نگاهی کوتاه بیک بحث انتزاعی در رابطه با حنبش خیابان
بحثی انتزاعی در برنامه پرگار زیر عنوان " آیا خیابان در ایران این بار سرنوشت این مملکت را رقم خواهد زد ؟"
عنوانی با هدف تحلیل آنچه که امروز در خیابان می گذرد واین که در صورت پیروزی چه پیش خواهد آمد ؟
بیننده انتظار دارد نخست تصویری روشن از خیابان های ایران در این روزها ببیند،آنالیزی از ترکیب نیرو های شرکت کننده درآن، چه از نظر سنی ،طبقاتی ، خواسته ها ، نوع شعار ها واینکه چه پروسه ای طی شده که امروز این جماعت وسیع این چنین به خیابان آمده وعمدتا بازگشت دوران پهلوی را فریاد می زنند ؟ این روی کردشان از کجا ناشی می شود؟ و چرا رهبری آقای شاهزاده رضا پهلوی بخش اصلی این بر آمد وسیع را تشکیل می دهد ؟
تلاش می کنم با بی طرفی به این گفتگو گوش بدهم .بخود بقبولانم که بحث یک بحث نظری است که تلاش می کنداز جنبه های مختلف نظری این پیکر نهاده شده بر روی میز تشریح بنام خیابان را که امروز صحنه اصلی ورقم زننده سرنوشت بیماری بنام جمهوری اسلامی و کشوری بنام ایران است را !بشکافند! آنالیز کنند! وحداقل تصویری تا حد ممکن نزدیک به واقعیت ازآن ارائه نمایند .
باشد که بقول افغان ها پرتوئی برخیابان وبیمار بیفکنند و آن را روشن ترکنند! باشد که در بازی سرنوشت خیابان وبازی گران درخیابان وکم هزینه تر شدن هزینه این گذار خیابانی که فدا شدن جانهای عزیز فرزندان ایران بر آن قدرت وتوان ایستادن می دهد را یاری رسان باشند.
اما متاسفانه نقیصه نخست سیاست خود رسانه بی ،بی،سی، است که تا حد امکان تلاش می کند با درسایه قرار دادن نقش شاهزاده رضا پهلوی و نیاوردن نام او که در همین خیابان توسط جمعیت حاضر در خیابان ها تکرار می شود .مانع از ارائه یک تصویر واقعی گردد .
دوم دو شرکت کننده این جلسه که هر دو تعلق به جریان جمهوری خواهانی دارند که امروز در کنار ایستاده ،لب از لب نگشوده وقدمی در حمایت این جماعت عظیم حاصر در خیابا ن ها بر نداشته است .صاحب نظرانی که هرگونه نزدیکی وائتلاف با شخص آقای رضا پهلوی را عملی در راستای تقویت اتوریته ایشان تلقی کرده وعملا نه تنها قدمی در این راستا بر نمی دارند بلکه تحت عنوان خطر بازگشت سلطنت در این مرحله از مبارزه برای سرنگونی نیزدر کنار ایستاده و با تکیه بر تحلیل های خود واین که بالا آمدن آقای رضا پهلوی باز تولید مجدد استبداد است و در آینده می تواند به دیکتاتوری سازمان یافته مدرن و منسجمی بدل شود که بمراتب خطرناک تر از جمهوری اسلامیست سعی درنشان دادن ارتجاعی بودن این جنبش مردمی دارند. تلاشی که از واقعی بودن این بررسی می کاهد .
در این بحث یک ساعته از خود مسئله خیابان واین که چرا امروز به این جا رسید سخنی در میان نیست! نه از جوانان شرکت کننده در آن ،نه آن پروسه ای که این جوانان طی کردند ،ونه حتی از عدم حضور شعار زن ،زندگی ،آزادی که بیشتر شرکت کنندگان امروز خیابان که از مبارزان ومدافعان آن درجنبش مهسا بودند. شعاری که نوع نگاه وفلسفه زندگی این نسل را بیان می کند و امروز پیروزی خود را در پیروزی همین جنبش خیابان با رهبری شخص شاهزاده رضا پهلوی می داند اثری واشاره ای .عجیب هم نیست از بخث کنندگان نظریه پرداز که مبنی نظریشان مجموعه ای از کتاب های تنوریک منجمد شده در زمان ماضیست ! باید در ایران بود ! در زیر فشار خرد کننده رژیمی که راه نفس بر تو بسته زندگی گرد، تا عمق فریادی که امروز از گلوی شرکت کنندگان در این جنبش خیابانی بر میخیزد را با درد نشسته بر استخوان درک کرد و از خیابان گفت .
بنظرم بدون درک دقیق از پروسه شکل گیری شخصیت این نسل و جاری شدن نظر آنها در خانواده نمی توان از این که چرا امروز این نسل خواهان بازگشت به دوران پهلوی می باشد تحلیلی عینی و درستی از خیابان وشرکا کنندگان در خیابان ارائه داد .
انطباق نعل به نعل جامعه امروز و نیرو های خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی با نیرو هائی که در زمان فروپاشی شوروی ویا دیکتاتوری های شبیه آن که آقای" بهتوئی " صد درصد سعی در قرینه سازی آنها با جامعه امروز ایران وحاکمیت مستولی بر ایران دارد هیچ گونه سنخیتی نه با کاراکتر جوان امروز ایرانی دارد ونه با حاکمیت جمهوری اسلامی !و این که چرا امروز جامعه در وجه غالب خواهان بازگشت به دوران پهلویست؟
خواستی که نمی توان آنرا صرفا محصول یک هیجان اجتماعی ناشی از عمل کرد رژیم تلقی کرد فرمول بندی نمود ،نتیجه گیری کرد وعینا با فلا ن یا بهمان کشور وتغیر رژیم در آن مقایسه نمود.
نوع تغیری که در شوروی اتفاق افتاد ! مقایسه فرو ریزی آن با فرو ریزی جمهوری اسلامی واقعا مقایسه ای مع الفارغ است . چرا که نه حکومت گران اسلامی حاکم بر ایران شبیه حکومت گران دوران کمونیستی شوروی هستند و نه مردمانی که در آن جامعه می زیستند با مردم ایران والگوهای امروز نسل جوان ایران یکسانند.
حتی جوانان روستائی امروزایران در نگاه به زندگی وشیوه زندگی از مد موگرفته تا لباس حتی نوع غذا مانند یک جوان شهری می اندیشند و لو بصورت تقلیدی وبا همان هئیات در جامعه ظاهر می شود .
بدون شاخت تغیراتی که در طی این پنجاه سال در تفکر جامعه شهری وروستائی ایران ، در خانواده های ایرانی صورت گرفته نمی توان از بنیان های نظری جامعه امروز ایران صحبت کرد و حکم صادر نمود .ادامه دارد
ابوالفضل محققی
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!