استیو ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ، گفته است که امیدوار است مسائل با ایران از طریق دیپلماتیک حل شود.
آقای ویتکاف که در شورای اسرائیلی-آمریکایی صحبت میکرد، در پاسخ به این سوال که آیا باید منتظر عملیات نظامی علیه ایران باشیم گفت: «امیدوار هستم که از طریق دیپلماتیک به نتیجه برسیم.»
او گفت که مسائل حل نشده با ایران چهار مورد است که شامل «هستهای، غنیسازی، موشکی و نیروهای نیابتی» میشود.
فرستاده ویژه دونالد ترامپ تصریح کرد که امیدوار است این مسائل از طریق دیپلماسی به نتیجه برسید زیرا «نتیجه آلترناتیو دیگر برای ایران بسیار بد است.»
او همچنین «مردم ایران» را فوقالعاده شجاع خواند و گفت که ایالات متحده در کنار آنها ایستاده است.
بیانیه ۱۲ نماینده پارلمان سوئد: شاهزاده رضا پهلوی متعهد به «گذار صلحآمیز» است
دوازده نماینده پارلمان سوئد با انتشار بیانیهای از اعتراضات سراسری در ایران حمایت کردند. این نمایندگان در بیانیه خود نوشتند: «ایرانیان با شجاعت در برابر حکومتی ایستادند که از بازداشت خودسرانه، شکنجه، اعدام و پاییدن شهروندان برای سرکوب اعتراضات مسالمتآمیز استفاده میکند.»
این دوازده نماینده با اشاره به «موج خشونتآمیز سرکوب اعتراضها» گفتند که حکومت ایران «در نقطهای بیبازگشت» است و این نشاندهنده «فاصله عمیق میان شهروندان ایران و حکومت است.»
آنها با حمایت از شاهزاده رضا پهلوی از او بهعنوان «نماد مقبولیت و یکپارچگی» نام بردند و گفتند: «مقبولیت آقای پهلوی مربوط به گذشته نیست و رد ادعای جمهوری اسلامی در بازنمایی تاریخ، فرهنگ و آینده ایران است.»
آنها از کشورهای دموکراتیک خواستند تا با «مسؤلیتپذیری» از معترضان ایرانی حمایت کرده و بر حکومت ایران فشار بیاورند.
نیما غلامعلیپور، متس آرخم، ریچارد یامشف، بییورن شودر و آرین کاراپت از جمله نمایندگان امضاکننده این بیانیه هستند.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
پرسید: کار را کی تموم کرد؟:. جواب شنید: آن که شروعش کرد!
دروود بر کیانوش عزیز،
توضیحی نه چندان طولانی.
من در همان روزهای داغ انتخاباتی «ترامپ» در همین سایت در پای یکی از مطالبت نوشتم که «ترامپ»، سیاستمدار و رجل عرصه سیاست نیست؛ بلکه مردی بسیار با هوش و اهل تجارت است. انسانی که تاجرمسلک باشد، هیچوقت در باره «اخلاق» فکر نمیکند؛ نه به معنای اینکه آدمی بی «اخلاق» است و هر وسیله ای را برای رسیدن به اهدافش توجیه میکند. نخیر. بلکه به این معنا که در کار تجاری در باره موضوع تجاری با حریفان خودش وارد معامله میشود. اینکه طرفهای معامله در خانه و منزل و کشور و چاردیواری خودشان، چگونه میزییند و با افراد خانواده، چطوری رفتار میکنند، اصلا موضوع تجاری او محسوب نمیشود. فقط اگر بداند که مسئله تامین حیاتی و بقا و سود ناشی از تجارت به جنگی ناگزیر منوط است؛ آنگاه تصمیم اجرایی میگیرد و وارد جنگ میشود به سبک و سیاق خودش. رفتارهای به قول معروف نامنتظره اش، هنر نمایشی اوست که برخاسته از هوش و شاخکهای حسّاس تجاری او برمیخیرند.
