رفتن به محتوای اصلی
جمعه 21 آذر 1404 - Friday, 12 December 2025

اپوزیسیون خارج از کشور ومکانیزم ماشه

اپوزیسیون خارج از کشور ومکانیزم ماشه


مکانیزم ماشه سال هاست که در مورد اپوزیسیون خارج از کشور عمل می کند وبدتر! چرا که حداقل برای امتحان هم که شده قرار بر جامی با هم امضا نکردیم .چرا که دگم های ما سخت تر از دگم های جمهوری اسلامی بوده وهست . زیاد دور نرویم هیچ گاه چنین شرایطانقلابی با تعریف کلاسیک لنینی برای سرنگونی جمهوری اسیلامی وجود نداشته "بالائی ها نتوانندوپائینی ها نخواهند.... "اصلی ترین نقطه پایان یک حکومت .امری که در امروزجمهوری اسلامی صدق می کند.در چنین شرایطی است که چگونگی بر خورد هر فرد هر جریان ومسئولیت او در قبال وضعیت منجر به سرنگونی رژیم معین می شود . جدیت ومیزان واقعی اعتقاد ما در قالب افراد وسازمان ها در مبارزه با حکومت جمهوری اسلامی ! به میزان پرداختن شبانه روزی و صمیمانه ما بدون پیش داوری ،بدون در نظر گرفتن منافع شخصی وگروهی وعشق به آینده این سرزمین ومردم درد کشیده آن ممکن می گردد..
در تلاش تک تک افراد وجربان های سیاسی برای شکل دادن و واقعیت بخشیدن بیک نیروی متشکل فرا گیر که بتواند یک پارچه از مبارزه مردم وخواسته های آن ها حمایت کند هم پای آن هادر صحنه مبارزه حضورداشته باشدتبارز می یابد!
تلاش برای تجمیع تمامی نیروهای اپوزیسیون حکومت اسلامی جهت یافتن راهی واقعی وعینی برای رسیدن به نتیجه مطلوب.
استفاده از تمامی، امکانات ، پتانسیل و توانائی های خود بدون چشم داشت فردی وگروهی صرفا در خدمت به جبهه مبارزه با جمهوری اسلامی وحرکت برای ایجاد یک هم گامی و اتحاد عمل مشترک است که معیار پای بندی ما را به مردمو این لحظه تاریخی است..
هر گونه فاصله گرفتن از واقعیت های اجتماعی وبرجسته کردن مسائل جنبی که مارا از پرداختن به مسئله اصلی باز می دارد و در عمل ما را در لابیرنتی اسیر می کند که مرتب دور خود بچرخیم وکلافی تنیده شده ازبخشی واقعیت، بخشی ذهنیت، بخشی پیش داوری، بخشی عادت، بخشی نقش افرادجا افتاده در سیستم تفکر وعادت کرده بیک شیوه مبارزه که سازمان ویا گروه را ملک طلق خود می دانند با حق آب وگل برآن!ما را به بیراهه می برد وبخشی حسادت  بی خردی . 
درارزش گذاری های پوپولیستی باقی مانده از دوران انقلابی گری که هرگز عمیقا به نقد آن ننشسته ایم وهنوز آن دوره را در قضاوت نهائی قسمتی قابل توجه از افتخارات خود می دانیم و نا خود آگاه در بر خورد با مسائل بخصوص در ارتباط با دیگر جریان های سیاسی وافراد بهمان شیوه عکس العمل نشان می دهیم نقطه ضعف جدی ما در بر خورد با دیگر جریان های سیاسی بخصوص مشروطه خواهان وشخص آقای رضا پهلوی است. 
نگاهی که هنوزملاک دوری ونزدیکی ما به این یا آن جریان سیاسی واجتماعی را تعین می کند! که حاصل آن در جا زدن ، نهایت دل خوش کردن به گروه یا سازمانی است که به آن تعلق داریم،درآن فعالیت و بگونه ای سلطنت می کنیم!شاید از این روست که در هیچ جبهه ای نمی گنجیم !"ما را! پادشاهی در پوست گردوئی که آن را بخشی از جهان می دانیم کفایت می کند.
همیشه دیواری نا مرئی پیچیده درقالب تزهای ذهنی افراد قدیمی وتاثیر گذارعملا ما را محدودمیکند..
عادت ورضایت گروهی بحث کنندگانی که سخت بر هم می تازند ،بحث وجدل می کنندو فکرمی کنند! بحث های پایان ناپذیر نظری که چندین دهه است در شکل های مختلف در این سازمان ها جریان دارد!تنها بحث های مهم جنبش انقلابی است که سر نوشت انقلاب و ائتلاف ها را روشن می نماید واز استقلال سازمانی آن ها دفاع میکند
رهبرانیکه در یک ماراتن نیم قرنی دور می گردند ! همدیگر را تائید با تکذیب می کنند! دلخور می شوند،با یاد آوری خاطرات و سال ها در کنار هم بودن محبتشان گل می کند.با خوش قلبی بدون کینه همدیگر را در آغوش می کشند ،دور هم می نشینند اندکی استراحت می کنند !اما درنهایت با صرف این همه وقت، نیرو به هیچ نتیجه گیری مشخص!وتاثیر گذار که بتواند عامل وصل کننده ونزدیکی جریان های اپوزیسیون خارج از کشور بهم وجذاب برای نسل جدیدی که باید جای گزین آن ها گردد نمی شوند. 
نگاه دور از غرض بر آن چه که طی این چهل و اندی سال بدست آوردیم
تشکیلاتی که گذشت ایام بدنه آن را کوچک و کوچکترکرده زمان نقش خود بر چهره وتوان رهبران پا از هفتاد بیرون نهاده زده است ! توان گرفته بی آن که نیروی جوان ،شاداب وپر تلاشی جایگزین این نسل گردد !نگاه کنیم به یک نواختی نوشته ها ،به نثر یادگار مانده از یک دوران که ما نیز به آن تعلق داریم ،به محافظه کاری شدید در بطن هر نوشته واعلامیه که بصورت شرطی شده در طول چند دهه! خود را بر نوشته ها ونوع نگاهمان به مسائل اجتماعی وسیاسی تحمیل می کند و هنوز در مرده ریگ گدشته بدنبال بی آب کردن آن دوره است.
از سرنگونی جمهوری اسلامی سخن گفته ومی نویسیم اما در هراسیم که مبادا تنه مبارکمان به گوشه ای از لباس آقای رضا پهلوی بخورد وهمگامی ما را در مبارزه با حکومت اسلامی در کنار او نشان دهد
اما چه باک که ما در هر دوره آن چنان سفت وسخت از فکروعمل کرد خود دفاع کردیم که مو لای درز آن ها نمی رود.
.
هنوز تئوری توطئه،ترس ازتوطئه های امپریالیسم غربی از تندی برخورد های ما در ارتباط با جمهوری اسلامی می کاهد ومانع ازهمگام شدن ما با دیگر جریان های سیاسی حداقل در این دوره معین زمانی که جمهوری اسلامی با تمامی سیمای سرکوب گرخود در صحنه ظاهرشده و چنین بی مهابا کشتار می کند! تخم نا امیدی،یاس وترس دردل مردم می پاشد می گردد.
یکی از راه های امید بخشیدن بمردم و استوار بودن بر دفاع از منافع آن ها تلاش وحرکت کردن در جهت ایجاد یک جبهه متحد از تمامی نیروهای اپوزیسیون تا آن جائی که مقدر است می باشد.
تنها با تشکیل چنین تشکلی است که می توان از تلاش برای مبارزه با رژیم وامید بخشیدن بمردم ودلگرمی آن ها و قدم بمیدان نهادنشان به امید آینده بهترسخن گفت.
هر گونه دامن زدن به عدم این هم گامی و تشکل عملا آب ریختن به آسیاب حکومت است. آبی که در عمل از غلظت خون های ریخته شده می کاهد ومانع از یکپارچگی اپوزیسیون خارج می گردد.
شک
ل دادن به یک اپوزیسیون هم رای ویکپارچه در همین بازه زمانی معین با توجه بر آن چه که در بطن جامعه طاعون زده بیمار،گرفتار در فقر ، فساد وسرکوب مداوم رژیم می گذرد.مهم ترین وظیفه عاجل ولازم تمامی نیروهای سیاسی مخالف رژیم است 
امروزکمتر کسی است که درطول چهل اندی  سال حکومت خشن ،فاسد وجنایتکار حکومت اسلامی صابون این حکومت به تنش نخورده باشد و بگونه ای جدی خواهان سرنگونی آن نباشد. آیا زمان دور ریختن پیشداوری ها ، مفاهیم و تزهائی که سال هاست درعالم انتزاع در ذهن خود ساخته و واقعیت بخشیده ایم بی آن که پای در واقعیت داشته باشد نرسیده است؟ پس کی؟ ودر کدام هنگام بهتر از این زمان حداقل نشستن دورهم نیروهای اپوزیسیون فرا خواهد رسید؟ امرنزدیکی جریان ها وافراد سیاسی خارج از کشورجهت یک اتحاد عمل گسترده که زمینه ساز یک جبهه فرار گیر باشد کی صورت عملی بخود خواهد گرفت ؟
زمانی برای یک گفتگوی آغازین با نشستن رو در رو و تلاش برای نزدیک کردن نقطه نظرها جهت یافتن راه هائی برای یک اتحاد عمل !که سال هاقبل باید صورت می گرفت!
این است وظیفه بزرگی که امروز بر گردن تک تک ماست! ایحاد یک فضای سالم برای گفتگوی میهنی ویافتن راهی جهت شکل دهی بیک تشکل گسترده از نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور برای یک مبارزه جدی وتاثیر گذاروهر چند که می دانم از این گروه منجمد شده د ر یخچال های ناشی از افکاری یخ زده حاصلی عاید نخواهد شدو"هزار بار گفتی و نیامدت جوابی ."    ابوالفضل محققیاپوزیسیون خارج از کشور ومکانیزم ماشه
مکانیزم ماشه سال هاست که در مورد اپوزیسیون خارج از کشور عمل می کند وبدتر! چرا که حداقل برای امتحان هم که شده قرار بر جامی با هم امضا نکردیم .چرا که دگم های ما سخت تر از دگم های جمهوری اسلامی بوده وهست . زیاد دور نرویم هیچ گاه چنین شرایطانقلابی با تعریف کلاسیک لنینی برای سرنگونی جمهوری اسیلامی وجود نداشته "بالائی ها نتوانندوپائینی ها نخواهند.... "اصلی ترین نقطه پایان یک حکومت .امری که در امروزجمهوری اسلامی صدق می کند.در چنین شرایطی است که چگونگی بر خورد هر فرد هر جریان ومسئولیت او در قبال وضعیت منجر به سرنگونی رژیم معین می شود . جدیت ومیزان واقعی اعتقاد ما در قالب افراد وسازمان ها در مبارزه با حکومت جمهوری اسلامی ! به میزان پرداختن شبانه روزی و صمیمانه ما بدون پیش داوری ،بدون در نظر گرفتن منافع شخصی وگروهی وعشق به آینده این سرزمین ومردم درد کشیده آن ممکن می گردد..
در تلاش تک تک افراد وجربان های سیاسی برای شکل دادن و واقعیت بخشیدن بیک نیروی متشکل فرا گیر که بتواند یک پارچه از مبارزه مردم وخواسته های آن ها حمایت کند هم پای آن هادر صحنه مبارزه حضورداشته باشدتبارز می یابد!
تلاش برای تجمیع تمامی نیروهای اپوزیسیون حکومت اسلامی جهت یافتن راهی واقعی وعینی برای رسیدن به نتیجه مطلوب.
