یادم میآید در سال ۸۸، وقتی در خیابانها فریاد میزدیم: «اوباماـ اوباما، یا با اونا یا با ما»، کاملاً درک کرده بودیم که حمایت جهانی یکی از پیششرطهای حیاتی مبارزه است. اما بعدها معلوم شد که اوباما در آن زمان در حال «یخ در بهشت» خوردن با خامنهای بود و تنها چیزی که برای رهبران دنیا اهمیت نداشت، مبارزه ما علیه دیکتاتوری بود.
در جنبش مهسا اما صدای ما عالمگیر شد. دنیا بالاخره نگاهش را به سمت ما برگرداند؛ تا جایی که نمایندگان پارلمان اروپا به فعالان ما «کفالت سیاسی» دادند و تعدادی از زندانیان در بند، شهروند افتخاری گرفتند. این حمایت ها به قدری شیرین و جدی بود که ما را واداشت تا اروپا را برای قرار دادن سپاه پاسداران در لیست تروریست زیر فشار بگذاریم. این عمل شاید کمک می کرد تا بتوانیم به آن جنبش نفس مصنوعی برسانیم. اما نشد. سپاه و مزدورانش با سرکوب وحشیانه جنبش های مهسا و زندانی کردن بیش از ۸۰ هزار شهروند، سه سال دیگر بر عمر این رژیم افزودند. حالا سوال اینجاست: آیا میخواهیم تاریخ تکرار شود؟ تا کجا باید هزینه اعتراضات را بالا برد؟ آیا واقعاً شکست این اهریمنِ تا بن دندان مسلح، کارِ مردمِ عادی و بیدفاع است؟
تجربیات جهانی معاصر نشان میدهد که دیکتاتورها به این راحتی تسلیم خواستههای مردم نمیشوند. تجربه ونزوئلا پیش چشم ماست؛ گفته میشود از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۸، بیش از ۲۵۰ هزار نفر در این کشور بر اثر خشونت و درگیریهای مسلحانه جان باختهاند؛ آماری که از تلفات بسیاری از جنگهای رسمی فراتر است، و این سوای آمار کشتار مستقیم مخالفان توسط آن دو دیکتاتور کمونیست (چاوز و مادورو) است. اما سرانجام چه شد؟ بعد از سالها سرکوب، طی یک شب همه چیز تمام شد و حالا مردم ونزوئلا پیروزیای را که ترامپ به عنوان «هدیه کریسمس» به آنها بخشید، جشن میگیرند. به این میگویند واقعگرایی سیاسی!
ما نیازمند بازتعریفی جدید از «منافع ملی» هستیم تا اسیر تهمتها و سمپاشیهای ۵۷یها و اپوزیسیون فیک نشویم. منافع ملی یعنی پذیرفتن این واقعیت که جمهوری اسلامی یک «رژیم اشغالگر» است و این اشغالگر باید به زیر کشیده شود. اگر در این انتقال قدرت، هزینه جانی و تلفات کمتری بدهیم، ما سود بردهایم. نگاه کنید به جنگ ۱۲ روزه؛ ظرف ۲۴ ساعت، ۲۸ فرمانده ارشد سپاه به هلاکت رسیدند. همانهایی که اگر ما میخواستیم از صحنه حذفشان کنیم، باید دستکم یک میلیون کشته میدادیم. این یک سیاست «برد-برد» بود.
حتی حملاتِ «وطنپرستانِ ۱۲ روزه» نیز کاری از پیش نبرد؛ برعکس، همانطور که میبینیم، بعد از موضعگیری درست و هوشمندانه شاهزاده رضا پهلوی، منزلت ایشان افزونی یافته است. در اثنا نقاط ایران مردم او را صدا می کنند. این یعنی حتی مردم هم در عمق وجودشان با این نوع دخالت موافقند. شاهد هستیم که همین دیشب تنها چند ساعت پس از آنکه ایلان ماسک در جواب خامنه ای در ایکس به فارسی چیزی نوشت، معترضان بااستعداد ایرانی آنرا عاریه گرفته و با شعار «خامنه ای قاتل ـ زهی خیال باطل» تف کردند تو صورت اونهایی که معتقدند باید دست رد به حمایت خارجی زد! آری، حقیقتِ امروز همین واقعگرایی سیاسی است. ما باید برای کم کردن هزینه جانی، از هیچ حمایت خارجی دریغ نکنیم. نگران تاریخ نباشیم. آنچه که امروز در خیابان ها می بینیم، و مردم یک تنه خواهان برگشت پهلوی هستند، خود فضاوت تاریخ است ….
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
Pir Nahخود لنین با کمک…
Pir Nah
خود لنین با کمک آلمانی ها تونست انقلاب اکتبر را پیش ببره. حالا این چپی ها جا نماز آب میکشن و حمله اسرائیل یا آمریکا به جمهوری اسلامی رو میخوان پیرهن عثمان کنن