیست از سازمانهای چپ انقلابی (کومله-پیکار-اقلیت-رزمندگان-راه کارگر-گروه اشرف دهقانی-اتحادیه کمونیستها....)با حکومت اسلامی شریک شدند. شادی اور از ان جهت که رسوایی این باندها به دست خودشان لذتبخش است.فانی یزدی که مسئول حزب توده در خراسان بود و 20 سال محکومیت زندان و 6 سال بعد آزاد شد؟ج.ا مخالفان ریز و درشت خود از دانش آموز و دانشجو گرفته تا کارگران را اسیر کرده بود و صد تا؛ صدتا اعدام میکرد!؟طبق عادت دنبال نام و آدرس نظر دهنده است تا بتواند شاید نفر جدیدی را به دام اندازد.
فانی یزدی مگر میشود کسی شما را نشناسد؟ و فراموش کند "مبارزه" بی امان و چند ساله شما در سراسر ایران را در کنار ج.ا و بر علیه "چپهای آمریکایی"؛علیه "جبهه متحد ضد انقلاب"و علیه "تربچه های پوک" بخصوص حماسه ای که آفریدید کنار سپاه در شهر آمل در ۵ بهمن ۶۰ بر علیه مائوئیست ها و ....و شرکت در چند دهه در انتخابات و رای آری به جانیان ج.ا...؟
اینان نمی توانندهمدیگر را از ریشه بزنند

پ., 03.07.2025 - 04:25 پیوند ثابت
رضا فانی یزدی

جناب محققی گرامی , اینکه شما پنجاه سال پیش چه کرده اید و با چه کسانی محشور بوده اید و یا اصغر جیلو در آن دوارن چه کرده هیچ توجهی برای رفتار امروز شما نیست . بگو امروز کجا ایستاده ای و از جیب و حساب سازمانی که چند دهه پیش با او همکاری کردی و از اعتبار بزرگانی چون حمید اشرف و دیگران استفاده نکنید که اگر زنده بود شما را با لنگر انداختن در آغوش رضا پهلوی و رییس ساواک شاهنشاه شما که دستور به شکنجه و کشتار هزاران فدایی و مجاهد و توده ای و ملی و مذهبی را داده بود, نفرین می کرد. افسوس که آن بزرگان را در آن دوران کشتند تا راه را برای کوتاله هایی چون شما هموار کنند . شما شاید بهتر باشد که دیگر اسم سازمانی را نیاورد"سازمان چریکهای فدایی خلق ایران " که با شاه دیروز و امروز شما و نظام پادشاهی که امروز آرزوی بازگشتش را دارید قهرمانانه برای تحقق عدالت و آزادی به مبارزه برخاسته بود. شرم آور است که هم از توبره بخورید و هم از آخور. اگر طرفدار رضا پهلوی و دارودسته لمپن و فاشیست او شده اید که دقیقا هم همینطور است پس لطفا دیگر از اعتبار گذشته خرج نکنید. آن اعتبار را امثال شما و اصغر جیلو ها سالهاست که به گ

چ., 02.07.2025 - 19:49 پیوند ثابت
محمد.ت

In reply to by اصغر جیلو

عنوان مقاله:
رضا .ف عامل ولایتمداران

افراد نفوذی مانند............. نیک میدانند ،کسی که مسیول امنیت سازمان است ،حفظ امنیت سازمان از نفوذ افرادی مانند علی .........و ..........هاست.
............ از توابین توده ای در زندان مشهد میباشد که مراتب تشکیلاتی وی اگر متعهد به همکاری با سازمان اطلاعات نمیشد اجازه خروج از کشور نمی یافت.او و خیلی ها از جنس او در گروها و طایفه های گوناگون حزب سابق توده !! وظیفه شان بخشی از وظایف سازمان اطلاعات : " تخریب چهره های جدی ، فعال و تاثیر گزار اپوزیسیون خارج کشور میباشد ".تمامی نوشته های رضا فانی در راستای خط مشی حامنه ای امریکا و اسراییل ستیزی ،در وحله اول و بعد تخریب چهرهای اپوزیسیون میباشد. اگر دقت شود این افراد طیفی هستند که یک پایشان و پای دیگرشان در اروپا ،انگلیس و کانادا ست.من اطلاع دقیقی دارم که اینها حتی بیزنس خود را دارند.عامل سازمانهای اطلاعاتی امریکا و اسراییل بودن از انگ هایی ست که علیه مخالفین حکومت ولایی میزنند تا انها را تخریب کنند................ با تعهد به همکاری با اطلاعات اجازه خروج گرفت.

چ., 02.07.2025 - 17:16 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

رضا فانی یزدی:

اصغر جیلو ، روزی مسئول امنیتی سازمان اکثریت و امروز پادوی سازمانهای امنیتی دیگر کشورها و پادوی موسسه توانا مزدور اسرایئل را بهتر بشناسید.
او در مورد من‌و همسرم ببینید چه گونه درافشانی کرده است. او‌مرا متهم به همکاری با نظامی کرده که در زمانی که او‌ پادوی سازمانهای امنیتی بود و برای آنها مزدوری می کرد زیر تیغ اعدام بودم و شش سال در زندانهای نظام دینی، وقتی بعد از مزدوری به اروپا برگشت باز همان پادویی را برای دیگر محافل امنیتی ادامه داد و شد طرفدار سلطنت و رضا پهلوی و بخشی از پروژه تنفر پراکنی بر علیه افراد مستقل و‌مبارزی که تن به مزدوری و جاسوسی ندادند و حالا به شغل شریف پادویی و پرونده سازی برای مبارزین عدالت خواه و‌مستقل ایرانی پرداخته و البته در مقابل آن دستمزد خود را از موسسات مختلف امنیتی چون توانا و اینترنشنال و دیگر سازمانهای امنیتی می گیرد. شرم بر این مزدوران مواجب بگیر که همه را چون خودشان مزدور می پندارند.
بعضی ها همیشه امنیتی باقی‌می مانند فقط اربابشان عوض‌می‌شود. اصغر جیلو معروف به کریم یکی از همین مزدوران همیشه امنیتی است .

چ., 02.07.2025 - 09:52 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

جمهوری اسلامی بیش از چهل سال است که جنگ علیه مردم ایران و جهان غرب و اسرائیل را آغاز کرده است. شعله های این جنگ که تاکنون سوریه, لبنان و یمن و فلسطین را در خود سوزانده است, اینک به سراسر خاک میهن ما کشیده شده است. در واقع رژیم جنایتکار اسلامی این جنگ ویرانگر را به مردم ایران و منطقه تحمیل کرده است و تا هنگامیکه این رژیم فاشیستی حاکم است این جنگ ادامه خواهد داشت. بنابرین پایان جنگ در گرو نابودی فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران است. قرار گرفتن در کنار فاشیسم به بهانه جنگ با دشمن خارجی, تنها به مفهوم همکاری و همراهی با رژیم فاشیستی حاکم است.

چ., 02.07.2025 - 09:41 پیوند ثابت
اصغر جیلو
اصغر جیلو

آقای رضا فانی و خانم سهیلا وحدتی قبل و بعد از خزوج از ایران در چند دهه پیش مدتی زیر نظر و هدایت مستقیم بازجوی پرونده خود در ر کاب جمهوری اسلامی به خدمت مشغول بوده اند و فعالیت های اخیرشان در صفوف نایاکیها و زیر پرچم جمهوری اسلامی مایه تعجب جندانی نیست.

چ., 02.07.2025 - 08:39 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

سئوال _دیرآشنا_ درست است. داستان از این قراره که همسر رضا فانی بنام سهیلا وحدتی دو هفته پیش در یک تظاهرات علیه اسرائیل پرچم بزرگ جمهوری اسلامی را بدست گرفته بود و رضا فانی آن را با افتحار شرکرده بود و اصغر جیلو هم نقدی بر ان نوشت و رضا فانی موضوع شعبه امنیت سازمان فدائیان که اصغر جیلو عضو آن بود را طرح کرده بود و شعبه امنیت سازمان در اصل مقابله با نقوذ عناصر اطلاعاتی رژیم به درون اشکیلات بود

چ., 02.07.2025 - 08:32 پیوند ثابت
دیرآشنا

عنوان مقاله:
یک سوال از رضا فانی ها ،ملیحه محمدی ها…

ابول جان سلام. مقاله ات را با دقت خواندم. قصدت دفاع از اصغر جیلوست. درست! اما چرا؟ مگر چی شده؟
آنچه تیتر مقاله به من می گوید این است که گویا رضا فانی و ملیحه محمدی و احیانا کسانی دیگر در رابطه با اصغر جیلو مطالبی گفته و یا نوشته اند.
ولی وقتی مقاله ات را تا به آخر خواندم چیزی دستگیرم نشد. نه نقل قولی، نه آدرسی و نه...
آخر من خواننده پدرمرده از کجا بدانم که رضا فانی و ملیحه محمدی چه نوشته اند و کجا؟
می خواهم بگویم که نوشته ات یک چیز اساسی کم دارد: آدرس آنچه که علیه اش نوشته ای!
قوربان سنه

چ., 02.07.2025 - 08:20 پیوند ثابت