رفتن به محتوای اصلی
جمعه 21 آذر 1404 - Friday, 12 December 2025

چند سوال از اپوزیسیون چپ وجمهوری خواه خارج از کشور ؟

چند سوال از اپوزیسیون چپ وجمهوری خواه خارج از کشور ؟

چه چیزی بما امکان می دهد که فرا تر از آنچه که در ذهن خود ساخته ایم قدمی پس بنشینم ودر نگاه خودنسبت به آنچه که امروز در جامعه سخت آسیب دیده از استبداد وفساد جمهوری اسلامی ایران می گذردتجدید نظر کنیم ؟
تنها یک چیزملاک است! قبول واقعیت عینی  که در سیاست خود را دربرخوردبا عینیت اجتماعی و خواست اکثریت جامعه نشان می دهد .
برخورد عینی با مسائل مردمی که روزانه با مشکلات ناشی ازعملکرد جمهوری اسلامی جانشان به لب رسیده است .مردمی که زیر بار فشار های اقتصادی ، محدودیت های اجتماعی وفرهنگی له ولورده می شوند و از بن جان خواهان سرنگونی این حکومت هستند.
مردمی که علی الرقم فشارهای خرد کننده  حاکمیت یک مقاومت و مبارزه مدنی رادراشکال مختلف پیش می برند  که برجسته ترین آنها مبارزه گسترده زنان بر علیه حجاب اجباری و شکل گرفتن یک خیزش تاثیر گذار با شعار "زن ،زندگی ،آزادی " است. خیزشی که هنوز در صور مختلف ادامه دارد . هزینه می دهند بی آن که جریان های مخالف جمهوری اسلامی چه در داخل وچه خارج عمیقا آنها را درک کنند ونقش خود در قبال این مبارزه مدنی را با عمل کرد درست خویش پاسخ گویند . 
درک عمیق و پاسخ درست به این مبارزه مدنی جاری توسط مردم چه می تواند باشد ؟ بنظر سوالی ساده است حمایت همه جانبه از این مبارزه .جوابی کلی که هیچ دردی از درد های مردم را دوا نمی کند . چرا که آنچه در عمل مشخص اپوزیسیون دیده می شود.در گیری های ذهنی آنهاست بر سر مقولاتی انتزاعی که فراتر از جواب گوئی به خواست های ضروری مردم وتوانمند کردن عملی جنبش مهساست .
من بدون هیچ واهمه ای از تیر های زهرآلود کسانی که قرارگرفتن من در جبهه "تلاش برای نجات ایران" را خیانت به گذشته و ایده ال های چپ می دانند ومورد تهاجمم قرارمی دهند سوال می کنم.
یک :"دشمن اصلی ملت ایران دراین مرحله کیست؟ "
دو:" آیا عمیقا به سرنگونی این رژیم جنایت کار که از طریق اعدام های روزانه وسرکوب هر صدای اعتراضی بر حکومت خود ادامه می دهد وبا سیاست های ویران گر وبی مسئولانه خود تحریمی گسترده وجنگی نا لازم را بر کشور ومردم تحمیل می کند هستید؟
" سه:" اگر واقعا خواستار سرنگونی این رژیم هستید چرا عمده نیروی خود را صرف کند وکاو در دوران سپری شده پهلوی ومقابله با شخص آقای رضا پهلوی بعنوان پر طرفدار ترین جریان مخالف جمهوری اسلامی میکنید بی آنکه نیم نگاهی  نقادانه به انصاف به گذشته خود وراه رفته خود که یاری رسان جمهوری اسلامی گردید بیفکنید ؟" 
چهار:"در حالی که بخوبی می دانید آنچه که امروز تمامیت کشوررا در آستانه یک فرو پاشی قرار داده حکومت حاضر وبالفعل جمهوری اسلامی است !نه تصوری که بالفرض درست هم که باشد خطرحکومت فرضی آقای رضا پهلوی در آینده ! با وجود این هدف اصلی خود را مبارزه با شخص شاهزاده رضا پهلوی می دانید؟"
پنجم :"شما که بخوبی می دانید برای در هم شکستن نیروی جهنمی سرکوب جمهوری اسلامی هیچ امری مهم تر از تشکیل یک ائتلاف گسترده ملی حول یک برنامه جامع که خواستار یک حکومت سکولار دموکراتیک که حافظ تمامیت ارضی  کشور ومعتقد  به صندوق رای وپذیرش آرای عمومی بر آمده از این انتخاب آزادنه باشد نیست ! دلیل این همه عناد ودشمنی بی اساس شما با طرح وبرنامه جامع  ارائه شده از طرف شاهزاده رضا پهلوی چیست ؟ آیا قدرت گیری اورا خطرناک تر از حکومت امروز جمهوری اسلامی می دانید؟ و برنامه ای جامع تر وواقعی تر از برنامه ایشان که حاصل تلاش جمعی ومورد یذیرش تعداد کثیری از دانشگاهیان ونخبه گان داخل وخارج کشور است دارید؟ "
شش :" اگربرنامه و نقشه راهی دارید و از حمایت حداقل تعدادی صاحب نظر بر خو دار است چرا ارائه نمی کنید؟  تا راهنمای عمل قرار گیرد ؟" مطمعن باشید اگر طرح وبرنامه شما جامع تر،عینی تر، گویا ترو قابل اجرا تر  از طرح وبرنامه شاهزاده رضا پهلوی باشد وقادر به شکستن استبداد وجوابگو به دوران گذار نخستین کسی که از آن حمایت خواهد کرد شخص آقای رضا پهلویست !"
هفت:" چرا وبچه دلیل با وجودی که نام اپوزیسیون جمهوری اسلامی بر خود نهاده اید! بجای نزدیکی و هم گامی جهت تقویت جبهه مبارزه با جمهوری اسلامی  پیوسته بر طبل تو خالی عدم مشارکت وتشکیل یک جبهه فرا گیر می کوبید! قند در دل حکومتیان و زهر در کام ملت ومبارزان آزادی می  ریزید؟  پیوسته تاکید بر جدا سری خود دارید؟ بی آنکه خود طریق راه نشان دهید ویک برنامه عملی وتدوین شده حداقلی که امضای چند کار بلد بر آن باشد را ارائه کنید! همایش مونیخ را بسخره گرفته بجای برخورد سازنده با آن تلاش در تخریب این همایش دارید! تمامی هم وغم خود را مقابله با برنامه دوران گذار "نجات ایران "نموده اید؟ "
در حالی که خوب می دانید امروز هیچ تلاشی مهم تر از تلاش برای برداشتن موانع سد راه نزدیگی اپوزیسیون بهم دیگر نیست .نشستن شجاعانه بر سر یک میز نشات گرفته از عشق بمردم ،عشق به سرزمین آبائی ،عشق به نسل جوان وآینده روشن این سرزمین !
پاسخ گوئی به خواست ونیازهای ملتی که چون شمع می سوزد وآب می شودو ما ناظران پر هیاهوی آن هستیم بی آنکه بوظیفه انسانی ووطنی خود عمل کنیم. هنوز دامنه سوالاتم ادامه دارد .ابوالفضل محققی

