رفتن به محتوای اصلی
شنبه 22 فروردین 1405 - Saturday, 11 April 2026

جنگ زمینی در زمین انقلاب شهروندی

جنگ زمینی در زمین انقلاب شهروندی

جنگ زمینی در زمین انقلاب شهروندی

جنگ جاری، جنگی برای اشغال سرزمینی یا تصرف جغرافیا نیست؛ بلکه نتیجه تضاد منافع ایدئولوژیک و ژئوپولیتیک میان حکومت مبتنی بر پان‌اسلامیسم در ایران و بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی است. این تضاد، گرچه منجر به تشدید تنش‌ها و درگیری‌ها شده، اما ذات آن متفاوت از جنگ‌های کلاسیک برای تصرف خاک است. بنابراین موضوع امروز سیاست در ایران، نه دفاع از خاک واشغالگری، بلکه اتخاد موضع نسبت به دوسوی این جنگ از خاستگاه ملت ایران است.

واقعیت این است که، اهداف این جنگ در عمل با خواست تاریخی اکثریت جامعه ایران برای برچیدن حکومت موجود همسوئی  دارد. اما نباید دچار ساده لوحی سیاسی شد، زیرا قدرت‌های دخیل، بر اساس منافع خود عمل می‌کنند، الزامن برای تحقق اهداف دموکراتیک یا خواست مردم ایران نیست. این اصل سیاسی، واقعیتی است که باید در تحلیل‌ها لحاظ شود که «هیچ کنشگر بین‌المللی از سر خیرخواهی عمل نمی‌کند» ویا به زبان عامیانه: «هیچ گربه‌ای محض رضای خدا موش نمیگیره».

از اینرو، مبارزه ملت ایران برای تداوم  انقلاب خود و تغییر بنیادین، نمی تواند به همسویی راهبردی با اهداف بلوک درگیر با حکومت اسلامی تقلیل یابد. تغییرات بنیادی (انقلاب) امری ملی و از درون جامعه ایران برمی‌خیزد و مشروعیت خود را از اراده شهروندان می‌گیرد. در همین چارچوب، مبارزه برای برچیدن حکومت اسلامی، امری داخلی و شهروندمحور برای آزادی شهروند، جامعه و میهن محسوب می‌شود.

مبارزه با حکومت اسلامی، به دلیل ماهیت آشتی‌ناپذیر تضاد میان حکومت و بخش‌های گسترده جامعه، به برچیدن حکومت اسلامی خواهد انجامید، اما روند کم‌هزینه، پایدار وبرگشت ناپذیر هنگامی میسر است که مبارزه  بر آگاهی، خرد جمعی جامعه، سازماندهی داخلی، خودمدیریتی و هماهنگی سراسری استوار باشد. تجربه تاریخی نشان داده است که جنبش‌هایی که تنها بر مداخله خارجی یا جنگ‌های نیابتی تکیه کرده‌اند، اغلب به نتایجی پرهزینه و ناپایدار انجامیده‌اند.

راهبرد درست درشرایط کنونی، ایجاد شبکه‌های خودسازمان‌یافته شهروندی و گسترش مشارکت شهروندی است؛ فرآیندی که از محلات و شهرها آغاز می‌شود و می‌تواند به شکل‌گیری اراده‌ای ملی برای پیروزی انقلاب زن زندگی آزادی بینجامد. این رویکرد، به جای تمرکز بر آزادسازی منطقه‌ای یا تقابل‌های نظامی محدود، بر همبستگی ملی و مشارکت فراگیر شهروندان برای هدفی بزرگ و تاریخساز تأکید دارد.

اینروزها خبر تسلیح گروههای مسلح و حمله زمینی کردها و تقلیل جنگ همزمان و هماهنگ سراسری ملی علیه حکومت اسلامی، به جنگ گروههای منطقه ای زمزمه می شود. تغییر ریل مبارزه سراسری -ملی به مبارزه منطقه ای، با تجارب میدانی در ایران همخوانی ندارد.

برچیدن کم هزینه تر حکومت اسلامی، در مبارزه سراسری و قیام ملی و همگانی و سراسری کشور میسر است. تقلیل تاکتیک مبارزه همگانی  به مبارزه نیروهای مسلح منطقه ای، باعث می شود که شهروندان و شهرهای کردستان عزیز وپیشتازمان، گوشت دم توپ حکومت خونخوار شوند.

شهروندان همه مناطق ایران، همزمان و  دوش به دوش هم می توانند کار رژیم را تمام کنند. تجربه مجاهدین با پشتیبانی صدام حسین برای سرنگونی حکومت اسلامی را فراموش نکنیم که چه تعداد از جوانان فداکار، در نتیجه یک تاکتیک غلط، جان باختند. مبارزه برای برچیدن حکومت اسلامی، نادرست است که به منازعه ای منطقه‌ای تقلیل یابد و سرمایه های ارزشمند ایران، به جنگی نابرابر اعزام شوند.

مبارزه جاری، ماهیتی شهروندی، سراسری و ملی دارد و بر حقوق مشترک همه ایرانیان استوار است. تنها از طریق همبستگی ملی و مشارکت فراگیر است که می‌توان آینده‌ای مبتنی بر آزادی، عدالت، دمکراسی، لائیسیته، توسعه و حاکمیت قانون که تبلور خرد جمعی جامعه ایرانی باشد را متصور شد. راهبرد برچیدن حکومت اسلامی، برخاستن جامعه شهروندی (پیشمرگه های انقلاب زن زندگی آزادی) درسراسر کشور است.

بنابراین؛ جنگ زمینی در زمین انقلاب شهروندی!

اقبال اقبالی

07.03.2026

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

اقبال اقبالی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!