جبهۀ اصلاحطلبان با انتشار بیانیهای در روز ۲۶ مرداد، تاکید بر لزوم «آشتی ملی» در کشور کرد و وضعیت خاص پسا «جنگ ۱۲ روزه» را «فرصت طلایی تغییر پیش روی ملت و حاکمیت» اعلام نمود. بر این بیانیه درنگ باید داشت نه بیشتر به خاطر مفاد آن، بلکه عمدتاً به خاطر واکنشهایی که نسبت به این اقدام از سوی راس، درون و حاشیهی نظام صورت گرفت. بیانیه، سخن تازهای جز طرح نیازهای از مدتها پیش مطرح در جامعه ندارد و تنها چیز نو در آن، ابراز هویت بخشی از اصلاحطلبان است در همین ضروریات. تازگی برآمد، تعمیق شکاف در جبهه اصلاحطلبان است.
خامنهای در آخرین سخنان خود، با اشارهی مضمونی به پارهای از مفاد این بیانیه، بطور غیرمستقیم آنها را «ظاهربین» نامید و تهدید به «خشم ملت» کرد. طیف موسوم به اقتدارگرایان شدیداً به آن تاختند و مظهر تسلیمطلبی، «نفاق» مکرر دوخردادیها و «همصدایی با دشمن» دانستند. اعتدالیون در شرایط «سایهی جنگ بر کشور» با این «تندروی» مرزبندی کردند و جریان «مقاومت محور» و «روزنهگشایان» نیز خواستهای این بیانیه را «چپروی» و همسویی با آمریکا برشمردند. مخالفان راستگرای جمهوری اسلامی هم این بیانیه را نه نقد همیارانه بلکه بزک نظام معرفی کردند.
موج انتقادهای نوع حکومتی چند سویه به این بیانیه اما در حالی است که خود منتقدان در رابطه با نوع سیاست برای برونرفت از تنگناهای موجود با سرگشتگی و ابهام روبرو هستند. در واقع، این پرخاشگریها نه فقط بازتاب فضای شکست جمهوری اسلامی در جنگ دوازده روزه است، بلکه به ورشکستگی سیاستهای راهبُردی چند دههای جمهوری اسلامی برمیگردد. در واقع، چه پایوران و چه حامیان رنگارنگ این نظام، جز شعار دادنهای مخرب «تهدید در برابر تحریم» و «جنگ تقابلی» چیزی در چنته ندارند. آنها پیچان از خشم در خود، همدیگر را لگد میزنند.
فشردهی سخن این بیانیه
این بیانیه، گرچه از اوضاع اَبَر بحران مهلک کنونی با صفت تقلیلگرایانهی «ناترازیها» یاد میکند، با اینهمه اما فرجام «هرگونه بیاعتنایی به ضرورت تغییر» را انتهای «مسیر فروپاشی تدریجی» آدرس میدهد. این بیانیه، نه قایم بر جنبش اجتماعی، بلکه نگاه به بالا دارد و فاقد دینامیزم درونزاست. بیانیه به تصریح خودش «بر اساس استراتژی اصلاح از درون» در کادر ۱۱ گزارهی همگی پیشنهاد و توصیه به «حاکمیت» فرموله شده است. بیانیهی «جبهه اصلاحطلبان» راه حل مشکلات کشور را تماماً درون سیستمی میجوید و بدون نامبردن از «رهبر» حل آنها را از او میخواهد.
بیانیه با پیشنهاد «اعلام عفو و بخشودگی عمومی، رفع حصر... و محدودیتهای سیاسی ... و آزادی همه زندانیان سیاسی» آغاز و آنگاه چنین ادامه مییابد: «تغییر گفتمان»، «انحلال نهادهای موازی»، «بازگشت نیروهای نظامی به پادگانها»، «حذف نگاه خودی و غیر خودی»، «اصلاح رویکرد مدیریت صدا و سیما»، «خارج کردن اقتصاد کشور از تیول الیگارشیهای حکومتی»، «تغییر در قوانین مربوط به حقوق زنان»، «اصلاح سیاست خارجی ... مذاکره مستقیم با آمریکا ... همگرایی منطقهای».
