رفتن به محتوای اصلی
چهارشنبه 28 مرداد 1405 - Wednesday, 19 August 2026

کارزار مونیخ، نه تخریب، نه تمجید، نقد سیاسی و پایبندی به اسلوب دمکراتیک

کارزار مونیخ، نه تخریب، نه تمجید، نقد سیاسی و پایبندی به اسلوب دمکراتیک

 

در شرایطی که جامعه ایران در آستانه یک تغییر تاریخی ایستاده و حکومت اسلامی وارد گرداب بحران همه جانبه شده است، اپوزیسیون برانداز موظف است در گفتار و کردار به ارزش ها و پرنسیب های دمکراتیک و آزادیخواهانه  وفادار بماند، زیرا چهره امروز اپوزیسیون، نمایانگر سیمای سیاسی آن در فردای برچیدن حکومت اسلامی می باشد.

جامعه ایران به اپوزیسیونی نیاز دارد که نه حامل نفرت آفرینی، طرد دگراندیشان و انحصارطلبی، بلکه آموزگار رفتار، سیاست، اخلاق و فرهنگ رواداری، گفتگو و به رسمیت شناختن تفاوت های نظری خود و اتحاد و همبستگی در عمل برای ایران، ملت، برابرحقوقی شهروند و ساختن جامعه ای سالم باشد. اپوزیسیونی که میان نیروهای جبهه بزرگ براندازان، دیوار ایجاد نمی کند و از ساختن پل های همکاری میدانی در جبهه بزرگ ملی استقبال می کند.

ایجاد جبهه برای برچیدن حکومت اسلامی، جبهه ای‌ مستقل، دموکراتیک، ضداستبدادی و ملی که نه در پی اصلاح رژیم اسلامی باشد و نه در خدمت سناریوهای خارجی، نیاز فوری است. آری، جبهه‌ای مشارکتی که مردم را فاعل و نه ابزاری برای پیشبرد اهداف خود بداند.

همبستگی در مبارزه برای برچیدن حکومت اسلامی، نه تنها تناقضی با آزادی نقد سیاسی ندارد، بلکه اپوزیسیون را از بیماری های دیرینه پالایش داده و به سیاست شفافیت می دهد. آنچه مهم است، عدم اغتشاش مرزهای نیروهای جبهه اپوزیسیون و پوزیسیون است.

در واقع، اپوزیسیونی که موضوع اصلی مردم آن، برچیدن دیکتاتوری است، نمی تواند با خاستگاه ایدئولوژیک، آمرانه، پدرسالارانه، دینی ویا قومی، نقش مفیدی در مبارزات آزادیخواهانه ملی و مردمی عهده دار گردد.

همراهی ویا بایکوت “پروژه های سیاسی”، حق طبیعی شهروند ایرانی است. تشکل و تحزب سلطنت‌خواهان، اگر دموکراتیک و غیرخشونت‌طلب باشد، بخشی از فرآیند سیاسی ایجاد احزاب و جبهه ها در ایران است و ایکاش، نشست مونیخ، به جای راهکار فردسالاری، حزب رستاخیز زمان شاه را ایجاد می کردند تا با سیمای سیاسی و برنامه و سازماندهی شفاف، برای اهداف خود، مبارزه می کرد. در میان سلطنت‌ خواهان و جمهوری نماهای سلطنت خواه، مانند جریان های سیاسی دیگر، طیف‌های متنوعی وجود دارد. تحزب باعث می شود که مردم تفاوت های جمهوری خواهان سلطنت طلب، مشروطه‌طلبان ، پادشاهی‌خواهان و ساواکی ها را نیک دریابند و در ارتباط با دوران انقلاب “زن زندگی آزادی”، پتانسیل و استراتژی های طیف های سیاسی را آگاهانه قضاوت کنند و در تعیین سرنوشت خود و ملت و آینده ایران، حضور موثر یابند.

