آیا شاه ترسو بود؟
یکی از نکات عجیب تاریخ معاصر ایران این است که بسیاری از مخالفان محمدرضا شاه ــ کسانی که او را دیکتاتور و خونخوار میخواندند و برای سرنگونی سلطنتش از خط و مشی آیتالله خمینی پیروی میکردند ــ امروز به رفتن شاه از ایران انتقاد میکنند و مدعیاند که او با ترک کشور راه را برای به قدرت رسیدن خمینی هموار کرد.
برخی میگویند شاه «مدیریت بحران نداشت» یا «فردی ترسو بود»؛ چنانکه عباس میلانی در کتاب «شاه» او را "مرغدل و شاه برفی" نامیده است. حتی بعضی تحلیلگران مدعیاند جمهوری اسلامی در کنترل بحرانها موفقتر از شاه عمل کرده است؛ هرچند اگر منظور از مهار بحران سرکوب خونین و جوخههای اعدام باشد، این ادعا دیگر جای بحثی ندارد.
در این پادکست میخواهیم به پرسش نخست بپردازیم: «آیا محمدرضا شاه واقعاً فردی ترسو بود و با هر بحران، سراسیمه از کشور میگریخت؟»
برای یافتن پاسخ، هم به شخصیت فردی و اجتماعی او نگاه کردهایم و هم به تصمیمها و عملکردهای سیاسیاش در طول ۳۷ سال زمامداری. با تأسف باید گفت بسیاری از تاریخنگاران و کنشگران سیاسی، هنگام طرح این اتهام، تعریفی روشن از "ترسو بودن" ارائه نمیکنند و نیز به ریسکها و تصمیمهای بزرگ شاه در سیاست داخلی و خارجی توجهی ندارند.
هدف ما از این پادکستها نه تبلیغ و تلقین، بلکه روشنگری و تبادل آزاد اندیشه است. خوشحال میشویم شما هم دیدگاههای خود را بیپرده و آزادانه با ما و دیگر شنوندگان در میان بگذارید.
در قسمت بعدی، به موضوع «مدیریت بحران در دوران شاه» خواهیم پرداخت و سپس به چرایی خروج او از کشور میرسیم.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.