ساعتی گذشته هنوز آثاری از خستگی بر صورت کسی نیست.نگاه می کنم اکثرا جوان ها هستند که درقسمت انتهائی سالن در حرکتند، بیرون می روند ومی آیند .این روح جوانی است، بیتاب و در حرکت .همان نیرو وانرژی که اکثر سازمان ها وجریان های اپوزیسیون خارج از کشور فاقد آن هستند .جاری شدن خون تازه نسل حوان در رگهای مبارزه ای بس سهمگین و ونفس گیر که این تحرک خارج از عهده پیران عبور کرده از مرز هفتاد سالگی است . ما منتقل کنندگان تجربه خود هستیم اگر که صادق باشیم وبا قرار دادن خود وعمل خوددر بوته یک نقد درست می توانیم یاری رسان فکری و اعتبار اجتماعی آنان باشیم.به خود می اندیشم که مسیر بس طولانی را باعشق وگذشتن از بسیار تمنیات درونی بعنوان یک چریک چپ طی کردم . در سیمای یک انقلابی گرفتار در رومانتیسمی که میخواست در مبارزه با بی عدالتی با سلاحی که از دهانه آنها خشونت بیرون می زد آزادی وعدالت به کشور بیاورد .رومانتیسمی متحجرو سخت سر که بخود حق می داد که از طریق خشونت وسلاح هم که شده مردم را آزاد کند.دمکراسی در سایه سلاح. زمانی هم که سلاح را بر زمین نهاد. این بار سنگ محک خود را مبارزه با امریکا قرارداد افتادن در پشت سر مردی که صرف برای ویرانی آمده بود وبرای قتل عام زیباترین فرزندان مردم . مردی که هیچ احساسی نسبت به کشوری که نامش ایران بود نداشت. چریک سلاح بر زمین نهاده این بار گرفتاردنباله رو خط امامی گردید که تفکری مذهبی داشت .خشن ،جنگ افروز خشونتی بدوی که قصد کربلا از طریف قدس داشت. کشوری ویران ساخت هزاران نفر اعدام کرد ومیلیون ها نیروی سازنده وتحصیل کرده را مجبور به خارج شدن از کشور نمود.چه مسیر سختی بود.میلیون ها مهاجر بدون هیچ چشم انداز .من نیز بسیار گردیدم حال خاموش اما با قلبی آتشین پیکار نهائی را به انتظارنشسته ام .نه در سیمای آگاه بل خشم گرفته برخود که هنوزگرد خویش می گردم و بر این همه راه به بی خردی رفته تامل میکنم. امروز در کجا نشسته ام؟
پیران اکثرا ساکت نشسته اند .کمتر برای سخن رانی دست می زنند و بلند می شوند . مردی بلند قد وخوش لباس با ریشی جو گندمی که سن اورا نسبت به چهره اش بیشتر نشان می دهد، پشت میکروفون قرار می گیرد.
نوع حضورش نشان از آشنائی او با گردانندگان همایش دارد.شاید بتوان گفت او تا این لحظه بهترین سخن ران همایش است. دقیق وشمرده سخن می گوید. روح ودلیل همایش را درمتنی کوتاه بیان میکند . چه میزان تفاوت دارد با جوانی ما وآن روح سرکش که جز مرده باد سخنی برزبان نمی آورد.
بیانیه اش نشان از آگاهی نهادی که او به نمایندگی بیانیه آنها را می خواند میدهد.از هدف های پیش رو می گوید. شروع وتکیه کلام هایش بر روی برخی از بند ها ومراجعه اش به حضار بنظرم نشان بیرون بودن او از دایره نزدیکان شاهزاده می تواند باشد .
شورو تاکیدی که برای تغیر دارد ومورد خطاب قرار دادن شاهزاده در ردیف نخست وسالنی که با دقت به سخنان او گوش سپرده اند نشان از این دارد که حلقه های پیرامونش آنچنان گسترده نیست که بتواند طرح وخواسته های خود رادر خارج از جلسه با مسئولان هماهنگ نماید .هنوزبسیار زود است قضاوت کردن و آشنا شدن با افراد ودرک نقطه نظرآنها ! تولرانسی از افکار مختلف که می تواند در هر جریان فکری زنده باشد . امری که نمود آن در چگونگی واکنش افراد به سخنران ها وشعار هائی است که داده می شود. چیزی که دراین چند ساعت دیدم دسته بندی آشکار بین افرادی است که بصورت گروهی در قسمت هائی از سالن نشسته اند . نوع تشویق کردن ،تعداد دست زدن وبلند شدنشان نسبت آنها را به سخنران وموضوع سخنرانی این اختلاف نگاه را نشان می دهد .کسانی که با وجود خواهش شاهزاده مبنی بر عدم دادن شعاردر سالن همچنان در هر فرصت شعارهای خود را تکرار میکنند.