«جبهه اصلاحطلبان» عمل به همهی اینها را از آن «رهبر»ی انتظار دارند که خود او و جایگاهش ولایت فقیه، منشاء و منبع وجودی و پروارشدگی همهی معضلات ریز و درشت کشور است. این درخواستها برای رفع مشکلات و غلبه بر آنها، متوجه همهی آن کژیها و تبهکاریهایی است که چه قانونی و چه غیر قانونی برساختهی شخص شخیص ولی فقیهاند. معضلاتی که، ناشی از الزامات بقا و تداوم ولایت فقیه - این پاسدار اصلی جمهوری اسلامی - است. «بیانیه» رفع اینها را از کسی میخواهد که نه تنها خود ناظر بر همهی اینهاست بلکه نتیجهی رفتارهای دستگاه حاکمه اوست.
این سیاست ابتر «اصلاحطلبی» است که نیاز به اصلاح دارد.
ردیف کردن این موارد معقول در بیانیه جدا از نارساییهایی در برخی فرمولبندیهای آن، جملگی درست و لازم هستند و در ضرورت رفعشان کمترین تردید جایز نیست. حتی اگر منظور از به میان کشیدن اینها روشنگری هرچه بیشتر نقش ویرانگر و هستیسوز ساختار ولایت فقیه و ولی فقیه در نشاندن کشور به وضعیت فلاکتبار و بی چشمانداز کنونی بود، باز میشد آن را به حساب تاکتیک افشاگرانه گذاشت. اما استراتژی که متوجه اصلاح رفتار ولی فقیه خامنهای باشد، در بالا سرش به سنگ میخورد و در پائین از جامعه ندای «اصلاحطلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا» میشنود.
بیانیه به رفع حصر اشاره دارد، اما یک ذره هم حاضر نمیشود که با پیشنهاد مهندس موسوی در مورد رفراندوم برای تاسیس مجلس موسسان قانون اساسی تماس حاصل کند. «استراتژی اصلاح از درون» بیانیه، حتی نمیخواهد بعد 24 سال تجربهی بس غنی از دو خرداد ۷۶ تاکنون، بهمان «فشار از پائین و چانه زنی در بالا» پایبند بماند. وجه «فشار» در این فرمولبندی را اقتدارگرایان پهلوی پرست در شکل فشار نتانیاهویی و ترامپی مصادره کردهاند و وجه «چانه زنی»اش هم حداکثر سهم اصولگرایان معتدل شده است. استراتژی « بیانیه جبهه اصلاحطلبان»، استراتژی تعلیق است.
مشکل «اصلاحطلبان» این نیست که نمیدانند مسبب و موجد وضع فوق بحرانی کشور کیست، این است که رفع مشکل را از عامل و باعث اصلی مشکلات انتظار دارند! همان داستان مشهوری که از مردم واقعبین میشنویم: «من میگویم نر است، تو باز میگویی بدوش»! نیت خوب در مفاد این بیانیه، به این دلیل محکوم به ابتر ماندن است که اصلاح امور را از سیستمی اصلاحناپذیر میخواهد و در راس آن از شخصی که به اندازهی کافی آزمون با نتایج رفوزگی پس داده است. مشکل، به روز کردن سیاستی است که خط بطلان خورده است. باطل را نمیشود نوسازی کرد.
«جبهه اصلاح طلبان» با انتشار این بیانیه میتوانند واقعاً خدمت بکنند و خدمت هم البته فقط نجات خودشان. هرگاه که این همه خشم و قهر از سوی مدافعان صریحلهجه و شرماگین ولایت فقیه نسبت به این «بیانیه» را، در پیوستن خود به سیاست گذار از حکومت دینبنیاد ترجمه کنند؛ هرگاه که از استراتژی تعلیق دست بردارند و به دگرگونی اساسی برای گذار از جمهوری اسلامی فرابرویند؛ و هرگاه که بدانند میتوان بر سیاست مسالمتآمیز برای رسیدن به یک جمهوری سکولار دموکرات بود و دین خود را هم داشت. برای گذار از جمهوری اسلامی، تکیه را بر جامعه جنبشی باید گذاشت.
بهزاد کریمی
۱۰ شهریور
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
Muhammadi Sahraliتا نابودی…
Muhammadi Sahrali
تا نابودی کاملا کشور ،تا اعدام تمامی جوانان و روشنفکران کشور،تا قحطی و خشکسالی و گرسنگی بر کشور امیدواریم سقوط زودتر بوقوع بپیوندد.اگر تدریجی اتفاق بیفتد ،تا سرنگون شدن کامل ،از کشورمان چیزی باقی نخواهد ماند.سرزمینی سوخته و ویران .
شازده اسدالله میرزا
شازده اسدالله میرزا
در سپتامبر ۱۹۹۱ متالیکا یکی از بزرگترین و خفنترین کنسرتهای فضای باز تاریخ رو با ۱.۶ میلیون تماشاگر با مجوز KGB در شوروی برگزار کرد
در دسامبر ۱۹۹۱ شوروی سقوط کرد
فقط خواستم بگم شوروی با متالیکا نتونست جلوی سقوط رو بگیره ، ج.ا و تخم شجریان که گو… اونا هم نیستن
پُشت و روی گیوتین الهی
دروود بر آقای کریمی گرامی،
محتصر و گذرا.
من قبلا به اندازه مکفی در باره اصلاح طلبان و مسئله «اصلاح حقیقت»، بحث کرده ام و اصلا ضرورتی به تکرار نیست؛ زیرا اگر کسی ارزنی فهم و تجربه شخصی داشته باشد، به ژرفای استدلالهای من پی برده و پی میبرد.
فعلا کاری به دیگر صحبتهای زنده یاد «احمد شاملو» در بعضی زمینه ها ندارم؛ زیرا هر چیزی و رفتارها و گفتارهای هر انسانی و تشکیلاتی را باید در فرصت و جای مناسبش، سنجشگری کرد. اگر حافظه ام خطا نکند، دقیقا در بحبحه به راه انداختن مجدّد «کانون نویسندگان ایران»، حضرات طلایه دار، طرحی و پیشنهادی را میریزند و میروند سراغ «شاملو» تا ببینند، نظر او چیست. «شاملو» نیز بعد از گوش سپردن به حرفهای حضرات به آنها رک و پوست کنده میگوید، با «گوشت گندیده»، هیج آدم با شعوری غذا درست نمیکند.
منظور من از این نقل قول به مضمون، تاکید بر یک چیز است و توبیخ و نکوهش آندسته از اشخاصی که ادّعای پیر پاتول شدن در عرصه بی مقدار سیاست وطنی را دارند و همچنان به ضریح اصلاح طلبان، دخیل بسته اند و منتظر معجزه کیهانی هستند. حکومت فقاهتی از نخستین تیری که بر پشت مدرسه رفاه به جان انسانها شلیک کرد، برای همیشه و ابد در تاریخ ایران و جهان، لژیتیماتسیون خودش را از دست داد. یا مدّعیان سیاست، شعور برای فهم این مسئله دارند، یا اینکه هنوز خامند و نمیدانند و نمیفهمند که در طول نیم قرن سیطره گیوتین الهی به قوّه آخوندهای تبهکار و اعوان و انصارشان، چه بر سر ایران و ایرانیان رفته است و همچنان میرود. حکومت فقاهتی را باید با تمام قدرت و نیرو و امکانهایی که وجود دارند در حلقه محاصره گذاشت و بدون خونریزی به نیست و نابود کردن تمام جلوه های منحوس آن با قاطعیّت و بیدارفهمی و مسئولییّت همّت شبانه روزی کرد و شرایطی را آفرید و محافظت و تامین کرد که هیچگاه و هرگز در تاریخ ایران، کاستی مفتخور و خاصم جان و زندگی نتواند پا بگیرد.
یا کنشگران سیاسی در کنار ملّت ایران میایستند و به خلع ید و قدرت و اقتدار آخوندها در یک همبستگی یکپارچه همبسته میشوند و کاری تاریخی را پیش میبرند یا اینکه اینگونه مماشاتهای سر کوچه ای و اختلاطهای لب جوبی تا قیام قیامت نیز اگر طول بکشند، هیچ سنگی را از پیش راه برنخواهند داشت و حکومت فقاهتی را تداوم خواهد داد بدانسان که خامنه ای فریاد زد و گفت «قرنهای قرن، دوام خواهد آورد». اصلاح طلبان دقیقا بخش مکّار، گیوتین الهی هستند که که در فرصتهای اضطراری برای فریب دادن مردم و ساده لوحانی که خود را «پیر پاتول عرصه بی مقدار سیاست» میدانند، به فریادرسی تیغه خونریز الهی میرسند. همین.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان