رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه 19 مرداد 1405 - Monday, 10 August 2026

فرا خوانی نه برای تشکل یابی در مقابل جمهوری اسلامی بل دربرابر...

فرا خوانی نه برای تشکل یابی در مقابل جمهوری اسلامی بل دربرابر...

فرا خوانی نه برای تشکل یابی در مقابل جمهوری اسلامی  بل دربرابر...

جنگی خونین در جریان است .جنگی که زیبا ترین فرزندان این آب وخاک طلایه داران آنند! من به این نسل ،به جنگندگان جوان که جامشان لبریز از کینه نسبت به رژیمیست که شادی کودکی ونوجوانی از آنها گرفت وجوانیشان را با غم ،اندوه وآینده ای تیره بر کامشان تلخ کرد. بدیده تحسین می نگرم وصمیمانه دوستشان دارم.
امروز جان های جوانی آگاهانه پای در میدان نهاده اند تا از سهم زندگی من وتو ! از سهم شادی ما ،از شادی کودکان دفاع کنند!
بمیدان آمده اند تا با نقطه پایان نهادن بر حکومت جمهوری اسلامی  عرق از چهره پدرانی که شرمنده بر سر سفره غارت شده توسط حکومتی فاسد ،دزد و جنایت کار ربوده شده نشسته اند بسترند . 
جوانانی که مانند نسل ما فکر نمی کنند وافق دیدشان باز و نگاهشان بزندگی از سکوی امروز به آینده است .
بر خلاف بخشی ازنسل ما مشخصا چپ  که برسکوی سال پنجاه وهفت  ایستاده بود ومی خواست شکوه فردا را نظاره کند.اما! 
دست سایه بان چشم کرد در میان تاریک روشن انقلابی ارتجائی یک هزاره به عقب برگشت همراه مردی شد که میخواست از ملت امت بسازد  "امالقرای اسلامی "
چنان در مرده ریگ گذشته غرق شد  که خار رهروان را راهنما پنداشت چشم بر قتل عام هزاران جوان مبارزی بست که باهزاران  امید  انقلاب کرده بودند.

نسلی بیمار وخواب زده  که آن چه در جامعه خود داشت ندید. ندید! حرکتی که نیروی محرکه آن علم بود ودانش متکی به جهان غرب .
دل در گرو جامعه ای نهاد پنهان شده در پشت دروازه های آهنین که جان انسان ارزشی نداشت! کلمه اعتراض دیر گاهی بود که از ذهن وحشت زده مردم آن دیار زدوده شد بود. 
اما چه باک که هیچکدام از این ها قادر نگردید این نسل خواب زده ایدولوژیک را که بند نافش با مبارزه  ضد امپریالیستی و،غرب ستیزی و اسرائیل ستیزی بریده شده بود را بیدار کند. 
بیدار کند تا خود را از دنیای خیالی خمینی ،خامنه ای و نیرو های واپس گرای جمهوری اسلامی که قرابت غریبی با تفکر آنها داشت برهاند. 
طی تمامی این چهل سال عملکرد وجنایت های این رژیم را دید و بر افروخته شد .اما نهایت در بزنگاه ها تعین کننده که نیاز به قرار گرفتن در صف معترضان جمهوری اسلامی بود .سرنوشت خود را  در هماهنگی با نیرو های خواهان یک جامعه آزاد و همگام بادنیای آزاد و نسلی که خواهان زندگی بسیاق یک جوان غربی را دنبال میکرد ومثل او به گدشته، به پنجاه سال دوران  پهلوی نگاه نمی کرد !گره نزد .
در عمل مشخص آن که بیشتر زیر ضرب گرفت دوران پهلوی بود وهراس از حمایت رو بگسترش  از آن دوران .هرچه کند وکاو کرد در مرده ریگ گذشته بود و ارتباطی با مسائل ونیاز های امروز نداشت.
حال بار دیگر نوبت امتحان رسیده ،نوبت این که در مصاف بزرگی که در جامعه جریان دارد در کدام سوی تاریخ قرار می گیرد ؟  
آیا هنوز بعد دیدن این همه فساد ،ناظر بودن برسقوط تلخی که دیر گاهیست آغاز گردیده و می تواند تمامی این سرزمین را در سیاهچاله خود بکشد! همچنان لنگ ولنگان بدنبال این جرثومه کشیده می شود ؟ 
ا نهیبی بر خود زده و بری از کینه شتری خود نسبت به دوران پهلوی رویداد های جاری در کشور ،اقبال بخش بزرگی به خاندان پهلوی را نه بدیده منفی بل حرکتی وحدت بخش در مبارزه با جمهوری اسلامی تلقی می کند وبا حفظ استقلال فکری خود در این روزهای سرنوشت ساز نقشی مثبت و تاثیر گذار ایفا می کند ؟
یا همچنان با عنادکور بر تداوم همین راه که که نتیجه اش ریزش مداوم ودور ماندن از تحولات جامعه وپاک شدن تدریجی در اذهان عمومیست  پای خواهد فشرد ؟ 
امروز بار دیگر مردم در خروشی بسیار عظیم پای در میدان مبارزه نهاده اند .
.مبارزه ای که نسل جوان با قبول رهبری شاهزاده رضا پهلوی  نیروی اصلی و پیش برنده آن است . 
مبارزه سخت خونین ونابرابر که بیشترین حمایت و همگامی نیرو های اپوزیسیون  جمهوری اسلامی را طلب می کند . 
آیا باز چشم بصیرت بر این جریان بسته و با ندیده گرفتن خواست ونیاز این نسل ، یعنی عدم باور به انتخاب آنها بجای حمایت از مبارزه شگفت انگیز این نسل در برابر حکومت ارتجاعی که افزون بر ده هزار کشته داده عملا در کنار رژیم خواهد ایستاد ؟ 
باز این مبارزه را نفی و آنرا گرفتار شدن در استبدادی دیگر ارزیابی خواهد کرد؟
یا این بار در سمت درست تاریخ خواهد ایستاد ؟  
سوالی که با وجود دل کندن از این جریان ها همیشه با شکل گیری مبارزه بر علیه جمهوری اسلامی آرزوی تشکیل یک ائتلاف وسیع در دلم جوانه می زند با خود می گویم ای مرد عاشق و هنوز مانده در رویا
" هزار بار گفتی ونیامدت جوابی ."

دردا که سخت است کوبیدن بر دری که هنوز با وجود حضور میلیونی مردم حضرات پشت در اعتقاد دارند این شعار های مردم ساخته وپرداخته رسانه هاست ! با صاجب خانه ای که خود را بخواب زده چگونه می توان امید باز شدن  در داشت و شکل گیری یک ائتلاف وسیع میهنی ؟ 
درد آور است اما واقعیست!

فرا خوان  11. ژانویه 2026 - 23:31
فراخوان: به احزاب، سازمان ها و فعالان چپ، جمهوری‌ خواه و دموکراسی‌ خواه!

هیئت سیاسی - اجرائی حزب چپ ایران

تنها به دو پاراگراف این فرا خوان بسنده می کنم  
"خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل" 
"این خیزش مردمی فاقد نمایندگی سیاسی منسجم است و ابزارهای اثرگذاری ما در قیاس با گستردگی مبارزه، ضعیف و ناکافی است. این خلأ، میدان را برای پروژه ‌هایی باز کرده است که با اتکا به پول، رسانه و حمایت‌ های خارجی، می‌کوشند بدیل‌ هایی از بالا و بی‌ پیوند با مطالبات واقعی مردم بسازند .
...حتی آن نیروهایی که بنا به ملاحظات سیاسی امکان مشارکت در چارچوب ‌های مشترک را ندارند، نمی‌ توانند از هم ‌صدایی، حمایت علنی و تقویت موج عمومی اعتراض شانه خالی کنند. در این مقطع، سکوت، عملا به سود ماشین سرکوب و دشمنان آزادی که فعال شده اند، تمام می‌شود !"   ابوالفضل محققی

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

فرامرز حیدریان
فرامرز حیدریان

عنوان مقاله:
خس و خاشاکهای مطیع لئیمان و خونریزان

درووود بر ابوالفضل عزیز،
صحبتی از سر ناگزیری و غمی سنگین بر دل.

من حوصله بحث کرذن در باره این ذوب شدگان دیگ مذاب شریعت اسلامی را ندارم که با بی شرمی تمام بر خودشان «برچسب چپ« زده اند و همچون ضحّاک زمانه، نقاب «رحمان و رحیم» به خود آویخته اند. در باره اینها و خاخام رسولشان سالها نوشته ام و منتشر کرده ام. اگر کسی ارزنی فهم و نیروی تمییز و تشخیص داشته باشد، یکی از پاراگرافها من در نقد آنهمه بلاهتها و جهالتها، کفایت میکند تا تکانی بخورد و به خود آید.

رفتار و مواضع و حرفهای بی مغز و پایه این حضرات، یادآور رفتار «درباریان ضحّاک» است که معتقد بودند که ضحّاک، نماد تمام عیار «داد و مهر» است؛ آنهم درباریانی که هر روز شاهد خوردن مغز جوانان بودند. بر اینها حرجی نیست ابوالفضل عزیز. بر آهن سرد، هیچ پتکی موثر نیست. اینها به همراه سقوط و نابودی حکومت فقاهتی، همچون خاک و خاشاک محو و ناپدید خواهند شد و هیچ ردّ پایی از آنها در تاریخ ایران نخواهد ماند؛ سوای لعن و نفرینی که بدرقه آنها خواهد بود در تاریخ ایران به دلیل تبهکاری و متعگی و رکابداری که در حاکم و استقرار و حمایت کردن بی دریغ با جان و دل و سرمایه در راه خونریزترین جنایتکاران تاریخ بشر اجرا کردند. اینها تبهکارانند و حقیران به ذات. از موجوداتی که به ذات خودشان حقیر هستند، هرگز هیچ بزرگانی بار نخواهد آمد. هرگز.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان

س., 13.01.2026 - 18:59 پیوند ثابت