رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه 24 خرداد 1405 - Sunday, 14 June 2026

شادی به اندازه یک "خروس قندی" در دست های کودکان سرزمینم

شادی به اندازه یک "خروس قندی" در دست های کودکان سرزمینم

سرانجام گردش یک ساله لیل و النهاردارد به نقطه پایان می رسد.گوئی دیروز بود که کودکی با نام  سال دوهزار بیست پنج متولد شد .هم لبخند زد وهم اشگ ریخت .
بر کالسکه زرین به ارث رسیده از سال دو هزار وبیست چهار نشست در میان هلهله وشادی خیر مقدم گویان از پیر وجوان و کود ک همراه با انبانی از امید و آرزو نیزه طلائی خود را بر سینه آسمان کوبید و سفرخود را در پهنای زمان آغاز کرد. با امیدشادی ودیدن جهانی انسانی فارغ از جنگ ،گشت وکشتار.جهانی که از آن همه انسان هاست.انسان هائی که مانند هم نفس می کشند ، زیر یک سقف بزرگ که آسمان نام دارد می خسبند سحر گاهان با طلوع خورشید چشم بر جهان می گشایند. اما گردش زمان دیدن زشتی وزیبائی که گاه قلبش را شادی بخشید و گاه اندوه گینش ساخت . ودیدن چهره ترسناک فقر ونداری مردم سفره های خالی آنها در کنارسفره اغنیا . عبور از میدان های جنگی که از آن مردم نبود اما دولت مردان بر آنها تحمیل کرده بودند . چهره شهوت انگیر دیکتاتور هائی که جنون قدرت داشتند وانسان جز ابزاری برای اعمال این قدرت نبود قلبش را بدرد آورد.
آیا این تمامی هویت این کره خاکی است که او دور آن می چرخید ؟ به عقب سر می نگرد. دست سایبان چشم می کند به گذشته خیره می گردد .  تلاش عظیم انسان در مسیر زمان که همان تاریخ باشد به اعجابش می کشاند .چهره های بزرگ انسانی هر کدام با ویژگی های خود در برابرش صف می کشند.قدرت سازنده وخلاق نسل های گذشته را می بیند که چگونه تلاش می کنند تا ازاعماق تاریک قرون واعصارگذشته با یاری خرد وسخت کوشی نقبی به روشنائی و آینده بزنند.توانائی های نهفته درون طبیعت وانسان را شکوفا کنند !انسان وجامه انسانی را به منزلگهی که شایسته آن است برسانند . 
از درد واندوهش کاسته می شود وعمیق تردر سیمای جوانی که کودکی را سپری ساخته  بر جهان که دور آن در حرکت است می نگردجهانی که بسیار چون او بر گرد آن چرخیده اند، از کودکی به پیرانه سری، نهایت رفتن وواگذار کردن آن!
به کودک تازه متولد شده از بطن زمان که پایان گردش او و آغاز سال جدید را اعلام می کند می اندیشد.
 آیا جهانی زیبا تراز آنجه که از پیر قبلی تحویل گرفت  تحویل این کودک نورسیده می دهد؟ کودکی بی خبر از جهانی که بخشی از آن در آتش جنگ می سوزد . جنگی که کودکان قربانیان اصلی آنند.
کودک با نام "سال دو هزار بیست وشش "متولد خوهد شد. برآغازسال نو میلادی لبخند خواهد زد. با صمیمیت ،خلوص ،شادی با رویای های کودکانه خود! رویا هائی که هنوز به تیرگی جهان ساخته شده توسط بزرگان آلوده نگردیده است. جهانی پاک وصمیمی ،شفاف چون قلب یک کودک . کودکی که تفاوتی بین رویا هایش با واقعیت نمی بیند.
جهان امروز چه می کند با این روح های لطیف کودکانه؟ حتی داستان ها هم خالی از پیام های انسانی گردیده اند. دیگر حتی یک سرزمین کوچکی نیست! چنان پاکیزه که گوزن شاخ طلائی با ننوئی از عشق برای کودکان از راه برسد.والت ویتمنی که برای پادشاهیش پنجره ای به کوچه باغ و برای تخت سلطنتش خوشه ای از گندم و رنگین کمانی از عشق آرزو کند.
چه میزان جهان در دست های جنگ طلبان و غارتگران ومستبدان ، زیبائی خود از دست می دهد .رویاهای کودکان تلخ تر می شوند ! میلیون ها کودک آواره جنگ ، کودکان کار،کودکان فقر،اعتیاد چهره زندگی را تیزه می سازند.چهره ای تلخ که مستبدان، جهان خواران ،ترسیم گران آنند.
انسان چه میزان بی پناه وآسیب پذیرگردیده است. دستگاه های رهبری کننده وبرنامه ریزسخت در کار تغیر جهانند .جهان آینده چگونه جهانی خواهد بود؟
جهانی که هنوز دیکتاتورها،متعصبان مذهبی  در ام القرای اسلام  خشونت ،جنگ وکشت وکشتار را برمردمان دیکته می کنند!
کودک ده ساله به رگبار می بندند و در صلات هر صبح آزاده ای بر دار می کشند . جهان و جامعه بی حس و بی رگ ،جهان خشن وبی روح واکنشی نشان نمی دهد.
!کودکان آواره در مرزهای دور. در اردوگاه ها چشم از جهان می بندند .در سکوت مطلق خبری با درد ورنج در جستجوی لقمه ای نان،سر پناهی کوچک کودکی نکرده پیر می شوند .انسان در کجای جهان ایستاده است ؟رویا های کودکان را چه کسی پاسخ خواهد داد؟
سالی دیگر بر عمر جهان افزوده می شود. بی آن که وجدان بشری بر حساسیت وتعهدش در مقابل این همه جنایت افزوده شود 
باکاسه بر دست لبریزازاشگ مادران و پدران فرزند از کف داده سرزمینم می نویسم . جهان را و وجدان های بیداررا!مشخصا وجدان های بیدار کشورم را ،سازمان ها ،فعالان سیاسی،اجتماعی را به همبستگی فرا می خوانم . همبستگی برای پایان دادن به حکومت مستبدی که در چهل اندی سال جز مرگ وخونریزی ارمغانی برای مردمش نداشت . جزافزدن نا آرامی درمنطقه و جهان کاری نکرد.
آرزو می کنم جنگی نباشد. تلاش می کنم در حد توان خویش منادی شادی ،وحدت وصلح این زیباترین کلام در روز آغازین سال 2026 باشم..
آرزو دارم! آرزوی جهانی انسانی !جهانی خالی از فقر ،خالی از استبداد ،خالی از رنج وزشتی وابتذال .جهانی پر از رویا های زیبا ولطیف. که کودکان شادمانه در آن به چرخند. در کنار عزیزان خود بی هراس از صدای راکت ها و شنی تانگ ها آرام گیرند. .
جهانی که پدر بزرگ ها ومادر بزرگ ها در پیرانه سری خود، بی دغدغه با نوه های خودشادی کنند. توان این را داشته باشند!هدیه ای ولو کوچک یک بسته کوچک شکلات ، ،یک خروس قندی!  برای نوه های خود بگیرند. فراغ بال در پارک ها با آن ها بگردند .شادی به همین اندازه  .
آرزوی بزرگی نیست !اما چه میزان محال بنظرمیرسد.  ابوالفضل محققی

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!