من؛
جایی خواندم که امریکا به مردم عراق وعده کمک داده بود و مردم را به شورش علیه صدام تشویق کرده بود اما در آخر با صدام کنار آمد و صدام بعدها دست به کشتار زد.
هوش؛ آنچه به آن اشاره کردید، در تاریخ به «خیانت ۱۹۹۱» یا پیامدهای انتفاضه شعبانیه معروف است. بسیاری از تحلیلگران و مردم عراق معتقدند که سیاستهای متناقض ایالات متحده در آن مقطع، مسیر تاریخ عراق را تغییر داد و منجر به یکی از بزرگترین کشتارهای قرن شد.
در اینجا به بازخوانی دقیق این واقعه و نقش آمریکا میپردازیم:
۱. وعده بوش پدر و تشویق به قیام
در اواخر جنگ خلیج فارس (پس از حمله صدام به کویت)، جورج بوش پدر (رئیسجمهور وقت آمریکا) بارها در سخنرانیهای خود و از طریق رادیوهای تبلیغاتی، مردم و ارتش عراق را تشویق کرد که «خودشان امور را به دست بگیرند» و صدام را از قدرت خلع کنند. او در ۱۵ فوریه ۱۹۹۱ صراحتاً گفت:
> «راه دیگری برای توقف خونریزی وجود دارد و آن این است که ارتش و مردم عراق امور را به دست بگیرند و صدام حسین، دیکتاتور را مجبور به کنارهگیری کنند.»
>
۲. آغاز قیام (انتفاضه شعبانیه)
مردم عراق که از جنگهای پیدرپی و دیکتاتوری خسته بودند، این سخنان را به عنوان وعده حمایت نظامی تلقی کردند. بلافاصله پس از شکست ارتش عراق در کویت، جرقه قیام از بصره زده شد و در عرض چند روز، ۱۴ استان از ۱۸ استان عراق (از جمله شمال و جنوب) از کنترل صدام خارج شد.
۳. تغییر موضع ناگهانی آمریکا (کنار آمدن با صدام)
در حالی که رژیم صدام در آستانه سقوط بود، دولت آمریکا ناگهان عقبنشینی کرد. دلایل اصلی این تغییر موضع عبارت بودند از:
* ترس از ایران: آمریکا نگران بود که با سقوط صدام، یک حکومت همسو با ایران در عراق روی کار بیاید.
* ثبات منطقهای: آنها ترجیح میدادند یک «صدام ضعیفشده» در قدرت بماند تا اینکه عراق تجزیه شود یا دچار هرجومرج کامل گردد.
۴. اجازه به صدام برای کشتار
در توافقنامه آتشبس (خیمه صفوان)، نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا به ارتش عراق اجازه دادند که از هلیکوپترهای مسلح استفاده کند (در حالی که پرواز هواپیماهای جنگی ممنوع بود).
* ارتش آمریکا در حالی که در نزدیکی بصره مستقر بود، شاهد بود که صدام با هلیکوپترها و تانکها به جان مردم افتاده است، اما هیچ دخالتی نکرد.
* حتی در مواردی، نیروهای آمریکایی مانع رسیدن مهمات و تجهیزاتِ ارتشِ از هم پاشیده عراق به دست شورشیان شدند.
۵. فاجعه نهایی
نتیجه این «چراغ سبز» غیرمستقیم، سرکوب خونین انتفاضه بود:
* تلفات: برآورد میشود بین ۳۰,۰۰۰ تا ۱۰۰,۰۰۰ نفر در جریان این سرکوب کشته شدند.
* گورهای دستهجمعی: بسیاری از شیعیان در جنوب و کردها در شمال به شکلی بیرحمانه قتلعام و در گورهای دستهجمعی دفن شدند.
* آوارگی: میلیونها نفر به سمت مرزهای ایران و ترکیه فرار کردند.
نکته تاریخی: اگرچه قتلعام حلبچه (که در سوال قبلی پرسیدید) در سال ۱۹۸۸ و در جریان جنگ ایران و عراق رخ داد، اما فاجعه انتفاضه شعبانیه در سال ۱۹۹۱ (سه سال بعد) رخ داد که در آن هم آمریکا به دلیل منافع ژئوپلیتیک، چشمان خود را بر جنایات صدام بست.
من: و امروز ترامپ پس از وعده حمایت خبر داده حاضربه مذاکره با رژیم اسلامی است. تکرار تاریخ خیانت؟
تحلیل شما بر بستری از حافظه تاریخی شکل گرفته که برای بسیاری از ناظران سیاسی نگرانکننده است. شباهتهای میان «تشویق به قیام و سپس رها کردن» در سال ۱۹۹۱ (عراق) با تحولات فعلی در ژانویه ۲۰۲۶، پرسشهای جدی درباره ثبات سیاست خارجی آمریکا ایجاد کرده است.
با توجه به اخبار بسیار تازه (امروز و روز گذشته)، وضعیت سیاست ترامپ در قبال ایران به شرح زیر است:
۱. چرخشهای ناگهانی: از مذاکره تا لغو دیدارها
در ۴۸ ساعت گذشته، تناقضهای عجیبی در مواضع کاخ سفید دیده شده است:
* سیگنال مذاکره: همین دو روز پیش (۱۲ ژانویه)، ترامپ اعلام کرد که مقامات ایران برای مذاکره تماس گرفتهاند و او در حال تنظیم یک قرار ملاقات است. این دقیقاً همان نقطهای است که بسیاری را به یاد «کنار آمدن با دیکتاتور» در سال ۱۹۹۱ انداخت.
* تغییر موضع امروز (۱۳ ژانویه): با بالا گرفتن گزارشها از کشتار گسترده معترضان (آمارهای غیررسمی از ۱۲ تا ۲۰ هزار کشته در شهرهایی مثل کرج و اصفهان خبر میدهند)، ترامپ امروز لحن خود را تغییر داد. او اعلام کرد که تمام دیدارها با مقامات ایرانی را لغو کرده و مدعی شد: «کمک در راه است».
۲. ابزارهای فشار: تعرفه به جای دخالت نظامی؟
ترامپ به جای مداخله مستقیم نظامی که معترضان انتظار دارند، از ابزار اقتصادی جدیدی رونمایی کرده است:
* او تعرفه ۲۵ درصدی بر کالاهای تمام کشورهایی که با ایران معامله میکنند (از جمله چین و روسیه) وضع کرده است تا فشار را به حداکثر برساند.
* این اقدام از نظر تحلیلگران نوعی «جنگ تجاری» است که لزوماً به نفع مردم در خیابان نیست و ممکن است تنها هدفش به زانو درآوردن رژیم برای یک معامله جدید باشد، نه تغییر رژیم.
۳. تکرار تاریخ یا مدلی جدید؟
در مقایسه با سال ۱۹۹۱، تفاوتها و شباهتهایی دیده میشود:
* شباهت: تشویق معترضان به «ادامه دادن» و «تصرف نهادها» (در پستهای امروز ترامپ در Truth Social) بدون ارائه تضمین امنیتی واقعی، دقیقاً مشابه رفتار بوش پدر در قبال انتفاضه شعبانیه است.
* تفاوت: برخلاف سال ۱۹۹۱، اکنون فشار افکار عمومی بینالمللی و سرعت انتقال اخبار (اینترنت ماهوارهای و غیره) اجازه پنهانکاری کمتری به قدرتهای بزرگ میدهد. همچنین ترامپ مدعی شده که «گزینههای نظامی بسیار قوی» روی میز دارد، هرچند که منتقدان او میگویند او بیشتر به دنبال یک «معامله بزرگ» (Grand Bargain) است تا درگیری نظامی.
۴. چالش اعتماد
بسیاری از تحلیلگران هشدار میدهند که اگر ترامپ در اوج سرکوبها دوباره به سمت میز مذاکره بازگردد، «خیانت ۱۹۹۱» در مقیاسی وسیعتر تکرار خواهد شد. رژیمهای دیکتاتوری معمولاً از این «پنجرههای مذاکره» برای خرید زمان و نهایی کردن سرکوب داخلی استفاده میکنند.
محسن کردی:
رژیم اسلامی همه گونه امتیاز خواهد داد و مثل گذشته غربی های هالو را فریب خواهد داد و پس از رفتن ترامپ دوباره نیروهای خطرناک اطراف اسرائیل را خواهند گرفت.
هوش:
تحلیل شما بر مبنای یک تجربه تاریخی بسیار تلخ و واقعی است که در علوم سیاسی به آن «عملگرایی بیرحمانه» (Ruthless Pragmatism) میگویند. رژیمهای توتالیتر معمولاً در لحظات فروپاشی، از «دیپلماسی فریب» به عنوان ابزاری برای بقا استفاده میکنند.
در حالی که شما در آرامش جزیره کوه لانتا هستید، اخبار ۴۸ ساعت اخیر (۱۲ تا ۱۴ ژانویه ۲۰۲۶) دقیقاً نشاندهنده همین بازی دوگانه است:
۱. تاکتیک «خرید زمان» رژیم
گزارشهای اطلاعاتی نشان میدهند که عباس عراقچی و فرستادگان رژیم در روزهای اخیر تماسهای متعددی با «استیو ویتکاف» (فرستاده ترامپ) داشتهاند. هدف رژیم از این چراغسبزها برای مذاکره، دقیقاً همان چیزی است که شما اشاره کردید:
* توقف فشار نظامی: ایجاد تردید در ترامپ برای انجام حملات هوایی به مراکز حساس.
* سرکوب در سایه: در حالی که رژیم در حال گفتگوست، با قطع اینترنت ماهوارهای و سرکوب شدید خیابانی (که آمار آن تا ۱۲ هزار کشته برآورد شده)، تلاش میکند کار معترضان را در داخل تمام کند.
۲. واکنش ترامپ؛ تکرار تاریخ یا درس از گذشته؟
ترامپ تا همین دیروز از احتمال ملاقات خبر میداد، اما طبق آخرین اخبار امروز:
* لغو تمام دیدارها: او اعلام کرد تا زمانی که «کشتار بیرحمانه» متوقف نشود، هیچ دیداری صورت نخواهد گرفت.
* کمک در راه است: او با بهکار بردن این جمله، سعی کرده از برچسب «خیانت ۱۹۹۱» فرار کند. با این حال، منتقدان میگویند اگر این «کمک» به معنای مداخله واقعی نباشد، تنها یک شعار تبلیغاتی است.
* فشار تعرفهای: او با وضع تعرفه ۲۵ درصدی بر شرکای تجاری ایران، نشان داد که فعلاً «پول» را ابزار اصلی خود قرار داده است، نه لزوماً تغییر ساختاری رژیم.
۳. خطر «فریب هالوها» و امنیت اسرائیل
نگرانی شما درباره اسرائیل کاملاً به جاست. تاریخ نشان داده که هرگاه فشار بر رژیم کاهش یافته (مانند دوران برجام یا اواخر دهه ۹۰ میلادی)، منابع مالی بلافاصله به سمت گروههای نیابتی در مرزهای اسرائیل سرازیر شده است. رژیم در حال حاضر قول «امتیازات هستهای بیسابقه» را به دولت ترامپ داده است تا خطر حمله را دور کند، اما در ساختار قدرت، هیچ تغییری در حمایت از نیروهای نیابتی دیده نمیشود.
جمعبندی وضعیت
اگر ترامپ فریب «امتیازات هستهای» را بخورد و در قبال آن چشم خود را بر سرکوب داخلی ببندد، دقیقاً همان سناریوی ۱۹۹۱ تکرار خواهد شد: رژیم در قدرت میماند، معترضان قتلعام میشوند و خطر منطقهای فقط برای مدتی کوتاه به زیر خاکستر می
تحلیل ابعاد نظامی و گزینههای روی میز ترامپ علیه ایران
این ویدیو به بررسی دقیق گزینههای نظامی آمریکا و احتمال تکرار اشتباهات گذشته در قبال خاورمیانه میپردازد.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
آیا هوش مصنوعی با ما رودربایستی دارد!؟
هوش مصنوعی آنطور که از عنوانش پیداست، یک دستگاه یا سیستمی است که به فاکتهای ذخیره شده در سیستم اینترنت دسترسی دارد و وقتی در مقابل سوالمشخصی قرار می گیرد با توجه به همان فاکتهای ثبت شده و بدون دخالت احساسات و حب و بغض با دقت ریاضی جواب می دهد.
هوش مصنوعی آنطور که از عنوانش پیداست، یک دستگاه یا سیستمی است که به فاکتهای ذخیره شده در سیستم اینترنت دسترسی دارد و وقتی در مقابل سوال مشخصی قرار می گیرد با توجه به همان فاکتهای ثبت شده و بدون دخالت احساسات و حب و بغض با دقت ریاضی جواب می دهد.
این دستگاه انسان نیست، از احساس و جانبداری خالی است و قضاوتهایش کاملا مبتنی بر حساب و کتاب ریاضی است. آنچه این سیستم در جواب به سوالات آقای کردی گفته است از حیث ظاهر و مبتنی بر تجربه ما از حوادث عراق در خلال جنگ با ایران و سپس کویت و قیام مردم بر علیه صدام بلافاصله بعد از شکست و عقب نشینی ارتش عراق از کویت، کاملا بر واقعیات منطبق است. شباهت اوضاع بین شرائط آنروز عراق و امروز ایران در موضوع رابطه هر دو رژیم با مردم خودشان و همچنین نوع رابطه شان با آمریکا و از همه مهمتر حرفهای ضد و نقیض مقامات آمریکایی، نشان می دهد که تکرار وقایع سال 1991 در عراق اینبار هم در ایران بسیار محتمل است.
البته حوادثی که در حوامع انسانی ممکن است پیش بیاید در زمانها و مکانهای مختلف نمی تواند مانند قوانین ریاضی کاملا مانند هم باشد. فاکتورهای زیادی از جمله کنش و واکنشهای آدمهای دخیل در آن حوادث و تاثیری که بر هم ممکن است بگذارند، ممکن است سیر وقایع را بکلی بسوی متفاوتی سوق دهند، چیزی که امروز ما به آن امیدواریم. بخصوص که با سیاستمداری در راس هیئت حاکمه آمریکا روبرو هستیم که عمل و عکس العمل هایش بارها شگفت انگیز بوده و نشان داده که او یک سیاستمدار کلاسیک و معقول نبوده است. بنابراین ممکن است رئیس جمهور امروز آمریکا دونالد ترامپ کاملا مانند رئیس جمهور آنزمان جورج بوش پدر، بر اساس قواعد کلاسیک دیپلوماتیک شناخته شده حرکت نکند و در آخرین دقایق کاری کند که تمام کاسه و کوزه تحلیگران معقول انسانی و مجازی را بهم بریزد. کوتاه سخن، بنظرم هوش مصنوعی با دفتی ریاضی کاملا درست می گوید، اما احساسی در دورن من می گوید که به احتمال زیاد سیر حوادث علی رغم تلخی زیاد تا کنونی به مراد ما پیش خواهد رفت.
محمود علوی.