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی
برگرفته از:
ایرانگلوبال

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

نظرات رسیده
نظرات رسیده

Cyros Amiri
Kevin Soltani

این گروه مثلاً جمهوری خواه (صرفنظر از سوابق سیاسی مخدوش بسیاری از آنها) فقط شعار میدهد، انتقاد میکند، ولی هرگز راه حل ارائه نمی‌دهد! مشروعیت سیاسی را از طریق صندوق رای آزاد میداند، اما نمی‌گوید که چطور باید به آن صندوق رای دست یافت تا ایشان بتوانند آن رای کذایی خودشان را به داخل آن بیاندازد!
نیروهای جمهوریخواه که به استنباط خودشان قطعا دموکراسی‌خواه هم هست (همانطور که خمینی و روشنفکران سال ۵۷ بودند) حتی جرات به آزمایش گذاشتن شانس خود را هم ندارند. هنوز اتفاقی نیفتاده دچار خود بازنده بینی در انتخابات آینده سیاسی شده اند و شاهزاده پهلوی را برنده آن انتخابات میدانند، و به همین علت حاضر به هیچ نوع همکاری ملی نیستند! دمکراسی خواهان درپیت ایران بجز شعار هیچ چیز برای ارایه ندارند و چون میدانند و می بینند که دوران شعار گذشته است و به عمل کار برآید به سخن دانی نیست، ترجیح به ادامه حیات رژیم آخوندی میدهند، زیرا که بقای خود را در ادامه حیات این رژیم می بینند! بدبخت ملتی که روشنفکران دمکراسی خواه و جمهوری خواه اش را چنین اراذلی تشکیل داده اند! اینان که بجز خود هر اعتقادی را منکر اصول دمکراسی خواهی میدانند، حتی حاضر نیستند یک قدم برای آن دمکراسی خواهی ادعایی خود بردارند! حکایت آن شتر مرغند که به او میگفتند پرواز کن، جواب میداد شترم و پرواز نمیتوانم. میگفتند بار ببر، می‌گفت مرغ بار بری نمی‌تواند!
بدون کوچکترین شکی، این گروه از اپوزسیون ادعایی تاریخ ایران در زمره بدنام ترین ها نیز قرار دارند و در آینده نیز مردم ایران باید تاوان بسیاری بدلیل وجود این گروه ها بپردازد!

چ., 01.10.2025 - 21:09 پیوند ثابت
اسماعیل مرادی
اسماعیل مرادی

Esmaeil Moradi

واقعیت یا تفسیر شخصی؟ نقدی بر منطق متناقض جناب محققی
آقای محققی خواستار برخورد «عینی» با وضعیت کنونی و پذیرش «واقعیت عینیِ خواست اکثریت» به‌عنوان معیار عمدهٔ تصمیم‌گیری اپوزیسیون است. او از اپوزیسیون می‌پرسد که چرا صرفاً روی مسائل انتزاعی مانده‌اند، چرا با چهره‌هایی مثل رضا پهلوی مقابله دارند، و چرا ائتلاف ملی تشکیل نمی‌دهند. اما در استدلال او چندین ابهام مفهومی و تناقض استراتژیک دیده می‌شود که هم از منظر فلسفهٔ سیاسی و هم جامعه‌شناسی قابل نقد است.
اشکالات مفهومی و منطقی
1. ابهام در تعریف «واقعیت عینی» و «خواست اکثریت
I. محققی «قبول واقعیت عینی که در خواست اکثریت خود را نشان می‌دهد» را ملاک می‌داند؛ اما مشخص نیست «خواست اکثریت» چگونه و از چه کانالی باید مشخص شود (رأی‌گیری آزاد؟ نظرسنجی؟ حضور خیابانی؟). در غیاب نهادهای آزاد و قابل اعتماد، ادعای شناخت «خواست اکثریت» به سادگی قابل اثبات نیست.
II. از سوی دیگر، «واقعیت» در علوم اجتماعی همیشه چندبُعدی است: واقعیتِ عینیِ آمار اقتصادی و واقعیتِ تجربهٔ زیستِ مردم و واقعیتِ روایت‌های سیاسی ممکن است متفاوت باشند. ادعای تعیین‌تنهاـیکِ «واقعیت» از طریق یک نمایه ساده، تفسیرگرایانه و اغلب نادقیق است.
2. تناقض رفتاری، استفاده از «واقعیت» برای توجیه مواضع متغیرِ شخصی
I. اگر کسی با همین منطق قبلاً از ضدّامپریالیست بودنِ خمینی دفاع می‌کرده و امروز با همان منطق از چیزهایی دیگر حمایت می‌کند، نشان می‌دهد که ملاک «واقعیت» در عمل انعطاف‌پذیر و تابعِ پیش‌داوری‌های فردی شده، نه یک معیار عینی و ثابت. این تناقض نشان‌دهندهٔ فقدان معیارهای روش‌شناسانه و اخلاقی در استدلال است.
3. کاهشِ پیچیدگیِ سیاسی به یک معیار (سرنگونی = هدف اصلی)
I. محققی گاه همه چیز را در یک دوقطبی خلاصه می‌کند: «یا ضدّ جمهوری اسلامی‌ای، یا در خدمتِ آنِید». در علوم سیاست، کاهشِ مسائل چندبعدی (اقتصادی، فرهنگی، قومی، حقوق‌بشر، ساختارهای نهادین) به یک هدفِ واحد، موجب از دست رفتن راهبردهای عملی و تقلیل‌گرایی است.
II. اما پرسش اساسی این است: جناب محققی با همین منطق تا چه دوره‌ای خود در خدمت جمهوری اسلامی قرار داشتید؟ در دههٔ شصت صف‌بندی سیاسی چگونه بود و شما در کدام صف ایستاده بودید؟ آیا حاضر به پذیرش مسئولیت در قبال سیاست‌های ضد مردمی جریان خود در آن دوره هستید، یا همچنان می‌خواهید با همان منطقِ ساده‌انگارانه، دیگران را متهم کنید؟
4. استدلال از مقامِ اکثریت به مشروعیتِ فوریِ هر راهکار
I. اینکه بخشی از جامعه خواستار تغییر است، دلیل نمی‌شود هر پیشنهادی برای تغییر مشروع و مؤثر باشد. مشروعیتِ نهایی باید با سازوکارهای دموکراتیک (نهادسازی، قانون اساسی، انتخاباتِ معتبر) تأمین شود، نه صرفاً با ارجاع به «خواستِ خیابانی» به‌صورت اتوماتیک.
نقد از منظر فلسفهٔ سیاسی
1. مبانی لیبرال دموکراسی و تفکیکِ نهادها
I. فلسفهٔ سیاسی لیبرال تأکید دارد که دفاع از حقوقِ فردی، نهادهای مستقل قضایی، و کنترلِ قدرت باید مقدم بر هر پیروزی سریع قرار گیرد؛ زیرا بی‌نظمیِ اخلاقی و سیاسیِ حاصل از سرنگونی بدون نقشهٔ نهادساز می‌تواند به بازیافتِ استبداد منجر شود. ادعای محققی مبنی بر اینکه «فقط سرنگونی مهم است و بقیه جزئیات بعداً حل می‌شود» خطرناک و ساده‌انگارانه است.
2. اصلِ مشروعیت و نمایندگی
I. مشروعیت سیاسی در جهان مدرن نه فقط از اکثریتِ لحظه‌ای، بلکه از سازوکارهای دموکراتیک و حافظِ حقوق اقلیت و قانون‌مداری حاصل می‌شود. اپوزیسیون اگر فقط بر شعارِ سرنگونی تمرکز کند و برنامهٔ مشخصی

