نام من ایران است ! شجاعت است ،غروراست، شورش است وطغیان !سربلندی است وافتخار!زمانیکه فرزندانم سینه در برابر گلوله می گشایند وفریاد آزادی سر میدهند.نامم نشانی از اتحاد یک ملت است تنیده شده در طول تاریخی بس کهن ازاین روست زمانی که "مهسا" دخت کردستان، دخت ایران زمین درتهران بدست جانیان قانونی بقتل می رسد میلیون ها انسان در سرتاسر این سرزمین وسیع به پا می خیزند و جنبش عظیم مهسا را رقم میزنند .
سر کوب می شوند! عقب می نشینند ! تا در فرصتی دیگر باز پای در میدان بگذارند و حکومت ظلم را از اریکه قدرت به پائین کشند!
عصیانی مقدس نسبت به حکومتی که از کشوری آباد ویرانه ساخت ! عقب مانده ترین انسان های فاسد ،دزد، طفیلی و غارتگر را حاکم بر سرنوشت باشندگان این سرزمین پهناور کرد.
حال عصیانی مقدس برای رهائی از بند حکومتی که بنام دین بزرگترین ویرانی ،کشت وکشتار ،دزدی وچپاول را بر جامعه تحمیل کرد بارهبری که جانی بلافطره ای بیش نیست! در سیمای ملیون ها انسان آزادی خواه بار دیگر پای در میدان نهاده سرنگونی این رزیم را طلب می کند .خواهان حکومتی آزاد ،سکولار بر آمده از دل انتخاباتی آزاد است . دردا که حاکم جانی حکم برقتل عام عصیان کنندگان داده ! لشگری مرکب از جانیان حکومتی ترکیب شده با تروریست های نیابتی که در دو روز چنان جنایتی کرده اند که در تاریخ این سرزمین سابقه نداشته است .قتل عامی که نه تنهاقلب ایرانیان بلکه جهان را لرزاند .
قتل ده ها هزار انسان بدستور مردی مستبد وخود شیفته که خود راصاحب بی چون وچرای جان ومال مردم می داند. وقیحی دریده چشم که نه تنها هرگز بر گشته شدن جوانان این سرزمین اشگ نریخته! بلکه بر قساوت خود نیز افزوده است. .
حال خشم مردم سرریز شده .خشمی تنیده با فریادی از جان. من این صدای بر آمده از درون درد از درون کینه ! برآمده از اعماق تاریخ، برآمده از اعماق جانهای دردمند را میشناسم. صدای یک ملت را و قدرت نهفته در آن را! که از صدای آتشفشانهای دهانگشوده با سیمابهای سوزاننده، از صدای مهیب زمینلرزه و طوفانها، سهمگینتر است.آتشفشانی که گدازه آن خشم فرو خورده سالیان سال یک ملت است. فریاد نسل های جوانی است که در درون جهنم اسلامی می سوزند وبا فریاد مرگ بر جمهوری اسلامی ،مرگ بر خامنه ای !یا مرگ! یا آزادی! خود را از درون جهنم اسلامی بیرون پرتاب می کنند.
پای در میدان می گذارند !تا از آینده خود از رویا های خود از زندگی دریع شده خود دفاع کنند.
چه وحشیانه قتل وعام شدند و می شوند این فرزندان رشید وطن در این چند روز. آی آزادی بهای تو چه میزان است ؟ چه اکسیری در توست که با هر دم وباز دم هرجانی آزاد تکثیر می شوی ؟ سرکوب می گردی در زیر بارانی از گلوله وآتش بر زمین می افتی ! اما باز چونان ققنوس از خاکستر خود بر میخیزی .حلول یافته در جانهای شعله ور یک نسل که سرانجام مرگ دیکتاتور حاکم را رقم می زنند.
برحکومت پنجاه ساله رژیمی که تاریخ در سبعیت وارتجاع نظیر آن ندیده ! مهر باطل می کوبند!
من ایرانم که در گوشه ای ازتاریخ من داستان ظهور وافول کشوری که حکومت اسلامی بر آن حاکم بود و آن را بویرانی کشید نوشته خواهد شد. دوران استبدادی سخت وارتجاعی که بزرگترین قتل عام ها ونسق کشی ها را بنام دفاع از ستون خیمه اسلام وام القرای اسلامی با دستور رهبری خود شیفته وجانی در آن صورت دادند.
دورانی که شهامت در آن تکثیر می شد وپایداری در راه رسیدن به آزادی نماد آن بود. دورانی که تاریخ آن با خون نوشته شده! تا آیندگان در آن بنگرند وظهور وسقوط بی افتخار وشرم آور حکومتی ارتجاعی رادریابند.
بیاد بیاورند که خون هیچ بیگناهی برزمین نمی ماند . بنگرند برمبارزه سهمگین یک ملت که بهائی سنگین برای آزادی و آزادگی خود پرداخت تا اززندگی شاد وبدون هراس نسل های آینده خود دفاع کند. تاریخی تلخ وجان سوز،اما آمیخته با غرور و افتخار یک ملت . بپایان این دوره ونوشتن آخرین برگ های این تاریخ ننگین اندک زمانی بیش نمانده است .نسل امروزبا صلابت تاریخ پایانی آن را خواهد نگاشت ومهر خود بر پائین آن خواهد نهاد .من به این نسل ،این نگارش و این مهر خونین باوردارم . نام من ایران است ! ابوالفضل محققی
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!