ابوالفضل گرامی در مقالهی خود دیدگاههایی خیرخواهانه و قابلتأمل را مطرح کرده است. من نیز فرصت یافتم در اینجا جمعبندی کوتاهی دربارهی روز بزرگداشت و واکنشهایی که به آن صورت گرفت بنویسم. در صفحهی فیسبوک من بیش از ۱۶۰ کامنت ثبت شده و در صفحهی فیسبوک کیانوش توکلی نیز کامنتهای فراوانی نوشته شده است. مجموع این واکنشها بهروشنی نشان میدهد که روز بزرگداشت تا چه اندازه حساس بوده و چه برخوردها و تنشهایی را برانگیخته است.
لینک مقاله ابوالفضل https://iranglobal.info/fa/node/198874
▪️همه ما میدانیم که خانم نرگس محمدی و برخی از همراهانش کینهای عمیق و آشکار نسبت به پهلوی دارند. میدانیم که حتی پیام تبریک شهبانو فرح پهلوی از سوی خانم محمدی بیپاسخ ماند. میدانیم که حامد اسماعیلیان زمانی که شاهزاده برای دیدن برنامه و اگر اشتباه نکنم ، نمایش فیلمی در رابطه با قربانیان هواپیمای اکراینی در کانادا حضور یافت، حامد حاضر نشد سلامی به شاهزاده بدهد و کوچکترین اعتنایی نشان نداد. همچنین روشن است که مسیح علینژاد با برجستهسازی شعار «رهبر منم ، رهبر تویی» عملاً تلاش کرد به تضعیف موقعیت شاهزاده دامن بزند.
در جریان مراسم نوبل نیز دیدیم که این طیف کمترین توجهی به دیگر چهرههای اپوزیسیون نداشتند و نه شهبانو و نه شاهزاده را در فهرست دعوتشدگان قرار دادند. اینها همگی نشاندهنده نوعی کینهی ریشهدار است؛ و مردم این واقعیتها را بهخوبی میدانند. تا اینجا، فکتها و شواهد نشان میدهد که رویکرد خصمانه و ضدپهلوی از سوی این چهرهها بسیار نهادینه است.
با این حال، انتظار میرفت شاهزاده، با وجود همه این دشواریها، بهطور مستقیم و شفاف از فردی که جایزه نوبل گرفته و در سطح جهانی شناخته شده است دفاع کند، و نام او را صراحتاً ببرد. اما ایشان به کلیگویی بسنده کرد؛ به اینکه از حامیان خود تشکر کند و خواهان آزادی بازداشت شدگان شود .
در چنین شرایطی، متأسفانه بسیاری از چهرههای پر سرو صدای رسانهای پادشاهی خواهان که ادعای ایرانگرایی را نیز یدک میکشند، با شادی وارد میدان شدند و حتی از پایین کشیدن نرگس از سکوی سخنرانی با عنوان "دلقکهای" روی صحنه ، ابراز شعف کردند. اینجاست که من احساس میکنم یک جای کار میلنگد. از شاهزادهای که انتظار داریم مدافع آزادی بیان باشد، انتظار میرفت بهروشنی از حق نرگس محمدی برای سخنرانی دفاع کند؛ آن هم در شرایطی که او به دعوت خانوادهای داغدار و با خواست صریح آنان بر روی سکو رفته بود. این حق، بدیهیترین موضوع برای دفاع بود.
اما نه ، شاهزاده بهطور مشخص و با نام بردن از نرگس از این حق دفاع نکرد، و نه بسیاری از دوستان پادشاهیخواهان در فضای مجازی ، برعکس صاحب قلمان آنها از تخریب نرگس به وجد آمده بودند. نتیجه این شد که عملاً، آگاهانه یا ناآگاهانه، در کنار جمهوری اسلامی به همبستگی ضربهای جدی وارد شود. استدلال این دوستان چنین بود که ماجرا «پروژه رژیم» برای تضعیف شاهزاده است و نرگس فرستادهی حکومت بوده و قصد موجسواری داشته است.
حتی اگر بپذیریم که این یک پروژهی رژیم بوده، حتی اگر نرگس قصد موجسواری داشته و حتی اگر همه مردم با او مخالف بودند، پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا شما که خود را مدعی ملیگرایی و طرفدار لیبرالدموکراسی میدانید، نباید در چنین شرایطی از حق سوگواری یک خانواده داغدار حمایت میکردید و به خواست آنان احترام میگذاشتید؟ اصلاً مهم نیست که خسرو و جواد طرفدار چه نوع نظامی هستند. آیا این رفتارها نوعی گروگانگیری یک مراسم سوگواری از سوی بخشی از اپوزیسیون پادشاهیخواه نبود؟
بله، پادشاهیخواهی مردم در تظاهرات بهروشنی قابل مشاهده بود. اما شما که مدعی هوشیاری سیاسی و باور به کثرتگرایی هستید، آیا بهتر نبود همان مردم را به احترام گذاشتن به خواست خانواده داغدار فرا میخواندید و دستکم ، تخریب چهرههای دعوتشده سوگواری را از طرف خودتان در این مرحله ، در فضای مجازی محکوم میکردید؟
متأسفانه در این میان، نگاه لیبرالدموکراتیک به حاشیه رانده میشود و منافع کوتاهمدت سیاسی جای آن را میگیرد. دوستان فرهیخته ای از پادشاهی خواهان در فیسبوک من بصورت کامنت این اقدامات تخریبی را محکوم کردند . در پایان ما از دوستان هستیم که اتفاقا نه با شعار جاوید شاه مشکل داریم و نه از استقبال بی سابقه مردم از خانواده پهلوی ، برعکس من شخصا بسیار خرسندم که برند پهلوی دوستی عملا علیه اشغالگران ایران بخوبی از طرف میلیونها مردم حتی در مسجد خودشان استفاده می شود . من نوعی بسیار خوشحال هستم ،اما پرنسیب دموکراتیک و نگاه لیبرالی خود را نمی خواهم قربانی خواستهای کوتاه مدت کنم . اگر حتی تک صدایی در بین پشتیبانان شاهزاده هستیم ،اما نمی خواهیم معامله گرانه اخلاق سیاسی خود را قربانی کنیم
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!