اندر مواضع کیانوش توکلی
تیتر یک مطلب صوتی از مدیر سایت ایران گلوبال مبنی بر اینکه "آیا اسرائیل در صدد تجزیه ایران است ؟ " باعث شد که برای دومین بار سراغ گوش دادن به حرفهای او بروم. سالها پیش از این یکبار دیگر برای آشنایی با نظرات کسی که تصمیم گرفته بودم علیرغم فاصله سیاسی بسیارم با او مطالبم را روی سایتش بگذارم به سراغش رفته بودم. آن زمان معیار من برای نوشتن در سایتهای مختلف مرزبندی آنها با تمامیت رژیم جمهوری اسلامی بود هنوزهم هست. بقیه اختلافات به نسبت این برایم حاشیه ای بود. آن روزها من از معدود کسانی بودم که در اپوزیسیون جمهوری اسلامی بیش از آنکه در "محله" خودش و با حامیان خودش و بچه محلهای خودش مشغول باشد و به به و چه چه بشنود، به بسیاری "محله های دیگر" اپوزیسیون رادیکال جمهوری اسلامی نیز می رفت و با ساکنین دیگر"محله ها" هم حشر و نشر می کرد با علم به آنکه دیگر البته به به و چه چه ای در کار نخواهد بود! از شرکت در کنفرانسها و کنگره های این یا آن حزب سیاسی گرفته تا قلم زدن در سایتهایی که بعضأ تنها نقطه مشترکشان با من نبودن "هیچ نقطه مشترکی" میانمان بود !
سایت ایران گلوبال در عداد همین سایتها بوده و هست. اینرا از همان اولین و آخرین باری که برای گوش دادن به حرفهای مدیر سایت سراغش رفتم قابل فهم بود. قابل فهم شد که بجای اینکه با یک مسئول سابق سازمان فداییان روبرو باشم با یک ژورنالیست تازه کاری طرف هستم که از گذشته خود پشیمان است. پشیمان نه به خاطر شراکت در خیانت بزرگ همراهی عملی با دستگاه های امنیتی رژیم جمهوری اسلامی در لو دادن انقلابیون، نه به خاطر شراکت در پروسه نابودی تدریجی بزرگترین سازمان چپ مارکسیستی و پرپرکردن و بُراندن سیاسی و ایدئولوژیکی بسا گلهای سرسبد آنروز جامعه ! بلکه پشیمانی بخاطر تعلق ایدئولوژیکش به چپ جامعه !
کیانوش توکلی از بردوش کشیدن بار"مدعی انقلابیگری بودن" در گذشته اش پشیمان است. از ضدامپریالیست و ضد صهیونیست بودنش در گذشته و در دوران جوانیش پشیمان است. او و رفیقش ابوالفضل محققی که عین همین ویژگی ها را داراست در دافعه آنچه که در شرق کمونیستی به چشم دیدند عاشق زندگی در غرب کاپیتالیستی و خصلتهای لیبرالی آن شده اند. این البته چیز غریبی نیست، فقط برای مسئولین سابق سازمانی که با ادعای ضدیت رژیم جمهوری اسلامی با همین آمریکا و اسرائیل ننگ ابدی همکاری عملی با آن را پذیرفته بودند بیشتر از آنکه قابل فهم باشد قابل ترحم است.
شدت و حِدت فقر تئوریک و نا آگاهی ایدئولوژیک در سازمان فدایی فقط با رفتن فرخ نگهدار و مهدی فتاپور و بقیه اکثریتی ها به آغوش حزب توده و ایضآ جمهوری اسلامی خود را به نمایش نگذاشت. از میزان فهم سیاسی و آگاهی تئوریک همین بازماندگان دست دوم و سوم آن جریان که هنوز در صحنه سیاسی خارج از ایران کار علنی می کنند و در برخوردشان با مسائل و معضلات سیاسی امروز هم می توان به این نقیصه وحشتناک در جنبش فدایی بویژه پس از شهادت حمید اشرف و بیژن جزنی و امیرپرویز پویان و مسعود احمد زاده پی برد.
من در اینجا اصلأ قصد ورود به یک بحث تئوریک با امثال کیانوش توکلی و امثالهم را ندارم چرا که جدای آنکه این میدان اصلأ میدان آنان نیست ، اما بحث با کسی که بر اساس منافع مشخصی انتخاب کرده کجای سپهر سیاسی ایران بایستد هم کار عاقلانه ای نیست. مشکل او و همخطانش اصلأ سیاسی هم نیست، معرفتی است. بیشتر از آن یک انتخاب سیاسی است. آویزان شدن اینها به آدم مفلوکی مثل رضا پهلوی و از آن کثیفتر اربابان او در رژیم ضد بشری اسرائیل حاصل یک ارزیابی سیاسی و تئوریک نیست، نتیجه یک انتخاب سیاسی فرصت طلبانه است. اینها فکر می کنند که بوی حاصل از نقره داغ کردن خری را که استشمام می کنند بوی کباب است. آینده نشان می دهد که چنین نیست. همانگونه که انتخاب سیاسی گذشته آنان نیز چنین نبود.
براستی با کسی که همچون خود نتانیاهو نسل کشی آشکاری را که در مقابل چشم مردم دنیا جریان دارد نه حاصل هفتاد و هفت سال سیاست اشغال و سرکوب و آپارتاید نژادی که نتیجه عملیات هفت اکتبر حماس می داند چه بحثی می توان کرد. با کسی که یک کتاب "برنارد لوئیس" را هم نخوانده و با او بقول خودش فقط از طریق یک جستجوی اینترنتی آنهم بزبان فارسی اشنا شده ولی در رابطه با او براحتی اظهار نظر می کند چه می توان گفت ؟ او احتمالأ نمی داند دلیل جایزه ای که در 1998 به او داده شد به چه خاطر بوده است. او بر ادعای ترکیه مبنی بر نفی نسل کشی ارامنه صحه گذاشته بود. درست مثل جایزه جمهوری اسلامی به نفی کنندگان هولوکاست ! درست مثل جایزه اسرائیل به نفی کنندگان نسل کشی فلسطینیان. براستی با کسی که با اتکاء به ادعای غیرقابل اثبات ارتش تا بن استخوان بی اخلاق اسرائیل مبنی بر پیدا کردن سند دست داشتن جمهوری اسلامی در عملیات هفت اکتبر در تونلهای حماس با تو وارد بحث می شود بواقع چه می توان گفت ؟
کیانوش توکلی می گوید که اسرائیل مشکلی با بزرگی ایران و دیگر کشورهای منطقه ندارد ! می گوید اگر اینطور است پس چرا اسرائیل بدنبال تجزیه کشورهای بزرگ دیگر مثل ترکیه نیست. اینجا هم معلوم است که انتظار برخورداری او از حداقل اطلاعات آب در هاون کوبیدن است. او اگر می توانست به رسانه های ترکیه دسترسی پیدا کند می فهمید که بحث غالب در اغلب رسانه های ترکیه بویژه رسانه های متمایل به دولت از مدتها پیش اساسأ حول همین موضوع بوده است. محور اصلی این بحثها بویژه پس از دست بدست شدن قدرت در سوریه حول محور طرح اسرائیل مبنی بر تجزیه ترکیه از طریق حمایت از کردهای سوریه و طرح تشکیل کردستان بزرگ می چرخد.
دلیل عمده چرخش سیاسی دولت اردوغان به سمت حل مسئله کردها و پایان دادن به جنگ با "پ ک ک" با توسل به رهبر دربند آن "عبدلله اوجالان" و نتایج آن مبنی بر اعلام انحلال تشکیلات پ ک ک و خیز دوباره به سوی حل مسئله کردها در ترکیه هم اساسأ در راستای مقابله با همین طرح اسرائیل بوده است. وگرنه دولت اقتدارگرای کنونی پس از سالها سرکوب وحشیانه کردها چرا باید حاضر به پرداخت بهای شکستن تابوی گفتگو با دشمن چهل ساله اش گردد. در طول هفته ها و ماه های گذشته بارها رسانه های متمایل به دولت ترکیه تصویر نقشه اسرائیل بزرگ را می آوردند و در رابطه با آن بحث می کردند، نقشه ای که علاوه بر اردن و عراق و سوریه ، جنوب شرقی ترکیه را هم در بر می گیرد. با کسی که کوچکترین اطلاعی از این موضوعات ندارد و دنیا را از دریچه ارتش اسرائیل می بیند چه می توان گفت ؟
وسلی کلارک فرمانده سابق ناتو در مصاحبه ای که در دسترس همگان است می گوید که در پنتاگون نقشه ای را در مقابل او گذاشتند مبتی بر ضرورت حمله به هفت کشور در چارچوب طرح خاورمیانه بزرگ. این اتفاق افتاد ! در تمامی آن هفت کشوری که مورد اشاره وسلی کلارک بود این اتفاق افتاد. ایران آخرین آن بود. در این موارد من خود بسیار نوشته ام. اشاره به آنها در این مُجمل البته بی فایده است.
گفتم که قصدم اصلأ بحث با کیانوش و کیانوشها نیست. تنها می خواهم به عنوان کسی که مطالبم را همچون بسیاری از سایتهای دیگر روی سایت تحت مدیریت او نیز می گذارم اعلام موضع کرده باشم. می خواهم بگویم که دفاع از اسرائیل و به تبع آن تبلیغ رضا پهلوی از سوی آدمهایی مثل او و همخطانش حالم را بد می کند! می خواهم بگویم که همخطی با سلطنت مدفون و اربابان آن در اسرائیل به همان زشتی همخطی با رژیم جمهوری اسلامی است. ادعای مبارزه با ارتجاع جمهوری اسلامی از موضع تبلیغ سلطنت و رژیم پلید اسرائیل به شوخی تلخی می ماند که تنها کسانی را می خنداند که به نجاست هر دوی این رژیمها آغشته باشند و لاغیر.
بیژن نیابتی، 13تیر1404
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
باز هم نیبتی
هدف از تمام صغرا کبرا کردن آقای نیابتی شانه خالی کردن از زیر سوال مهم امروز است کجا ایستاده اید .ایستادگان زیر علم جمهوری اسلامی حنگ را مسئله ملی کرده باهمین استدلال هم هر فرد یا جریانی که چنین نمی بیند در زمره خائنین بوطن ارزیابی کرده وسلطنت طلبان را در زمره همین دسته قرار میدهد.کاری که نیابتی ها وظزفه پروپاگاندی آنرا بر عهده گرفته اند .از زیر ضرب خارج کردن جکومت موجود و برجسته کردن خطا های افراد وچریان های سیایی و متهم کردنشان به حمایت کردن از اسرائیل ..کل ماجرا این است وبس.که قرعه حمایت آقای نیابتی این بار بشانس کیانوش در آمده .نیابتی میهن پرست که زیر علم خامنه ای سینه می زند وکیانوش ضد وطن ومردم که حامی رضا پهلویست که از اسرائیل دیدار کرده.
