انتظار به پایان رسید؛ حال چه میشود؟
بالاخره این روزهای نفسگیر هم سپری شد. نظام جمهوری اسلامی، در بزنگاه انتخاب میان نوشیدن جام زهر یا پناه بردن به شربت شهادت، گزینه دوم را برگزید. خامنهای، در آخرین ساعات تصمیمگیری، موضع نهایی خود را اعلام کرد: در مسئله غنیسازی تسلیم فشارها نخواهد شد و مذاکره با آمریکا را به زیان کشور میداند.
با این موضعگیری روشن بود که رئیسجمهور و وزیر امور خارجه عملاً اختیار عمل خود را از دست دادهاند. تصمیم نهایی گرفته شده و آنها ناچار به تبعیتاند. نتیجه؟ فعال شدن «مکانیسم ماشه» و بازگشت تمامی تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل.
بیتردید، باندهای مافیایی و سوداگرانی که از تداوم تحریمها ارتزاق میکنند، بیشترین بهره را از این وضعیت خواهند برد. در مقابل، اقتصاد در آستانه فروپاشی و مردمی که زیر بار فشارهای معیشتی له میشوند، بازندهی اصلی این تصمیماند.
با پایان این انتظار چندماهه، رژیم، مردم، اپوزیسیون و جامعه جهانی وارد مرحلهای تازه شدهاند: بازگشت به شرایط پیش از برجام، با تمام تبعات سیاسی، اقتصادی و امنیتی آن. آن هم پس از سالها تحریم، فشار حداکثری آمریکا، شکست پروژه محور مقاومت، اتلاف دهها میلیارد دلار از منابع کشور و جنگی ۱۲ روزه.
گام بعدی چیست؟
رژیم برای مقابله با خشم احتمالی جامعه، بهویژه در شرایط افزایش فشارهای اقتصادی، احتمالاً به سرکوب شدیدتر، اعدامهای بیشتر و نمایش قدرت امنیتی خود روی خواهد آورد. آیا غنیسازی را شدت خواهد داد؟ آیا موشکهای جدیدتری خواهد ساخت؟ آیا موفق به خرید تسلیحات پیشرفته از چین، روسیه یا حتی پاکستان خواهد شد؟
پاسخ محتمل این است: بعید به نظر میرسد این کشورها حاضر به فروش تسلیحاتی باشند که توازن نظامی موجود در منطقه، بهویژه در برابر اسرائیل، را به نفع جمهوری اسلامی بر هم بزند.
گزینه دیگر، حرکت مخفیانه به سوی ساخت بمب اتم است. اما با توجه به نفوذ اطلاعاتی دستگاههای جاسوسی اسرائیل و آمریکا در ساختار امنیتی جمهوری اسلامی، چنین برنامهای نمیتواند از چشم جهان پنهان بماند. و نظام هم این را میداند.
در طرف مقابل، آمریکا و اسرائیل که تحرکات نظامی جمهوری اسلامی را بهدقت رصد میکنند، اجازه نخواهند داد که این تحرکات وضعیت فعلی را به سود تهران تغییر دهد. در چنین شرایطی، اقدام نظامی نیز یکی از گزینههای محتمل آنهاست. اما در گام نخست، بازگشت رسمی تحریمهای شورای امنیت در دستور کار قرار خواهد گرفت.
مردم چه خواهند کرد؟
پیشبینی واکنش مردم دشوار است. اما یک چیز قطعیست: امید به اصلاح درونی نظام بهکلی رنگ باخته است. فشار اقتصادی نه فقط بر دوش حقوقبگیران، که بر تمام اقشار جامعه سنگینی خواهد کرد.
واحدهای تولیدی و اقتصادی، که همین حالا نیز در آستانه فروپاشی قرار دارند، تاب بازگشت تحریمهای سازمان ملل را نخواهند داشت. مقاومت ناپایدار آنها فروخواهد پاشید. حتی باندهای قدرتی که از تحریمها منتفع نمیشوند، سهم کمتری از غارت منابع ملی خواهند برد. ناترازیها بیشتر خواهد شد.
تجمع این شرایط میتواند زمینهساز خیزشی اجتماعی باشد، گستردهتر از اعتراضات پیشین. اعتراضی که بخشهای وسیعتری از جامعه را درگیر خواهد کرد؛ بهجز آنان که مستقیماً از نظام ارتزاق میکنند.
