چرا شاه رفت؟
۲۶ دی ۱۳۵۷؛ روزی که محمدرضا شاه پهلوی ایران را ترک کرد.
اما چرا؟ از ترس جان؟ برای حفظ تاج و تخت؟ یا مأموریتی دیگر در پشت پرده بود؟
شاه در پاسخ به تاریخ میگوید: «نمیخواستم تاریخ مرا پادشاهی بداند که برای حفظ قدرتش خون ملت را ریخت.» اما واقعیت بسیار پیچیدهتر است!
در همان روزها و ماه ها بود که رسانههای جهانی خمینی را قهرمان آزادی معرفی میکردند و شاه را دیکتاتوری خونخوار. قدرتهای نفتی و دولتهای غربی در پشت صحنه تصمیم گرفته بودند که زمان تغییر رسیده است. از کنفرانس گوادلوپ و مأموریت ژنرال هایزر تا فشار مستقیم آمریکا و انگلیس، همهچیز حکایت از یک طرح بزرگ داشت.
شاه به دنبال سرکوب خونین نبود. او به دنبال یک راهحل سیاسی بود. محمد رضا شاه بخوبی واقف بود که سرنخ اتفاقات موجود در ایران، در خارج از ایران است، در کاخ سفید و کاخ باکینگهام است. به همین دلیل هم شاه مدام با سفیر آمریکا - ویلیام سالیوان - و سفیر انگلیس - آنتونی پارسونز - در حال مذاکره بود.
در زمان جان اف کندی هم شاه با چنین توطئه های خارجی روبرو شده بود که نمونه اش همان قیام مذهبی ۱۵ خرداد بود. در آن زمان بنا به اسناد، ویلیام داگلاس به همراه رابرت کندی (برادر رئیس جمهور و وزیر دادگستری) و جان وایلی (سفیر آمریکا در تهران) برای سرنگون کردن محمد رضا شاه و انتقال قدرت در ایران، طرحی را به کاخ سفید ارائه کرده بودند. قرار بود که زمام امور را به شورای سلطنت بسپارند متشکل از سیاستمداران مورد اعتماد کاخ سفید از جمله علی امینی و ناصرخان قشقائی.
شاه به امید یافتن یک راحل سیاسی و جلوگیری از خونریزی و احتمال جنگ داخلی، سرانجام، در ۲۶ دی ۵۷، ایران را ترک کرد… به مقصد آمریکا؛ برای دیدار و مذاکره با جیمی کارتر، رئیسجمهور این کشور و مشاورانش.
با ما همراه باشید تا اسناد، روایتها و پشتپردههای این تصمیم تاریخی را با هم مرور کنیم!
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.