باز هم نیابتی
نوشته آقای نیابتی را صرف به این خاطر که در مورد رفیق قدیمی وسالیان من کیانوش توکلی نوشته بود خواندم .حال از وقتی که نهاده وخواندم پشیمانم چرا که نفس مقاله یا نقد ایشان بری از روح نقد در جهت تصحیح ،روشن گری وو بقول دوستان افغانی "پرتو افکندن" بر مسائل مطر ح شده توسط کیانوش بود .حرف وحدیث اشان قبل از هر چیز نشان دادن خود در مقام فردی آگاه بگونه ای تئوریس همه چیز دان که میخواهد برتری خود را با کوچک کردن طرف مقابل بدهد بود ونشان دادن میزان نفرت خود از خاندان پهلوی .امری که این روز ها متاسفانه بخشی از اپوزیسیون ایرانی مخالف رژِیم که در این بزنگاه تاریخی نزدیکی و اتحاد عمل تمامی جریان ها وافراد مخالف با جمهوری اسلامی را طلب می کند .با عمده کردن مسئله جنگ جمهوری اسلامی با اسرائیل وپوشاندن با جنگ میهنی بر آن عملا زیر علم خامنه ای رفته واز زیر همین علم هر فرد وجریان دیگر که اساس کار در لحظه کنونی را بسیج تمامی نیرو ها در راستای مبارزه با حمومت اسلامی می دانند زیر سوال بردهو مانع از شکل گیری یک ائتلاف وسیع می گردند .امری در راستای دلسرد کردن مردم از این که هر چه در منظرچشم خود نسبت به اپوزیس
بيژن نيابتي رشه اش از…
بيژن نيابتي ريشه اش از مجاهدین است همچون علی ناظر و کوروش عرفانی ....اینها در یک دستگاه هستند و غیر مستقیم از مجاهدین حمایت میکنند،
البته از نظر من نباید مقاله اش را که به صاحب سايت توهین کرده است انتشار میدادید، اساسا چاپ مقاله های توهین آمیز کاری اشتباه است. اینها کسی نیستند که بخواهی مقالات آنها را به اصطلاح در نقد مدير سايت چاپ کنید ، مي توانی اگر پاسخی دارد در آن به قسمت های نقد که بیشتر توهین است اشاره کرد.
جناب توکلی تا حالا دو تا از…
جناب توکلی تا حالا دو تا از نطرات مرا سانسور کردی. من تا حالا فکر میکردم که زبان آقای نيابتی در انتقاد از شما کمی تند بود ولی حالا میبینم کم هم گفته است. دودوزه بازی کردن یک روش توده ایها بود. تظاهر با دمکراسی و سانسور نظرات با هم جور در نماید. مطمئن هستم نظرات دیگری را هم سانسور کرده ای و فقط نظرات موافق با خودت را درج میکنی. من از موذیگری بدم میاد به این خاطر دیگر نظر نمیدهم
آهان ؛ گویا بیژن نیابتی عضو…
آهان ؛ گویا بیژن نیابتی عضو مجاهدین است:
بیژن نیابتی برطبق ِسوابق ِنظری – ایدئولوژیک اش پیش ترهوادار و« نظریه پرداز ِ » علنی، و اکنون بنابر مصلحت ِ رجوی ها فعال ِ نوشتاری ِ غیر ِ علنی ِ این تشکیلات ِ شیعی-اسلامی است ،و به همین دلیل به تقیه نویسی ِ پنهان کارانه ی مجاهدین روی آورده است. یعنی در هیچ یک از نوشته های اش اشاره ی مستقیم و سر راست به اعتقادات ِ فکری عقیدتی اش نکرده و نمی کند به طوری که این پرسش را در ذهن ِ خواننده ایجاد می کند که پس جناب ِ نیابتی به نیابت از کدام فرقه و دار و دسته ای این مقالات و حملات را علیه « چپ و راست» می نویسد و می کند؟ یک خصوصییت ِ نیابتی این است که از بحث ِمشخص ِتئوریک فراری است،زیرابه دلایلی که خود می داند نمی خواهدکسی به گرایش و تعلق ِ خاطر ِ او به مجاهدین ِ خلق پی ببرد تا بتواند عجالتن در پوشش ِ ادبیات ِ سیاسی ِ غالبن داستان پرداز – و نه تئوریک-، مواضع ِ سیاسی ِ مجاهدین را در میان ِ خواننده گان جا بیاندازد. در مقاله ی اخیرش نیز از همین موضع ِ ناتوانی از بحث ِتئوریک است که خطاب به کیانوش توکلی ِسلطنت طلب نوشته است«من در اینجا اصلن قصد ِ ورود به یک بحث ِ تئوریک با امثال ِ کیانوش توکلی را ندارم…». سوآل من از ایشان این است: جناب ِ نیابتی! قصد ِبحث ِتئوریک با توکلی ِ سلطنت طلب را ندارید، پس چرا به نقدهای تئوریک ِ من ِ مارکسیست که در چندین سایت منتشر شد پاسخ ندادید؟ آیا غیر از این است که اولن سواد ِ تئوریک در مفهوم ِ علمی- فلسفی ِ آن ندارید و ثانین از این که اعتقادات ِ مذهبی و گرایش ِ سیاسی تان به فرقه ی مجاهدین آشکار گردد می ترسید؟ من با انتشار ِ یکی از نقدهای تئوریک- سیاسی ام بر شما ازتان تقاضا می کنم دانش ِ تئوریک تان را به من و خواننده گان ِ این سایت نشان دهید و ثابت کنید.
در سایت روشنگری. در لینک زیر…
در سایت روشنگری. در لینک زیر. خدامراد فولادی. یک چپ ضد لنین. مقاله زیر را نوشته و کار نیابتی را تقیه نامیده !
https://roshangari.info/%d8%aa%d8%a6%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b3%db%8c%d9%8…
بدو گفتم تو صورت را نکو گیر …
بدو گفتم تو صورت را نکو گیر ... خامنه ای کند کار خود از زیر
کل عقده و نیابتی خامنه ای بودن را از این پاراگراف میتوان دریافت: «همخطی با سلطنت مدفون و اربابان آن در اسرائیل به همان زشتی همخطی با رژیم جمهوری اسلامی است. ادعای مبارزه با ارتجاع جمهوری اسلامی از موضع تبلیغ سلطنت و رژیم پلید اسرائیل به شوخی تلخی می ماند که تنها کسانی را می خنداند که به نجاست هر دوی این رژیمها آغشته باشند و لاغیر.».
سخن نایب خامنه ای را تحلیل کنیم. میگوید رضاپهلوی را بگذار کنار تا انگ نزنم! خب.. رضاپهلوی را بگذاریم کنار. چی گیرمان می آید؟ چه باقی می ماند؟ علی خامنه ای!
میپذیرم که بیژن نیابتی با خامنه ای مشکل دارد. اما مشکلش را با او چگونه حل میکند؟ ندا میدهد که باید از این رژیم گذر کرد اما چگونه؟ نیابتی البته رژیم را شماتت میکند، تحاشی میکند، نصیحت می کند.. مثل بقیه شان. مثل آن دلبر از جلوی خانه ایرج میرزا میگذشت: او از جلوی خانه علی خامنه ای میگذرد و ... به آنجا میرسد که: بقیه اش را از زبان علی خامنه ای بشنوید:
ولی دیدم به عکس آن ماهرخسار.... تحاشی میکند، امّا نه بسیار
تغیّر میکند، امّا به گرمی ... تشدّد میکند، لیکِن به نرمی
از آن جوش و تغیُّرها که دیدم - اول انقلاب و خروج از ایران
به «عاقل باش» و «آدم شو» رسیدم ...
شد آن دشنامهایِ سختِ سنگین>>> مبدَّل بر «جوان آرام بنشین!» ...
چو دیدم خیر بندِ لیفه سست است ... به دل گفتم که کار ما درست است
بله بِیژن جان.. زیاد تحاشی نکنید یه وقت رژیم سقوط می کنه! خامنه ای مسلما سقوط خواهد کرد. تو فقط روی خود نکو گیر - به رضاپهلوی و اسرائیل و آمریکا فحش بده - که خامنه ای کار خود می کند از زیر.
همه تان از دم، از درویشپور و نگهدار و سایر دف زن ها بر گور ساعدی همچنان روی تان را سخت نکو گیرید و وجیه المله بمانید.
جناب نيابتي: گفتنيهاي ضروري…
جناب نيابتي: گفتنيهاي ضروري در نقد سخن وًتظريات شما از سوي برخي كار بران، در بخش كامنتها گفته شده و من فقط به دو نكته اشاره خواهم كرد:
ادبيات شما زبان گفتگو و روشنگري نيست، نگاه شما بسي تحقير آميز و از فراز منبر دانايي بر كيانوش توكلي است.
نوشته شما يك خودنمايي متفرعنانه براي اثبات وحود نقشه هايي براي توسعه طلبي اسراييل است، اين قبيل نظريات هميشه در كانونهاي داغ جنگ و آشوب توسط عده اي نظريه پرداز ژءو پوليتيك در پاسخ به چه بايد كردها از سًي محافل غير رسمي پيشنهاد ميشوند. همين اخيرا بحث جدا كردن آذربايجان ايران و پيوستن آن به تركيه مورد بحث بعضي ار سياستمداران ترك بوده است. همين بحث در آذربايجان شمالي هم وجود داردولي از رو اين صحبتها نميتوان به اين نتيجه رسيد كه دول تركيه و آذربايجان شمالي در فكر حدا كردن آذربايجان ايران هستند.
ونكته بعد هم اين است كه شما اگر اين همه بر حق و كار بلد و دانا و همه فن حريف هستيد، پس چرا نشسته ايد و قادر به هيچ كاري در اوضاع موجود ايران نيستيد
جان ودل برادر، يك كمي كوتاه بيا و وقت خودتو بيهوده در صفحه ايران گلوبال تلف نكن.
موضوعات درهم وبرهم وجوابهای بی ربط
سالام
من تمام این نوشته،جواب هارا خواندم،
دراصل تفکرالتقاطی درسیاست همین است،
این تفکر رانمیشه خطی سالم،سازمان یافته دید،
دراصل مطرح کردن ودیده شدن خود، بینی برهرسوراخی کردن،ندیدن گزندها،که امکان خطر درسوراخهاست،
میتوانست،موضع گیری آقای توکلی وتمایلش به هم ولایتی او رضا پهلوی را تنقیدکند،
ولی نمیتوان کیانوش را درموردحمایت از اسراییل شماتت کرد.
تابحال چنین موضعی از توکلی ندیده ام،
آقای نیابتی مقاله ایی هچل هفتی نوشته،همه رابهم ریخته،باعث شده هر غلط اندازی در مورد نوشته او نظردهد،
بهتربود،هر درحوزه تخصص خودسخن گوید،
هرکسی از سران فداییان برای خودمیخواهد، شهرت وکسب سابقه، درست کند،
ازکجا معلوم، اگرآنها الان بودند،درکدام خط بودند،
کدکنی،محققی،نگهدار،کسرایی،وو،،
تفکرمارکسیستی،تورکیه،تجزیه ایران،دفاع از کشتارارامنه،که رییس جمهورورئیس پارلمان آنها نیزمنکرش شده اند،
دفاع ازحرکات تروریستی پ ک ک،که رهبرانش دست ازان کشیده اند،
معلوم نیست،حرفش چیست،
اگر سلطنت طلبها منظورت است،خوب دراین حوزه حرف بزن،
اگرایراد ازسایت ایرانگلوبال داری،خط فکری آنهارا تنقید وراهنمایی کن،ازاسرایبل،از تورکیه دل چرکین د
اولین مقاله این نیابتی تحت…
اولین مقاله این نیابتی تحت عنوان" آلترناتیو سکولار ، گفتمان انحرافی است " که در سال 5 مرداد 1391نوشته شده است ودر عرض 13 سال ایشان بیش از یکصد مقاله در این سایت منتشر کرده است که محتوای اکثر این نوشتجات آشکارا مخالف نظر توکلی بوده است . اگر این نیابتی ؛ صاحب این سایت بود ؛ اجازه انتشار یک پاراگراف هم به کیانوش نمی داد
گفتم وباز هم مبگم
این آقا تازه سر وکله اش پیدا شده و بشدت مشکوک است. دمکراسی بجای خود اما نباید به عوامل رژیم تریبون داد
دوران سپری شده مردمان سالخورده
اقای نیابتی
تنها چیزی که ثابت شد این بود که شما هنوز به ایده لوژی خودتون پایبند هستید و تا انجا پیش میروید که نه تنها همه را محکوم میکنید چرا مثل شما فکر نمی کنند بلکه بجای رهبران مرده
که پنجاه سال پیش درگذشته اند حرف میزنید بدون انکه درک کنید دوران شما سپری شده وانچیزی که می بینید اسیاب بادیست.
مهرداد درویش پور و بیژن…
مهرداد درویش پور و بیژن نیابتی هردو از یک قماشند. زمین و زمان را باخته اند.
اول مهرداد درویش پور- رائفی پور اپوزیسیون!
(آقا یادتان باشد اول کسی به مهرداد دوریش پور لقب «رائفی پور اپوزیسیون» داد کی بودها! باز حق ما را بالا نکشید.. گفته باشم! )
این آدم همزاد رائفی پور خودمان است. همانقدر که رائفی پور از ترک دیوار و فلان ویدیو و فلان حرف و عدد و رقم در فلان صفحه مدرک می آورد و رطب و یابس بهم میبافد درویش پور نیز همان راه را میرود فقط رائفی پور یک تکان هایی و اداهایی دارد که درویش پور در آن مورد خودش را کنترل میکند و نمی گوید «برو سرچ کن!» اما درست مثل رائفی پور اینترنت و آثار گذشتگان مثل برناردلوییس و داریوش همایون را نشخور میکند تا شاهدی برای نظرش بیاورد. اگر هم دستش نرسید بزخو می کند ببیند چه کسی چه کسی را انگشت کرده برایش در اینترنشنال و بی بی سی بحر طویل بسراید. و حالا بند کرده است به برنارد لوییس!
اتفاقا کیانوش توکلی انگشت روی نقطه درستی گذاشته که میگوید برناردلوییس هم مثل بسیاری نظیر خودش شکر زیادی خورده است. از کی تابحال برنارد لوییس شده است نظریه پرداز راهبردی برای خاورمیانه؟ کی قبولش داره؟ کی به حرفش گوش میده؟ همه سخنان درویش پور در همین حد است و بدرد دف زدن سر قبر غلامحسین ساعدی میخورد.
و اما جناب بیژن نیابتی که دوستی ناشناس طعنه درستی در مورد او بکار برد که نیابتی رژیم در اپوزیسیون است. جا دارد که ایشان را نیز با یک «رژیم» به لقب «بیژن نیابتی رژِیم» مفتخر فرماییم! از همانهایی که آب اپوزیسیون را گل آلود می کنند و مردم را حیران. اینها ظاهرا از ترس جانشان از رژیم گریخته اند اما اپوزیسیون نیابتی و نایاکی از کار در می آیند. مشکل امثال نیابتی و به قول ایرج مصداقی چپ و راست وا مانده آن است که حرف مرد شان یکی است!!!! یک اشتباهی از سر ندادانی و بیسوادی در نوجوانی کرده اند و همان شکر را تا سالها نه بخاطر عقیده که بخاطر یکدندگی خورده اند و امروز به جایی رسیده اند ک حقیقت را میدانند اما به تاول های پاهایشان چه جوابی بدهند؟ چه جوابی بدهند که آقا... قبل از انقلاب بچه بودی نفهم بودی دور بودی ز مکتب!! بعدش که کتاب خواندی و فهمیده شدی... چرا در عاقله مردی و 40 یا 50 سالگی باز مواضع همان نوجوان زمان شاه را دنبال کردی؟ نیابتی ها امثال او جگرش را.. شجاعتش را.. انسانیتش را ندارند که بگویند اشتباه کردند و بعد ها هم لج کردند که بر آن مواضع هستند. اگر دست اینها باشد رژیم اسلامی و ولی فقیه تا سالها بر گرده ما ایرانیان و نوادگان همین بیژن نیابتی سوار خواهند بود و برای امثال درویش پور و نیابتی ننگ و نفرین ابدی نوادگانشان در ایران را بهمراه خواهد داشت. نه کیانوش توکلی و نه محققی هیچکدام عقلشان را در این سن از دست نداده اند که گذشته خود را زیر سوال میبرند بلکه این از شجاعتشان است که در مقابل یک سری آدم نیابتی رژیم بی حیا و حرف مفت زن واقعیت را می گویند که راهشان اشتباه بوده. آنها خود را مدیون و شریک در بوجود آمدمن وضعیت اسفناک کنونی کشور می بینند. چقدر انسان باید پلید باشد که آن گذشته پر از اشتباه جوانک نادان را همچنان تایید کند. چقدر انسان پلید باشد و چشم تنگ که نبیند که ملتی چشم به رضاپهلوی دارند و این رضاپهلوی در بدترین شرایط که دیکتاتور بشود نهایت بشود مثل پدرش که این ملت حسرت آن دوران را میخورند و به چشم میکشند! آن رژیم بد بود؟ آخوند که هزار بار بدتر است! بین بد و بدتر انتخاب بد انتخابی اصلح است و بهتر از فاجعه جمهوری اسلامی است که درویش پور و بیژن نیابتی با مواضعی که بر علیه اپوزیسیون واقعی رژیم میگیرند از آن رژیم کثیف دفاع می کنند. اینها از سر آگاهی و عمد از باطل دفاع می کنند. کیانوش حرف منطقی میزند. اسرائیل چه چشمداشتی به خاک ایران میتواند داشته باشد؟ آمریکا مگر افغانستان را اشغال نکرد مگر عراق را اشغال نکرد و مگر در ویتنام نجنگید؟ کجا یک وجب از خاک آنها را ضمیمه کشورش کرد و آمریکای خاورمیانه یا خاور دور براه انداخت؟ واقعیتش این است که نوشته هردوی این ره گم کردگان یعنی درویش پور و بِیژن نیابتی قابل اعتنا نیست و اصلا کسی اینها را نمی شناسد و اگر رسانه ها سراغشان نروند اینها در غبار گم میشوند. اما آیا رضاپهلوی هم اینچنین است؟ اگر اینترنشنال و بی بی سی سراغش نروند از یادها خواهد رفت؟ از اخبار جهان بیرون خواهد شد؟ آن گنده تون...مسعود رجوی تان کجاست؟ بجز آن که در غبار گم شد؟ شماها هم همان غبار هستید و بیش نیستید. در قد و قواره تان نیست که قابل باشید از شاهزاده انتقاد کنید. این شاهزاده تنها امید موجود مردم ایران است به کوری چشم آنها که از چشم تنگی منافع ملی و مردم ایران را حاضرند قربانی کنند روزی از فرودگاه مردم ایران اتوموبیل حامل او را تا محل اقامتش در تهران روی دست خواهند برد.
جنابعالی به جای نقد نظرات…
جنابعالی به جای نقد نظرات کیانوش توکلی ، پرت وپلا گفته اید ، دشمن تو ؛ اسرائیل ، امریکا و رضا پهلوی است در واقع همان گفتمان انقلاب ۵۷ با مشخصات امروز ی و اکنون تمام قد در کنار ملاهای ضد یهود ضد اسرائیلی ایستاده اید . بعبارت دیگر محور مقاومتی هستید ، وطن شما غزه است و دشمن تان اسرائیل
جناب بیژن با این نوشته ات…
جناب بیژن با این نوشته ات نشان دادی که واقعا نیابتی رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی هستید
نیابتی گرامی، آزادگانی همچون…
نیابتی گرامی، آزادگانی همچون شما فراوانند!
با تشکر از نوشته شما