آقای دوشوکی،
دوباره نامهای سرگشاده خطاب به شاهزاده رضا پهلوی منتشر کردهاید و بار دیگر، بیآنکه سند یا استدلال معتبری عرضه کنید، به ایشان و هواداران پادشاهی تاختهاید. همین روش مغرضانه شما مرا ناگزیر کرد بار دیگر قلم به دست بگیرم. در ماههای اخیر نیز نوشتههای متعددی از شما منتشر شده که محورشان حمله به شاهزاده رضا پهلوی و بزرگترین جریان اپوزیسیون ایران است؛ چنانکه هر خوانندهٔ منصفی درمییابد، هدفْ نقد منصفانه نیست، بلکه تخریب و تضعیف یک جریان ملی است.
۱) ادعاهای بیپایه
شما بارها به رفتار «چند نفرِ ناشناس» در تجمعها اشاره کردهاید و از همان نمونههای محدود، حکم کلی علیه کل جنبش سلطنتطلب صادر کردهاید؛ بیآنکه سند، ویدئو یا شاهدِ معتبری ارائه کنید. حتی یک دانشآموز دبستانی هم میداند از کنش چندین نفر نمیتوان یک جریان سیاسی و ملی را محکوم کرد. در منطق، این «تعمیم ناروا» است. آیا چنین قیاسی در شأن کسی است که سالها در رسانهها قلم زده و خود را کنشگر سیاسی میداند؟ اگر سطح داوری را تا این اندازه پایین آوردهاید که گمان میکنید مردم چیزی نمیفهمند، صریح بگویم: بهتر است برای بازبینی قضاوتها و سلامت ذهنیتان با یک روانپزشک مشورت کنید.
۲) تکرار تعمیمهای ناروا
این نخستین بار نیست که شما از رفتار یک فرد ناشناس، حکم کلی علیه میلیونها نفر صادر میکنید. در مقالهای دیگر بهخوبی یادم هست که ماجرای یک قاچاقچی مواد مخدر در کانادا را هم به «کل سلطنتطلبان» ربط دادید! آیا واقعاً میتوان لغزش یک فرد مجرم را به یک جریان سیاسی و اجتماعی بزرگ نسبت داد؟ چنین روشی نه تحلیل است و نه نقد؛ این فقط شگردی برای لکهدار کردن یک جنبش ملی است.
این نوع تحلیلهای مغرضانه چیزی جز خوراک آماده برای کیهانِ شریعتمداری و رسانههای حکومت جنایتکار اسلامی نیست. آقای دوشوکی، مردم را اینقدر ساده و نادان فرض نکنید؛ جامعه امروز بهخوبی میفهمد که هدف از این ربطدادنهای بیمنطق، خدمت به کدام دستگاه تبلیغاتی است.
۳) تغییر موضع ۱۸۰ درجهای
شما خودتان سالها شاهزاده رضا پهلوی را «سرمایهٔ اپوزیسیون» و شخصیتی فرهیخته معرفی میکردید. چه شد که ناگهان از حامی به مخالف سرسخت بدل شدید؟ آیا این تغییر جهت برای جلب توجه و تولید جنجال رسانهای است یا نتیجهٔ دلخوریها و انگیزههای شخصی؟ مردم ایران سادهلوح نیستند؛ آنها این تناقض را میبینند و قضاوت میکنند.
۴) نقد یا عقدهگشایی؟
ادبیات شما پر از توهین و تمسخر است: «نادان»، «متوهم»، «کاسهٔ داغتر از آش». اینها نه استدلالاند و نه پاسخ. این زبان بیشتر شبیه تخلیهٔ روانی است تا تحلیل سیاسی. کسی که سالها در رسانه حضور داشته، باید سطح گفتوگو را بالا ببرد، نه اینکه آن را به این اندازه پایین بیاورد.
۵) نبود راهحل
اگر واقعاً معتقدید شاهزاده رضا پهلوی و هوادارانش به خطا میروند، چرا بهجای حملات روزانه، خودتان راهحل دقیق و عملی ارائه نمیکنید؟ چرا حزبی تشکیل نمیدهید و مسئولیت رهبری را بر عهده نمیگیرید؟ مردم ایران محتاج چشمانداز و برنامهاند، نه غرولند بیپایان.
۶) پیامد سیاسی
در شرایطی که کشور ما بیش از هر زمان دیگر به همبستگی و اتحاد نیاز دارد، نوشتههای شما عملاً به سود جمهوری اسلامی تمام میشود. تخریب چهرههایی که محور اتحاد هستند و بیاعتبار کردن جریانهای گسترده، دقیقاً همان چیزی است که حکومت میخواهد.
آقای دوشوکی، نقد حق شماست؛ اما نقد باید معطوف به حقیقت، مستند، منصفانه و سازنده باشد. آنچه امروز مینویسید، دیگر نقد نیست؛ صرفاً پهلویستیزی است. و مردم ایران خوب میدانند که این مسیر نه برای ساختن آینده، بلکه برای تخریب و تفرقه است.
نامه سرگشاده عبدالستار دوشکی به شاهزاده رضا پهلوی
https://iranianuk.com/20250914123836015/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B3…
با احترام – و تأسف
ارشان آذری
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!