نامش آقای "علی رهنما"است وکیل: شورای ملی حقوقدان ها.صدائی آرام وشمرده دارد. با تسلط یک وکیل بر میز خطابه . پیام ونقطه نظر شورای ملی حقوقدان ها را که بنا بگفته ایشان نهادیست بیطرف وتخصصی ،متعهد به حکومت قانون و دمکراسی در شکل ومحتوا که دغدغه فرادی ایران را دارند. بیان می کند.
آرام وشمرده می خواند.
ازآغاز فصل جدیدی سخن می گوید که با همکاری ملی آغازمی شود. فصلی تازه درسایه عقلانیت ،دمکراسی ،واقع گرائی وتعهد به منافع ملی .او از اعتماد مردم سخن می گوید ازائتلافی سخن می گوید که صدای عقلانیت آن قادر به غلبه بر هیاهوی اختلافات است.
خواهان ائتلافی زیر نظر قانون است با پایبندی به اصول و در عین حال متنوع که تنوع خود را زیر یک اراده ملی سازمان می دهد.نه برای سلطنت یا جمهوری بل برای تحقق خواست شهروندان ایران زمین.
او خواستار ائتلافی نوین است .ائتلافی نه برپایه نفرت از یک دیگر بلکه با احترام متقابل! ائتلافی دارای برنامه ! زیرا که" ائتلاف بدون برنامه دوام نداردهمکاری بدون قوائد مشترک به نزاع می انجامد ." از نظر او ائتلاف پایدار زمانی شکل می گیرد که متکی براحترام به اصول دمکراتیک باشد. " او از ساختار می گوید که بسیار مهم تر از شعار است بازتابی از هدف ها وتلاش هابرای رسیدن به ایرانی آزاد.ائتلافی دمکراتیک ، شفاف ومشارکتی که نهاد سازی درون آن بایستی مبتنی بر قانون ودمکراسی باشد. متکی برتصمیم جمعی ،احترام به حقوق اقلیت هاونهاد ها .
او از باور خود به تنوع اندیشه و راهبرد ها می گوید که آن را نه تهدیدی بل سرمایه ای می داندکه اگر درقالب نهادی صحیح سامان یابدمی تواند نقطه قوت هم باشد. ازواقع گرائی سیاسی که باید بجای ائتلاف های زود گذروشعاری پایه خود را بر منافع مشترک که قابل اجرا و نظارت باشد می گوید.
میگوید.اینکه مسلما برای چنین طی طریقی یک نقشه راه لازم است .تاکید می کند که کارشورای ملی حقوقدان ها داوری میان جناح های سیاسی نیست بلکه معماری قوائدبازی دموکراتیک است.
"ما نه برای تحمیل یک سلیقه که برای تضمین یک قاعده عادلانه آمده ایم نه برای تائید یک قدرت !برای تضمین حق آمده ایم .برای استفاده از تجربه و تخصص برای طراحی یک چهارچوب حقوقی ،نهادی که بتواندهمکاری بین نیرو های مختلف را شفاف،منصفانه وپایدارکند. او از فرهنگ تعامل وروا داری می گوید از فرهنگی که بجای حذف یک دیگر، برارزش های هم تکیه می کند.
"اگر می خواهیم کشوری آباد بسازیم باید یاد بگیریم باکسانی که با ما تفاوت دارند گفتگوکنیم با صداقت ، باتحمل ،احترام به قانون وشنیدن صدای یک دیگر! بیائیداین همایش را نقطه آغازآن ائتلافی قرار دهیم که مردم ایران به آن نیاز دارند .عقلانیت ،واقع گرائی ،دمکراسی وتعهد به منافع ملی ." ادامه دارد ابوالفضل محققی
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
In reply to .نه شاه.نه شیخ.گزینه سوم! by ناشناس
خیلی علاقمندی شعار بی…
خیلی علاقمندی شعار بی محتوایی،رو سر بدهی که درتاریکخانه اشباح فرقه خیانتکار و منفور رجوی ساخته و پرداخته شده!! از نظر مریم قجر و روح سرگردان و همه جا حاضر رجوی، راه سوم مذکور، استیلای فرقه مزاحمین خلق بر ایران است نه چیز دیگه!! البته کسی که فرق رضاشاه کبیر و محمدرضا شاه بزرگ را با شیخ و آخوند نفهمه، دستکم باید این رو بفهمه، که مسئول سیه روزی امروز ما، همین آشوبگران ۵٧بودند واین میوه تلخ همان درخت بدسرشته، لذا تصمیم انتخاب شیخ یا شاه رو مردم ایران در رفراندومی آزاد تعیین خواهند کرد نه رجوی فراری
یک پیشنهاد به آقای توکلی و…
یک پیشنهاد به آقای توکلی و همکاران،
لطف کنید بالای این سایت، و همان ابتدای آن در سایت خانه بنویسید، که این وبسایت متعلق به پادشاهی خواهان، مشروطه طلبان و سلطنت طلبان است و یا تمایلات این چنانی دارد و تکلیف همه را مشخص کنید.
گاهی بهتر است سیاسیون سابق…
گاهی بهتر است سیاسیون سابق وارد فضای مجازی امروزی نشوند.
لینک زیر :
https://www.youtube.com/watch?v=2fSC-fZ7iNA
دولت فرمانده کل قوا…
دولت فرمانده کل قوا قانونگذار
دانشنامهها برای چنین وضعیتی که در آن رئیس دولت یا حکومت پس از انتخاب به شیوه دموکراتیک دست به تعطیلی نهادهای دموکراتیک میزند واژه خودکودتا را به کار میبرند.
کار کار انگلیساست
23 مارس به بهانه سروسامان دادن به اوضاع آشفته جمهوری وایمار از مجلس تقاضای ..اختیارات ویژه.. کرد و بدینگونه پارلمان را کنار گذاشت. تلاش هیتلر برای حذف مقام ریاست جمهوری که فرمانده کل قوا بود، تا 2 آگست نتیجه نداد. تنها 17 روز پس از مرگ هیندنبورگ نازیها قانون ادغام را که در روز یکم آگست تصویب شده بود به رفراندوم گذاشتند و از آن پس هیتلر دیکتاتور قانونی رایش سوم شد که به عنوان پیشوا 4 نهاد را در شخص خود با هم ادغام کرده بود:
رئیس حکومت رئیس دولت فرمانده کل قوا قانونگذار
دانشنامهها برای چنین وض
کار کار انگلیساست
دبروز 28 امرداد ماه برابر با 19 آگست است. 91 سال پیش در چنین روزی حکومت نازی ..قانون مربوط به ریاست امپراتوری آلمان را به همهپرسی گذاشت و با اینکار دو نهاد ..ریاست جمهوری و ..صدراعظم.. را در هم ادغام کرد. 89،93% مردم آلمان رأی مثبت دادند.
هیندنبورگ رئیس جمهور آلمان هیتلر را در 30 ژانویه 1933 به عنوان کانسلر یا صدراعظم منصوب کرد. حزب نازی که حتا با لشکرکشیهای خیابانی نتوانسته بود در انتخابات کاملا آزادِ پنجم مارس بیش از 43،9% آرا را به خود اختصاص دهد در 23 مارس به بهانه سروسامان دادن به اوضاع
In reply to .نه شاه.نه شیخ.گزینه سوم! by ناشناس
نسل اگاه میدانی در قرن 21 و…
نسل اگاه میدانی در قرن 21 و در جامعه جهانی زندگی میکند نه در کمپ های فراموش شده لچکی های صدام یا البانی. شما بیشتر به زامبی شبیه هستید تا انسان زنده و امروزی.
.نه شاه.نه شیخ.گزینه سوم!
این نصیحت های ساده لوحانه تکراری ملال آور، و درسهای اخلاقی شیعه ممبری کودکانه؛ توهین به نسل سیاسی شده آگاه میدانی زمان حال است ،و ریشه در دوری از جامعه و وفراموشی و احتمالن فرصت طلبی دارد.