اما آیا دستگاه سرکوب نظام توان کنترل چنین وضعیتی را دارد؟ آیا شکاف در بالا، در حاکمیت، به تغییراتی منجر خواهد شد؟ باید صبر کرد و منتظر ماند؛ چرا که پیشبینی آینده در چنین شرایطی بهشدت دشوار است و عوامل متعددی در تحولات پیش رو تأثیرگذارند.
اپوزیسیون چه خواهد کرد؟
صادقانه بگویم: انتظار اقدام مؤثری از سوی اپوزیسیون نمیرود. همچنان گرفتار تفرقه، جنگ داخلی و مشغولیت با منافع فرقهای و شخصیاند. دغدغهی اصلیشان بیش از آنکه کشور و مردم باشد، منافع گروهی و تثبیت جایگاه خود در میان طیفهای دیگر است.
هیچ نشانهای دال بر گذر از خواستههای حداکثری، رسیدن به اشتراکات و پذیرش مکانیسمهای دموکراتیک حل اختلافات به چشم نمیخورد.
و این در حالیست که کشور در یکی از حساسترین برهههای تاریخی خود قرار دارد. آیندهای مبهم در پیش است. آیا اپوزیسیون از این خواب سنگین بیدار خواهد شد و شرایط ختیر لحظه را درک خواهد کرد؟ در نا امیدی بسی امید است. امید که اینبار این ضرب المثل ایرانی جامعه عمل بیابد.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
بهروز عامری:یاد سمفونی…
بهروز عامری:
یاد سمفونی مردگان معروفی افتادم به مورچه ها هم رحم نکرد
چنان در امید را گل گرفته بود که راه برای فرار خودش هم نذاشته بود
Jahangir Alizadehبرنده و…
Jahangir Alizadeh
برنده و بازنده مرگ برجام کیست ؟
در مرگ کامل برجام ، چه کسانی برنده و چه کسانی بازنده هستند ؟
۱. آخرین تیر بر شقیقه برجام ، این آخرین امیدملی ما در محاصره انبوه یاس و حرمان های ملت خسته و رنجور شلیک شد !
۲. جلیلیون ، پایداریون ، سلطنتیون ، فرقه رجویون به رهبری و مدیریت فاشیست ها و جنایتکاران و نژادپرستان حاکم در اسراییل و امریکا ، برندگان خطرناک ترین و ویرانگرترین بازی علیه ایران و علیه مردم زخمین و بیمارمان بودند !
۳. مرگ برجام بدست افراطیون داخل و خارج به رهبری فاشیست های اسراییلی و امریکایی ، بازنده ای جز ایران و مردم خسته و دردمند و بلاکشیده و مصیبت دیده اش ندارد .
۴. اجرایی شدنِ تحریم های سازمان ملل در این پیچ خطرناک تاریخی ، کمر نیمه شکسته مردم وطن را دو نیمه می کند و مردم ناامید و مایوس را از همه چیزشان ساقط خواهد کرد .
۵. پروژه شورش گرسنگان و به میدان و خیابان آوردن مردم مستاصل و فقیر و گرسنه و طغیان و عصیان کور دردمندان و رنج کشیدگان و بی پناهان و زجر کشیدگان و ستمدیگان و بی صدایان صداها غورت داده از طرفی و از طرف دیگر تحرکات و تحریکات و خطرات سرزمینی و ارضی مربوط به تجزیه کشور ، سالها پروژه افراطیون داخل و خارج تحت رهبری اسراییل بوده است تا در یک جنگ داخلی کاملن ویرانگر به اهداف خود برسند تا بتوانند لیبیایی سازی و عراقیزه سازی و افغانیزه و سوریه سازی وطن را محقق سازند !
۶. این بهترین و کم هزینه ترین پروژه دشمنان سوگندخورده داخلی و برون مرزی و اپوزیسیون خائن و تبهکار و مزدور و وابسته خارج از کشور بوده است که بدون هزینه های مربوط به تجاوز نظامی بتوانند به تمام اهداف و خواسته های شیطانی خود برسند ، این پروژه شیطانی دشمنان وطن در فاز انجام نهایی اش است ، همچون بهمن ۵۷ که چهار عامل ، شاه ، مخالفین شاه و به اصطلاح انقلابیون ، اروپا و امریکا و کنفرانس گوادلوپ ، در یک ائتلافی نوشته و نانوشته ، علیه کشور بزرگی به نام ایران ، انقلاب کردند و ایران را ساقط و سرنگون ساختند ، دوباره چنین پروژه شوم علیه ایران توسط داخل و خارج در فاز نهایی اجرایی شدن کامل خویش است و ……
آیا امیدی هست ؟
ایا امیدی هست ؟
ج-ع- ۵ مهرماه ۱۴۰۴
Mehrdad Raoufهیچ چیز جدیدی…
Mehrdad Raouf
هیچ چیز جدیدی در این تحلیل نیست. گفته های تکراری. حقیقت هم هست البته .
البته من فکر میکنم شاهد کنسرتهای خیابانی بیشتری خواهیم بود حتی با شرکت زنان. این رژیم به فریب بیشتری روی خواهد آورد و اینجا باید روی فهم مردم حساب کرد که آیا گولش را میخورند یا نه ؟
To be or not to be
That’s a question
Afshin Aminiاپوزیسیون واقعی…
Afshin Amini
اپوزیسیون واقعی در ایران هست و از برانداز گرفته تا آنان که خواستار یک قانون اساسی جدید بر مبنای رای مردم هستند.
اپوزیسیون خارج هم چندان وزنه خاصی در حال حاضر نیست و طبق روالی ۴۷ سال اخیر در حال خنثی کردن یکدیگر.
Hoshang Asadi
آن هفتصد نفر بیانیهنویس، از طیف چپهای جمهوریخواه گرفته تا اصلاحطلبان حکومتی، از نظر من اپوزیسیون نظام به شمار نمیآیند.
آنان در عرصه سیاست و عمل اجتماعی در حقیقت دنبالهرو خامنهای هستند؛ فقط منتظرند اسرائیل حمله کند تا به یاری ارباب خود بشتابند. میتوان آرزو کرد که روزی بیانیه دیگری برای همان ارباب بنویسند و خطاب به او بگویند: «برو بمیر»؛ همانگونه که یک وکیل شجاع چند روز پیش چنین گفت.
اپوزیسیون واقعی امروز در زندان است. در خارج کشور نیز آقای پهلوی را داریم که او را نمیتوان اپوزیسیون به معنای دقیق دانست، اما هم اپوزیسیون پادشاهیخواه و هم ما لیبرالدموکراتها از او پشتیبانی میکنیم. او در واقع میتواند ، و به گمان من چنین است ، نماد یا برآیندی از آرزوهای مردم خسته و عاصی برای سرنگونی رژیم نکبت اسلامی باشد. این نماد ملی، هر نامی بر آن بگذاریم، یک امکان انکارناپذیر است؛ اما گذر از «امکان» به «مطلوب» کاری دشوار است.
مطلوب زمانی دستیافتنی خواهد شد که اپوزیسیون واقعی زندانکشیده درون کشور، در پیوندی تنگاتنگ (هرچند چگونگیاش روشن نیست) با این امکان ملی قرار گیرد. در آن صورت شاید «ممکن» به «مطلوب» تبدیل شود. با این همه، همین امکان نیز پیوسته آماج حملات و سمپاشیهای چپهای عقدهدار و پهلویستیز است که با پروپاگاندای سیاسی و همکاری پنهان و آشکار با رژیم، در تلاشند دیگران را بترسانند.
Muhammadi Sahraliاپوزیسیون…
Muhammadi Sahrali
اپوزیسیون تحول خواه در آستانه انتخاب گزینه هاست ،یا باید از جنگ داخلی و طایفه ای دست بر دارند و بروی خواست های حداقلی "ازادی زندانیان سیاسی"، توقف اعدامها ،برگزاری انتخابات ازاد تحت نظارت سازمان ملل ،توافق کند.
البته برخی "چپ " که من انها را "چپ ولائی" ،یا چپ ولایتمدار من بدانم ،مثل قبل در کنار خامنهای خواهند ماند .و حفظ نظام را برابر با حفظ ایران ، تبلیغ خواهند نمود ،و بر سیاست ماله کشی و پوشاندن جنایات و سیاستهای مخرب خامنهای ادامه خواهند داد.سخنیزبا این "اپوزیسیون " نیس
زندگی در تاریکی نیز راه خودش را پیدا میکند.
دروود بر آقای مقصود نیا گرامی،
اندکی زمزمه های بیخ گوشی با صدای بلند!
