رفتن به محتوای اصلی
شنبه 23 اسفند 1404 - Saturday, 14 March 2026

کِیْ آید آن دمی که گلی بود و کس نچید ؟

کِیْ آید آن دمی که گلی بود و کس نچید ؟

کِی آید آن دمی؟ 
دی مَه که سوزِ سردِ زمستانه می وزید
بر باغ و راغِ بی گل و برشاخِ لختِ بید

سر داد جغد،نالهٔ مشئوم جانگداز
قمری خموش گشت و به کنجی فرو خزید

ابرِ سیه به ساحتِ میهن نمود روی 
دامِ مِحن به كشورِ جَم تارِ غم تنید

شدّت به قَصد ِصدمت ِملّت گشاد دست 
محنت به دفعِ نهمت۱ آمد و ضُجرت۲ بیافرید

میعادِ ضرب و جرح و مکافات سر رسید 
شفقت سپر فکند و به بیغوله ای رمید

افسرده گشت خاطر آحادِ مردمان 
لرزید قلبشان و به دل ‌خارها خلید

افسرده تر زپیش چو شادی به دل نبود
لرزنده تر زقبل ‌چو از ترس می تپید

غدّار ِروزگار چو پروا زکس نداشت 
سوزنده اخگری شدوبرخشک وترجهید

بالا‌ گرفت میلِ‌ ستم خویِ روزگار 
پیراهنِ شکیب زتن خلق بردرید

رسّامِ مرگ آمد و با دستِ جانشکار 
از خونِ خلق بر رخِ ایران رقم کشید

از شستِ جورِ دِی مَه ِ‌خون ریز شد رها
رگبارِتیرِ تیزکه بس بی گُنه ‌گزید

بر شد ‌دوباره شیونِ مامانِ داغدار
از هر گذرگهی چو‌کسی رفت آن شنید

سیلِ سرشک چهرهٔ بس باب و مام‌‌‌ شست
تا‌‌‌ دید خون ز پیکرِ پورش برون دوید

سرخی گرفت بوم و برِ شهر و روستا
زآن قطره هایِ خون که بهرسو فروچکید

بولهولِ گوژپشتِ سیه قلبِ کامیاب 
نوشید شهدِ فتح و ازآن شاد بشکفید

آن‌ ناستوده حامیِ این جورِ پایدار 
سرخوش بیارمید و‌‌ بِشُکرش شِکرمَزید

پُرسَد (سها) زِ پوپَکِ امیال و آرزو 
کی آید آن دمی که گلی بود و کس نچید؟!

در سایه سارِ مهر‌ و مدارا و یاوری 
جوری نبود و دستِ تعدی کسی ندید؟!

۱- نهمت: حاجت‌، آرزو
۲- ضجرت: بی آرامی ،‌ عصبانیت

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

منوچهر برومند (م. ب. سها)

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!