جمهوری اسلامی بار دیگر ایران را وارد جنگی کرد که متعلق به ما نبود.
موشکهایی که در روزهای اخیر میان تهران و تلآویو ردوبدل شدند، پیامد اجتنابناپذیر ۴۶ سال تروریسم، جنگ نیابتی و باجخواهی هستهای بیپروای آیتالله علی خامنهای و رژیمش بود.
اما در دل این وضعیت خطرناک فرصتی بیسابقه نهفته استــ فرصتی که مردم ایران قصد بهرهبرداری از آن را دارند و جامعه جهانی نباید اجازه دهد از دست برود. واکنش رژیم بیرحمانه خواهد بود. این رژیم جانوری زخمی است و اکنون با بازداشت و حمله به ایرانیان، در حال تاختوتاز است.
پاسخ رژیم به حملات اسرائیل به تاسیسات هستهای و فرماندهان سپاه پاسداران تمام آنچه جهان باید درباره یغماگران ایران عزیز من بداند آشکار میکند. آنها در حالی که مدعی دفاع از حاکمیت ایراناند که آن را به شیوهای سازمانیافته نابود کردهاند. در حالی که وعده قدرت دادهاند، ایران را ضعیفتر و منزویتر از همیشه کردهاند.
این جنگ ایران نبودــ جنگ علی خامنهای بود. واکنش رژیمی درمانده و سرگردان بود.
مردم ایران مرا لبریز غرور میکنند
بیش از چهار دهه است که من از نافرمانی مدنی خشونتپرهیز بهعنوان مسیر آزادی ایران حمایت کردهام.
با غرور فراوان شاهد بودهام که مردم ایران بارها به پا خاستهاندــ در سالهای ۱۹۹۹، ۲۰۰۹، ۲۰۱۷، ۲۰۱۹ و آخرین مورد در سال ۲۰۲۲ بود، پس از مهسا امینی در بازداشت «پلیس امنیت اخلاقی» جان باخت.
هر قیام قویتر، هر اعتراض متحدتر، و هر بار صداهای بیشتری خواهان تغییر بنیادی شدهاند. پایههای رژیم در حال ترک برداشتن است و این تبادل آتش نظامی اخیر ممکن است آن را تا مرز فروپاشی تضعیف کرده باشد.
جمهوری اسلامی بهشدت ضعیف است. پشت شعارها و موشکهای بالستیک رژیمی قرار دارد که حمایت مردمیاش را از دست داده است. معترضان ایرانی خواستار پایان جمهوری اسلامیاند و در استیصال امیدوارند از آنها برای پایان دادن به این نظام مذهبی حمایت شود. آنها میدانند حملات خارجیــ چه از سوی اسرائیل، آمریکا یا هر کشور دیگریــ نمیتواند تحول اساسی را که ایران نیاز دارد ایجاد کند.
تغییر واقعی باید از درون باشد. باید از خود مردم ایران آغاز شود، از طریق اعتصابهای سراسری هماهنگ، نافرمانی مدنی پایدار و تظاهراتهای گستردهای که عملکرد رژیم را مختل کند. قدرت آزادسازی ایران در دست ارتشهای خارجی نیست، بلکه در دست کارگران، دانشجویان، زنان و تمام کسانی است که رویای آزادی دارند.
به همین دلیل است که حمایت جامعه بینالمللی در این لحظه سرنوشتساز بسیار حیاتی است. جهان باید بیشترین فشار را به رژیم بیاورد و در عین حال، بیشترین حمایت را معطوف مردم ایران کند.
این یعنی اعمال تحریمهای فراگیری که مقامهای رژیم و شبکههای اقتصادی آنها را هدف قرار دهد، و در عین حال اطمینان حاصل شود دسترسی به اینترنت برای ایرانیان عادی فراهم است. این یعنی تقویت صدای جامعه مدنی ایران و فراهمسازی ابزارهای ارتباطی امن که به معترضان اجازه دهد در امنیت سازماندهی کنند. این یعنی انزوای دیپلماتیک رژیم در حالی که مسیرهای حمایت از اپوزیسیون دموکراسیخواه حفظ شود.
هرگز زمانی مساعدتر از اکنون برای انجام این کار وجود نداشته است. رژیم از درون دچار شکاف است، از نظر اقتصادی ضعیف شده و در سطح بینالمللی منزوی است. فرماندهان نظامی رژیم میدانند ادامه این مسیر به نابودی منجر میشود.
افسران و پاسدارانی که با من تماس میگیرند میدانند که بقای آنها در گرو دست کشیدن از رهبری شکستخورده خامنهای است. حتی برخی افراد درون رژیم نیز در حال ارزیابیاند که آیا منافعشان در یک نظام مذهبی روبهزوال است یا در ایرانی نوین و دموکراتیک.
مردم ایران آمادهاند به خیابانها بیایند
اما پنجره فرصت تا ابد باز نمیماند. مردم ایران آمادهاند کاری را که در اعتراضهای قبلی آغاز کردند به پایان برسانند. آنها آمادهاند بسیار پرشمارتر از قیامهای پیشین به خیابانها بیایند.
آنچه اکنون نیاز دارند این است که بدانند جهان کنار آنها ایستاده استــ نه با حرفهای توخالی، بلکه با اقدامهایی ملموس که موازنه را قاطعانه به نفع آنها تغییر دهد.
جامعه جهانی باید درک کند که حمایت از مبارزه مردم ایران برای آزادی نه فقط وظیفهای اخلاقی، بلکه ضرورتی راهبردی است.
ایران دموکراتیک به جنگهای نیابتی که دههها باعث بیثباتی خاورمیانه شده است پایان خواهد داد. تهدید هستهای که منطقه را در اضطراب نگه داشته است، حذف خواهد کرد. ایران را به جایگاهی که سزاوارش است، بهعنوان نیرویی برای ثبات و پیشرفت بهجای هرجومرج و نابودی باز خواهد گرداند.
تصمیم رهبران رژیم به تشدید این درگیری با اسرائیل بیتوجهی کامل آنها به جان و منافع مردم ایران را نشان میدهد. آنها حاضرند همهچیز را به خطر بیندازند تا قدرت را حفظ کنند. این بیپروایی باید زنگ بیداری نهایی برای هر کسی باشد که هنوز باور دارد این رژیم اصلاحشدنی یا منطقپذیر است.
موشکهای امروز شاید توجه جهان را جلب کنند، اما آزادی فردا در خیابانها، کارخانهها و دانشگاههای ایران به دست خواهد آمد. مردم ایران بارها نشان دادهاند که شجاعت ایستادگی مقابل استبداد را دارند. اکنون نیاز دارند که جامعه جهانی با شهامت اخلاقی و حمایت معنادار، با شجاعت آنها همگام شود.
رژیم ضعیف است. مردم آمادهاند. لحظه موعود فرا رسیده است. نگذاریم از دست برود.
ایران آزاد خواهد شد و وقتی این اتفاق بیفتد، تمام خاورمیانه صلح و امنیت بیشتری خواهد داشت. جهان باید انتخاب کند: به مدیریت این بحران ادامه دهد، یا به مردم ایران کمک کند تا یک بار برای همیشه به این رژیم پایان دهند.
ترجمه از یواسای تودی
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
مرد بی اصالت
این اعلامیه نشان میدهد که از آغاز تا پایان آن همه و همه دروغ و دروغ و تزویر و ریا ندانم کاری و وابستگی بدون قید و شرط را دربیان دارد.
بله، این شرم آورترین اعلامیهای بود که تا کنون از سوی آقای پهلوی داده شده است. این اعلامیه در حقیقت
پایان یک دروغ تاریخی را اعلام میکند و پایان درد ناک جنگ قدرت و وابستگی به قدرت خارجی و حراج
ابرو و شرافت و میهن پرستی.
دولت اسرائیل همواره دشمن ملت ما و تمامیت ارضی کشور باقی خواهد ماند، ولی پایانی تلخ برای مدافعان
حاکمیت پهلوی در تاریخ ایران است.
منصف باشیم و از خود بپرسیم آیا همکاری نزدیک با دولت اسراییل برای عملیات تروریستی و کودتا و انقراص ایران، با آن کارنامه سیاه صد ساله دولت اسراییل چه دست آوردی داشت؟
جریان موسوم به پهلوی نه اعتباری در ایران دارد ونه در نزد قصابان مردم ایران و کشورهای عرب.
با سیاستهای فردی آقای پهلوی ضربه کاری دیگری به نهضت آزادی خواهی در ایران زده شد.