رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه 28 دی 1404 - Sunday, 18 January 2026

سرکوب، ترور و نفوذ: الگوی حذف سیاسی در ایران از مشروطه تا امروز

سرکوب، ترور و نفوذ: الگوی حذف سیاسی در ایران از مشروطه تا امروز

چکیده

این مقاله روندهای تاریخی حذف سیاسی در ایران را از آغاز جنبش مشروطه تا روزگار معاصر بررسی می‌کند. پژوهش نشان می‌دهد که از استبداد قاجار تا حکومت جمهوری اسلامی، سه الگوی کلیدی—سرکوب فیزیکی، ترور برون‌مرزی و حذف حیثیتی از طریق نفوذ امنیتی—به‌عنوان سازوکارهای اصلی مهار نیروهای قانون‌خواه به کار گرفته شده‌اند. مقاله با رویکرد تاریخ‌پژوهی و تحلیل مقایسه‌ای، استمرار این الگوها را نشان داده و در پایان بر نقش اتحاد و انسجام نیروهای دموکراسی‌خواه برای مقابله با چرخه حذف سیاسی تأکید می‌کند.


۱. مقدمه

حذف سیاسی یکی از مؤلفه‌های پایدار شکل‌گیری و استمرار قدرت در ایران است. از زمان شکل‌گیری نخستین نهادهای قانون‌گذار در عصر مشروطه تا کنشگری سیاسی و مدنی در عصر جمهوری اسلامی، حکومت‌ها غالباً در مواجهه با رقبای فکری یا سیاسی به سرکوب مستقیم، حذف فیزیکی یا بی‌اعتبارسازی سیستمی متوسل شده‌اند. این مقاله با نگاهی تاریخی‌تحلیلی، سه مرحله کلیدی این روند را صورت‌بندی می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه «حذف مخالف» به یک منطق ثابت حکمرانی بدل شده است.


۲. سرکوب ساختاری در دوران مشروطه (۱۲۸۵–۱۲۸۸ ش)

۲–۱. زمینه تاریخی و منطق استبداد قاجار

جنبش مشروطه نخستین تلاش ساختاری برای گسترش حاکمیت قانون و محدودسازی قدرت مطلقه بود. اما مقاومت دربار قاجار علیه اقتدار پارلمانی، چرخه‌ای از سرکوب را فعال کرد که به «استبداد صغیر» شهرت یافت.

۲–۲. به توپ بستن مجلس و پیامدهای آن

در ۲ تیر ۱۲۸۷ ش، مجلس شورای ملی به دستور محمدعلی‌شاه و توسط کلنل لیاخوف روسی مورد حمله توپخانه قرار گرفت. این اقدام نه‌تنها پایان موقت روند قانون‌گذاری بود، بلکه موجی از سرکوب و اعدام روشنفکران را به دنبال داشت. از جمله:

ملک‌المتکلمین (فعال سیاسی و خطیب)

میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل (روزنامه‌نگار و صاحب امتیاز روزنامه صوراسرافیل)


این رخداد نقطه عطفی در تثبیت الگوی «حذف فیزیکی ـ کنشگری قانونی» به‌شمار می‌رود.

۲–۳. مقاومت‌های منطقه‌ای و مواجهه قهرآمیز دولت

مقاومت تبریز به رهبری ستارخان و باقرخان یکی از مهم‌ترین نمونه‌های مقاومت مدنی و مسلحانه بود؛ اما این حرکت‌ها نیز با مداخلات نظامی و امنیتی سرکوب شدند.


۳. حذف فیزیکی و حیثیتی مخالفان در خارج از کشور پس از ۱۳۵۷

۳–۱. الگوی جدید حذف سیاسی در جمهوری اسلامی

با استقرار جمهوری اسلامی، حذف مخالفان وارد فاز جدیدی شد که ترکیبی از ترور سازمان‌یافته، عملیات برون‌مرزی، و نفوذ در گروه‌های اپوزیسیون را شامل می‌شد. برخی از این اقدامات بعدها در دادگاه‌های اروپایی—از جمله پرونده «میکونوس»—رسماً به حکومت ایران نسبت داده شد.

۳–۲. ترورهای برون‌مرزی

نمونه‌های شاخص این روند عبارت‌اند از:

ناخدا شهریار شفیق، ترور در پاریس (۱۳۵۸)

دکتر شاپور بختیار، قتل در پاریس (۱۳۷۰)

فریدون فرخزاد، قتل در آلمان (۱۳۷۱)

ضرب‌وشتم شدید رافی خاچاطوریان، بازیگر (۱۳۶۷)


این ترورها بخشی از یک راهبرد امنیتی برای بی‌اثر کردن رهبران بالقوه و جلوگیری از سازمان‌یابی نیروهای مخالف بوده‌اند.

۳–۳. ترور حیثیتی، عملیات نفوذ و جنگ روانی

در کنار حذف فیزیکی، دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی از روش‌هایی چون:

نفوذ در شبکه‌های مخالفان

تخریب وجههٔ رهبران فکری

انتشار اتهامات کنترل‌شده

ایجاد انشقاق در میان نیروهای اپوزیسیون


استفاده کرده است. این سازوکارها نقش مهمی در جلوگیری از ایجاد جبهه‌های متحد دموکراسی‌خواه داشته‌اند.

 

۴. سرکوب مشروطه‌خواهان و دموکراسی‌خواهان معاصر در داخل کشور

۴–۱. اهداف سرکوب در عصر جدید

نسل معاصر کنشگران سیاسی—از فعالان حقوق بشر تا روزنامه‌نگاران و زنان پیشگام مبارزه مدنی—به‌دلیل پیگیری مطالباتی چون حاکمیت قانون، جدایی دین از دولت و پاسخگویی سیاسی، به‌طور مستقیم هدف سرکوب قرار می‌گیرند.

۴–۲. نمونه‌هایی از سرکوب نوین

فاطمه سپهری و محمدحسین سپهری: محکومیت به احکام سنگین پس از انتشار بیانیه درخواست استعفای رهبر جمهوری اسلامی.

بیتا شفیعی و مریم عباسی نیکو: بازداشت هم‌زمان این مادر و دختر به‌عنوان نمونه‌ای از سرکوب کنشگران جوان.

خسرو علیکردی: وکیل و فعال حقوق بشر که در آذر ۱۴۰۴ در شرایطی مشکوک درگذشت؛ بخش مهمی از جامعه مدنی این رخداد را مرگ حکومتی ارزیابی کرده است.


۴–۳. سازوکارهای سرکوب مدرن

حکومت از روش‌های زیر بهره می‌گیرد:

احکام سنگین قضایی علیه فعالان مدنی

بازداشت‌های فراقانونی

فشار بر خانواده‌های کنشگران

حذف رسانه‌ای و محدودسازی بیان


این الگوها نشانه‌ای از استمرار منطق استبدادی در مواجهه با نیروهای قانون‌خواه است.


۵. بحث و تحلیل

بررسی تطبیقی سه دوره نشان می‌دهد که «الگوی حذف سیاسی» در ساختار حکمرانی ایران دارای ویژگی‌های ثابت است: ۱) حذف فیزیکی یا سرکوب مستقیم
۲) حذف حیثیتی و روانی از طریق نفوذ
۳) جلوگیری از سازمان‌یابی و اتحاد نیروهای تحول‌خواه

این استمرار، ظرفیت گذار دموکراتیک را در ایران بارها تضعیف کرده و امکان شکل‌گیری نهادهای مستقل را محدود ساخته است.


۶. نتیجه‌گیری

این پژوهش نشان می‌دهد که چرخه حذف سیاسی در ایران—از دوران مشروطه تا جمهوری اسلامی—نه یک استثناء بلکه یک «منطق پایدار حکمرانی» بوده است. مقابله با این چرخه نیازمند شکل‌گیری جبهه‌های مستقل و متحد از نیروهای دموکراسی‌خواه است. همان‌گونه که بخش‌هایی از گفتمان سیاسی معاصر (از جمله جریان‌های مشروطه‌خواه و دموکراسی‌طلب) مطرح می‌کنند، انسجام، تمرکز بر اصول مشترک و پرهیز از انشقاق می‌تواند پیش‌شرط هر تحول پایدار باشد.
رضا رازی
دانش آموخته روزنامه‌نگاری و ارتباطات جمعی

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

ایران گلوبال
برگرفته از:
امیل رسیده

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

فرامرز حیدریان
فرامرز حیدریان

عنوان مقاله:
جستجو برای پاسخ دادن به چرایی اقدامها؛ نه نحوه اجرای اقدامها

دروود بر آقای رازی گرامی!
توضیحی مختصر برای عمیق نگریستن و دقیق دیدن.

این صحبتی که میکنم تحشیه ای گذراست و بازشکافی و تشریح و توضیح مفصّل آن با رویکرد به تاریخ ایران به جستارهایی علیحده منوط است. من فقط اشاره ای میکنم و شما و دیگران میتوانند به شخصه در جستجوی دلایل و حوادث ناشی از آنها کوشش کنند.

