گفتار در همایش جمهوریخواهان 25.01.2026 شهر کلن – آلمان
صورت مسئلهی مشترک سیاست برای ما، سرنوشت ایران و باشندگان ان است.
راه حل هم می تواند برآیند خرد جمعی جامعه باشد: یعنی خرد جمعی جامعه برای
آزادی ایران از سلطهی حکومت اسلامی، به دست مردم و برای مردم است.
از سراسر ایران می شنویم:
بچه های مان را کشتند.
قتل عام شهروندان غیرمسلح که از پنجشنبه ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴ ، آغاز شد، یک جنگ داخلی نابرابر میان ملت ایران و حکومت اسلامی و نیروهای نیابتی آن بود.
نه به حکومت اسلامی جامعه شهروندی، به محلات انتقال یافت و ما وارد دوران تازه ای از مقاومت و مبارزه شهروندان در شهرها، محلات، خیابانها و کوچه پس کوچه های شهرها شده ایم. اکنون به همه ثابت شد، که در ایران، جنگ داخلی نه میان شهروندان، بلکه میان حکومت و مردم است.
ما ۴۷ سال پیش، از همان روز نخست قدرتگیری اسلامگرایان گفتیم و امروز هم تکرار میکنیم:
حکومت اسلامی، یک رژیم فاشیستی و فاجعه ای برای ایران و ایرانیان است و بایستی سرنگون شود.
قیام دی ماه امسال، قیام جامعه شهروندی برای زندگی، برای معیشت و برای آزادی است.
مبارزه برای برچیدن حکومت اسلامی، حق طبیعی و وظیفه شهروند ایرانی و پیش شرط تعیین سرنوشت خود و کشور است.
برچیدن حکومت اسلامی، نیاز به یک انقلاب کبیر دارد. انقلابی که با حضور میدانی گسترده و متحد همه اقشار جامعه ایرانی ممکن است.
قیام های گروه های اجتماعی و حاشیه نشینی و خاموشی بخش های دیگر، به فجایعی منجر می گردد که در قیام های سال های اخیر شاهد بودیم. اگر ۸۰میلیون شهروند ایران هم زمان در خیابان می بودند، حکومت و حامیان تروریست منطقه ای آن، نمی توانستند، خیابان های ایران را از خون شجاع ترین فرزندان ما رنگین کنند.
امروز ایران ما به حضور همه باشندگان آزادیخواهش در خیابان نیاز دارد. خیابان جاییست که با همهی تفاوتهایمان، اپوزیسیون را به اقدام مشترک فرا میخواند: به همدلی، به همگامی و به براندازی حکومت جنایتکار.
مبارزه مشترک ما ، زمانی فراتر از سرنگونی حکومت اسلامی، دستاوردهای بزرگ کسب می کند که یک هستهی سفتِ همبستگی ملی ایرانیان باشد.
ما به “جبههی جمهوریخواهی اقدام در خیابان“ نیاز داریم!!!
جبهه ای برای آزادی ایران، طرد دین از حکومت، تامین آزادی دین داری و بی دینی،نفی تبعیض، دموکراسی ژرف یابنده، تامین معاش شهروندان و کرامت انسانی.
ما میتوانیم با ایجاد «جبههی جمهوریخواهی اقدام در خیابان»، ستون فقرات مبارزه همگانی و ملی برای برچیدن حکومت اسلامی را بنا کنیم.
در مسیر سرنگونی دشمن مشترکمان، نباید اجازه دهیم اختلافات و تفاوتها، هدف اصلی را مخدوش کنند.
سیاست انکار، تفرقه، خصومت و کینه توزی، جایی در جبههی مردم و اپوزیسیون ندارد.
سیاست ما، براندازی حکومت اسلامی و نقد و انتقاد آزادانه در اپوزیسیون است.
امروز، وظیفهی ما روشن است:
مبارزه ما نه برای کسب قدرت برای یک فرد، گروه، فرقه، حزب، بلکه برای برچیدن حکومت اسلامی توسط مردم و انتقال قدرت به نمایندگان مردم در مجلس موسسان نظام نوین پس از انقلاب است.
امروز این پرسش را پیش روی شما قرار می دهم:
آیا برای ما، دیاسپورای ایرانی، وظیفه ای مهمتر و عاجل تر از تشکیل مجلس دیاسپورای ایرانی برای پشتیبانی از مبارزات آزادیخواهانهی ملت ایران وجود دارد؟
بیایید با هم جبههی جمهوریخواهی اقدام در خیابانرا برای آزادی ایران و جامعه ایرانی بسازیم.
به حرمت خون این همه جان داده های راه آزادی، سیاست همکاری، همدلی و همگامی را جایگزین سیاست انکار، دشمنی و تفرقه در اپوزیسیون کنیم.
ایران کشور تک تک باشندگان آن است. برای آزادی آن، امروز همپیمان شویم و فردا دیر است!!!
سخن پایانی اینست:
با این نسل، با این شجاعت و دلاوری که در شهروندان می بینیم، اگر مدیریت سیاسی مبتنی بر خرد جمعی تکوین یابد، می توانیم حکومت اسلامی را سرنگون کنیم و انرا به زباله دان تاریخ بفرستیم.
سخنان امروز من ، دعوت تک تک شما به اقدام بی درنگ در دو راستا می باشد!!!
۱) مجلس دیاسپورای ایرانی را تشکیل دهیم
۲) جبهه جمهوری خواهی اقدام در خیابان را برای آزادی ایران و مردمانش دریابیم.
اتحاد مبارزه پیروزی
زن زندگی آزادی
سرنگون باد حکومت اسلامی
پاینده باد ایران عزیزمان
اقبال اقبالی
25.01.2026
آلمان-کلن
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
اگر پاسخی مقاله تان نگرفت…
اگر پاسخی مقاله تان نگرفت تعجبی نکنید. آخه بقیه هم مثل شما اهل فعالیت های عبث نیستند.
مصدر انتخاب، چه کسانی هستند؟.
دروود بر آقای اقبالی گرامی،
موجز و مختصر بدون جرّ و بحثهای بی نتیجه.
در بطن مطلبی که نوشته اید، با گفتن یک جمله، تمام حرفهای خوبتان را به خاک سپرده اید. احتمالا خواهید پرسید کدام جمله؟. جمله ای که تمام حرفهایتان را لت و پار کرده است، عبارت است از: «ما به “جبههی جمهوریخواهی اقدام در خیابان“ نیاز داریم!!!».. کلّ جبهه گیریهای خصمانه و مغرضانه که در برابر شاهزاده و گرایشهای پادشاهی صورت میگیرد، بر این حرف سماجتگونه هستند که ما دنبال پادشاهی و سلطنت و فلان و بیسار نیستیم؛ آنهم برغم اینکه شاهزاده با زبانی گویا بارها و بارها تاکید کرده است، مردم ایرانند که نظام آینده را تعیین میکنند؛ نه من. شما وقتی میگویید «جمهوریخواهی»، پیشاپیش دارید برای مردم، تعیین میکنید و خط و جاده میسازید. اجازه بدهید خود مردم انتخاب کنند؛ اگر به شعور و فهم و آگاهی و نیروی تمییز و تشخیص آنها اعتقاد دارید. بگذارید، انتخاب مردم در آزادی صورت گیرد؛ ولو این بار نیز به جای پادشاهی و جمهوری، همچنان «جمهوری اسلامی ایران» را بدون ولایت فقیه یا با ولایت فقیه انتخاب کنند. به قول معروف، کسی که خربزه میخورد باید پای لرزش نیز بنشیند.
ما اگر مردم خود را بدون هیچ تبعیضی دوست میداریم، فقط در یک جبهه است که باید با آنها همپا شویم؛ آنهم فعلا مبارزه سرسختانه در کنار همدیگر برای نابودی تمام رگ و ریشه حکومت فقاهتی و سپس میدان دادن به مردم برای انتخاب آزاد. حتّا اگر در انتخاب آزاد، نظام شاهنشاهی و شاهزاده رضا پهلوی را انتخاب کنند، گزینش ملّت محترم است. دیگران میتوانند عقاید خود را داشته باشند و برای عقاید خودشان تلاشها بکنند بدون کاربست خشونتها و کثافتکاریهای نوع فقاهتی و استالینیست بازیها و امثالهم. فقط با استدلال و برهان و منطق نشان دهند به مردم که مثلا نظام جمهوریخواهی بر شاهنشاهی ارجحیت دارد. مسئله خیلیها که هنوز تفاوت دوغ را از دوشاب نمییدانند، فرم نظام کشورداری است، نه محتویات الزامی. برای اینجور حضرات، ظواهر و کاغذدیواریها مهم هستند. این طیفها هنوز نه معنای کشورداری را میفهمند؛ نه عمرا سر رشته ای از سیاست داشته اند.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان