نوشته من طبق روال معمول باز خورد های خود را داشت تعدادی فحش دادند وتعدادی تائید! اما هیچ کس آن نگفت که من انتظار می کشیدم .
درک مسئولیت در لحظه کنونی در برابر مردم وچگونگی جواب دادن به آن! هیچ کس نمی تواند راه نیمه تاریکی را که هیچ جنبه آن در معرض روشنائی قرار ندارد با الفاظ و پیچاندن اصل مطلب بجای راه روشن با چشم اندازی روشن تررا از صحنه اصلی مبارزه حذف وداده های ذهنی خود را جانشین آن سازد .
بهر میزان که دلتان می خواهد دشنامم دهید ولقب بر من بگذارید.اما یک چیز را نمی توانید انکار کنید که عمیقا به این نتیجه رسیده ام که هیچ نیروئی وحشتناک تر و ویرانگر تر از جمهوری اسلامی نیست .
هر روز تعلل ما در برابر او که تنها از طریق یک مبارزه مشترک متشکل از نیرو های مختلف که جملگی بر سر سرنگونی او اجماع دارند امکان پذیر است.
اگر این کار صورت می گرفت ویک اتحاد وسیع میهنی شکل می گرفت شاید جمهوری اسلامی نمی توانست چنین سرکوبی را سازمان دهد .
نمی دانم با چه زبانی بنویسیم که هر فرد یا سازمانی که امروز تمام تلاش خود را معطوف به این نمی کند که با همان داشته های حداقلی در یک ائتلاف بزرگ برای سرنگونی تلاش کند! یا نمی داند و بقدری در اوهام خود غرق است که متوجه نمی شود!اگردست در دست تمام نیرو های حاضر در میدان مقابل حکومت سرکوب نیایستد. تمام شعار هایش در مورد دمکراسی وهمدری با مردم پشیزی ارزش ندارد .
درک نمی کنم جگر برای کشته شدگان توسط جمهوری اسلامی می سوزانند اما بقدری در افکار خود غرق ودگم هستند که بجای این که تمام نیروی خود را متوجه مبارزه با این نیروی سرکوب کند در این سرنوشت ساز ترین شرایط تاریخی در فکر باز کردن خط سوم و جلب وجذب مردم به جمهوری خواهی و شکل دادن به نهاد های دموکراتیک اند . چنان در فکر خود و تئوری های خود غرق هستند که حاصر نیستند حتی برای یک لحظه هم که شده به جامعه در حال فروپاشی ،انباشته از خشم ،نفرت و قهرمانی میلیون ها نفر که برای سرنگونی جمهوری اسلامی با شعار زنده باد شاهزاده رضا پهلوی بمیدان آمدند وجان بر سرعقیده خود نهادند نگاه کنند.
"عزیزم با عقیده تو مخالفم .اما در لحظه کنونی همراه تو هستم تا شر این جرثومه کم کنیم .در مرحله بعد پیروزی زمانی که شخص رضا پهلوی می خواهد پایه های استبداد خود را استوار کند از تو جدا می شوم وشعار های خود را میدهم.
در آن شرایط که هنوز سلطنت طلبان به زعم شما دیکتاتورهای آینده هنوز فاقذ این سازمان یافتگی جمهوری اسلامی ،نیرو های سرکوب واین همه خشونت هستند. آیا بهتر نمی توانید برای دمکراسی مبارزه کنید؟ آقایان جمهوری خواه در آن شرایط فضا برای شما که بیشتر است ودردتان چیست ؟ که تداوم حکومت فعلی را بقول نظریه پردازتان خانم "راحله طارانی" بر حکومت آینده که شخص رضا پهلوی در راس آن باشد ترجیح می دهید؟
بعبارت ساده در حال حاصر ماندن در کنار جمهوری اسلامی را ترجیح می دهید. کسانی که می بینند چگونه مردم بی دفاع سرکوب می شوند اما خود خواهی ونفرتشان از حکومت آینده ای که نمیدانند چگونه خواهد بود واما چون نام پهلوی یدک می کشد بقدری است که تداوم این حکومت برایشان مسئله ای نیست !
مانند یک کودک لجوج بر شکل دهی و سازمان دهی نهاد ها دمکراتیک در شرایطی که سیلی با این عظمت جاریست وسنگ بر سنگ بند نمی شود وتنها نیروی میدانی و حاضر برای حضور گسترده در صحنه طرفداران شاهزاده رضا پهلوی هستند !آنها می خواهند یبهه سوم بگشایند .
چه باید گفت با این همه سخت سری در برابر خواست شرایط حساس کنونی که ائتلاف را طلب می کند و تنها زمانی است که عشق به مردم وبه میهن باید بالاتر از هر امری باشد.
حضور در کنار هم می تواند همدلی ایجاد کند ،از پیشداوری ها بکاهد ورزم مشترک منجر به آزادی! خود زمینه ساز دوران منتهی به انتخاباتی کاملا آزاد ومورد قبول گردد .
با تمام قدرت بی هراس از هر انگی که بر من بزنید! می گویم . دموکراسی محصول یک فرایند پسینی است، نه پیششرط آن
. نهادهای دموکراتیک تنها پس از پایان استبداد و ایجاد آرامش نسبی امکان شکلگیری دارند. نمونههای تاریخی این واقعیت را تأیید میکنن
• اسپانیا پس از فرانکو (دهه ۱۹۷۰): اتحاد حول پایان دیکتاتوری شکل گرفت. بحث دربارهی قانون اساسی و شکل حکومت در مرحلهی بعدی و در فضای آزادتر انجام شد.
• آفریقای جنوبی پس از آپارتاید (دهه ۱۹۹۰): تمرکز اولیه بر پایان نظام تبعیض بود. نهادهای دموکراتیک و قانون اساسی جدید بعدها و در شرایط آرامتر ساخته شدند.
• اروپای شرقی پس از سقوط کمونیسم (۱۹۸۹–۱۹۹1): همهی نیروها ابتدا حول سرنگونی رژیمهای کمونیستی متحد شدند. اختلافات بر سر جمهوری یا سلطنت به آینده واگذار شد.
این نمونهها نشان میدهند که در شرایط انسداد سیاسی، هرگونه اختلاف داخلی پیش از سرنگونی تنها به سود رژیم حاکم خواهد بود.
دموکراسی نیازمند تجربهی اجتماعی، تمرین تحمل متقابل و نهادسازی در فضای آزاد است؛ امری که تنها پس از پایان استبداد امکانپذیر میشود این نمونهها نشان میدهند که در شرایط انسداد سیاسی، هرگونه اختلاف داخلی پیش از سرنگونی تنها به سود رژیم حاکم خواهد بود. دموکراسی نیازمند تجربهی اجتماعی، تمرین تحمل متقابل و نهادسازی در فضای آزاد است؛ امری که تنها پس از پایان استبداد امکانپذیر میشود.همین وبس ابوالفضل محققی
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!