چ., 01.10.2025 - 21:08 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

Mahmood Moosadoost

"چند سوال از اپوزیسیون چپ وجمهوری خواه خارج از کشور ؟" ==> چند سوال از اپوزیسیون چپ و جمهوری‌خواه ِ خارج از کشور
".ابوالفضل محققی" ==> ابوالفضل محققی
"چه چیزی بما امکان می دهد ...پس بنشینم ودر" ==> چه چیزی به ما امکان می‌دهد ... پس بنشینیم و در
"علی الرقم" ==> علی‌رغم
"دیده می شود.در گیری های" ==> دیده می‌شود، درگیری‌های
" آیا عمیقا به سرنگونی ...هستید؟" ==> آیا عمیقا به سرنگونی ... معتقد هستید؟ یا باور دارید؟ "سرنگونی ... هستید" بی‌معنی‌ست.
"ونخبه گان" ==> و نخبگان
"مطمعن" ==> مطمئن
"چرا وبچه دلیل" ==> چرا و به چه دلیل
"نزدیگی اپوزیسیون" ==> نزدیکی اپوزیسیون

چ., 01.10.2025 - 21:07 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

Habib Bahreman
خود سوال کنید وخود پاسخ دهید!
شما در تاری که به دور خود تنیده اید نشستید و آنرا به صواب و صلاح تصور کردید. و قصد مجاب کردن دارید، و طرح سوال برای گفتگو و دیالوگ نیست، بلکه منولوگ برای بیان نظرات است.
شما محصول جنبش سیاسی هستید، آن انتقادی که کردم متاسفانه فضای سیاسی جامعه ماست، در این بستر فقط میشود هر کس برود نیرویش را سازماندهی کند و با کادرهایش به عرصه وجودی بیاید، انموقع مواضع هستند که در مقابل یا همکاری، یا تقابل، یا سازش یا برخورد میکنند. حداقل باید برگردیم به چهار پنج دهه ق

چ., 01.10.2025 - 21:06 پیوند ثابت
فرامرز حیدریان
فرامرز حیدریان

عنوان مقاله:
من مرد عمل نیستم، به پیر به پیغمبر قسم!

درووود بر ابوالفضل عزیز،
زمزمه هایی از حُجره حوزه جامع العلوم الهی - سکولاریستی در غربت وانفسا!

پرداختن به صحبتهای خودت را میذارم فعلا کنار و لختی در باره «نظرات رسیده» حرف میزنم، هر چند گوش احدی بدهکار شنیدن آنها نیست. نکته ای که آقایون گرداگردش طواف میکنند، تاکید بر «محور قرار دادن مقولاتیست که مدّعیان اپوزیسیون تا امروز فقط تکرارش کرده اند و شعارش را خیلی با بانگ بلند سر داده اند بدون آنکه ذرّه ای آگاهی سنجیده و کاویده و عمیق از چم و خم مقولات شعاری» داشته باشند.

