رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه 28 دی 1404 - Sunday, 18 January 2026

نقش الیت و ضعف ساختار سیاسی

نقش الیت و ضعف ساختار سیاسی


پژوهشی در چرایی عقب‌ماندن ایران از چرخه توسعه نهادی
نقش الیت و ضعف ساختار سیاسی
این پژوهش به بررسی دلایل عقب‌ماندن ایران از روند توسعه نهادی می‌پردازد. فرضیه مرکزی این است که شکاف اصلی نه در فرهنگ عمومی، بلکه در کارکرد الیت سیاسی، فکری و مدیریتی شکل گرفته است. در مدل‌های شناخته‌شده تحول سیاسی، فرهنگ محصول ساختار قانونی و نهادهای پایدار است. گذار به نظم مدرن در کشورهای مختلف از دل عملکرد نظام‌مند الیت آغاز شده و نه از اصلاح فرهنگ توده‌ها. بررسی تاریخی ایران نیز همین الگو را تأیید می‌کند.
تحلیل حاضر بر دو محور اصلی بنا شده است. نخست مطالعه روندهای تاریخی و تأثیر تصمیم‌های الیت در نقاط حساس. دوم بررسی وضعیت کنونی الیت و پیامدهای آن برای توسعه نهادی.
1-    مشروطه و ناتوانی الیت در تثبیت ساختار قانونی 
انقلاب مشروطه چارچوبی نوین برای گذار به دولت مدرن ایجاد کرد، اما الیت مشروطه‌خواه در تثبیت این ساختار ناتوان ماند. اختلاف میان جمهوری‌خواهان و طرفداران سلطنت تقویت‌شده، پروژه مدرنیزاسیون را از مرکز ثقل خود خارج کرد. در چنین خلأیی رضاخان از چهره‌ای متمایل به جمهوری به پادشاه تبدیل شد. این تحول نتیجه رفتار توده‌ها نبود، بلکه حاصل کشمکش و عقب‌نشینی الیت سیاسی بود که نتوانست ساختار نوپا را حفظ کند.
2-    ملی‌شدن نفت، کودتا و ضعف نهادهای سیاسی 
فرآیند ملی‌شدن نفت و سقوط دولت مصدق نشان داد الیت سیاسی فاقد انسجام و توان نهادی لازم بود. شکاف در ارتش، رقابت میان نیروهای مدرن و مذهبی، و نبود یک مرکزیت قانونی پایدار زمینه دخالت خارجی را فراهم کرد. موفقیت کودتا نشانه ضعف ساختار بود و نه نتیجه قدرت فرهنگ عمومی. اگر نهادهای مستقل و قاعده‌مند وجود داشت، حتی فشار خارجی نیز نمی‌توانست مسیر کشور را به‌سادگی تغییر دهد.
3-    1357و جایگزینی الیت سازمان‌یافته مذهبی با حذف سیستماتیک الیت مدرن 
در دهه‌های پایانی حکومت پهلوی الیت سکولار، فکری و تکنوکرات به صورت سیستماتیک تضعیف یا حذف شد. میدان سیاست از نیروهای مدرن تخلیه شد و الیت مذهبی که دارای شبکه سازمانی و انسجام ایدئولوژیک بود، جایگزین گردید. نظام جدید بر اساس تقدس دینی بنا شد و نه قواعد مدنی. این وضعیت نتیجه تصمیم‌های بلندمدت الیت حاکم بود که ساختار قانونی را از درون فرسوده کرده بود.
4-    پس از انقلاب: الیت سکولار پراکنده، سرکوب‌شده و فاقد توان سازمان‌دهی 
پس از ۱۳۵۷ الیت سکولار امکان بازسازی خود را از دست داد. بخشی سرکوب شد، بخشی تبعید شد، بخشی در سازوکار قدرت ادغام شد و بخشی گرفتار توهم نقش تاریخی ماند. این پراکندگی مانع شکل‌گیری یک آلترناتیو قانون‌مدار شد. تجربه تاریخی نشان می‌دهد مردم بدون رهبری روشن الیت مسیر پایداری برای تحول انتخاب نمی‌کنند. رفتار سیاسی توده‌ها تابع ساختار است و نه سازنده آن.
5-    تحلیل تطبیقی: فرهنگ محصول ساختار است 
مطالعه ژاپن، کره جنوبی، هند و ترکیه نشان می‌دهد دموکراسی و توسعه نهادی از اصلاح فرهنگ عمومی آغاز نشده است. در همه این کشورها الیت نظامی، اداری یا سیاسی ابتدا ساختار قدرت را بازسازی کرده، نهادهای قانونی ایجاد کرده و سپس آموزش مدنی را گسترش داده است. فرهنگ دموکراتیک پس از نهادسازی شکل گرفته است. اگر فرهنگ دموکراسی پیش‌نیاز توسعه بود، کشورهایی با سابقه نظام‌های استبدادی به دموکراسی نمی‌رسیدند. ایران از این الگو پیروی نکرد، زیرا الیت آن نتوانست ساختار پایداری ایجاد کند.
6-    مسئله ایران ناآگاهی مردم نیست، فقدان نهادهای قانونی است 
ایران از عقب‌ماندگی فرهنگی رنج نمی‌برد، بلکه از فقدان ساختارهای قاعده‌مند رنج می‌برد. اگر نهادهای سیاسی پایدار شکل بگیرند، رفتار اجتماعی نیز به‌تدریج با آنها هماهنگ می‌شود. مشکل در این است که الیت یا منحرف شده، یا سرکوب شده، یا جذب قدرت شده، و یا توان سازمان‌دهی ندارد. این وضعیت امکان توسعه نهادی را مسدود کرده است.
7-    بحران کنونی الیت: اقتدارگرایی، توهم، گذشته‌گرایی و پراکندگی 
بررسی الیت کنونی ایران نشان می‌دهد بحران در چند سطح قابل مشاهده است.
1-    الیت سنتی با گرایش اقتدارگرایانه 
این الیت به مدل‌های تک‌صدایی، تمرکز قدرت و کنترل جامعه باور دارد. درکی از اقتصاد دانش‌بنیان، جهان پسا صنعتی و الزامات حکمرانی مدرن ندارد. چنین الیتی توان اداره سازمان‌های پیچیده و شبکه‌ای امروز را ندارد و هر تحول نهادی را تهدید تلقی می‌کند.
2-    الیت توهم‌زده و معامله‌محور 
این گروه به جای سیاست‌گذاری، آرزو می‌فروشد. وعده‌های غیرقابل اجرا را جایگزین راهکار عملی می‌کند. بخشی جذب ساختار قدرت شده و بخشی در نقش منجی ظاهر می‌شود. این الیت انرژی سیاسی جامعه را هدر می‌دهد و امکان شکل‌گیری پروژه‌های واقعی را از بین می‌برد.
3-    الیت گذشته‌گرا 
این الیت همچنان می‌کوشد آینده را با الگوهای ناکارآمد پنج دهه پیش بازسازی کند. تکیه بر مدل‌های سلطنتی یا انقلابی قرن بیستم برای اداره جامعه‌ای که وارد عصر هوش مصنوعی شده، نشانه ناتوانی در تطبیق با واقعیت جدید است.
4-    الیت پراکنده و منفرد 
ایران یکی از پراکنده‌ترین الیت‌های جهان را دارد. هزاران ایرانی موفق در مراکز علمی، اقتصادی و فناورانه جهان حضور دارند، اما به شبکه تبدیل نشده‌اند. حکومت با ایجاد دیوارهای سیاسی و رسانه‌ای ارتباط میان این نخبگان و جامعه را قطع کرده است. نتیجه آن شکل‌گیری نخبگانی منفرد و بی‌ارتباط است که توان تولید پروژه جمعی ندارند.
جمع‌بندی نهایی
این پژوهش نشان می‌دهد عقب‌ماندگی ایران نتیجه ناکارآمدی الیت در تولید و تثبیت ساختارهای قانون‌مدار است. توسعه سیاسی زمانی آغاز می‌شود که الیت توان سازمان‌دهی قدرت، ایجاد نهاد و قاعده‌مند کردن انتقال قدرت را داشته باشد. فرهنگ مردمی پس از شکل‌گیری ساختار مدنی شکل می‌گیرد و نه پیش از آن. بحران کنونی الیت ایران شامل اقتدارگرایی، توهم، گذشته‌گرایی و پراکندگی است. تا زمانی که الیت تازه‌ای با درک واقعیت‌های جهانی ظهور نکند و پروژه نهادسازی را در اولویت قرار ندهد، ورود ایران به چرخه توسعه نهادی ممکن نخواهد بود.
این مسیر نه از اصلاح فرهنگ توده‌ها، بلکه از بازسازی الیت و ساختار سیاسی آغاز می‌شود.
آنا یعقوبیان
11.12.2025
 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

اسماعیل مرادی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!