در چنین شرایطی می توان با طیفهای گوناگون سیاسی مخالف نظام حاکم، نه تخریبی و نه تمجیدی، بلکه آگاهانه، تحلیلی، انتقادی و روشنگرانه تعیین سیاست کرد. در سپهر ایران دمکراتیک فردا، هیچ نیروی ایراندوست، آزادیخواه و دمکراتی حذف نمی‌شود و همگی در رقابت سیاسی سالم، از این حق برخوردار خواهند شد تا جامعه را به پذیرش سیاست خود، قانع کنند. ائتلاف میدانی بزرگ دموکراتیک، همانا آتش‌بس در جبهه مردم (اجتناب از تخریب، توهین، حذف و در عین حال آزادی گفتگو و نقد) و گشودن آتش مبارزه بسوی استبداد حاکم در ایران است.

ایران ما به «جبهه بزرگ دمکراتیک ملی و میهنی»، جبهه‌ای از جمهوری‌خواهان، مشروطه‌طلبان دموکرات ها، ملی‌گرایان مستقل از حکومت اسلامی، سوسیال دمکرات ها، سوسیالیست ها، چپ‌های دموکرات، آنارشیست ها، سبزها، زنان ، لیبرال‌ها و ..، نیاز دارد. جبهه ای که از شعور و فرهنگ دمکراتیک لازم برای فهم تفاوت در نظر و اتحاد در عمل، برخوردار باشد. آتش‌بس درون چنین جبهه ای، پیش شرط تمرکز بر حمله به حکومت اسلامی است. تا هنگامی اپوزیسیون بخود مشغول است، هیچ خطری حکومت اسلامی را تهدید نخواهد کرد.

به محوری نوشته، که در برخی رسانه های برونمرز مطرح شده، پرداخته می شود:

«کارزار مونیخ»، در عمل بازسازی همان الگوی ناکام اپوزیسیون‌سازی فرقه‌گرایانه، محفلی و از بالا است. چنین حرکتی نه بر پایه مشارکت واقعی نیروهای گوناگون، بلکه با پیشفرض تقدم یک جریان خاص سیاسی شکل گرفته است. زبان دعوت و شعار مسلط بر این کارزار، همچون «جاوید شاه»، نه تنها همبستگی ملی نمی‌سازد، بلکه یادآور انحصارطلبی سیاسی‌ است که مردم ایران از آن عبور کرده‌اند.

دعوت به «فراخوان ملی» با شعاری که تنها هویت یک جریان خاص را برجسته می‌کند، به نوعی نقض هدف ادعایی است. چگونه می‌توان از حرکت “ملی” سخن گفت و در همان حال، بخش وسیعی از گرایش‌های سیاسی ایرانیان را نادیده گرفت یا حذف کرد؟  چنین رویکردی، در نهایت به جای تقویت جبهه مردم، شکاف‌های موجود را تعمیق می کند.

یکی از خطرناک‌ترین آفات سیاست در ایران، قیم‌مآبی می باشد که تجربه شوم آن بر همگان آشکار است و جلوه آنرا در حرکت یک محفل سیاسی می بینیم که نجات کشور را انحصاری کرده است. در حالیکه سیاست دموکراتیک، بر اساس تفاهم و هم‌پیمانی داوطلبانه شهروندان تکوین می یابد. ایران نیازمند جبهه‌ای به وسعت تنوع همه فرزندان آزادیخواه خود است.

ما با بحرانی پیچیده و بزرگ سرنوشت‌ساز مواجه هستیم. راه رهایی، نه از مسیر تقدیس گذشته ویا نفی و حذف یکدیگر، بلکه از دل گفتگو، تفاهم، توافق و مشارکت همه نیروهایی میسر است که به برچیدن حکومت اسلامی،  یکپارچگی سرزمینی، آزادی و کرامت انسانی شهروندان باور دارند.

اکنون زمان آن رسیده که جمهوری‌خواهان، مشروطه‌طلبان دموکرات، نیروهای ملی، چپ‌های نو و کنشگران مدنی، در زیر یک میثاق جمعی برای برچیدن استبداد دینی و ساختن ایرانی آزاد، دموکرات و برابر متحد شوند.

هم‌پیمان شویم، نه برای تسلط محفل و فرقه خود، بلکه برای رهایی؛ نه برای انحصار قدرت، بلکه انتقال قدرت به ملت ایران. نه برای تداوم جنگ های گروهی، بلکه برای برون رفت از مدار خصومت ها و تخریب در اپوزیسیون! بایستی روزی ایران، ملت ایران و ازادی را بر منافع حقیر شخصی، محفلی، خاندانی، دینی، ایدئولوزیک و قومی و تباری ارجح بدانیم!

امروز آن هنگام است.

اقبال اقبالی

02.08.2025

www.tribuneiran.org

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

اقبال اقبالی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

ناشناس

اقای اقبالی
نسل جوان ایران نسلی است که در باره اینده ایران تصمیم میگیرد و هیچ ایده الوژی احمقانه وعقب افتادهای که نماینده نسل پیر و از کار افتاده ۵۷ تی است تاثیری در نظر انها ندارد.
خائن های عقب افتاده ی که رضا شاه با اردنگ به عقب انها به بیرون پرت کرد.
با احترام

س., 05.08.2025 - 13:16 پیوند ثابت
شازده اسدالله میرزا

درس های از شازده اسدالله میرزا دوم......سر کلاس ﺑﻪ هادی خرسندی ﮔﻔتم.... ﺑﻴﺎ ﭘﺎﻱ ﺗﺨﺘﻪ... اپوزیسیون ایرانی
به هادی خرسندی ﮔﻔتم : ﺷﻤﺎ تصور کن ﺗﻮی ترن داری از لندن میری تهران و یا غیاث‌آبادی قم ﻭ تران ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ۵۷ ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮﺩﺭﺣﺎﻝ ﺣﺮﻛﺘﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﻛﻮﭘﻪ ﺧﻴﻠﻲ ﮔﺮﻣﻪ مثل ۲۸ مرداد ﭼﻴﻜﺎﺭ ﻣﻴﻜﻨﻲ...؟ هادی ﮔﻔﺖ : به پهلوی حمله میکنم گفتم ﺧﻮﺏ ﺣﺎﻻ ﺑﺎ حمله به پهلوی ﺑﺮﺍﻡ ﺣﺴﺎﺏ ﻛﻦ ﭼﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺍﺯ ﺳﺮﻋﺖ سقوط جمهوری اسلامی و خامنه ای ﻛﻢ ﻣﻴﺸﻪ ... ﻧﺴﺒﺖ ﻓﺸﺎﺭ معده ات و ﻫﻮﺍﻱ ﺧﺎﺭﺝ از کوپه ﺭو ﺣﺴﺎﺏ ﻣﻴﻜﻨﻲ ﻓﺮﺩﺍ میاری

س., 05.08.2025 - 10:33 پیوند ثابت
شازده اسدالله میرزا

درس های از شازده اسدالله میرزا دوم......سر کلاس ﺑﻪ هادی خرسندی ﮔﻔتم.... ﺑﻴﺎ ﭘﺎﻱ ﺗﺨﺘﻪ... اپوزیسیون ایرانی
به هادی خرسندی ﮔﻔتم : ﺷﻤﺎ تصور کن ﺗﻮی ترن داری از لندن میری تهران و یا غیاث‌آبادی قم ﻭ تران ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ۵۷ ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮﺩﺭﺣﺎﻝ ﺣﺮﻛﺘﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﻛﻮﭘﻪ ﺧﻴﻠﻲ ﮔﺮﻣﻪ مثل ۲۸ مرداد ﭼﻴﻜﺎﺭ ﻣﻴﻜﻨﻲ...؟ هادی ﮔﻔﺖ : به پهلوی حمله میکنم گفتم ﺧﻮﺏ ﺣﺎﻻ ﺑﺎ حمله به پهلوی ﺑﺮﺍﻡ ﺣﺴﺎﺏ ﻛﻦ ﭼﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺍﺯ ﺳﺮﻋﺖ سقوط جمهوری اسلامی و خامنه ای ﻛﻢ ﻣﻴﺸﻪ ... ﻧﺴﺒﺖ ﻓﺸﺎﺭ معده ات و ﻫﻮﺍﻱ ﺧﺎﺭﺝ از کوپه ﺭو ﺣﺴﺎﺏ ﻣﻴﻜﻨﻲ ﻓﺮﺩﺍ میاری

س., 05.08.2025 - 10:33 پیوند ثابت
ع.ب.تورک اوغلو

عنوان مقاله:
نسبتا خوب بود

سالام
جناب اقبالی شما انسان خوبی هستید،
دردنیای امروز سیاست و تفکرات رمانتیک کارآیی ندارد،
حکومت‌های تحت سلطه توسط قدرت های جهانی درصورت مساعد بودن شرایط بوجودمی ایند،
دربعضی مواقع هنگام بحران تفکیک وتجزیه اتفاق می افتند،که درآن زمان اراده ملت حرف اول رامیزند،
مثل فروپاشی شوروی یوگسلاوی، چک اسلوواکی، شما هنوز در افکار رمانتیک زن،زندگی ،آزادی که پروژه غرب و پژاک و ایرانشهری های داخل بود،سیاحت میکنی،
ایران چهارراه ژئوپلیتیک گذر انرژی ومنابع قراردارد،اینجا تفکر رمانتیک کارسازنیست. درایران،ومنطقه بیش از صدساله از شعارهای مصنوعی زن ،زندگی،آزادی متفکران سیاسی گذشته اند، برای نمونه،سال ۱۹۱۸در جمهوری دموکراتیک آزربايجان مرحوم محمدامین رسول زاده ،آنراتصویب واجرا کرد،حتی قبل از اروپا اتفاق افتاد،
درمرحله دوم،۱۳۲۴در زمان پیشه وری عملا اجرا شد،یعنی این شعارپروژه ایی بیش ازصدسال پیش درمنطقه توسط سیاسیون ما اجرا شده است.
بیایید،ازتفکر رمانتیک خارج و باواقعیت ها پیش رویم،بزرگترین دشمن زنان درایران،شاهنامه وفردوسی پرستی است،این ساختاربایدعوض شود،باحرف نمیشود،باید عمل ساختاری رخ دهد.
تنهاراه فدرال

س., 05.08.2025 - 03:54 پیوند ثابت
شازده اسدالله میرزا

درس های از شازده اسدالله میرزا ......سر کلاس ﺑﻪ هادی خرسندی ﮔﻔتم.... ﺑﻴﺎ ﭘﺎﻱ ﺗﺨﺘﻪ .. اپوزیسیون ایرانی
به هادی بابا ﮔﻔتم : ﺷﻤﺎ تصور کن ﺗﻮی ترن داری از لندن میری تهران و یا غیاث‌آبادی قم ﻭ تران ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ۵۷ ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮﺩﺭﺣﺎﻝ ﺣﺮﻛﺘﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﻛﻮﭘﻪ ﺧﻴﻠﻲ ﮔﺮﻣﻪ مثل ۲۸ مرداد ﭼﻴﻜﺎﺭ ﻣﻴﻜﻨﻲ...؟ هادی ﮔﻔﺖ : به پهلوی حمله میکنم گفتم ﺧﻮﺏ ﺣﺎﻻ ﺑﺎ حمله به پهلوی ﺑﺮﺍﻡ ﺣﺴﺎﺏ ﻛﻦ ﭼﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺍﺯ ﺳﺮﻋﺖ سقوط جمهوری اسلامی و خامنه ای ﻛﻢ ﻣﻴﺸﻪ

د., 04.08.2025 - 23:33 پیوند ثابت
ناشناس

جناب اقبالی
گروه های مخالف بیش از ۴۰ سال فرصت برای سازماندهی و تشکیل حزب وتمام چیزهای که فرمودید داشتند ولی حتی از اتحاد بین شاید صد نفر ناتوان بوده اند وهر گروه سازخود را زده وتنها از وقتی که اقای رضا پهلوی قدم عملی برای اتحاد برداشته به تکاپو نه برای اتحاد بلکه برای تخریب اقای پهلوی افتاده اند. فرمایشات شما بیش از اتحاد، سهم خواهی بنظر میرسد. اگر تلاش های رسیدن به ازادی کشور به ثمر برسد مردم ایران در مورد اداره کشور تصمیم میگیرند.
من وشما هم فرصت رای دادن خواهیم داشت.
با احترام

د., 04.08.2025 - 14:24 پیوند ثابت