رفتن به محتوای اصلی
پنج‌شنبه 25 تیر 1405 - Thursday, 16 July 2026

آینده ایران از مسیر یک آلترناتیو دموکراتیک, چند ملیتی و سکولار خواهد گذشت

آینده ایران از مسیر یک آلترناتیو دموکراتیک, چند ملیتی و سکولار خواهد گذشت

پاسخی به ضرورت شکل‌ گیری یک شورای نجات ملی واقعی و فراگیر

با توجه به بحث‌های اخیر درباره ضرورت برپایی "شورای نجات ملی" و اجماع میان نیروهای مخالف, از جمله آنچه در مقاله‌ی آقای عطا هودشتیان تحت عنوان "نیروی سوم و شورای نجات ملی" مطرح شده, ضروری دیدم دیدگاهی را که پیش‌ تر در ۱۴ فوریه امسال و پیش از حملات نظامی به مراکز نظامی و هسته‌ای ایران نگاشته بودم, این‌ بار در بستر جدیدی بازنشر کنم. زیرا همچنان بر این باورم که آینده‌ای واقع‌ بینانه, دموکراتیک و پایدار برای ایران, تنها از مسیر یک آلترناتیو فراگیر و ریشه‌ دار خواهد گذشت, نه اجماع‌های فرمایشی یا چهره‌ محور.

 

دو سناریوی محتمل اما یک مسیر قابل اتکا

اگر از فروپاشی درونی و خود به خودی نظام جمهوری اسلامی بگذریم, زیرا (از نظر ساختار قانونی و سیاسی جمهوری اسلامی, فروپاشی درونی بسیار دشوار است, مگر با عوامل بیرونی یا بحران‌های شدید درونی هم‌ زمان. چرا؟ در واقع، بر خلاف نظام شاهنشاهی, هیچ بخش از دستگاه قدرت فعلی "قابلیت ریزش" آشکار و مستقل ندارد. همه نهادها کاملا در هم تنیده‌اند.), دو سناریو برای آینده‌ی آن محتمل‌ تر است:

 

۱اشغال نظامی خارجی که نه تنها تاکنون به دلایل ژئوپلیتیک و عدم وجود آلترناتیوی مقبول منتفی بوده, بلکه خود می‌تواند به هرج‌ و مرج و قدرت‌ گیری نیروهای اقتدارطلب جدید منجر شود.

۲قیام عمومی در داخل که تنها در صورت برخورداری از یک آلترناتیو سازمان‌یافته, دموکراتیک و مبتنی بر واقعیت‌های متکثر جامعه‌ی ایران می‌تواند به گذار موفق منجر شود. بدون چنین آلترناتیوی, خطر بازتولید استبداد, این‌ بار با نامی جدید, بسیار جدی است.

ضرورت یک آلترناتیو دموکراتیک, سکولار و چند ملیتی

تجربه بیش از ۱۰۰ سال استبداد, سرکوب, تبعیض قومی و زبانی, تمرکزگرایی که بیش از ۴۰ سال آن در نظام ولایت فقیه طی شده نشان داده است که هیچ آلترناتیو مرکزگرای تک‌ ملیتی نمی‌تواند پاسخی برای نیازهای واقعی ایران باشد.

تداوم سرکوب سیستماتیک, تبعیض ساختاری و تحقیر ملیت‌ها و اقوام گوناگون بیش از چهار دهه در در نظام ولایت فقیه, ما را به این نقطه رسانده که تنها یک پروژه سیاسی بزرگ, مترقی و مبتنی بر عدالت و برابری, می‌تواند بدیلی پایدار برای جمهوری اسلامی ارائه دهد.

ما نیازمند آلترناتیوی هستیم که:

 

چند ملیتی بودن ایران را به رسمیت بشناسد

سکولار و غیرایدئولوژیک باشد

تمرکززدایی و توزیع قدرت را به‌ صورت ساختاری تضمین کند

برابری جنسیتی, عدالت اجتماعی, حقوق زبانی و فرهنگی همه ملیت‌ها را تضمین کند

ده اصل پیشنهادی برای بنای یک آینده نوین 

 

۱شناسایی ایران به‌ عنوان کشوری کثیرالمله

۲حق تعیین سرنوشت برای همه ملیت‌ها

۳رسمیت‌ یابی زبان‌های مادری و حق آموزش به آن‌ها

۴سکولاریسم کامل در دولت, قانون و آموزش

۵پایان تمرکزگرایی و پی‌ ریزی نظامی غیرمتمرکز (فدرال یا کنفدرال)

۶برابری اقتصادی, اجتماعی و فرصت برابر

۷اجرای سیاست‌ های جبرانی برای مناطق و ملیت‌های به حاشیه‌ رانده‌ شده

۸عدالت انتقالی برای بررسی و پاسخگویی نسبت به جنایات جمهوری اسلامی

۹تضمین حقوق زنان و برابری کامل جنسیتی

۱۰سیاست‌های مشارکتی در حفاظت از محیط‌زیست با تکیه بر بومی‌گرایی

 

نتیجه‌ گیری: اتحاد پایدار, نه اجماع سطحی

ادعای "سراسری بودن" یا تأکید صرف بر "حفظ یکپارچگی" بدون پاسخ‌ گویی به مطالبات تاریخی ملیت‌های غیرفارس, تنها به تکرار نظم موجود منجر خواهد شد. تجربه نشان داده اتحادهای سطحی و موقتی، بدون پایه‌های عدالت و برابری, در بزنگاه‌ های تاریخی فرومی‌پاشند.

