"در خواست کردیم حداقل به زندان کرج بر گردد که محل زندگیمان است رفتن به زنجان مشکل .موافقت نکردند به زندان زنجان برگشت ." دختر خانم شیر بیشه تلخ تلخ
اگر حکومت اسلامی قادر به تامین حداقل های زندگی مردم نیست!اگر بی آبی ،بی برقی ،گرانی کمر مردم را شکسته وکشور در معرض نابودی کامل قرار گرفته است .این ها مسئله مهم حکومت نیست .
مسئله مهم بازگشت دادن زنی درد مند شکنجه دیده ،فرزند از دست داده ای با موهای سفید شده در عزای فرزند بزندان زنجان است.زنی که مزدوران نظام در برابر چشمان وحشت زده او فرزند جوان وزیبای او"پویابختیاری" را که من نام "فرزند آفتاب "براو نهاده ام بگلوله بستند.
مادری که جرم او دادخواهی خون فرزند بود وجوابش شکنجه وزندان.
سخن از شیر زنی قهرمان بنام "ناهید شیر بیشه" است . یکی از صد ها مادری که امروز بنام مادران داغدار دادخواه شناخته می شوند .
براستی ما کنشگران سیاسی ،این سازمان های مدعی آزادی خواهی ،این جریان های چپ،جمهوری خواه که خود را مدافعان آزادی می نامند چه میزان در انعکاس درد ورنج این مادران که باید بیک رنج ملی بدل شود تلاش کرده ایم ؟
تلاشی که می تواند بیک همدردی فراگیر ملی وجهانی.بیک داد خواهی فرا گیراجتماعی بدل شود.اما دردا که همه اینها امروزدر هیاهوی حمله اسرائیل ،در هیاهوی مبارزه باامریکا ونئشه اعلامیه موسوی اصلا محلی از اعراب ندارد.
تمامی توجه این بخش از اپوزیسیون بجای این که معطوف به یافتن راه هائی جهت مشارکت با نیروهای حامی آقای رضا پهلوی چه در داخل وچه خارج ایران باشد و تلاش کند که ائتلاف گسترده ای از اپوزیسیون در برابر رژیم شکل گیرد .بر آشفته وچشم بسته بر تمام فجایع جمهوری اسلامی ،غرق در حس وطنپرستی کاذبی که اورا در پشت سر حکومت قرار می دهد.تمامی نیروی خود را در جهت تخطئه آقای رضا پهلوی و شایعه پراکنی بر علیه ایشان وهمایش مونیخ می کند .چرا که باز در دلش برای موسوی وتغیر در رفتار رژیم قند آب شده.
در هیچ کجای جهان چنین گسترده وانبوه نمی بینی مادرانی در جامه سیاه عزا!مادرانی عزا دار فرزندانی که با قساوت و سنگدلی کشته شده اند.مادرانی سخت غمگین با تصویری از فرزندان خویش که در میان مردم می گردند وهمدلی طلب می کنند. همدلی یک جامعه در برابر این درد سنگین ،این اندوه ،این بی عدالتی روا شده در حق زیبا ترین فرزندان این آب وخاک
چگونه می توان بر داد خواهی آنان پاسخ گفت ؟
چگونه می توان بر تصویر" مادر "سیاووش محمودی "مچاله شده برمزار فرزندش نگریست که تمامی شب سر بر خاک پسرش نهاده و خفته است ؟
چگونه می توان از کنار پدری بی تفاوت عبور کرد که با تمامی وجود خاک پسر در آغوش کشیده وخفته است؟
چگونه می توان آرام بربستر خفت زمانی که روح رنج دیده هزاران مرد وزن، فرزند ،همسر ، برادر ،خواهر از کف داده همراه با آهی بر آمده از دل های پر خون بر فراز شهر می گردند و حدیث دردمندی می گویند؟
امروز زنی ریز نقش با موهای سفید در مقابل درب سلولی کوچکی که سال هاست اورا در خود می فشارد میایستد.زنی که جرمش دادخواهی خون پسر هست وایستادگی در برابر ظالمان .
زنی که زندگی آرامش در چشم برهم زدنی دگرگون گشت و رویا هایش بعنوان مادری که هر بار در سیمای فرزند می نگریست با خود می گفت
این پسر من است که چنین زیبا ،چنین شاد وآگاه، چنین امیدوار بربالیده بر شانه های زمان نشسته ودر حال گشودن دریچه زندگی بسوی آینده است.""
دریغ ودرد که تمامی این رویاهای زیبا در چشم برهم زدنی در هم می ریزد . جمعیت معترض پیکر فرزند غرق در خون او بر سر دست گرفته اند.دو چشم زیبا وسرشار از زندگی او حال مات بر آسمان خیره گردیده اند.
فریاد می کشد "آخ این پسر من است! پویای من" و فرو می غلطتد.
حال این زن سال هاست در تنهائی وتاریکی یک سلول بجرم داد خواهی خون پسر نشسته است .سلولی که هنوزکلید آن بدست جلادان است.از خود، از شما وجدان های بیدار ،از هم شهری های خود ،از هم میهنان خود !از سازمان ها واحزاب سیاسی که هنوز در حال تداوم گفتگوهای بی پایان پیرامون اعلامیه "موسوی" قلم فرسائی می کنند ، وقیحانه زیر عنوان حمله خارجی ،دفاع از وطن در پشت سر حاکمیت صف می بندند خود را تولیت دار شعار" زن ،زندگی ،آزادی"می دانند ، مرتب در کلاب هاووس ها،در صفحه تلویزیون ها ظاهر می شوند . به تجزیه وتحلیل می نشینند . بجای حرکت در جهت شکل دادن بیک وفاق همگانی !جستجو برای یافتن نکات مشترک و نقطه قوت هاو تقویت نیروی خود در برابر حکومت مستبد ،سرکوب گر!مرتب در حال مجادله و هشدار از بر آمد نیروی سلطنت و سلطه استبدادی دیگرو مخالفت با همایش مونیخ هستند. می پرسم چه میزان از وقت ونیروی شما صرف نشان دادن این همه جنایت و خواست مادران داد خواه می شود؟ کدام حرکت و کمپین ها را در جهت انعکاس این همه ظلم بر مادران و پدران فرزند از کف راه اندازی کرده اید ؟ کمپین هائی که وجدان جامعه ،وجدان این همه مهاجر ایرانی و نهایت وجدان جهانی ر ا بر انگیرد! همبستگی گسترده در راستای حمایت از داد خواهی این مادران را فراهم آورد .امری که می تواند به همبستگی ملی وحمایت جهانی از داد خواهی مادران داد خواه منجر گردد . اما دریغ به "عبث می پایم که بدر کس آید ."در ودیوار شکسته این اپوزیسیون که چهل سال است تنها حرف می زند وایراد می گیرد بر سرم می شکند. دروازه های زندان گشوده می شود زنی تنها و عزا دار وارد زندان می شود .دریغا که هنوز روح شهرمن در خواب است نه اعتراضی ،نه فریادی .غم این خفته چند خواب در چشم ترم می شکند. ابوالفضل محققی
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
زندانیان سیاسی و مدنی
جناب محققی الحق که انرژی دارید فضای مجازی را در می نوردی اما.
مثل اینکه قبلا شما فرمودید اهل زنجان و تورک هستید ؟ خوب صد ها تورک فعال مدنی در زندانهای ایران محبوس هستند یا در بازداشگاه ها بسر می برند شما چرا به انها اشاره نمی کنید ؟
در ضمن در صورت موفقیت جناب رضا پهلوی برای رژیم چنج تدریس به زبان مادری خود شما ازاد خواهد شد ؟
بعد هم اینکه فارس ها به اندازه کافی وکیل و وزیر و حزب و تشکل و سخنران دارند بنظرت چطور است اذربایجانی ها شما را بعنوان وکیل برای دفاع از حقوق مدنی اذربایجانی ها در دوره گذار معروفی کنند ؟