سالام.یادتان هست که از۲۲ سال پیش یک پیشنهاد داده ام،
هنوزهم روی حرفم هستم،کشورهای استعماری درایران یک سیستم قدرتمند برای حفظ شریان های نفت وگازدارد، زمانی،بامدیریت کمپانی هندشرقی وایجاد
فراماسیونی ،یک قلدوربیسوادوعقب مانده راحاکم کردند،باتغیردوران باحمایت از توتالیتاریسم و حکومت پهلوی و گماشته های خودمنطقه را باتاریخ وتوهم سازی تفکرات ماسیونی هخامنشی و ساسانی وپارسی ویران کردند،بعدتغییرزمان،ضرورت به تغییر،مارا بسمت مذهب کورهمچون ملی گرایی کور گرفتار متحجران جدید کردند،
الان بازهم بخاطر تغییرات دنیا،میخواهد،بازهم سلطه خودراتحکیم بخشند،ولی آنها باعقل وعلم میدانند،شترخودرا کجابخوابانند،دراین وسط
دلقکانی را میرقصانند،
ولی خودشان بهترازهمه میدانند که چی بکنند.
درایران باید یک حکومت باب میل غرب
سرکارآید.
ولی نه هرعقب مانده وکودن و شعبون بی مخ ها،
آنها میدانند که درایران دموکراسی بدترین شکل برای افشاگری ازخیانت کاران صدساله خواهد بود،به هرتاریخ مصرف گذشته هم این فرصت رانخواهندداد،
از۳۵ سال پیش بهترین گزینه رامعرفی کرده ام، سیستم فدرال باقوانین غیرمتمرکز.
هیچ راهی هیچ کس نخواهدداشت،لیدری با
دروود بر آقای اهوازی!
موجز و مختصر بدون حواشی اضافی.
أنا لا تعنيني أقوال الآخرين. أنت، بصفتك عربيًا إيرانيًا، تفضّل مشكورًا أن توضّح المبادئ والجذور الأساسية والمفصلية التي لا تضمن فقط الحفاظ على وحدة إيران، بل تجعل من الممكن أيضًا صَون واستمرار حقوق القوميات الإيرانية – التي تُخطئ حينما تُسمّيها «شعوب إيران» – في إطار من الانسجام المُبارك والتعايش الحقيقي.
بصراحة، وأثناء حديثك، أدركتُ أنك أنت نفسك لا تدري تمامًا ما الذي تريده، ولا أين تكمن مشكلتك. لا تملك أي فكرة بنّاءة أو رؤية تفتح أفقًا، وحتى في الحدّ الأدنى، لا تشرح كيف يمكن تحويل ما يُدّعى إلى واقع عملي قائم على التعايش والضمان المتبادل.
فما هي، إذًا، «المبادئ والأسس والبُنى المحورية» التي تعتقد أنت – شخصيًا – أنها قادرة على تأمين وضمان حقوق جميع البشر؟ ما اسمها؟ وما طبيعتها ضمن منظومتك الفكرية أو العقدية؟
رجاءً، تجنّب التكرار النمطي والكلام المستهلك، وبدلًا من ذلك، اكتب بإيجاز وتركيز أهم النقاط التي توصّلتَ أنت إليها بذاتك، ممّا فكّرت فيه، وتميّزت به، واستخلصته من تجربتك وتأمّلك.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان
دیدگاهها
تغییر درایران بدون فعالین تورکان غیرممکن است
سالام.یادتان هست که از۲۲ سال پیش یک پیشنهاد داده ام،
هنوزهم روی حرفم هستم،کشورهای استعماری درایران یک سیستم قدرتمند برای حفظ شریان های نفت وگازدارد، زمانی،بامدیریت کمپانی هندشرقی وایجاد
فراماسیونی ،یک قلدوربیسوادوعقب مانده راحاکم کردند،باتغیردوران باحمایت از توتالیتاریسم و حکومت پهلوی و گماشته های خودمنطقه را باتاریخ وتوهم سازی تفکرات ماسیونی هخامنشی و ساسانی وپارسی ویران کردند،بعدتغییرزمان،ضرورت به تغییر،مارا بسمت مذهب کورهمچون ملی گرایی کور گرفتار متحجران جدید کردند،
الان بازهم بخاطر تغییرات دنیا،میخواهد،بازهم سلطه خودراتحکیم بخشند،ولی آنها باعقل وعلم میدانند،شترخودرا کجابخوابانند،دراین وسط
دلقکانی را میرقصانند،
ولی خودشان بهترازهمه میدانند که چی بکنند.
درایران باید یک حکومت باب میل غرب
سرکارآید.
ولی نه هرعقب مانده وکودن و شعبون بی مخ ها،
آنها میدانند که درایران دموکراسی بدترین شکل برای افشاگری ازخیانت کاران صدساله خواهد بود،به هرتاریخ مصرف گذشته هم این فرصت رانخواهندداد،
از۳۵ سال پیش بهترین گزینه رامعرفی کرده ام، سیستم فدرال باقوانین غیرمتمرکز.
هیچ راهی هیچ کس نخواهدداشت،لیدری با
باقیمانده حزب بعث و رئیس…
باقیمانده حزب بعث و رئیس صدام.
صریح و دقیق بودن
دروود بر آقای اهوازی!
موجز و مختصر بدون حواشی اضافی.
أنا لا تعنيني أقوال الآخرين. أنت، بصفتك عربيًا إيرانيًا، تفضّل مشكورًا أن توضّح المبادئ والجذور الأساسية والمفصلية التي لا تضمن فقط الحفاظ على وحدة إيران، بل تجعل من الممكن أيضًا صَون واستمرار حقوق القوميات الإيرانية – التي تُخطئ حينما تُسمّيها «شعوب إيران» – في إطار من الانسجام المُبارك والتعايش الحقيقي.
بصراحة، وأثناء حديثك، أدركتُ أنك أنت نفسك لا تدري تمامًا ما الذي تريده، ولا أين تكمن مشكلتك. لا تملك أي فكرة بنّاءة أو رؤية تفتح أفقًا، وحتى في الحدّ الأدنى، لا تشرح كيف يمكن تحويل ما يُدّعى إلى واقع عملي قائم على التعايش والضمان المتبادل.
فما هي، إذًا، «المبادئ والأسس والبُنى المحورية» التي تعتقد أنت – شخصيًا – أنها قادرة على تأمين وضمان حقوق جميع البشر؟ ما اسمها؟ وما طبيعتها ضمن منظومتك الفكرية أو العقدية؟
رجاءً، تجنّب التكرار النمطي والكلام المستهلك، وبدلًا من ذلك، اكتب بإيجاز وتركيز أهم النقاط التي توصّلتَ أنت إليها بذاتك، ممّا فكّرت فيه، وتميّزت به، واستخلصته من تجربتك وتأمّلك.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان