"بسی رنج بردم در این سال سی ... "
بازگشت به ریشه های فرهنگی خود.
پیام ها یکی بعد از دیگری خوانده می شود .پیام زندانیان سیاسی از درون زندانهای جمهوری اسلامی ،همه آنها در یک امر مشترکند حمایت از برگزاری همایش و شخص شاهزاده رضا پهلوی . پیام های کوتاه در فرصت کوتاه.
روح حاکم برهمایش نشان دادن آن عظمت وغرورملیست که حکومت گران اسلامی سخت در کار از بین بردن آنند.
به ترکیب شرکت کنندگان در همایش می نگرم .چه چیزی آنها را از چهار گوشه جهان با این همه اشتیاق به اینجا کشانده است؟
به کنفرانسی که هدف آن نجات ایران است از دست حکومت ارتجاعی عرب زده ایست که چهل سال است چاقو بر گلوی مردم نهاده . قبرستان ها آباد کرده وخانه ها ویران . نان از سفره مردم دزدیده بر سر سفره تروریست هائی نهاده که هزاران کیلومتر دور تر از ایران اهداف تروریستی حکومتگران اسلامی حاکم بر ایران را پیش می برند.
حکومتی که برای از بین بردن فرهنگ ایرانی از هیچ فشار و خرابکاری مضایقه نکرده است. سرزمینی که اسیر دیوان گردیده .
در داستان های اساطیری این سرزمین بوده که دیوان به این سرزمین هجوم آورده و ضحاکیان بر قدرت نشسته و خون مردم در شیشه نموده اند.
درتاریخ دوران باستان و تاریخ معاصر نیز کم نبوده زمان هائی که این سرزمین مورد هجوم قرار گرفته ،قتل وغارت شده است.
آوخ چه فشارهای عظیمی براین مردم وارد آمده ، چه میزان نیرو که صرف نابود ساختن فرهنگ غنی این ملت گردیده است.
ولی غافل از آن که قدرت وعظمت این سرزمین به وجود بابک ها ، یعقوب لیث ها ، نادرها برمی گردد که با دشمنان شمشیر درمیان نهادندو از آزادگی یک ملت دفاع کردند. به فردوسی که بسی رنج برد تا عجم به پارسی زنده کند واز نظم کاخی بلند پی افکند که از باد وبارانش نیابد گزند. آزادگانی که در لفظ دری را در پای خوکان نریختند! تکیه بر دانشی کردند که چرخ نیلوفری را بزبر می کشد.تکیه بر رندانی که پست نشدند عشق ورزیدند تا بمنزلگه خورشید برسند.
چنین فرهنگی ساخته شده ازخرد ،احساس وکارتوان فرسای یک ملت که ریشه در جان دارد! چگونه میتوان به این ملت !به این فرهنگ بدیده تحقیر نگریست ، زیر عنوان ملی گرائی به آن تاخت و کمربه نابودی آن بست. ما به ریشه های فرهنگی خود بر میگردیم.
فرهنگی که ریشه درتفکر هر ایرانی دارد !فرهنگی چنان عمیق وچنان غنی بی آن که خود بدانیم کاراکتر اصلی وملی مارا شکل میدهد. کاراکتری که بااین همه تلاش دستگاه حکومتی ،صرف این همه هزینه های تبلیغاتی برگزاری اعیاد اسلامی ،عزاداری ها ،وراهپیمائی ها ،نماز جمعه ها جهت جا انداختن فرهنگی تماما اسلامی قادر به تغیر بنیادی آن نگردید.چرا که فرهنگ ملی و تاریخی بخش جدائی ناپذیرزندگی وشخصیت هر ایرانیست. مقاوم ،باشهامت ،ستایش گرشادی،امید آفرین ،مهرجوو صلح طلب وسخت کوش که راز ماندگاری اوست.
چهل سال است حکومت اسلامی با وحشیانه ترین شکل ممکن این فرهنگ رازیر عنوان ملی گرائی ،سلطنت طلبی لگد مال می کند.مدافعان و منادیان آنرا شکنجه وزندان می نماید. اما قادر به ازبین بردن آن نمی شود.
حکومتی که هدف خودرا نابودی تاریخ این سرزمین ومحوکردن چهره تاریخی باشندگان آن نهاده است. امااین فرهنگ در ذهنیت تاریخی ملت حک شده است .حتی کودکی که بدنیا می آید بخشی از این تاریخ وخصوصیت های تاریخی را با خود همراه دارد.
حس های غریبی که اورا به این خاک به این مردم به بو، به هوائی که تنفس می کند ،به آبها، ،به کوه ها ،دره هاودشت ها وزیبائی های سرزمینی پیوند می دهد ! ونام ایرانی میگیرد !با خصوصیات خاص ایرانی .
از این روست که هیچ نیروئی قادر نیست این هویت از او سلب کند.این همایش تلاشی است در جهت احیائ همان فرهنگ غنی . تجمع وطنپرستانی است که پیوسته غم ایران دارند. بگذار چنین وطن پرستی را شونیسم نام نهند . این همایش تلاشی است جهت ایجاد فضائی برای دوستی ،برای تساهل وتعامل!برای باز نگری عمیق تر به موجودیت تاریخی خود وریشه های عمیقی که باعث پیوند ودیر پائی یک ملت می شود.
آنچه که فضای این همایش راشکل میداد فریاد مرده باد نبود !فریا د،ایران ،ایران بود.
تعجب بر انگیز است این تناقض غریب در همایش های جریان های چپ وجمهوری خواهان جدا شده از چپ که هرگز در گرد همائی های خود فریاد ای ایران، ای ایران سر نمی دهند! هنوز پرچم شیر خورشید را بعنوان نمادی ملی نمی شناسند.
نیروهائی که از دمکراسی سخن می گویند وعدم دعوت خود به این همایش راعملی انحصار طلبانه و غیر دموکراتیک می نامند.حال آن که خود هرگز بیک سلطنت طلب اجازه عبور از یک فرسنگی محل همایش شان نمی دهند.
پرچم سه رنگی که نشان گر سرزمین اوست را بدست نمی گیرند. اما در این همایش پرچم سه رنگ جایگاهی ویژه داشت که مرا بیاد سرود پرچم می اندازد که درزمان پیشاهنگی می خواندیم..."کشور از سبزیت سبزوخرم است .ازسفیدت سفید چون ساعت جم است .سرخیت نشانه خون یاک ماست..." نشانی ازعشق بوطن وسرزمین مادری که ما چپ ها در زمانی نه چندان دور چنین حسی را ساخته شده توسط بورژوازی می دانستیم . تاکید بر این که طبقه کارگر جهان وطنیست !متعلق به انترناسیونال است ، پرچمش سرخ وسرودش انترناسیونال .حال سال ها بر آن گذشته اما هنوز هستند کسانیکه خواندن سرود ای ایران را بر نمی تابند. ادامه دارد ابوالفضل محققی
!
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
مومنت مومنت
چپ ملی
In reply to چپ شیعه 57 تی بیسواد، پر… by ناشناس
فکر غلطی میکنی
سالام
فکرمیکنی، ۱۴۰۴ ها باسواد هستند؟
همین تحصیل کرده های اروپا آمریکایی ایرانی ها هنوز نمی توانند ،قوانین مترقی و زیبای آنجا
رانمی بینند ولی ادعای باستانگرایی ودانشمندی
میکنند،
ازاسلام ۱۴۰۰ سال پیش ایراد میگیرند
ولی خودشان به ۲۵۰۰ سال پیش رفته برایمان
میخواهند شاه وکوروش درست کنند.
یعنی ۱۱۰۰ سال عقب تر.
ادعای چپ میکنند حتی به فلسفه چپ آشنانیستند.
این خانه ازبن بست ویران است
چپ شیعه 57 تی بیسواد، پر…
چپ شیعه 57 تی
بیسواد، پر مدعا، دروغگو، کینه جو، وطن فروش و و و و میباشد و وقتی دقت میکنی هر کدام یک رهبر عالیقدر درست مانند سید علی ولی بدون قدرت. اگر قدرت داشتند خطرناکتر از سیدعلی می شدند.
https://www.youtube.com…
https://www.youtube.com/watch?v=gLEHtNGf5yE