رفتن به محتوای اصلی
سه‌شنبه 19 اسفند 1404 - Tuesday, 10 March 2026

بازتولید تمایز میان «خودی» و «غیرخودی» و تثبیت یک گفتمان مسلط

بازتولید تمایز میان «خودی» و «غیرخودی» و تثبیت یک گفتمان مسلط



پس از آن‌که گلشیفته فراهانی در اظهارنظری، گزینه‌ی جنگ را برای ایران نامناسب دانست، موجی از حملات سازمان‌یافته، توهین‌ها و برچسب‌زنی‌ها علیه او در فضای مجازی شکل گرفت. شدت و گستره‌ی این واکنش‌ها، به‌وضوح فراتر از وزن واقعی این اظهار نظر در معادلات سیاست بین‌الملل بود و همین ناهمخوانی، پرسش از منطق این خشم جمعی را ناگزیر می‌سازد.
اظهارنظر گلشیفته فراهانی، فارغ از موافقت یا مخالفت با محتوای آن، نه واجد جایگاه تصمیم‌سازی در سیاست جهانی است و نه حتی در سطحی قرار دارد که بتواند محاسبات قدرت‌هایی چون ایالات متحده یا اسرائیل را دگرگون کند. تجربه نشان داده است که حتی مواضع رسمی سیاستمداران پارلمانی اروپا نیز تأثیر تعیین‌کننده‌ای بر تصمیمات راهبردی دولت‌هایی مانند آمریکا ندارند، چه رسد به سخن یک هنرمند و یا من و تو ؟ 
از این‌رو، این حجم از حمله را نمی‌توان واکنشی طبیعی به خطر سیاسی یک اظهار نظر دانست. این واکنش بیش از هر چیز کارکردی هویتی دارد یعنی بازتولید تمایز میان «خودی» و «غیرخودی» و تثبیت یک گفتمان مسلط که هر صدای ناهمخوان را طرد می‌کند تا خود معنا و انسجام یابد.
در پس این خشم، یک توهم ریشه‌دار نیز قابل مشاهده است. این تصور که اگر مردم ایران یا چهره‌های فرهنگی آن، خواست مشخصی را فریاد بزنند چه حمایت از جنگ، چه مخالفت با آن قدرت‌های جهانی سیاست خود را نه بر اساس منافع ملی خویش، بلکه بر پایه‌ی منافع تاریخی یا آرمان‌های مردم ایران تنظیم خواهند کرد.
این تفکر متاسفانه در کمال ناباوری به یک سیاست و گزینه رفتاری در کارزار مبارزاتی تبدیل شده است .
این تصور، هیچ نسبتی با واقعیت روابط بین‌الملل ندارد. سیاست جهانی میدان محاسبه‌ی منافع است، نه عرصه‌ی همدلی اخلاقی. هیچ کشوری سیاست خارجی خود را به مطالبات ملت دیگر گره نمی‌زند، مگر آن‌جا که این مطالبات به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم با منافع بلاواسطه یا راهبردی خود آن کشور هم‌راستا باشد.
تجربه‌ی جنگ عراق نمونه‌ای گویاست. میلیون‌ها انسان در اروپا، با مشارکت گسترده‌ی روشنفکران، هنرمندان، نویسندگان و فیلم‌سازان، سندیکاها و حتی پارلمانتاریستها علیه جنگ به خیابان آمدند. این مخالفت کم‌سابقه، نه‌تنها مانع جنگ نشد، بلکه کوچک‌ترین تغییری در عزم دولت‌های تصمیم‌گیر ایجاد نکرد.
با این پیش‌زمینه، این پرسش ناگزیر مطرح می‌شود که ما بر چه اساسی تصور می‌کنیم که «زنده‌باد» یا «مرده‌باد» گفتن‌ها، یا حمله به یک هنرمند مخالف جنگ، می‌تواند مسیر سیاست بین‌الملل را تغییر دهد؟
درگیر شدن با اموری که خارج از حوزه‌ی تأثیر واقعی ما قرار دارند، نه‌تنها کمکی به مبارزه نمی‌کند، بلکه انرژی سیاسی را هم  فرسوده می‌سازد و عملا دارد گونه ای از دل‌مشغولی را دامن میزند. وظیفه‌ی اصلی نیروهای مخالف حکومت، نه شکل دادن به توهم اثرگذاری بر تصمیم قدرت‌های جهانی، بلکه تمرکز بر آرایش درونی، سازمان‌یابی اجتماعی، و تدارک یک بدیل صلح‌خواه و دموکراتیک برای آینده است.
تثبیت صلح‌خواهی و دموکراسی‌خواهی، پروژه‌ای درون‌زا و اجتماعی است، نه محصول تشویق یا تخطئه‌ی جنگ در شبکه‌های مجازی. این را بپذیریم که اگر هرچه زودتر این تمایز درک شود، هزینه‌های خطای سیاسی کمتر خواهد بود.
س.ملکوتی

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی
برگرفته از:
فیسبوک نویسنده

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

ارشان آذری
ارشان آذری

عنوان مقاله:
آقای ملکوتی

,

آقای ملکوتی، مسئله این نیست که حرف گلشیفته آمریکا رو عوض می‌کنه یا نه. هیچ‌کس همچین ادعایی نداره.
مسئله اینه که این حرف‌ها تو فضای مبارزه با جمهوری اسلامی چه آبی به آسیاب کی می‌ریزه.
این‌که هر صدایی که فشار خارجی رو مسخره می‌کنه، آخرش به درد تبلیغات تهران می‌خوره، واقعیتیه که شما نادیده می‌گیرید.
بعد هم می‌گید سازمان‌یابی و بدیل دموکراتیک؛ بدون ابزار، بدون فشار، بدون راه عملی. این سیاست نیست، حرف قشنگِ بی‌خاصیته.,

پ., 05.02.2026 - 19:17 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

شکو فه
اگر بیست سال پیش تجربه امروز را داشتیم، نایاک و فرناز فصیحی و امثالهم اینقدر در کادرهای تصمیم‌گیری آمریکا نفوذ نمی‌کردند. اتفاقا این عکس‌العمل‌ها درست هستن. مگر چند درصد ایرانیان امکان صحبت در یک کانال تلویزیونی اروپایی رو دارند؟ اگر کسی چنین فرصتی پیدا کرد و آنقدر شرف نداشت که از طرف اکثریت ایرانیان حرف نزنه و فقط افکار پدر توده‌ای خودش رو اعلام کنه، باید که به هر شکلی اعتراض خودمون رو به گوشش برسونیم. این دفعه اول گلشیفته نبوده که یک تنه از طرف مردم ايران صحبت کرده و موضع کاملا متفاوت با اکثریت مردم ايران رو به نمایش گذاشته.

پ., 05.02.2026 - 17:56 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

Rezvan Moghaddam

آقای ملکوتی در این نوشته به‌درستی نشان داده که موج حمله به گلشیفته فراهانی نه از «خطر واقعی» سخن او، بلکه از کارکردهای هویتی و گفتمانی ناشی می‌شود. در علوم اجتماعی می‌دانیم که گفتمان‌های مسلط برای حفظ انسجام خود، به تولید مرز میان «خودی» و «غیرخودی» نیاز دارند و هر صدای متفاوت را به‌عنوان تهدید طرد می‌کنند. نکته مهم دیگر آین است با اتکا به منطق روابط بین‌الملل یادآوری می‌ کندکه سیاست جهانی بر پایه محاسبه منافع شکل می‌گیرد، نه احساسات، شعارها یا مواضع نمادین هنرمندان و حتی جنبش‌های اعتراضی گسترده. تمرکز بر حملات نمادین، به‌جای سازمان‌یابی درونی و ساخت بدیل دموکراتیک، بیشتر به اتلاف انرژی سیاسی و بازتولید توهم اثرگذاری می‌انجامد تا تغییر واقعی. امید که در این هیاهو و جو مسموم شانتاژ این صدا ها بیشتر شنیده شود !

