امروز، در هیاهوی جهانی که هر روز با انفجار، دود، فریاد و تکرار اندوه آغاز میشود، صدایی از کاخ الیزه بلند شد؛ صدایی که سالها در خاورمیانه منتظرش بودیم، اما باور نمیکردیم که واقعاً شنیده شود.
امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، در نامهای رسمی اعلام کرد که کشورش فلسطین را به رسمیت خواهد شناخت. این تصمیم اگرچه دیر هنگام است، اما بیتردید شجاعانه، مهم، و تاریخیست.
من این نامه را نه فقط بهعنوان یک خبر سیاسی، بلکه بهعنوان سندی انسانی و اخلاقی خواندم. مکرون با زبان دیپلماتیک از رنج مردم غزه سخن گفت، از ضرورت کمکرسانی فوری، از خلعسلاح، از ساختن آیندهای پایدار برای هر دو ملت. و در میان خطوط رسمی و خشک متن، صداقت یک تصمیم اخلاقی موج میزد: اینکه دیگر نمیتوان صبر کرد، نمیتوان وجدان جهانی را پشت دیوارهای «مصلحت» پنهان کرد.
ما در خاورمیانه، نسلدرنسل، چشم به صبحی دوختهایم که هرگز کامل طلوع نکرد. همیشه یا در نیمهراه غروب شد، یا در دود و آتش دفن. اما حالا، شاید اولین بار، یکی از قدرتهای مهم جهانی این واقعیت را پذیرفته: که بدون عدالت، صلح سرابی بیش نیست.
نامه مکرون یک فرصت است. نه فقط برای فلسطینیان، بلکه برای تمام ما که در این منطقهی سوخته، خواب نان و آرامش میبینیم. او با صراحت گفت: “هیچ جایگزینی وجود ندارد.”
و راست میگوید. دیگر زمان بازیهای دیپلماتیک گذشته است. یا راهی برای همزیستی پیدا میکنیم، یا تا ابد در خاکستر تکرار و انتقام غرق میشویم.
در سالهای اخیر، اروپا بارها پشت عدالت را خالی کرده بود. اما حالا، با این موضع رسمی، فرانسه دوباره جایگاه خود را بهعنوان صدای صلح و عقلانیت در جهان بازمییابد. این اقدام نه فقط دفاع از فلسطین، بلکه دفاع از اصل انسانی بودن سیاست است.
امانوئل مکرون در این نامه گفت: “ما به صلح دست خواهیم یافت.”
و من بهعنوان یک خبرنگار خاورمیانهای، میخواهم بنویسم:
آری، اگر جهان دوباره شجاعت بایستادن کنار مظلوم را پیدا کند، اگر وجدانها زنده بمانند، اگر صلح دیگر «تجمل دیپلماتیک» نباشد… آری، آن صبح بالاخره از پشت کوههای زخمخوردهی ما طلوع خواهد کرد.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!