1- مطلبی که شما نوشته اید فقط فهرست نویسی است و نه تجزیه و تحلیل و توضیح چرایی «حذف رقیبان و مخالفان و منتقدان» از طرف حکومتگران. خواننده مایل است بداند و بفهمد که چرا در مسئله و حوزه «سیاست»؛ - و در این جا، ایران – معضل حذف و محرومیّت و نفی بلد و زندان و شکنجه و قتل و ترور و اعدام و امثالهم رخ میدهد؟. آیا سیاست؛ یعنی برپا کردن سلّاخ خانه به منظور کشتار رقیبان و مخالفانی که در تقابل با روشهای اجرایی حکومتگران هستند از بهر تثبیت مطلق و انحصاری قدرت در دست حاکمین یا اینکه نه، سیاست، دامنه باهمایی گرایشهای مختلف است که برخاسته از ترکیب متنوّع جامعه هستند برای باهماندیشی و رایزنی و تصمیمیگیری مشترک از بهر رتق و فتق کردن مسائل جامعه؟. کدامیک؟. مسئله تحلیل باید حوش این مسئله تمرکز میکرد که شما لام تا کام، هیچ حرفی نزده اید. در خصوص وضعیّت چیزی به نام «سیاست» یا ما ایرانیان عمرا نمیدانیم و نمیفهمیم «سیاست/رامیاری/پولیتیک یعنی چه»؛ ولو استادترین استادان فلسفه سیاست باشیم – تا امروز ثابت کرده ایم که واقعا همینطوره و دیبیل دیبیل هستیم - یا اینکه سیاست دقیقا همانیست که تا امروز در جامعه ایرانی اجرا شده است و همچنان اجرا میشود؟. درک تفاوت این دو معنا میتواند نشان بدهد که میزان «فهم و شعور و دانش و آگاهی و تجربه و هنر تمییز و تشخیص ایرانیان مدّعو» تا چه حد است.
2- بحث حذف فیزیکی و نفی بلد و اعدام و قتل و تررو و امثالهم در سراسر جوامع بشری وجود داشته است و کما فی السّابق ادامه دارد با روشها و شیوه های خاصّ خودش در هر جامعه ای. کمیّت و کیفیّت حذف و کشتار، مبحث ثانویست. امّا اگر بخواهیم فعلا دنیا را کنار بگذاریم و فقط بر ایران وامونده خودمان تمرکز کنیم، آنگاه باید عرض کنم که مسئله حذف و قتل و تبعید و زندان و شکنجه و کشتار از عهد سلسله هخامنشیان تا امروز نه به حیث «منطق!؟» - به تعبیر شما -؛ بلکه به حیث روش اجرایی ترضیه سائقه جاه طلبی و سپس انحصاری کردن قدرت و امتیازخواهی وجود داشته است. حتّا در دامنه و دایره خانواده پادشاهی، مابین برادران، رقابت سرسختانه ای بوده است و طبق ذهنیّت حاکم بر دربار شاهنشاهی، سلطان/شاه در موقع جلوس به سلطنت نمیبایست از لحاظ جسمانی و روحی و روانی معیوب بوده باشد. همین مسئله بهانه ای بود در دست برادران و دیگر رقیبان که رقبای خود را در فرصت مناسب معیوب کنند تا شانس رسیدن به شاهی را نداشته باشند.
3- چیزی که هیچکس نمیخواهد در باره آن سخن بگوید یا اصلا امکانهای مطرح شدن آن را در حوزه های مشاجره ای و انتقادی استتار میکنند، همان پرداختن و اندیشیدن در باره «چرایی حذف دیگران» است. در پسزمینه حذف رقیبان و مخالفان و منتقدان، زمینه هایی تاریک؛ ولی کلیدی نهفته اند که از لحاظ روانشناختی به آنها «سوائق و غرایز و امیال» میگویند. کسانی که نتوانند در پسزمینه اقدامهای حذفی و کشتاری و تروریستی از طرف حکومتگران، دامنه های تاریک را ببینند و به سنجشگری آنها اقدام کنند، اگر صدها سال نیز به میدان رقابتهای سیاسی گام بگذارند، آخرش در کشمکشهای خونینی که پیش می آید یا بازنده تمام عیار خواهند شد یا برنده جبّار و قهّار و مصدر گیوتین اقتلویی از بهر تثبیت و تحکیم قدرت ربوده شده عین ولایت خلفای الله. جامعه ای که آحادّش بخواهند «سیاست/رامیاری» را در معنای فلسفی و فکری و تجربیات تاریخی و فرهنگی مردم ملّت خود بفهمند و مُجری باشند، در آغاز باید بیاموزند و بفهمند و بگوارند که چگونه میتوان و باید با «سوائق و غرایز و امیال» خودشان، منطقی و خردمندانه و انسانی روبرو شوند؛ یعنی کاری که تا امروز در جامعه ایرانیان هرگز اتّفاق نیفتاده است و علّت وضعیّت هولناک و تراژیک دائمی جامعه ایرانی را از کهنتر ین قرون تا همین ثانیه های جاری رقم زده اند.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان

س., 09.12.2025 - 10:13 پیوند ثابت