تنها در صورتی می‌ توان از شورای نجات ملی واقعی سخن گفت که چنین شورایی بازتاب‌ دهنده همه صداها, ملیت‌ها/اقوام, جنسیت‌ها و اقشار جامعه باشد. نه بازتولید نخبگان مرکزگرا یا چهره‌های تکراری.

آینده ایران متعلق به آلترناتیوی است که نه تنها نظام ولایت, بلکه ریشه‌ های استبداد, تک‌ صدایی و انکار تفاوت‌ ها را از میان بردارد. آینده‌ای که در آن آزادی, همزیستی داوطلبانه و برابری به اصولی عملی و نهادینه تبدیل شوند.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

علی رضا اردبیلی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

ناشناس

اقليت بيست و هشت درصدي فارس نمي توانند براي جمعيت ملتهاي هفتاد دو درصدي غير فارس تصميم گيري نمايند،اگر امروز ايران در لبه تجزيه قرار گرفته تنها به خاطر نگرش هر سه رژيم فارس در يكصد سال اخير بوده كه با سركوب،زندان و اعدام فعالان برابري طلب ملتهاي تورك،عرب،بلوچ و غيره در پي حفظ هژموني ملت ،زبا ن وفرهنگ حاكم بوده اند.انها در قعر تاريكي هاي تاريخ گير كرده اند و تصور مي كنند كه دو باره مي توانند با نيروي نظامي ازربايجان را اشغال كنند با سر نگوني حكومت ملي و مردمي روانشاد پيشه وري سي هزار نفر را قتل و عام نمايند و يكصد و پنجاه هزار تورك ازربايجاني را ازخانه وًكاشانه خود مجبور به فرار به كشورهاي همجوار نمايند.
ملت تورك ازربايجان دنبال رسميت زبان توركي و تدريس ان در همه مراحل اموزشي يعني برابري زباني و فرهنگي با ملت فارس مي باشد.
اگر اين برابري با بهاي كمي مانند روي كار امدن يك سيستم ائتلافي فدرال اتفاق بيفتد ايران تجزيه نخواهد شد و ملت چهل مليوني تورك برابر با فارسها به زبان مادري خود تحصيل خواهند كرد اگر به هردليلي با سر كوب مانع فدراليسم شوند استقلال ازربايجان جنوبي محقق خواهد شد.

ی., 06.07.2025 - 09:24 پیوند ثابت
ع.ب.تورک اوغلو

عنوان مقاله:
آفرین براین مقاله نویس

سالام
آفرین براین مقاله نویس طراح،
من این طرح راازاول تشکیل این سایت دراینجا مطرح میکنم،
تنها راه نجات ایران و منطقه ازدست استعمارگران ونوچه هایش سیستم فدرال و مدرنتر و علمی و دموکرات ترازان کنفدرال است،
ما به زوزه شغالها اهمیتی نمی دهیم،قدرت و آلترناتیو واقعی دست حرکت ملی تورکان،با یاری ملل عرب،بلوچ،تورکمن،کرد است،
صالحان و وطن دوستان واقعی خودفارس دانها نیزنورچشمان ماهستند،
ما جز رهایی ایران ومنطقه از نوچه های استعمارگران مسیحی و دیکتاتورها،
خواستی نداریم،
هدف ما سربلندی ملل ایران وایران عزیزمان است،
دیکتاتورها،نوچه های استعمارگران ونژادپرستان پایگاه استعمارگران دنبال چپاول وجنایت وغارت هستند،
تنها راه رهایی ایران وایرانی درسیستم مدرن باقوانین غیرمتمرکزاست،
اگرتوجه کنید،تمام کشورهای پیشرفته ،حتی ملل تک قومی سیستم فدرال رابرگزیده اند
ما فعالین سیاسی ملل و خیراندیشانی همچون آقای درویش پور خواهان سیستم فدرال ودرنهایت کنفدرال هستیم،
اگر تاربک اندیشان نژادپرست ووطن فروش و درخواست کنندگان ازاسراییل برای بمباران ایران
اصرار به تفکرخودکنند،
زبان فارسی را وطرفدارانش را همچون فاشیستهامحدودخو

ی., 06.07.2025 - 08:25 پیوند ثابت
محسن کردی
محسن کردی

عنوان مقاله:
ما ایستاده ایم

ما ایستاده ایم

ما مردم ایران همانقدر که علی خامنه ای را دشمن ایران میدانیم، نویسنده این مطلب و هر گروهی که ایدئولوژی این مطالب را می پذیرد و در نشست ها عنوان می کند را دشمن ایران و ایرانی میدانیم. بین نویسنده این مطلب و علی خامنه ای از نظر من هیچ تفاوتی نیست. یکی با ایدئولوژی اسلام تیشه به ریشه ایران میزند این یکی با نگاه بزک کرده آنارشیسم. هرگز نباید کسانی که صاحب چنین نگرشی به امر سیاست است به نشست ها راه داد. این گونه نگرشها بجز جاری کردن خون در جای جای ایران هدف دیگری ندارند.

ی., 06.07.2025 - 06:06 پیوند ثابت