سیستمی به نام «جمهوری اسلامی ایران»، اصلا و ابدا و به هیچ وجه من الوجوه، لژیتیماتسیون از ثانیه اول شکلگیری اش نداشته و همچنان ندارد. حکومت فقاهتی، حکومت استقرار گیوتین الهی و دوامش بر اساس خونریزی ممتد بوده است تا همین الان که ملاحظه می فرمایید.
در اینکه، زندگی در بدترین شرایط ممکن نیز راه خودش را پیدا خواهد کرد، بحثی نیست. امّا سئوال کلیدی اینجاست که اینهمه مدّعیان رنگارنگ «اپوزیسیون» در کجای این ژنده قبای «زندگی مردم میهن» قرار میگیرند؟. در کجا؟. از حقّ نباید گذشت و باید دلیر بود در گفتن حقایقی که همه میدانند؛ ولی شهامت گفتن و بر زبان آوردنش را ندارند. حقیقت این است که اپوزیسیون اصیل و واقعی حکومت فقاهتی، همان «مردم ایران» هستند. امّا مردم در فاصله نیم قرن تمام، اینقدر قربانیها داده اند و فلاکتها کشیده اند که دیگر رمقی برای آنها نمانده است، هر چند اگر فرصت مناسب پیش بیاید، همچون آتشفشان، شعله ور خواهند شد.
بحث من امّا همچنان همانست که سالهاست مطرح میکنم و بر اندیشیدن در باره اصول و پرنسیپها و بُنمایه های «باهمایی و همبستگی» تاکیدها میکنم، ولی باز هیچکس گوشش بدهکار نیست؛ مخصوصا مدّعیان اپوزیسیون. اصولی که من اینقدر بر آنها پافشاری میکنند، از بنیانهای فرهنگ هزاره ای مردم ایران در جامعیّت وجودی گرفته شده اند؛ نه از این اعلامیه و آن فراخوان و این کتاب مذهبی و آن نظریّه آکادمیکی و این ایدئولوژی و آن مرام و مسلک. امّا دریغا که هر کسی به نام مردم و ایران فقط به دنبال این است که خودش و همعقیده هایش، حاکم بر ایران کند بدون آنکه برای «بُنمایه های فرهنگ مردم ایران» پشیزی ارزش قائل باشند و بخواهند که بر محور آنها به گرداگرد یکدیگر بیایند و دست همکاری به همدیگر بدهند و مردم و ایران را از باتلاق نابودی و نیستی آزاد کنند.
تراژدی و فاجعه غم انگیز تاریخ کشورداری در ایران همواره بر این محور هلاک کننده و گاه رهاینده چرخیده است که مهاجمانی از بیرون مرزها برخاسته اند و حکومتهای داخلی را سرنگون کرده اند؛ یعنی حکومتگران داخلی اینقدر در بلاهتهای خودشان سماجت به خرج داده اند و خلاف پرنسیپهای فرهنگ مردم، اقدام کرده اند که مردم، آزادی خود را در بلای هجوم بیگانگان آرزو کرده اند و همچنان میکنند. این یعنی اینکه مدّعیان اپوزیسیون حکومت فقاهتی در بیرون مرزها، اصلا استعداد و مایه و توان و سواد و تجربه و حسّ میهندوستی و مردمدوستی ندارند و سفت و سخت، اسیر و در بند ذهنیّت اعتقاداتی و ایدئولوژیکی و مذهبی و فرقه ای و تشکیلاتی خودشان هستند و شبانه روز نیز طلبکار از یکدیگر. [از استثناها سخن نگوییم؛ زیرا جای قاعده شایع و جاری را نمیگیرند و پُر نمی کنند]. مدّعیان اپوزیسیون برونمرزی، فرزندان خلف ملّت ایران نیستند؛ وگرنه چرا باید حکومت فقاهتی با اینهمه جنایتها و تبهکاریها بتوانند نیم قرن حاکم بلامنازع بماند؟. چرا؟.
ایران و مردمش، راه خود را پیدا خواهند کرد. حال یا با زلزله ای که از عواقب هجوم بیگانگان رخ خواهد داد یا از طوفانی که از دل خود جامعه سر بر خواهد آورد و برغم خسارتهای شدید، راه ازادی را به سوی مرغزاری نو، رقم خواهد زد. همین.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان