رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه 15 شهریور 1405 - Sunday, 6 September 2026

چهار سال گذشت

چهار سال گذشت

بیاد نوید افکاری  ترانه خوان صبح در تاریکی شب 
مردی که هنوز در طوفان می خواند
می خواند ازاندوه عصیانی فرو خفته درمصافی نابرابر
چهار سال گذشت ازستمی تلخ وجنایتکارانه که بر اورفت 
برمردی که دیگر گونه آوازی می خواند 
چهار سال گذشت از قتل مردی درظلمتگده زندانی در شیراز
مردی که با دستانی بسته بقتلش رساندند 
چرا که دستانی چابک داشت
اورا با بدنی کبود شده وصورتی لهیده در تاریکی شب بخاک سپردند
حال او تصویری است غریبانه با دوبنده قهرمانی برتن
باسیمائی عرق کرده در بالای طاقچه اطاقی محقر
همراه مادری که هنوز بر مرگ او مویه می کند.
مردی کشته شد بی آن که عدالتی در کار باشد
عدالت این کلام مهجور
اعدام این کلام رایج
سال هاست قاضیان و قصابان دست میشورند
در خون مردان ،زنان ،دختران وپسران جوانی  که
یک قناری کوچک اما دلیر وبی هراس
در گلوگاهشان میخواند.
قناری های کوچک که با ترانه ای بر منقار
از حنجره های زخمی 
 پرمی کشند
بر بالای بلند ترین شاخه های درختان کهنسال شهرمی  نشیند 
ترانه ای می خوانند در ستایش آزادی
باد سرکش 
ترانه آنها را با خود در سرتاسر شهر می چرخاند
ترانه ای  که طوفان در آن خوابیده است.
امشب آنها ترانه ای می خوانند
در رثای مردی که آزاده بود.
با گردن وسری افراشته 
که قاضیان با طنابی بر دست
در پی حلق آویز کردن او بودند.
مردی که در طوفان می خواند
و در تاریکی شب 
بشارت صبح می داد.
ابوالفضل محققی

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!