رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه 24 خرداد 1405 - Sunday, 14 June 2026

درخواست از شاهزاده رضا پهلوی برای اغلام یک فراخوان در سالگرد جنبش زن، زندگی، آزادی

درخواست از شاهزاده رضا پهلوی برای اغلام یک فراخوان در سالگرد جنبش زن، زندگی، آزادی

                                                                                  چهاردهم خرداد 1401 در مقاله ای با عنوان « این هنوز از نتایج سحر است » نوشتم  « علی خامنه ای امروز ۱۴ خرداد، در سالگرد فوت روح الله خمینی، مانند سالهای گذشته سران نظام را بر مزار او جمع کرد تا با سخنرانی های معمول بر ایستادگی خودش بر آرمانهای انقلاب اسلامی تاکید کرده و از هوادارانش نیز تاییدیه بگیرد. در سخنان سالهای پیش آنچه بود تعریف « سجایای امام » و تمجید از نظام اسلامی بود و داستانسرایی از موفقیت های نظام در تسخیر قلل علم و صنعت و اینکه همه دنیا از موفقیت‌های نظام اسلامی انگشت به دهان مانده اند! اما سخنرانی امروز او به یکباره تبدیل به آینه ای شد که نمایانگر ترس و وحشت او از نزدیک شدن شکست و پایان کار نظام است. »                                                          در این مقاله آمده بود « در یک سال گذشته تعداد و شدت اعتراضات مردم رو به افزایش داشته و در اشکال مختلف بروز کرده است. آخرین اعتراضات خیابانی با ریزش برج متروپل در آبادان بوقوع پیوست که با موج همدردی در نقاط مختلف کشور روبرو شد و به سرعت تبدیل به نمایش نارضایتی مردم از کل نظام گردید. در این تظاهرات شعارها بوضوح دیکتاتور، خامنه ای و جمهوری اسلامی را نشانه رفت اما خامنه ای در دو هفته گذشته مانند تظاهرات قبلی هیچ واکنشی در قبال این اعتراضات نداشت و انگار که مملکت در سکوت و آرامش کامل است یا او اصلا چیزی از ناآرامی ها نشنیده، کما فی السابق مشغول رتق و فتق امور بیت ام القرائ اسلامی بود و سفارش سرود « سلام فرمانده» که قرار بود بچه ها در کوچه ها زمزمه کنند. او حتی به خود زحمت نداد تا در یکی از سخنرانی هایش لااقل در حمایتی صوری از قربانیان ریزش برج متروپل انتقاد کوچکی از بی تدبیری و اهمال کاری دست اندرکاران و مسئولان آبادان بکند و در یک جنگ زرگری لااقل خواهان تنبیه مسئولان و رسیدگی و دلجویی از بازماندگان حادثه بشود. به راستی چه اتفاقی افتاده است که او امروز به ناگهان در سخنرانی سالگرد فوت پایه گذار نظام اسلامی از « تظاهرات خیابانی» سخن به میان می آورد و هشدار می دهد که کسانی می خواهند از این تظاهرات به نفع خود استفاده کنند تا کشور را به قبل از انقلاب اسلامی برگردانند؟
واقعیت اینست که او و مسئولان دستگاههای امنیتی و انتظامی رژیم پیش از این هم متوجه تشدید نارضایتی مردم و روند رو به رشد اعتصابات و اعتراضات خیابانی شده بودند، ولی به توانایی نیروهای سرکوبگر در مقابله با ناآرامی‌ها و خاموش کردن آتش بحران مطمئن بودند. دلیل این اطمینان تا کنون وقوف به این واقعیت بوده است که گرچه اکثریت مردم ایران با تظاهر کنندگان همصدا و هم رای هستند، ولی بدلیل عدم وجود سازمانی فراگیر و یا یک رهبری کاریزما و مورد قبول عامه، امکان هماهنگی و همکاری میلیونی در کف خیابان چیزی نزدیک به صفر است. تا کنون سرکوب، پراکندن و به خانه فرستادن تجمعات متفرق و محدود برای نیروهای سرکوبگر آسان و با کمترین هزینه همراه بوده است. برای همین معمولا خامنه ای در تمام موارد قبلی در آبان‌ماه ۹۸, دیماه ۹۶ و پیش از آن چند روز هیچ واکنشی نشان نمی داد تا غائله بقول خودشان جمع شود و سپس او بدون پذیرفتن هیچ مسولیتی در قبال وقوع جنبش اعتراضی از « نیروهای ایثارگر بسیجی» در خواباندن « فتنه » تشکر کند!                          مگر آنروز چه اتفاقی افتاده بود که خامنه ای احساس حطر کرده و نسبت به سرنوشت نظامش بیمناک شده بود!؟ در ادامه مقاله آمده است و در توصیح چرایی این نگرانی آمده است « سخنان امروز خامنه ای ولی از جنس دیگری است. او نشان داد که صدای اعتراض مردم را شنیده است. او هراس خود را از تشدید اعتراضات و شعارهای مردم بر علیه خودش و جمهوری اسلامی، و همچنین ابراز تمایل عمومی به بازگشت نظام پیشین پنهان نکرد. او بی شک شعار « رضاشاه روحت شاد » و « ای شاه ایران برگرد به ایران » را شنیده است ولی تاکنون از خود واکنشی نشان نداده بود، اما امروز نگرانی خود را از بروز تمایل در مردم برای بازگشت به نظام سلطنت را نیز ابراز کرد، گرچه این تمایل را ارتجاعی و شعار دهندگان را مرتجع نامید! البته او باید پاسخ دهد که اگر تمایل به بازگشت به وضعیت ۴۴ سال پیش ارتجاعی است، تلاش رژیم اسلامی برای برگرداندن کشور به مناسبات اجتماعی ۱۴۰۰ سال پیش را چه باید نامید!؟
او در نقش یک محقق تاریخ به انقلاب فرانسه و بازگشت خانواده بوربون ها به سلطنت اشاره کرد و گفت که کسانی در ایران هم خواب بازگشت دوران پیش از رژیم اسلامی را می بینند! او حتی از این هم پیشتر رفت و کسانی که « خواهان سبک و شیوه زندگی غربی هستند » را نیز مرتجع دانست و در کنار سلطنت طلب ها قرار داد!
به نظر نگارنده این تفاوت لحن گفتار و موضعگیری امروز خامنه ای با مواضع قبلی اش ناشی از حضور رضا پهلوی در رسانه های پر بیننده خارجی و ایراد سخنانی که نشان‌دهنده اراده او برای حضور موثر در صحنه مبارزه اجتماعی بر علیه رژیم اسلامی است. در سالهای اخیر شعار « رضاشاه روحت شاد» و دیگر شعارهایی که مبین استقبال و حتی دعوت مردم از حضور شاهزاده رضا پهلوی در صحنه سیاسی ایران بوده است، با وضوح بیشتری شنیده می شود و همین خواب خامنه ای و سران نیروهای سرکوبگر او را آشفته کرده است.» دلبل اصلی نگرانی و اخطار خامنه ای نیز در همان مقاله توضیح داده شده است « حضور بیشتر شاهزاده رضا پهلوی در صحنه می تواند آن حاشیه امنی را که خامنه ای تا کنون بدلیل عدم حضور یک اپوزیسیون قوی و منسجم احساس می کرد، از بین ببرد و همین امر دلیل آشفتگی و نگرانی او از وخامت اوضاع می تواند باشد. باید به علی خامنه ای و سران نظام اسلامی گوشزد کرد که این هنوز از نتایج سحر است، باش تا صبح دولتش بدمد!                                                          کمی بیش از دوماه بعد از 14 خرداد 1401 یعنی در 25 شهریورماه همان سال، کشته شدن مهسا امینی در بازداشتگاه گشت ارشاد تهران مانند جرقه ای به انبار باروت، آتش جنبش گسترده ای را شعله ور کرد که نیروهای سرکوب رژیم برای خاموش کردنش چهار ماه در خیابانها بجان مردم افتادند و حدود 700 را کشته و هزاران نفر را بازداشت کردند. جنبش مهسا که بعدا با شعار « زن، زندگی، آزادی » در سراسر جهان شناخته شد و از طرف ایرانیان خارج کشور نیز حمایت شد، موجد حرکتهای اعتراضی زیادی شده و هنوز هم مانند آتش زیر خاکستر منتظر نسیمی است تا باز هم شعله ور شود. نکته ای که باید به آن توجه شود شباهت شراِط بحرانی امروز ایران با تابستان سه سال پیش است، با یک تفاوت بسیار مهم و تعیین کننده، اینکه رژیم جمهوری اسلامی نسبت به سه سال پیش بشدت تضعیف شده و در حالت تدافعی و شکننده ای قرار گرفته است. در 14 خرداد 1401 در همان مقاله نوشتم « بی شک شاهزاده صدای مردم را در اعتراضات خطاب به خود شنیده و همین حضور در پرسش و پاسخ و اعلام آمادگی برای ایفای نقش رهبری مرحله گذار در جنبش مردمی برای سرنگونی رژیم اسلامی خود موید این واقعیت است. این خود بسیار امیدوار کننده است و امید اینکه با حمایت سازمانها و شخصیتهای مطرح بعنوان پایه ای برای تشکیل یک اتحاد همگانی بر علیه جمهوری اسلامی مورد استفاده قرار گیرد. »                                                                                                                                                                                     جنبش مهسا و بازتاب آن در میان ایرانیان تبعیدی منجر به تشکیل نشستی از فعالان اپوزیسیون با حضور شاهزاده رضا پهلوی در دانشگاه جورج تاون شد که امیدواری های زیادی بین ایرانیان خارج و داخل برای پایان دادن به رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی و آزادی ایران بوجود آورد، ولی متاسفانه این امیدواری دیری نپایید و نقطه ضعف دیرپای اپوزیسیون یعنی عدم تجربه در همگرایی و همکاری بین احزاب، این اتحاد نو پا را در کمتر از چهل روز از هم گسست.                                                                                                                                                                 متاسفانه عدم برخورداری از فرهنگ تحزب و رواداری سیاسی و عدم وجود تجربه اِئتلاف و اتحاد بین احزاب و سازمانهای اپوزیسیون، تا کنون مانع بزرگی در نزدیکی سازمانها و احزاب اپوزیسیون به هم و یا پیشبرد رفرمهای سیاسی اجتماعی بوده است. همکاری ناشی از نشست جورج تاون نیر هم از سوی پادشاهی خواهان و  هم از طرف جمهوری خواهان مورد حمله و تخریب قرار گرفت و خیلی زود بدون هیچ نتیجه ملموسی از هم پاشید. امروز نیز مانند سه سال پیش باید به این نکته اساسی توجه داشت که « نکته ای که باید هم از سوی پادشاهی خواهان و از طرف جموریخواهان مورد توجه قرار گیرد اینست که حمایت از رضا پهلوی لزوماً به معنای پذیرش سلطنت بعد از رژیم اسلامی نیست، چرا که خود ایشان نیز تا کنون حضورش را منوط به پذیرش سلطنت خودش نکرده است. او به کرات گفته است انتخاب نوع نظام سیاسی بعد از جمهوری اسلامی بعهده مردم است که در یک رفراندوم آزاد به رای عموم گذاشته خواهد شد. امروز آنچه مهم است تلاش برای حصول یک اتحاد عمل در جهت سرنگونی حکومت مطلق روحانیون بر کشور و نجات ایران از عواقب وحشتناک ادامه سلطه این رژیم بر ایران است. هدف باید پایه گذاری یک نظام سکولار و دمکراتیک پارلمانی باشد، شکل آن تفاوت چندانی ندارد. در این راه حضور حداکثری نمایندگان همه گرایشهای سیاسی اصل اساسی است و اگر حضور شاهزاده رضا پهلوی می تواند به این هدف کمک کند نباید کسی از حضور او در صحنه هراس داشته باشد. همین قدر که حضور او باعث هراس علی خامنه ای شده است، نشان‌دهنده وزن و اعتبار سنگین او می تواند باشد، اعتباری که نباید به هر دلیل آنرا نادیده گرفت.» این تعریف امروز نیز می تواند معتبر باشد.                                                                                                                                                                                                  امروز هیمنه رژیم اسلامی بدلیل شکست نظامی فضاحت بار در مقابل اسراییل فرو ریخته و رهبر نظام نیز از ترس به سوراخ موش خزیده است. او امروز برای ساعتی از سوراخ موش بیرون آمده و درست مانند سه سال پیش نگرانی خود را از به میدان آمدن رضا پهلوی نشان داده است. بحران های گوناگون اقتصادی اجتماعی و سیاسی نیز فشار اعتراضی مردم را بر آن افزوده، نظام بین فشار از خارج و داخل قرار گرفته و بیش از هر زمان دیگری ضعیف و آسیب پذیر شده است. همین است که خامنه ای احساس می کند آینده نظامش بخطر افتاده است. اکنون تاریخ فرصتی بینظیر را برای رهایی از بختک جمهوری اسلامی در مقابل مردم ایران قرار داده است. نباید این فرصت را به آسانی از دست داد. سه هفته دیگر سالگرد جنبش مهسا را در پیش داریم، این مناسبت فرصت بینظیری را در اختیار شاهزاده رضا پهلوی قرار داده تا با حمایت و همراهی دیگر رهبران اپوزیسیون، با اعلام یک فراخوان عمومی مردم را برای حضور در خیابان دعوت کنند. شعارها می تواند حول درخواست رفراندوم برای برکناری خامنه ای و تشکیل مجلس موسسان باشد. این قرصت بینظیر را نباید به آسانی ار دست داد!                                                                                                 یکشنبه دوم شهریور ماه 1404

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

محمود علوی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!