استفاده از تمامی، امکانات ، پتانسیل و توانائی های خود بدون چشم داشت فردی وگروهی صرفا در خدمت به جبهه مبارزه با جمهوری اسلامی وحرکت برای ایجاد یک هم گامی و اتحاد عمل مشترک است که معیار پای بندی ما را به مردمو این لحظه تاریخی است..
هر گونه فاصله گرفتن از واقعیت های اجتماعی وبرجسته کردن مسائل جنبی که مارا از پرداختن به مسئله اصلی باز می دارد و در عمل ما را در لابیرنتی اسیر می کند که مرتب دور خود بچرخیم وکلافی تنیده شده ازبخشی واقعیت، بخشی ذهنیت، بخشی پیش داوری، بخشی عادت، بخشی نقش افرادجا افتاده در سیستم تفکر وعادت کرده بیک شیوه مبارزه که سازمان ویا گروه را ملک طلق خود می دانند با حق آب وگل برآن!ما را به بیراهه می برد وبخشی حسادت  بی خردی . 
درارزش گذاری های پوپولیستی باقی مانده از دوران انقلابی گری که هرگز عمیقا به نقد آن ننشسته ایم وهنوز آن دوره را در قضاوت نهائی قسمتی قابل توجه از افتخارات خود می دانیم و نا خود آگاه در بر خورد با مسائل بخصوص در ارتباط با دیگر جریان های سیاسی وافراد بهمان شیوه عکس العمل نشان می دهیم نقطه ضعف جدی ما در بر خورد با دیگر جریان های سیاسی بخصوص مشروطه خواهان وشخص آقای رضا پهلوی است. 
نگاهی که هنوزملاک دوری ونزدیکی ما به این یا آن جریان سیاسی واجتماعی را تعین می کند! که حاصل آن در جا زدن ، نهایت دل خوش کردن به گروه یا سازمانی است که به آن تعلق داریم،درآن فعالیت و بگونه ای سلطنت می کنیم!شاید از این روست که در هیچ جبهه ای نمی گنجیم !"ما را! پادشاهی در پوست گردوئی که آن را بخشی از جهان می دانیم کفایت می کند.
همیشه دیواری نا مرئی پیچیده درقالب تزهای ذهنی افراد قدیمی وتاثیر گذارعملا ما را محدودمیکند..
عادت ورضایت گروهی بحث کنندگانی که سخت بر هم می تازند ،بحث وجدل می کنندو فکرمی کنند! بحث های پایان ناپذیر نظری که چندین دهه است در شکل های مختلف در این سازمان ها جریان دارد!تنها بحث های مهم جنبش انقلابی است که سر نوشت انقلاب و ائتلاف ها را روشن می نماید واز استقلال سازمانی آن ها دفاع میکند
رهبرانیکه در یک ماراتن نیم قرنی دور می گردند ! همدیگر را تائید با تکذیب می کنند! دلخور می شوند،با یاد آوری خاطرات و سال ها در کنار هم بودن محبتشان گل می کند.با خوش قلبی بدون کینه همدیگر را در آغوش می کشند ،دور هم می نشینند اندکی استراحت می کنند !اما درنهایت با صرف این همه وقت، نیرو به هیچ نتیجه گیری مشخص!وتاثیر گذار که بتواند عامل وصل کننده ونزدیکی جریان های اپوزیسیون خارج از کشور بهم وجذاب برای نسل جدیدی که باید جای گزین آن ها گردد نمی شوند. 
نگاه دور از غرض بر آن چه که طی این چهل و اندی سال بدست آوردیم
تشکیلاتی که گذشت ایام بدنه آن را کوچک و کوچکترکرده زمان نقش خود بر چهره وتوان رهبران پا از هفتاد بیرون نهاده زده است ! توان گرفته بی آن که نیروی جوان ،شاداب وپر تلاشی جایگزین این نسل گردد !نگاه کنیم به یک نواختی نوشته ها ،به نثر یادگار مانده از یک دوران که ما نیز به آن تعلق داریم ،به محافظه کاری شدید در بطن هر نوشته واعلامیه که بصورت شرطی شده در طول چند دهه! خود را بر نوشته ها ونوع نگاهمان به مسائل اجتماعی وسیاسی تحمیل می کند و هنوز در مرده ریگ گدشته بدنبال بی آب کردن آن دوره است.
