رفتن به محتوای اصلی
شنبه 18 بهمن 1404 - Saturday, 7 February 2026

کسی که به ایران امید می دهد، اما نه به NRK

کسی که به ایران امید می دهد، اما نه به NRK
در مورد رسانه نروژی NRK
ترجمه و تلخیص:
مختار برازش

شتیل رولنس (Kjetil Rolness) یکی از چهره‌های شناخته‌شده و تأثیرگذار در فضای رسانه‌ای و فرهنگی نروژ است. او یک جامعه‌شناس (Sociologist) است که به دلیل نگاه انتقادی‌اش به پدیده‌های اجتماعی شهرت دارد. رولنس کتاب‌های متعددی درباره فرهنگ عامه، سبک زندگی و مسائل اجتماعی نوشته است.
او به عنوان یک ستون‌نویس (Columnist) در روزنامه‌های معتبری مثل Aftenposten و Dagbladet فعالیت می‌کند. رولنس به صراحت لهجه و نترسیدن از نقد "تفکرات غالب" (Mainstream) معروف است. او اغلب به نقد عملکرد رسانه‌های دولتی نروژ (مثل NRK) و سیاست‌های نخبگان می‌پردازد.

انتقاد شتیل رولنس در این مقاله به طور مشخص متوجه نحوه گزارش‌دهی یاما ولاسمال  Yama Wolasmal  (خبرنگار افغانی تبار) یا تیم تولید محتوای NRK در شبکه‌های اجتماعی (مانند تیک‌تاک) است. رولنس معتقد است که این خبرنگار یا این رسانه، اعتراضات ایران را بیش از حد ساده‌سازی کرده و به جای پرداختن به ماهیت ایدئولوژیک و سیاسی رژیم، آن را صرفاً به مسائل اقتصادی (مثل قیمت نان و شیر) تقلیل داده‌اند.
لازم به یاد آوری است که این خبرنگار افغانستانی الاصل  (Yama Wolasmal در گذشته هم خبرهای ایران را از نگاه حاکمان جمهوری اسلامی گزارش می داده … طی سالهای گذشته بعضی از فعالین سیاسی با جمع کردن امضاء و نامه به تلویزیون NRK به این گزارش های یک طرفه او اعتراض کرده بودند.

اصل مقاله: 
کسی که به ایران امید می دهد، اما نه به NRK
در مورد حکومت روحانیون در ایران، باید بر سر یک چیز به راحتی به توافق رسید: اوضاع نمی‌تواند از این بدتر شود. این رژیمی است که با مردم خود در جنگ است.
الکساندر موسوی، نروژی-ایرانی، در فیس‌بوک می‌نویسد:
«من بدون هیچ کنایه‌ای، رک و پوست‌کنده می‌گویم: اگر یک میمون بر کشور حکومت می‌کرد، احتمالا بهتر از این می‌شد. نه به این خاطر که میمون داناست، بلکه به این دلیل که رژیم ملاها آن‌قدر مخرب بوده است که صرفِ "غیبتِ تعصب" به تنهایی یک پیشرفت محسوب می‌شد.»
به همین دلیل است که او می‌نویسد پرسیدن اینکه چه کسی قرار است جایگزین شود و چه نوع حکومتی روی کار بیاید، یک «سوال تجملی» است. اکنون مسئله بر سر بقا و خلاص شدن از شر رژیم است.
اما چگونه باید این کار را کرد؟ و چه کسی باید اپوزیسیون را رهبری کند؟ از آغاز هزاره جدید، قیام‌های بسیاری در ایران رخ داده است. اما اکنون تظاهرکنندگان نام اولین رهبری را که می‌خواهند، فریاد می‌زنند: رضا پهلوی، فرزند شاهی که با به قدرت رسیدن اسلام‌گرایان در سال ۱۹۷۹ مجبور به ترک کشور شد. او ۴۷ سال است که در تبعید در آمریکا زندگی می‌کند و اعلام کرده که اگر مردم بخواهند، آماده است کشور را در یک دوره گذار به دموکراسی رهبری کند.
نام دیگری فریاد زده نمی‌شود و حمایت از پهلوی مدام در حال افزایش است. اما بسیاری از روزنامه‌نگاران، کارشناسان، سیاستمداران و فعالان در اینجا (نروژ)، خود را داناتر از مردم ایران می‌دانند. آن‌ها انرژی خیره‌کننده‌ای را صرف تردید در صلاحیت او می‌کنند و مدام دوستان او (آمریکا و اسرائیل) و بارهای به‌جامانده از گذشته (میراث پدری‌اش) را به ما یادآوری می‌کنند.
این یک نمونه منحرف از این است که «بهترین، دشمنِ خوب می‌شود» (کمال‌گرایی مانع تغییر مثبت می‌شود).
اینکه آیا رضا پهلوی رهبر ایده‌آلی برای ایران است یا خیر، دیگرانی هستند که صلاحیت بیشتری نسبت به من برای قضاوت در مورد آن دارند. این مقاله درباره این است که چگونه رسانه‌های نروژی به مشروعیت‌زدایی از تنها چهره متحدکننده اپوزیسیون کمک می‌کنند و بدین ترتیب، ناخواسته در زمین یک رژیم وحشی بازی می‌کنند.
«پول جرقه‌ی اعتراضات را زد»
در بسیاری از پوشش‌های خبری مربوط به ایران، ریشه اصلی شر ناپدید می‌شود. به عنوان مثال، ویدیوی «NRK توضیح می‌دهد» را در نظر بگیرید که اعتراضات این کشور را در کمتر از دو دقیقه شرح می‌دهد.
من قبلاً درباره اینکه چگونه برخی از این ویدیوهای الهام‌گرفته از تیک‌تاک در صفحه اول سایت شبکه دولتی نروژ (NRK) باید به جای «توضیح‌دهنده»، «توجیه‌کننده» نامیده شوند، نوشته‌ام.
شورش‌های ایران توسط روزنامه‌نگاری توضیح داده می‌شود که با لحنی شبیه به دانش‌آموزان دبیرستانی صحبت می‌کند. در اینجا هدف ارتباط با جوانان است؛ گروهی که NRK نگاه سخت‌گیرانه خود را به آن‌ها دوخته و به شدت از دست دادنشان می‌ترسد.
روزنامه‌نگار با نقل قول از شعارهای خیابان‌های ایران شروع می‌کند: «مرگ بر دیکتاتور» و «ملاها باید بروند». و این تمام چیزی است که درباره نوع این حکومت گفته می‌شود.
حتی یک کلمه هم از حکومت مذهبی (theocracy)، اسلام‌گرایی یا تئوکراسی به میان نمی‌آید؛ هرچند نام این رژیم «جمهوری اسلامی ایران» است و از گاز اشک‌آور، باتوم و گلوله علیه «دشمنان خدا» استفاده می‌کند. یعنی کسانی که خواهان پایان دادن به نزدیک به ۵۰ سال سرکوب زنان، خفه کردن آزادی‌های سیاسی، نقض حقوق بشر، بازداشت‌های خودسرانه، شکنجه و مجازات اعدام هستند.
NRK به گفتن این جمله بسنده می‌کند که «بسیاری برای مدتی طولانی از رژیم ناراضی بوده‌اند» - به دلایلی نامعلوم - و «اکنون این پول بود که جرقه‌ی اعتراضات را زد.» ما مطالبی درباره اقتصاد تحت فشار، بحران آب و انرژی، کاهش ارزش پول ملی، تحریم‌های خارجی و انزوا از بازارهای مالی جهانی می‌شنویم. قیمت نان و شیر سر به فلک کشیده است و «به همین دلیل مردم به خیابان‌ها آمده‌اند.»
به لطف NRK، اکنون جوانان نروژی می‌توانند درک کنند که چه چیزی باعث یک قیام مردمی گسترده در یک کشور بزرگ و دوردست می‌شود: ده‌ها هزار ایرانی حاضرند برای قیمت‌های پایین‌تر در سوپرمارکت‌ها جان خود را فدا کنند!

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!