دمکراسی ادعائی چپ و جمهوری خواهان
برای من که سال ها درون بزرکترین تشکیلات چپ بر علیه استبداد بخصوص بزرکترین حکومت استبدادی تاریخ ایران جمهوری اسلامی مبارزه می کردم وسپس جدا شده در سیمای یک جمهوری خواه خواهان سکولاریسم ودموکراسی به مبارزه خود ادامه می دهم .همیشه این سوال برایم مطرح بود که دموکراسی در عمل چگونه از غالب شعار در آمده و خود را نه درحیات عمومی جامعه حتی اگر شده در حیات همان حزب وسازمان نشان می دهد ؟ تا الگوی کوچکی باشد برای تعمیم دادن ابعادی بزرکتر در جامعه.سوالی که هنوز دروسعت بیشتر برایم مطرح است.
آیا این واژه که مرتب توسط نیرو های چپ،جمهوری خواهان و اکثریت جریان های سیاسی از سازمان مجاهدین گرفته تا جریان های اتنیکی مرتب تکرار می شودچه میزان در درون وعملکرد خود این جریان ها حضور دارد؟
چه میزان افرادی که شب وروز از دمکراسی دم می زنند و منادیان سرسخت دمکراسی وکار بست عملی آن در حیات اجتماعی ایران آینده که نمودش انتخابات کاملا آزاد است! سخن می گویند !خود عمیقا آنرا درک کرده بدون گروه بندی و بری از وسوسه رهبری و سرکار آوردن مجموعه خود این فرهنگ دموکراتیک را بکار می بندند؟
چه میزان خود پای بند به شعار های دمکراتیک ادعائی خود هستند وآن را به کاراکترفرهنگی و اخلاقی خود بدل کرده اند ؟ متاسفانه باید گفت که در درون هیچکدام از تشکیلات وافرادی که تمام دلمشغولیشان دموکراسی است این شعار اساسی که امروز خط فاصل بین جریان ها را می کشد هرگز به کاراکتر وفرهنگ افراد درجریان چپ که سردمدار آن حزب توده وسپس فدائیان خلق بودند تبدیل نشد. حزب وسازمانی که بنیاد خود رابا سانترالیسم ودموکراتیک تعریف می کرد و می کند.هرگز از تسلط سانترالیسم که در سیمای رهبران گروهی واکثرا دائم العمرآن که گردانندگان تشکیلاتی آن را شکل می دادند خارج نشدند. چرا که نمود اصلی این سانترالیسم دمکراتیک که در سیمای اتحاد جماهیر شوروی متجلی می شد.هرگز نتوانست از قید رهبران سانترال خارج شود وفرهنگ دمکراسی را در بین مردم اشاعه دهد. بقول استاد تاریخ "لوگینف" که از فعالان دوران فرو پاشی بود هرگز در تاریخ حزب نشانی از دموکراسی وانتخابات دموکراتیک وجود نداشت. هر چه که بود در آن بالا در سطح رهبران تصمیم گیری می شد وبه بدنه که حق کوچکترین اعتراضی نداشتند ابلاغ می گردید. انسان طراز نوین شوروی مصلوب الاختیار ترین انسان روی زمین بود که هرگزحق اعتراض نداشت طوری که حالا هم این مبارزه که برای دگرگونی نوع حکومت آغاز شده !مردم کوچکترین اعتراضی نمی کنند. چرا که مفهومی بنام اعتراض را فراموش کرده اند . آنها آنرا مبارزه ای در بالا می دانند که ربطی به پائینی ها ندارد. رهبران همه چیز را خودشان حل خواهند کرد ومردم بدون اعتراض به آن بحکومت جدید تن خواهند داد." چنین شد که حکومت عوض گردید.مردم تن به حکومت های جدید دادند با نام جمهوری فدراتیو روسیه و جمهوری هائی که در سیمای کشور های مستقل و آزاد شده شکل دیگری از سیستم انتخابات قبلی را در سیمای رهبران پیشین بنمایش گذاشت. آیا راه دیگری،کس دیگری و مردم دیگری که آشنا با مفهوم انتخاب دمکراتیک باشد وجود داشت ؟ مردمی که درک درست از دمکراسی و مشارکت آگاهانه مبتنی بر یک فرهنگ تمرین شده دموکراتیک در جامعه شوروی داشته باشند! ادامه دارد ابوالفضل محققی
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!