پ., 05.02.2026 - 17:56 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

Vahid Aban

شرایط ایران، در نقطه ای است که اگر شما یک راه حل را رد میکنید، اخلاقن راه حل خود را باید مسئولانه مطرح کنید که چگونه میتوان به جمهوری اسلامی پایان داد و نشان دهید که راه حل شما بهتر است. در غیر اینصورت تنها شما به بقای جمهوری جنایتکاران و خائنان اسلامی کمک می کنید که بدنبال خرید وقت برای باز سازی محور شر و فاجعه و کشتار است. و فراموش نکنید که هزاران جان شیفته در معرض اعدام هستند. کلی بافی بدرد نمیخورد.
کشتار وحشیانه و تاریخی دی ماه، به همگان نشان داد که این اشغالگران خونخوار، با تنها اعتراضات و اعتصابات، به خواست ملت تسلیم نخواهند شد. و برای پیروزی نیاز به کمک موثر خارجی است. و بهمین جهت ایرانیان، می بایست خود را آماده کنند که بتوانند کشور را در دوران گذار، با کمترین خشونت و احترام به صندوق رای، اداره کنند تا به یک قانون اساسی سکولار دمکراتیک حقوق بشری ( چه به شکل پادشاهی پارلمانی و چه جمهوری) برسیم.
بدون رهبری امکان پیروزی نیست و خوشبختانه امروز گفتمان فراگیر، آزادیخواهانه و رهبری ملی شاهزاده مورد اعتماد و حمایت اکثریت قاطع ایرانیان داخل و خارج است. هرچند پهلوی ستیزان همچنان اصرار بر ندیدن و نشنیدن دارند و دنبال مهندسی اخبار مبارزات و جهتگیری های سیاسی مردم از فیلتر ایدئولوژی های یک بعدی ۵۷تی هستند.
برای نجات و آزادی ایران، بجای برخورد ضد منطقی و سمپاشی ۵۷تی بر علیه شاهزاده، می بایست اخلاقن و مسئولانه، به سهم خود وارد همکاری ملی شد.
جا برای هر آزادیخواه ایراندوست همیشه هست! در آنصورت ایران پس از ج اسلامی جای نگرانی نخواهد داشت!

پ., 05.02.2026 - 17:55 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

Nazanin Zavand

جناب درسته که حرفهای ایشون تاثیر و وزن سیاسی نداره ولی انقدر شعور نداره که نظر دیپلماتیک نده وقتی میبینه هزاران هزار هموطن اش در خیابانها درخواست کمک دارند تا اسلحه را از چنگ این بیرحم‌های اسیر ایدولوژیک در بیاورند!!!! بهتر بود از تریبونش نهایت استفاده را میکرد و میزد تو‌دهن مکرون و اروپایی ها که هوای رژیم جنایتکار را دارند برای منافع خود ، صدای مردم خود میشد و نه چوب لای چرخ میلیونها هموطن خود که با بیرحمی رژیم کثافت و‌جانی روبرو شدند و هنوزم در صف اعدام هستند بود و حافظ منافع مردم خود میشد ….! چون ا‌و با حمایت مردمش وقتی لخت اعتراض کرد ، روبرو شد و همان سیستم براش ابرو نگذاشت و بهچشم بک بدکاره نگاهش کرد ولی مردم ایران به چشم یک فهرمان دیدنش ، پس خیلی بیشعوره که داره نسخه عوضی میپیچه برای همان مردم ، وافعا نا سپاسی کرد چون پدرش …. چرا شما سلبریتی ها ظرفیت این محبت ها و ارادت‌ها را ندارید و خود را گم میکنید ؟ بخودتون بیایید حتی اگر نظرت درست باشه دشمنان این مردم را تغذیه نکنید ، خرد امروز خود را بکار ببر ، سالها درکشوری ازاد و دموکراسی زندگی میکنید ولی دریغ از کمی رشد فکری و پیرو قانون شدن حتی قانون اخلاقی هم ندارید 😳 خرد پدرت را که امتحان خود را پس داده و نتیجه اعمالشون هر روز بد تر از دیروز نمایان شده را دنبال نکن و تو رویای انها زندگی نکن ، حقیقت را ببین و ان را پنهان نکن ، فریاد جوانهای امروز و این نسل بخون غلتیده ایران باش گلشیفته عزیز….

پ., 05.02.2026 - 17:54 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

Nasser Shams
من ماندم که چرا آقای ملکوتی همچنان برداشتی از این حمله و یا مخالفت را دارند.
موضوع بسیار روشن است احتیاج به شلوغ کردن و بهمزدن و در نهایت به جواب دیگر رسیدن نیست.
من خودم یکی از طرفداران گلشیفته بودم و هنر‌مند قابلی هستند ولی و ولی وقتی پای جان مردم ایران و آن هم بهترین مردم ایران می‌باشد دیگر جای کوتاه آمدن و صرفا احترام به ایده و عقیده این و آن نیست.
باید در مقابل این‌ها موضع گرفت
مثل اینکه ایشان هنوز عمق مسئله را نگرفته‌اند. ما در انقلاب قرار داریم نه در کتابخانه آقای ملکوتی.
خلاصه مطلب سعی کن در سمت درست تاریخ بایستید.

پ., 05.02.2026 - 17:51 پیوند ثابت
فرامرز حیدریان
فرامرز حیدریان

عنوان مقاله:
شیوه های مبارزاتی مردم

دروود بر آقای ملکوتی گرامی،
موجز و مختصر.

بالطّبع هر گونه انتظاری از کسانی که به دایره مسائل حادّ کشورداری و در یک کلام، سیاسی تعلّق ندارند، چه از لحاظ پراکتیکی، چه از لحاظ نظری، خواه ناخواه، عقاید فردی آنها نیز نباید ملاک وزنه ای در معادلات سیاسی محسوب شود. اینکه هنرمندانی، نویسندگانی، شخصیّتهایی، دانشمندانی و استادانی در پروسه تحولّات مختلف اجتماعی، نقشی مثبت و تاثیر گذار از خود بروز دهند، مسئله ای ایده آلی است؛ نه اجباری و به شخص مشمول منوط است؛ نه به انتظارات مردم یا ارگانهای دیگر. در نتیجه، به نظرم پرداختن به نظرات شخصی هر کسی در مورد خاصّی نباید دلیل کشمکشهای سخیف و بی ربط باشد. مشکل خانم فراهانی و دیگرانی همچون او که دخالت خارجی را با کشورهایی مثل «افغانستان، عراق، لیبی، سوریه و امثالهم» مقایسه میکنند، در این نهفته است که ایشون و کثیری بیشمار أمثال ایشون أصلا و ابدا مردم ایران و تاریخ و فرهنگ آنها را نمیشناسند و کوچکترین شناختی و حسّی نیز از رنج درهمتافته مردم ایران در جامعیّت وجودی ندارند. مقایسه مردم ایران با کشورهای فوق؛ یعنی با تمام قدرت و نیروی بدنی، سُرنا را از سر گشادش نواختن. این به معنای این نیست که مردم کشورهای فوق، جانورانی از سیّارات ناشناخته هستند و بویی از آدمی نبرده اند؛ خیر. بلکه منظور این است که مردم ما، گونه ای دیگر هستند و آنقدر شعور و فهم دارند که بدانند با سقوط و نابودی کامل سیستم گیوتین الهی، چگونه د رکنار یکدیگر زمین سوخته را آباد کنند. آنانی که در باره دخالت نیروی خارجی در این وضعیّت بسیار عاجل، حرفهای بی ربط میزنند، بهتر است به جای پرت و پلاگویی یه بیل و کلنگ به دست بگیرند و بروند در کویر لوت و کویر نمک، درختکاری کنند. اینطوری بهتر به مردم و ایران میتوانند خدمت کنند. دخالت خارجی اگر اتّفاق افتد، تلفات و هزینه های مردم ایران، کمتر خواهند بود. اگر نه که مردم ایران بعد از این قتل عام سفّاکانه، دیگر به شکل معمولی مبارزه نخواهند کرد؛ بلکه عین آدمخواران دربار عصر صفویه با حکومتگران برخورد خواهند کرد و آنها را زنده زنده خواهند خورد. تصمیم مردم ایران، قطعی قطعی است. این حکومت با تمام نشانه ههای ریز و دُرشتش باید نابود نابود شود. همین.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان

پ., 05.02.2026 - 17:05 پیوند ثابت