قتل عام ۱۸ و ۱۹ دی ماه، 1404 حکومت اسلامی، جواز انقلاب قهرآمیز برای ملت ایران
کسانی که ۴۷ سال حکومت اسلامی را تجربه کرده اند و با روایت ها گوناگون از آن آشنا شده اند، دیگر تردیدی ندارند که قتل، جنایت، سرکوب و توحش بی حد و مرز، از تاریخ و پراتیک اسلام سیاسی جدایی ناپذیر بوده و نمونه زنده انرا با زخم های التیام ناپذیر بر روح و جان جامعه ایرانی دیده اند.
سرکوب در دوران حکومت اسلامگرایان در ایران، دوره ای نزدیک به نیم قرن را با گوهر واحد، اما اشکال متنوع، بی وقفه جریان داشته است. آغاز حکومت اسلامگرایان با حذف دگراندیشان، تعطیلی دانشگاه ها و بسترسازی قهرآمیز برای اسلامیزاسیون ایران همراه شد، که اوج آن سرکوب فیزیکی مقاومت های مردمی و اعدام های فله ای دگراندیشان، فرای تعلقات دینی، سیاسی، ایدئولوژیک، تباری و قومی بوده است.
حکومت اسلامی، سال های نخست قدرتگیری و دهه ۶۰ را با خون جنبش های مقاومت مردمی و نیز ایستادگی دگراندیشان در زندان ها خونین کرد. شوک سرکوب و کشتارهای دهه ۶۰ ، جامعه ایرانی را به عقب نشیتی واداشت. حدود یکدهه طول کشید تا جامعه شهروندی تعادل یافت و سردرگمی شوک ناشی از خونریزی حکومت اسلامی را پشت سر گذاشت.
خیزش دانشجویی تیرماه ۱۳۷۸، عبور از دیوار وحشت، ترس و شکستن سکوت بود که در تداوم خود به جنبش اصلاح طلبانه “رای من کو” انجامید. خیزش ۱۳۸۸ پاسخی آلوده به توهم اصلاح طلبانه و فریب خوردگی جامعه به سرکوب های دهه ۶۰ بود.
پس از شکست سیاست مزورانه اصلاح طلبی جناح مغلوب حکومت اسلامی در دهه ۸۰، از درون همان جنبش متوهم به فاشیسم اسلامی، الترناتیوی زاده شد که در شعار “استقلال آزادی جمهوری ایرانی”، تجلی یافت. این نخستین بار بود که از فردای سرکوب های خونین 1388، از متن جامعه، آلترناتیوی در برابر رژیم اسلامی قرار داده شد.
دهه ۹۰، دهه قیام های موردی و زمینه ساز انقلاب ۱۴۰۱ “زن زندگی آزادی” شدند.
انقلاب “زن زندگی آزادی”، الترناتیو انقلاب ویرانگرانه، واپسگرایانه و خونریز اسلامگرایان در 1357 بود که با ارزش های والای خود، از نظر ملی و بین المللی، جایگاهی ستودنی باز کرد.
دوره سه ساله انقلاب و تداوم درندگی و سفاکی رژیم و هجوم به معیشت و کرامت انسانی شهروندی، بستر خیزش دی ماه ۱۴۰۴ را مهیا ساخت. جنبش شهروندان مطالبه گر، با لشکرکشی حکومت اسلامی و توسط نیابتی ها (شبکه های تروریستی زیر مجموعه) و دستگاه های سرکوب داخلی، بخون کشیده شد. ایران با پیکر خونین، آبستن تحولات بزرگ است، زیرا حکومت تحت هیچ شرایطی توان ادامه ندارد و نیز ملت تاب تحمل آنرا ندارد.
حکومت اسلامی از دو جهت به چالش مرگبار کشیده شده، ملت ایران و جامعه جهانی. شرایط جهانی و هراس حکومت از تداوم انقلاب زن زندگی آزادی، باعث شد که یکی از بزرگترین قتل عام های عصر کنونی توسط رژیم سفاک حاکم رقم خورد.
اکنون نیز همانند دوران پس دهه ۶۰، جامعه ایرانی با پیکر خونین، در شوک رفته و دچار ضربه شدید شده است.
با توجه به شرایط جامعه ایرانی و شرایط جهانی، برون رفت از شوک و تعادل یافتن جامعه به درازا نمی انجامد و دیر نیست هنگامی جامعه به خود آید، واکنشی مبتنی بر ماهیت سفاک، خونریز و جلادانه نشان خواهد داد و این پاسخ در انقلاب قهرآمیز تبلور خواهد یافت. قهر توسط حکومت به ملت تحمیل می شود و این آخرین چاره برای برچیدن جباریت و تغییر ریل خشونت در کشور است. حکومت اسلامی با قتل عام ۱۸ و ۱۹ دی ماه، 1404، زیر حکم انقلاب قهرآمیز ملت ایران را امضا کرد. انقلابی نه تنها در شکل، بلکه در گوهر سیاست، فرهنگ و اخلاق، برای آزادی، دمکراسی، عدالت اجتماعی و کرامت انسانی، زیر پرچم افتخارآمیز زن زندگی آزادی!
اقبال اقبالی
10.02.2026
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!