«جبهه تغییرات» و جبهه براندازان, مسئولیت و نقش نیروهای برانداز
در روزهای اخیر، جمعی از جمهوریخواهان با گرایشهای گوناگون از چپهای سنتی گرفته تا اصلاحطلبان راندهشده از قدرت، بیانیهای را در چارچوب نگاه نخستوزیر دوران موسوم به «طلایی امام» آقای موسوی امضا کردهاند.
بررسی محتوای این بیانیه و ترکیب امضاکنندگان آن نشان میدهد که آنان، علیرغم تفاوتهای سطحی، در محورهای کلیدی زیر اشتراک نظر دارند:
-با شناخت چندین دهه از شخصیت ها و سابقه افراد این طیف می توان دریافت که این جمع همچنان به انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ وفادار است و باور دارد که مسیر این انقلاب در گذر زمان از اهداف اولیه منحرف شده است.
-آنان خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی نیستند، بلکه همچنان به امکان اصلاح و تغییرات ساختاری در درون نظام موجود معتقدند .
-طرح رفراندوم و تشکیل مجلس موسسان که بارها از جانب بسیاری از نیروها مطرح شده بود ، بخودی خود یک اقدام دمکراتیک و ملی است
-ائتلاف نیروهای شرکتکننده حول این بیانیه شباهت قابل توجهی با همان ائتلافی دارد که در سال ۱۳۵۷، زمینهساز استقرار نظام اسلامی شد.
-ابتکار عمل در این حرکت در دست نیروهای اسلامگرا با رهبری موسوی است ، و چپهای سنتی به عنوان پشتیبان اصلی این پروژه ایفای نقش میکنند.
-این جریان به جهت سوابق تاریخی افراد صریحاً ضد پهلوی است اگر چه نمی توان با بیانیه موسوی به چنین نتیجه ای رسید
در چنین فضای سیاسیای، و در برابر احیای دوبارهی روایتهای شکستخوردهی پیشین، مسئولیت و نقش نیروهای برانداز ، که خواهان براندازی و عبور کامل از جمهوری اسلامی هستند, اهمیت دوچندان مییابد.
پیشنهاد میشود که این نیروها با رویکردی عقلانی، عملگرا و سازمانیافته، اقدامات زیر را در اولویت قرار دهند:
-نقد مستدل و خونسردانهی این حرکت جدید، بهدور از تخریب شخصیتی و با تکیه بر دادههای تاریخی و واقعیات سیاسی.
-تشویق امضاکنندگان بیانیه به تدوین یک پلاتفرم شفاف، تا میزان آمادگی و قابلیت گفتوگوی سیاسیشان محک زده شود.
-ساختاردهی به جبهه براندازان، از طریق گسترش تشکیلات افقی و عمودی، با تأکید بر جایگاه شاهزاده رضا پهلوی بهعنوان چهرهی ملی و رهبر دوران گذار.
-تدوین تفاهمنامهای واقعگرایانه با جریان موسوم به جبهه تغییرات، با هدف همکاری حداقلی و مشروط در زمینههایی چون حقوق بشر، آزادی زندانیان سیاسی و شفافیت در فرآیندهای گذار.
-نوشتن یک مانیفست جامع و روشن برای عبور از پراکندگی چهل و اندی ساله در صفوف اپوزیسیون، و ایجاد بنیانی فکری و سیاسی برای جلب اعتماد عمومی.
در نهایت، براندازی جمهوری اسلامی صرفاً با مخالفت نظری و تقابل شعاری محقق نمیشود. تنها با تکیه بر سازماندهی هوشمندانه، گفتوگوی بیننسلی، و اتحاد حول اصول روشن است که میتوان راهی بهسوی آیندهای آزاد، سکولار و دموکراتیک گشود.
هوشنگ اسدی (سوادکوهی)
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!