امروز فقط یک نام است و دیگر هیچ
به باور من گروه ها، سازمان ها، احزاب و حتا شخصیت های موجود در شطرنج سیاسی ایرانزمین، که همگی کارنامه رفوزه گی در همکاری با حکومت تبهکار اسلامی در پرونده و گذشته ی ناشادشان داشتند و دارند، بیهوده دست و پا می زنند تا از غرق شدن در دریای خیزش ملت ایران که نام رضاشاه و محمد رضاشاه و شاهزاده رضا پهلوی را فریاد می زنند، نجات یابند.
حتمن خودشان می دانند که در وقت غرق شدن، هر دست و پا زدنی، بیشتر آنها را در قعرِ نیستی فرو می بَرَد.
پس بهتر و پسندیده تر این است که صادقانه اقرار کنند که اشتباه کردند و نیز اقرار کنند که تا امروز اشتباه می کردند.
به معنی دیگر اگر تا دیروز برای تکه استخوانی از درگاه حکومت تبهکار اسلامی از هم سبقت می گرفتند و باور داشتند در آن غائله شوم ِ منتهی به بهمن سال 57 سهیم بودند و سهم داشتند،
امروز اما، باید در برابر وجدان البته اگر داشته باشند، شرمنده باشند و از سیاست کناره گیری کنند تا شاید در فردای رهایی ایران از ایلغار حکومت مستبد و تبهکار اسلامی، ملت ایران آنها را ببخشاید.
پس به عنوان کسی که چهل و هفت سال دست در مبارزه برای سرنگونی همین حکومت تبهکار اسلامی دارم و جان ِ جوانم وُ زندگی وُ جهانم را در این راه هزینه کردم، از همه که ادعا دارند برای سرنگونی جمهوری اسلامی مبارزه می کنند، می خواهم که اگر اندکی حسن نیت و وجدان در شما مانده است، به خاطر ایران و ایرانی، دست از تفرقه در صفوف به هم پیوسته ی ملت ایران بردارید که امروز، هم در خیزش خیابانی و هم در صف اعتصابات سراسری می روند تا به خویشتن ایرانی خویش گره بخورند و هر گونه بیگانه پرستی و خائنان به ایران و ایرانی و وطن فروشان را نابود کنند.
یادتان باشد، امروز فقط یک نام چون نگینی الماس-نشان بر فرازِ هر اعتراض و اعتصابی در ایران می درخشد و آن هم نام شاهزاده رضا پهلوی است که دیردز با پیمان نوین و امروز با همایشر مونیخ شان، راه و آینده درخشان را به همگی نشان داده است که اگر ایرانی هستند و به ایران می اندیشند، باید تحت محور این پلاتفرم و یا نقشه ی راه آینده ی پیشنهادی اش جمع شوند.
و بدانند که آخوند و آخوند زاده ها و یا جریاناتی چون به اصطلاح اصلاح طلبان و عقب مانده هایی چون ملی-مذهبی ها و مجاهدین خلق ضد ایرانی، دیگر جایی در شطرنج سیاسی آینده ایران ندارند.
چون همگی از جنس جمهوری اسلامی و باورمند به اسلام سیاسی هستند.
و نیز باور دارم جمهوریخواهان هم، در تمامی طیف ها هیچ جایی و نیز هیچ وزنی ندارند مگر اینکه مثل شخصیت های مستقلی که در همایش مونیخ ۲ شرکت داشتند، باشند که به ایران می اندیشند و باز به ایران می اندیشند.
پس تلاش نکنند یک روز با نام رفراندم برای حفظ همین حکومت تبهکار اسلامی و امروز هم با نام های پر طمطراق گوناگون اما هیچ، برای همین حکومت تبهکار اسلامی زمان بخرند.
بهتر است اول به کارنامه ی سراسر ناشاد خودشان نظری بیاندازند و بعد در این راه پیشقدم شوند.
برای راست آزمایی پسندیده تر این است که ابتدا مرز خودشان را با ارتجاع سرخ و سیاه مشخص کنند هرچند خودشان تا امروز، مجموعه ای از ارتجاع سرخ و سیاه بودند و هستند و بعد به صفوف میهندوستان ایرانی بپیوندند.
یادشان هم باشد وقتیکه به صفوف میهندوستان پیوستند، جایشان در آخر صف است
همین
احمد پناهنده
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!