از سرنگونی جمهوری اسلامی سخن گفته ومی نویسیم اما در هراسیم که مبادا تنه مبارکمان به گوشه ای از لباس آقای رضا پهلوی بخورد وهمگامی ما را در مبارزه با حکومت اسلامی در کنار او نشان دهد
اما چه باک که ما در هر دوره آن چنان سفت وسخت از فکروعمل کرد خود دفاع کردیم که مو لای درز آن ها نمی رود.
.
هنوز تئوری توطئه،ترس ازتوطئه های امپریالیسم غربی از تندی برخورد های ما در ارتباط با جمهوری اسلامی می کاهد ومانع ازهمگام شدن ما با دیگر جریان های سیاسی حداقل در این دوره معین زمانی که جمهوری اسلامی با تمامی سیمای سرکوب گرخود در صحنه ظاهرشده و چنین بی مهابا کشتار می کند! تخم نا امیدی،یاس وترس دردل مردم می پاشد می گردد.
یکی از راه های امید بخشیدن بمردم و استوار بودن بر دفاع از منافع آن ها تلاش وحرکت کردن در جهت ایجاد یک جبهه متحد از تمامی نیروهای اپوزیسیون تا آن جائی که مقدر است می باشد.
تنها با تشکیل چنین تشکلی است که می توان از تلاش برای مبارزه با رژیم وامید بخشیدن بمردم ودلگرمی آن ها و قدم بمیدان نهادنشان به امید آینده بهترسخن گفت.
هر گونه دامن زدن به عدم این هم گامی و تشکل عملا آب ریختن به آسیاب حکومت است. آبی که در عمل از غلظت خون های ریخته شده می کاهد ومانع از یکپارچگی اپوزیسیون خارج می گردد.
شک
ل دادن به یک اپوزیسیون هم رای ویکپارچه در همین بازه زمانی معین با توجه بر آن چه که در بطن جامعه طاعون زده بیمار،گرفتار در فقر ، فساد وسرکوب مداوم رژیم می گذرد.مهم ترین وظیفه عاجل ولازم تمامی نیروهای سیاسی مخالف رژیم است 
امروزکمتر کسی است که درطول چهل اندی  سال حکومت خشن ،فاسد وجنایتکار حکومت اسلامی صابون این حکومت به تنش نخورده باشد و بگونه ای جدی خواهان سرنگونی آن نباشد. آیا زمان دور ریختن پیشداوری ها ، مفاهیم و تزهائی که سال هاست درعالم انتزاع در ذهن خود ساخته و واقعیت بخشیده ایم بی آن که پای در واقعیت داشته باشد نرسیده است؟ پس کی؟ ودر کدام هنگام بهتر از این زمان حداقل نشستن دورهم نیروهای اپوزیسیون فرا خواهد رسید؟ امرنزدیکی جریان ها وافراد سیاسی خارج از کشورجهت یک اتحاد عمل گسترده که زمینه ساز یک جبهه فرار گیر باشد کی صورت عملی بخود خواهد گرفت ؟
زمانی برای یک گفتگوی آغازین با نشستن رو در رو و تلاش برای نزدیک کردن نقطه نظرها جهت یافتن راه هائی برای یک اتحاد عمل !که سال هاقبل باید صورت می گرفت!
این است وظیفه بزرگی که امروز بر گردن تک تک ماست! ایحاد یک فضای سالم برای گفتگوی میهنی ویافتن راهی جهت شکل دهی بیک تشکل گسترده از نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور برای یک مبارزه جدی وتاثیر گذاروهر چند که می دانم از این گروه منجمد شده د ر یخچال های ناشی از افکاری یخ زده حاصلی عاید نخواهد شدو"هزار بار گفتی و نیامدت جوابی ."    ابوالفضل محققی

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی
برگرفته از:
ایرانگلوبال

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!