من از گذشته های دور تا همین امروز - دیدگاه من در پای مطلب گیله مرد - و در دوره خیزش مهسا نیز فریادها زدم که مسئله ولایت فقیه و اسلامیّت شیعی از معضلات جامعه ماست و ما ایرانیان در جامعیّت وجودیست که باید و میتوانیم داز طریق همکاری و همعزمی و باهماندیشی و همدلی و همکاری فوری و عاجل به ساقط کردن اقتدار ولایت فقاهتی و عزل و محاکمه تبهکاران خونریز و شاغل و ذینفع در دستگاه گیوتینی حکومت فقاهتی کامیاب شویم. در باره موانع ناکامیابی این کار نیز تا دلت بخواهد مطالب استدلالی و برهان قاطعی نوشتم و منتشر کردم و هنوزم مینویسم. من به صراحت از سی و اندی سال پیش تا کنون نوشته ام و گفته ام که ما مخالفان سیستم فقاهتی باید همگی بر گرداگرد «پرنسیپها و بُنمایه های فرهنگ ایرانیان = گزندناپذیری جان و زندگی، مهرورزی، دادورزی، راستمنشی» گرد آییم و منسجم و استوار و با بیداری و درایت در مقابل حکومت فقاهتی بایستیم. ولی تا امروز هیچ احدی گوشش به این صحبتها بدهکار نبوده و نیست و هر کسی ساز خودش را با گلاویز شدن به «مفاهیم عام بدون هیچ پشتوانه فکری و فرهنگی و تاریخی و تجربی در تاریخ و فرهنگ ایرانیان» به شاخه شونه کشیدن در مقابل همدیگر و هارت و پورت کردن با حکومت فقاهتی اقدام کرده اند. نتیجه اش را نیز نیم قرن آزگار است که دیده ایم و چشیده ایم و حالا حالا خواهیم چشید.
هر وقت مدّعیان کنشگری سیاسی پشت سبیلهاشون سبز شد و بالغ شدند و به این نتیجه رسیدند که «ایرانی» هستند و باید در سمت و سوی تاریخ و فرهنگ و مملکت و کنار مردم خودشان و یکدیگر بایستند، آنگاه میتوان گفت که حکومت فقاهتی در یک چشم بر هم زدن، عین حباب خواهد ترکید و محو میشود. ولی تا این مسئله در گفتار و کردار و رفتار، اتّفاق نیفتد، قدرت و اقتدار آخوندی و طیف ذینفعان و لفت و لیس کنان الهی با خونریزیهای وحشتناک در ایران تداوم خواهند داشت به سبک و سیاقهای ریاکارانه و مزوّری خودشان که به وفور در این زمینه، متخصّص بی رقیب هستند. چشم امید داشتن به بیگانگان؛ یعنی همان ماجرای «بلدرچین و برزگر». من بارها تاکید کرده ام که اروپائیان و کشورهای منطقه به طور کلّی از «پتانسیلهای مردم ایران» در رقابتهای جهانی به شدّت میترسند؛ نه برای اینکه ایرانیان خونریزند؛ بلکه به این دلیل واضح و آشکار که ایرانیان مردمی پهلوانمنش و بسیار با هوش و با استعداد و خیلی سریع یکشبه ره صد ساله رو هستند. برای همین نیز تمام سیاستگران جهانی کشورهای غارتگر به این موضوع، آگاهی عمیق دارند و با تمام ابزارهای دیپلماتیکی میکوشند که مانع از شکوفایی پتانسیلهای مردم ایران شوند. در این حیص و بیص، نقش ابلهان وطنی را نباید از یاد برد که به حیث پادوهای همیشه توسری خور در تحت پرچمهای ایدئولوژیکی و لابیگریهای مختلف در خدمت بیگانگان و حاکمان نالایق و خونریز بوده اند و هستند و خواهند بود و همواره قیافه های بسیار دمکرات منش و لیبرال مسلک و فلان و بیسار در مجامع خودی و بیگانه به خود گرفته اند و میگیرند و خواهند گرفت. از این شمار خودت بهتر میتوانی در شبکه های اجتماعی به وفور ببینی.
در هر صورت، خاتمه صحبتم بگویم که «ما باید یاد بگیریم، خودمان بذری را [= ولایت مطلق فقیه] که کاشته ایم، درو کنیم». همین.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان