اعتراضات جند ميليوني مردم درون كشور در
تاريخ ٨ و ٩ ژانويه امسال و همايش امروز مونيخ و بقيه تجمعات صدها هزار نفري، در كشورهاي مختلف دنياً با فراخوان آقاي رضا پهلوي، توهمات وًتصورات اشنباه رقباي پادشاهي خواهان را كه بر تفاوتهاي پررنگ ايدءولوژيك، به جاي نزديكي و همكاري بر اساس اشتراكات حد اقلي، در مقابله اي همكاني با دشمنان مردم در كشور پاي ميفشردند, بكلي بر هم زد و نشان داد كه خلاء ناشئ آر شكست هاي گفتماني همه جانبه و بي عملي و بي مسؤوليتي طيفهاي مختلف اپوزيسيون، توسط نيرو هاي ميان نسلي و خصوصا تازه نفس جواني بر شده، كه انرژي، ديناميسم وً عزم جوشانشان را براي نجات كشور ومردمانش ديگر نميتوان ناديده كرفت.
منافع ملي كشور ما و فرياد دردناك و بلند دادرسي هموطنان إز درون ايران ، ما را فرا ميخواند كه أين توفق و برتري را به رسميت بشناسيم و بجاي كارشكني و تفرقه جويي وًتخطءه آن، به دنبال ترميم زخمها و يافتن بيدرنك راه هاي هم افزايي و همكار ي همه نيروهاي دموكراسي خواه براي عبور از رژيم سفاك حاكم بر كشور خود باشيم.
جنبش ملي رهايي ايران از سلطه رژيم ضدملي جمهوًي اسلامي پا به عرصه وجود كداشته است. مقدمش را گرامي بداريم و هريك به سهم خود و نيز بطور جمعي هر جا كه امكان داشت، در راه شموليت همگاني و خلوص ان بكوشيم .
اصغر جيلو ١٤ فوريه ٢٠٢٦
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
ایران و مردمش به آهنگ سیمرغ، دست افشان و پایکوبان میشوند.
دروود بر جیلو عزیز،
صحبتی کوتاه برای شاهد نابودی حکومت گییوتینداران الهی بودن.
شاهزاده باز خواهد گشت. انتخابات برگزار خواهد شد. مردم ایران، سامانبندی شاهنشاهی را برمیگزینند؛ نه به این دلیل که آلترناتیوی به نام جمهوریخواهی وجود دارد – که در حقیقت حبابم نیست – بلکه به این دلیل که ریشه فرهنگ ایرانی، شاهنشاهی هست. سیمرغ، شاه زندگی و نگاهبان جان و برای خوشزیستی انسانهاست. ویژگی این تحول روانی و فرهنگی مردم ایران، بعد از اینهمه فراز و نشیبهای هولناک و فاجعه بار در اصطلاح فلسفی اش میشود: رجنریشن/رگنراسیون= Regeneration= آفرینش» و این دقیقا در تقابل با «کری ایشن/کره آتسیون =Kreation = خلقت» است. این مسئله زایدن از تخمه هستی خویش، بُنمایه تجربیات نیاکان ایرانیان است که همچون گنج پنهان در روح و ضمیر و مغزه وجودی هر ایرانی است و تداوم خودش را همیشه حفظ خواهد کرد و فرهنگ ایرانیان بر هر چیزی که در تضاد با آن باشد، ظفر میابید. انقلاب ملّی، در حقیقت، بیداری و زایش اصالت فرهنگی مردم ایران است که خوشه های وجودی آنها را اقوام گوناگون می آفرینند. این دریایی که از اعماق تاریخ و فرهنگ ایرانیان سرچشمه گرفته است، تمام خس و خاشاکهایی را در خودش ادغام و خواهد گوارید که در تقابل با میخواهند باشند. بحثی و شکّی نیز در این نیست که آینده ایران، بسیار درخشان و آباد و آزاد خواهد بود و از قِبَلِ ایران، سراسر کشورهای همسایه و کشورهای عربی نیز زیبا خواهند شد. اصلا چهره آینده جهان، به گونه ای دیگر رقم خواهد خورد و نقش ایرانیان و ایران، تاثیر بسیار عظیمی بر کشورهای اروپایی و اسکاندیناوی و آسیا و افریقا و آمریکای لاتین و دیگر نقاط جهان خواهد گذاشت. پتانسیلی که ایرانیان دارند، در نوع خودش بی همتاست. این مسئله را تمام جهانیان میدانند. فرهنگ ایرانیان، فرهنگ پیوندی و انبثاقی و آمیزشی است به همین دلیل شاهراهیست که تمام نیروها را در خودش میپذیرد و می آراید و به زیباترین فرم ممکن بازتاب میدهد.
حضراتی که با کارهای ابلهانه خودشان بیش از آنکه به نیّات حقیر خود بتوانند دست پیدا کنند، اثبات میکنند که در حماقت و پایمالی خون جوانان مردم در راه سوائق سخیف خود، جدا حقیر به ذات هستند. ایران آینده، چهره ای بس بسیار زیبا خواهد داشت همچون زیباییهای فرش ایرانی و زیبایی شگفت انگیز جوانان و دختران طنّاز ایرانی. سی و سه زنخدای ایرانی بعد از تبعید چند هزار ساله، سرانجام به آشیانه خود بازگشته اند. ایران، کاباره جهانی میشود.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان
Pir Nahمطمئنا بخش بزرگی از …
Pir Nah
مطمئنا بخش بزرگی از "چپ اللهی ها و قوم اللهی ها" (که نباید با جمهوری خواهان و فعالان مدنی نرمال اشتباه گرفته بشن) ترجیح میدهند که با نظام آخوندها همسنگر بر علیه این اوپوزیسیون باشند تا در داخل آن.
هوشنگ:
هوشنگ:
اگر اندکی خرد و درایت اصغر را قرض می گرفتند، شاید میتوانستند پیامد رفتار سیاسی خود را درک کنند.
همین امروز، فرهنگ قاسمی، که در اغلب نوشتههایش تصویری از خود شیفتگی خود را هم منتشر میکند، نامهای با امضای دو حزب کوچک خود ارسال کرده است؛ احزابی که به نظر میرسد خود او ریاست یکی از آنها را بر عهده دارد. او نامه ای امروز خطاب به برخی از مسئولان کنفرانس مونیخ نوشته است ، و در آن ادعا کرد که رضا پهلوی نماینده مردم ایران نیست.
آنچه تأسفبار است، بیتوجهی به پیامدهای چنین اقداماتی است. این افراد در نظر نمیگیرند که وقتی اپوزیسیون بهجای همافزایی، به تخریب یکدیگر میپردازند، نهادهای بینالمللی در نهایت دچار تردید و بیاعتمادی میشوند. نتیجهی چنین رفتاری نه تضعیف یک فرد، بلکه تضعیف جایگاه مردم ایران در عرصه جهانی است.
در شرایطی هر اقدامی که به چنددستگی و بیاعتباری بیشتر بیانجامد، عملاً به سود حاکمیت تمام میشود؛ حتی اگر نیتِ عاملان آن چیز دیگری باشد.
هم اكنون داشتم به برنامه…
هم اكنون داشتم به برنامه ميدان با مجري گري خانم فهميه خضري نكاه ميكردم،سعيد پيوندي، فرج سركوهي و حميد اكبري، هر سه ميكفتند يك نيروي سومي وجود دارد كه بر عكس جمهوري اسلامي و با اقاي بهلوي خواهان دموكراسي است. اين برنامه اشكا را يك برنامه ضد پهلوي است ونه منتقد بهلوي. هر سه ميهمان از او به عنوان كسي ياد كردند كه به دنبال دموكراسي نيست و استبدادي تازه را به ارمغان خواهد اورد و دليل ان را هم رهبري فردي او ميدانستند.
حميد اكبري طرفدار جبهه ملي است، فرج سركوعي جپ منفرد است و سعيدًپيونزب توده اي سابق. به زعم من عامدانه كسي از پادشاهي خواهان در برنامه نبود و چنين برنامه اي كاملا يك طرفه بود.
واقعاً برایم سؤال است که…
واقعاً برایم سؤال است که شعور و درایت سیاسی این آدمها به کجا رفته است.
من دوستی فرهیخته ایرانی دارم؛ زنی بسیار فعال در عرصههای پژوهشی و پزشکی در سوئد که سالهاست در حوزه کنشگری سیاسی نیز در سطح بینالمللی فعالیت میکند. او از طریق سازمان ملل در آفریقا و افغانستان سالها کار کرده است ، و ارتباطات مستمری با ژنو و نهادهای وابسته به سازمان ملل دارد.
بهتازگی در ژنو از مسیح علینژاد بهعنوان یک فعال و روزنامهنگار شناختهشده برای سخنرانی دعوت شده بود .
من در یک کانال واتساپی عضو هستم که افراد آن از طیفهای گوناگون سیاسیاند. ناگهان دیدم فردی از جریان پادشاهیخواه، نامهای به زبان انگلیسی تنظیم کرده و آن را بهطور گسترده برای افراد مختلف ارسال کرده است. متن نامه، بسیار شبیه ادبیات فرهنگ قاسمی، با لحنی تند و آمیخته به عصبانیت نوشته شده بود؛ محتوایش این بود که مسیح علینژاد نمیتواند نماینده ایران باشد ,(به زبان دیگر او بی اهمیت است ) و بهجای او میبایست شاهزاده، بهعنوان نماینده «واقعی» مردم، دعوت میشد.
این نامههای نسنجیده به ژنو ارسال شد. یکی از کارمندان خارجی آشنای دوستم با او تماس گرفت و با تعجب پرسید: چرا شما ایرانیان متوجه نیستید که وقتی تصمیمگیرندگان اینگونه نامهها را میخوانند، همان برداشت همیشگی را تکرار میکنند؟ اینکه اپوزیسیون ایران پراکنده است، توان اتحاد ندارد و حتی بر سر حداقلها نیز به تفاهم نمیرسند. چنین رفتارهایی هزینهای برای اعتبار و انسجام سیاسی اپوزیسیون ایران دارد و دودش به چشم مردم ایران میره
سياستمداران غربي را فقط با…
سياستمداران غربي را فقط با أعمال تيرو ميتوان متقاعد كرد كه جه كسي در اپوزيسيون إيراني تاثير و قدرت بسبح دارد. چغلي هاي ابوزيسيون جپ و جمهوريخواه در زمان جنبش مهسا از شوراي مهسا بإدمان نرفته است، امروز نيز نامه اين اقاي فرهنك قاسمي و يا افرادي مثل وي در مقابل بر امد صدها هزار نفري ايرانيان در نقاط مختلف دنيا قطره اي ناچيز در برابر درياست و گيرندكان چنين نامه هايي به خوبي ميفهمند كه چنين افرادي چقدر بيكاره و بي تأثير اند.