رفتن به محتوای اصلی
جمعه 16 مرداد 1405 - Friday, 7 August 2026

برچیدن حکومت اسلامی اجتناب ناپذیر شده است!

برچیدن حکومت اسلامی اجتناب ناپذیر شده است!

برچیدن حکومت اسلامی اجتناب ناپذیر شده است!

انقلاب «زن زندگی آزادی» را می‌توان مهم‌ترین گسست اجتماعی–سیاسی ایران پس
از انقلاب ۱۳۵۷ دانست. این پدیده فراتر از یک جنبش اعتراضی مقطعی، واجد
ویژگی‌های یک فرایند انقلابی در سطح ارزش‌ها، هویت‌ها و شیوه‌های زیست
اجتماعی است.

نخست- تمایز جنبش و انقلاب

در ادبیات علوم اجتماعی، جنبش‌های اجتماعی عمومن در پی اصلاح یا تعدیل نظم
سیاسی موجود هستند، در حالی که انقلاب‌ها در پی نفی کلیت نظم مسلط و
بازسازی بنیادین مناسبات قدرت می‌باشند. جنبش اعتراضی سال ۱۳۸۸ نمونه‌ای از
کنش اصلاح‌طلبانه در درون ساختار حکومت اسلامی بود که بر امکان تصرف دولت و
اصلاح نظام سیاسی استوار بود و نهایتن به دلیل اصلاح ناپذیری نظام، با شکست
مواجه شد. در مقابل، انقلاب «زن زندگی آزادی»، مشروعیت هنجاری، ایدئولوژیک
و نهادی کلیت نظام سیاسی را به چالش کشیده است.

دوم-  خیزش‌های ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸: زمینه‌های اجتماعی انقلاب

خیزش‌های دی ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ را می‌توان بمثابه پیش‌درآمدهای اجتماعی
انقلاب ۱۴۰۱ تحلیل کرد. این خیزش‌ها عمدتن بر محور مطالبات اقتصادی، بحران
معیشت، بیکاری و نابرابری شکل گرفتند. اعتراض به افزایش قیمت بنزین در آبان
۱۳۹۸ نماد تمرکز این اعتراضات بر مسئله بقا و زیست اقتصادی بود. هرچند این
خیزش‌ها در عمل سیاسی شدند، اما فاقد افق ارزشی منسجم و بدیل هژمونیک
بودند.

سوم- سال ۱۴۰۱، مصادف با اعلام موجودیت یک انقلاب بود

قتل مهسا – ژینا امینی در شهریور ۱۴۰۱ نقطه عطفی در تحولات سیاسی–اجتماعی
ایران محسوب می‌شود. در این مقطع، انقلابی با مطالبات صریح سیاسی و ارزشی
اعلام موجودیت کرد که کانون تکوین آن اعتراض به پوشش اجباری، کنترل بدن زن
و خشونت ساختاری دولت بود. برای نخستین‌بار پس از دهه‌ها، مفهوم آزادی
بمثابه  حق زیستن با کرامت انسانی به مرکز گفتمان سیاسی بازگشت. زنان، نسل
جوان و بخش‌هایی از طبقه متوسط شهری نیروی پیشگام این مرحله را شکل دادند.

چهارم- توازن قوا و مرحله تثبیت

نابرابری ساختاری توازن قوا میان دولت و جامعه سبب شد که انقلاب در مرحله
نخست، راهبرد کانونی‌سازی مطالبات را در پیش گیرد. تمرکز بر آزادی پوشش،
مقابله با اعدام و افشای سرکوب دولتی، امکان بسیج اجتماعی گسترده و تولید
مشروعیت اخلاقی را فراهم ساخت. این مرحله به مهار نسبی خشونت حکومتی و
عقب‌نشینی‌های تاکتیکی دولت در برخی حوزه‌ها انجامید و انقلاب را در میان
اقشار جامعه تثبیت کرد.

پنجم- بازتولید اجتماعی انقلاب در زندگی روزمره

با فروکش نسبی جنبش اقدام در خیابان، انقلاب وارد مرحله‌ای رخنه زیرپوست
جامعه شد. در واقع یارکشی از ملت و تدارک تقویت جبهه انقلاب در مبارزات
مدنی، تغییر در سبک زندگی، زبان، هنر، مناسبات جنسیتی و هنجارهای اجتماعی
نشان‌دهنده انتقال انقلاب از عرصه خیابان به حوزه زندگی روزمره است. این
بازتولید اجتماعی، نقش کلیدی در تداوم و تعمیق فرایند انقلابی ایفا کرده
است.

ششم: مرحله کنونی: پیوند انقلاب با زیست و بقا

در مرحله کنونی، اقشار تحت فشار معیشتی، کسب‌وکارهای خرد و گروه‌هایی که
استمرار زندگی روزمره آنان با مخاطره مواجه شده است، بار دیگر وارد میدان
اعتراض شده‌اند. تفاوت این دوره با سال ۱۴۰۱ در نوع نیروی محرکه آن است؛
«ادامه زندگی» و «بقای شرافتمندانه» خود به کنش سیاسی بدل شده‌اند. این
وضعیت ظرفیت پیوند میان طبقات فرودست، طبقه متوسط و نسل جوان را افزایش
داده است.

هفتم-  مسئله گفتمان و شعار مسلط

کمرنگ‌تر شدن حضور شعار «زن زندگی آزادی» در برخی کنش‌های خیابانی بمعنای 
افول آن نیست، بلکه بیانگر گسترش میدان گفتمانی انقلاب است. این شعار
همچنان هسته ارزشی انقلاب را شکل می‌دهد، اما هنوز بطور کامل به زبان
مطالبات همگانی و ملی جامعه شهروندی ایران ترجمه نشده است. انقلابی که سه
سال پیش آغاز شد را می توانیم به سه دوره تقسیم کنیم: سال نخست، دوره اعلام
موجودیت، دو سال گذشته دوره تعمیق و جمع آوری نیرو در متن جامعه و دوره
سوم، دوره تعریف سیاست، فرهنگ و اهداف انقلاب برای در ابعاد ملی است.

انقلاب در آغاز خود، با فرهیخته ترین نیروهای سیاسی خود پا در میدان گذاشت.
انقلاب با تعمیق خود، همه اقشار را با تمایلات سیاسی و فرهنگی خود به میدان
آورده است. یکی چالش های کنونی، شکاف زبانی و نمادین میان نیروهای پیشگام و
اقشاری است که در جریان آغاز انقلاب، حاشیه نشین بود و پیشگامان انقلاب
نتوانستند ارزش های خود در میان آنها نهادینه کنند.

هشتم- جمع‌بندی و چشم‌انداز

انقلاب «زن زندگی آزادی» نه به پیروزی نهایی دست یافته و نه شکست خورده
است. این انقلاب در مرحله‌ای فرسایشی–انباشت اجتماعی قرار دارد و سرنوشت آن
به توانایی پیوند دادن آزادی‌های سیاسی با زندگی روزمره، کرامت انسانی و
مطالبات معیشتی وابسته است. این کمبود، پاشنه آشیل انقلاب سوم ایران است.
همانطور در انقلاب بهمن ماه هزار سیصد و پنجاه  هفت، انقلاب با شعار
استقلال، ازادی و جمهوری اغاز شد، اما چیرگی بیخردی بر موج انقلاب، آنرا به
شکست کشاند.

خلاصه کلام

انقلاب «زن زندگی آزادی» بیانگر گذار تاریخی جامعه ایران از سیاست بقا به
سیاست زیستن با کرامت است. این فرایند انقلابی پروژه‌ای ناتمام اما پایدار
است که مسیر آن نه خطی، بلکه مبتنی بر انباشت تدریجی نیرو، معنا و تجربه
جمعی خواهد بود. در انقلاب مشروطه، شعور و خرد جمعی جامعه ایرانی در انقلاب
تبلور یافت و بستر پیشروی ملت و میهن را فراهم ساخت. در انقلاب بهمن،
خردستیزی، تحمیق و تحقیر ملی و ایران ستیزی در انقلاب تبلور یافت و ایران
را یکصد سال به عقب برگرداند.

سرنوشت انقلاب امروز، بستگی به تاثیرپذیری انقلاب، از خرد جمعی جامعه
ایرانی، و دوری از پوپولیسم کور دارد. سرنگونی حکومت اسلامی، اجتناب ناپذیر
است. برچیدن حکومت اسلامی، الزامن بمعنای پیروزی انقلاب سوم در ایران نیست،
اما نگارش سرنوشت انقلاب به دست فرزندان خود، همچنان باز است و انقلاب در
یک پروسه زمانی، بایستی از میان بحران های بزرگ عبور کند و آینده مبتنی بر
آزادی، لائیسیته، دمکراسی، کرامت انسانی و رفاه همگانی را برای ملت ایران
به ارمغان آورد.

زن زندگی آزادی

جمهوری انسانی

اقبال اقبالی

09.01.2026

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!