اگر فرض را بر این بگذاریم که بُنمایه های فرهنگ باهمستان ایرانیان اصلا ارزش گوز بی بو و خاصیّت بچّه های قنداقی را نیز ندارند، آنگاه این پرسش کلیدی را باید تمام مدّعیان هل من یزیدی اگر ذرّه ای فهم و شعور دارند، پاسخ دهند که به چه دلیل حاضر نیستند حتّا به گرداگرد همان محوری جمع شوند که شبانه روز در شبکه های اجتماعی و سایتهای دوزاری خودشون در رسایش فقط زر مفت زیادی میزنند. منظورم خزعبلاتی مثل: «سکولاریسم، جمهوریّت، حقوق بشر، تضمین آزادی بیان و حقوق اقلیّتها» و امثالهم هستند. دستاوردهای فکری و هنری و صنعتی و تکنیکی مغرب زمینیان، بحثی علیحده است و این جا جایش نیست. ولی ما سرگشتگان دربدر و آچمز که بیرق اپوزیسیون فقاهتی را به دوش میکشیم، کی و کجا به خودمان زحمت داده ایم که مثلا در باره «سکولاریسم» بیندیشیم و از چند و چون آن سر درآوریم و حداقل از خود بپرسیم که این سکولارسیم، سکولاریسم که اینقدر میگن و مینویسن، یعنی چه؟. حال بماند به اینکه فرهنگ ایرانیان از نخستین روزهای شکوفایی اش تمام تار و پودش «سکولاریته» است و هچ ربطی نیز به سکولاریسم نوع اروپایی نداره که در گلاویزی با مسیحیّت شکل گرفت؛ آنهم ظاهری و در حرف ولی در باطن همچنان مقهور مسیحیّت ماند.
فرض را نیز بر این بگذارید که اصلا هیچ ردّ پایی از خاندان پهلوی در هیچ نقطه ای از کره زمین نیست. اکنون سئوال من از آقایون محترم اینه که چرا هیچ تشکیلاتی حاضر نیست حتّا به گرداگرد همین محور شعارهای قند تو دل آب کن خودشان؛ یعنی: «سکولاریسم، جمهوریّت، حقوق بشر، تضمین آزادی بیان و حقوق اقلیّتها» جمع شوند و کاری کارستان را پیش ببرند؟. چرا؟. اگر حضرات به چنین شعارهایی اعتقاد راسخ داشتند یا دارند، مطمئن باشید که حکومت فقاهتی نمیتوانست نیم قرن دوام آورد؟. بنابر این چنین شعارهایی سوای اینکه در جامعه آچمزهای ایرانی به نام خزعبلات نامیده شوند، نام دیگری ندارند. آیا سوای این است که حضرات عمرا اهل سیاست که نیستند هیچ، حتّا نمیدانند الفبای سیاست ار کجا شروع میشود و چگونه شکل میگیرد؟. اگر شما اعتقاد دارید که تنها محور اتّحاد و همبستگی از این طریق اجرا شدنیست، پس چرا هیچکس گام پیش نمیگذارد؟. چرا؟. مشکل در کجاست؟. همانطور که گفتم، فرض را بر این دو اصل بگذارید که بُنمایه های فرهنگ باهمستان ایرانیان، گوز بچه قنداقی نیز نیستند و در هیچ نقطه ای از کره زمین نیز، هیچ ردّ پایی از خاندان پهلوی نیست که نیست. عرصه برای قهرمانان سیاست سکولاریستی کاملا باز و گشوده و بدون مانع است. نشان دهید ادّعاهایتان را در عمل، نه در حرف و شعار.
نکته دیگری که میخواستم تذکّر بدهم، این است که اتّفاقا «دیالوگ بر اساس فرضیات و دیدگاههای مشترک» هرگز شکل نمیگیرد که دقیقا چیز دیگری نیست سوای همان «وحدت عقیده/امّت هم مرام بودن»؛ بلکه دیالوگ از زمینه تجربیات متفاوت و بینشهای خلاف آمد عادت است که شکل میگیرد و راهگشایی را بر همگان آشکار میکند یا می سازد. آنانی که دنبال نقاط مشترک عقیدتی میگردند، همه بدون استثناء در دامچاله های عقاید مذهبی/ایدئولوژیکی همچنان اسیرند و ذلیل.
ما برای همبسته شدن به همعقیده بودن با یکدیگر هیچ احتیاجی نداریم. به تخصّص نیز محتاج نیستیم؛ بلکه به یقین به خویشتن و تکیه به عقل سلیم خودمان تا ببینیم که هر کداممان در هماوردی با واقعیّتهای زندگی، چند مرده حلّاجیم و رادمنش برای پذیرش مسئولیّت و نهراسیدن از شکستهای پی در پی تا توی گور. این گوی و این میدان. حضراتی که «عاشق محور مقولات هذا» هستند به پیش!
شاد زیید و دیر زیید!
فرامرز حیدریان

س., 30.09.2025 - 14:43 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

Hekmat Babaei
متاسفانه اغلب پرسش ها و حکم هایی که بر شمرده اید نظر شخصی شماست و مورد قبول و پذیرش دیگران نیست دیالوگ ها بر اساس دیدگاه‌ها و فرضیات مشترک شکل می گیرد نه بر مبنای تفاوت‌ها و فرضیات غیر مشترک.

س., 30.09.2025 - 13:50 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

Kevin Soltani

شما با ظاهری دلسوزانه، اپوزیسیون جمهوری‌خواه و نیروهای دموکراسی‌خواه را متهم می‌کنید و تمام هم‌وغم‌تان تطهیر یک شاهزاده است. اما مردم ایران نه برای بازگشت سلطنت به خیابان آمدند، نه برای جایگزین کردن یک “ناجی موروثی” به‌جای ولی‌فقیه. فریاد «زن، زندگی، آزادی» دقیقاً علیه هر نوع قدرت موروثی و تمامیت‌خواه است، چه عمامه باشد چه تاج.
مشروعیت سیاسی نه از تبلیغات ماهواره‌ای و شعارهای کلی، بلکه از صندوق رأی آزاد پس از سقوط جمهوری اسلامی به دست می‌آید. آینده‌ی ایران را مردم تعیین می‌کنند، نه فرزند یک پادشاه ساقط‌شده.
شما اپوزیسیون را به “گذشته‌گرایی” متهم می‌کنید، اما خودتان عمیقاً در گذشته گیر کرده‌اید. سلطنت در حافظه‌ی مردم با سرکوب، شکنجه و وابستگی گره خورده است. حذف این واقعیت از تاریخ، پاک کردن حافظه‌ی جمعی نیست، بلکه توهین به رنج قربانیان آن دوران است.
می‌پرسید چرا با طرح‌های رضا پهلوی مخالفت می‌شود؟ ساده است: چون هیچ طرح جدی، جامع و تضمین‌کننده‌ی دموکراسی وجود ندارد. شعارهای کلی به‌جای برنامه‌ی واقعی نمی‌نشیند. اپوزیسیون مسئول است روی اصول شفاف و جمعی توافق کند: سکولاریسم، جمهوری، حقوق برابر شهروندی، تضمین آزادی بیان و حقوق اقلیت‌ها. نه روی پرستش یک فرد.
ایران آینده نیازمند اتحاد هست، اما اتحاد حول برنامه و اصول، نه شخص. اتحاد برای آزادی و عدالت، نه برای بازتولید یک استبداد جدید با چهره‌ای قدیمی.
واقعیت روشن است: مردم ایران دیگر از یک دیکتاتور به دیکتاتور دیگر نخواهند پرید. آینده ایران لائیک و دموکراتیک است؛ جایی که نه آیت‌الله امتیاز ویژه دارد و نه شاهزاده.

س., 30.09.2025 - 13:48 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

Sirus Malakooty
یکی از مهمترین کمبودها در بستر سیاست کنونی فقدان دیالوگ برای فراهم سازی تفاهم ملی می‌باشد .‌تفاهم حقیقی ملی را نمیتوان با نمونه برداری و ماکت سازی به یک فرجام حقیقی رساند . پرسش ها باید سمت و سوی خود را بدین سمت بکشانند و تبدیل به عاملی برای جدی گرفته شدن بشوند . تفاهم ملی با تمکین به نمادهای سیاسی در عصر پذیرش تکثرها ناممکن مینماید . بجای نمادپروری و نماد سازی باید روی برنامه محوری و فرایندی جدی از دیالوگ برای تفاهم ملی تلاش نمود .

س., 30.09.2025 - 13:47 پیوند ثابت