این روزها دعوتهایی برای تجمع با شعار «نه به جنگ و نه به جمهوری اسلامی» منتشر میشود. نیت این دعوتها قابل درک است. هیچ انسان مسئول و دلسوزی نمیتواند خواهان جنگ باشد. جنگ، پیش از هر چیز، جان و آیندهٔ مردم عادی را نابود میکند.
اما اگر واقعاً خواهان صلح هستیم، باید با صداقت از خود بپرسیم: ریشهٔ خطر جنگ کجاست؟
مردم ایران آغازگر این تنشها نبودهاند. آنان نه در سیاست خارجی این نظام نقشی داشتهاند و نه در تصمیمهای راهبردی آن. حکومتی که در چهار دههٔ گذشته بدون رضایت اکثریت مردم و بدون پاسخگویی به آنان عمل کرده، کشور را به نقطهای رسانده است که خطر جنگ دائماً بر سر جامعه سایه انداخته است.
در چنین شرایطی، گفتن «نه به جنگ» اگر با یک راهکار سیاسی همراه نباشد، بیشتر شبیه یک آرزو است تا یک برنامه. جنگها را معمولاً دولتها آغاز میکنند و دولتها نیز آنها را پایان میدهند. چند تجمع اعتراضی در خارج از کشور، هرچند از سر دلسوزی، بهتنهایی قادر نیست این معادله را تغییر دهد.
آنچه از درون ایران به گوش میرسد، بیش از هر چیز بیانگر خستگی عمیق مردم از یک نظام انحصارگرا، فاسد و ناکارآمد است. مردمی که احساس میکنند نه راه پس دارند و نه راه پیش، و آیندهای روشن در برابر خود نمیبینند.
اگر هدف ما جلوگیری از جنگ و نجات ایران است، باید به ریشهٔ مسئله بپردازیم. راهکار واقعی نه در تکرار شعارها، بلکه در بازگرداندن حاکمیت به مردم است.
این امر تنها از طریق اتحاد نیروهای سیاسی و مدنی ایران، با همهٔ تفاوتهای فکری و ایدئولوژیکشان ممکن است. چپ، راست، میانه، جمهوریخواه و مشروطهخواه میتوانند بر سر یک اصل بنیادین به توافق برسند:
انتقال قدرت از نظام کنونی به نمایندگان مورد اعتماد مردم برای یک دورهٔ موقت، با هدف برگزاری یک رفراندوم آزاد و تعیین نظام سیاسی آینده توسط ملت ایران.
چنین مطالبهای میتواند هم واقعبینانه باشد و هم امیدبخش؛ زیرا به جای تمرکز بر اختلافها، بر حق مشترک همهٔ ایرانیان برای تعیین سرنوشت خود تأکید میکند.
مخالفت با جنگ ضروری است، اما اگر این مخالفت با یک راه حل سیاسی همراه نباشد، ممکن است ناخواسته به ادامهٔ وضع موجود کمک کند. صلح پایدار زمانی به دست میآید که مردم یک کشور بتوانند آزادانه دربارهٔ نظام سیاسی خود تصمیم بگیرند.
امروز شاید بیش از هر زمان دیگری، ایران نیازمند گفتوگو، اتحاد و یک مطالبهٔ مشترک برای بازگرداندن قدرت به مردم است.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
Bahram Farrokhi
Bahram Farrokhi
برخی رهبران سیاسی اپوزیسیون چنان سادهانگارانه میاندیشند که گویی بمباران یک کشور میتواند پس از تضعیف رژیم،نوعی موازنه قوا میان رژیم حاکم و مردم ایجاد کند. در ذهن آنان، رابطه میان دولت و جامعه بهاشتباه شبیه رابطه میان دو دولت متخاصم تصور میشود، گویی اگر قدرت آتش دو طرف به سطحی مشابه برسد، نوعی تعادل و آرامش پایدار شکل خواهد گرفت.
اما این برداشت، نادیدهگرفتن ماهیت واقعی رابطه میان یک حکومت اقتدارگرا و اپوزیسیون داخلی است. در چنین وضعیتی، رابطه طرفین نه بر پایه بازدارندگی متقابل، بلکه بر اساس منطق حذف و خلعسلاح شکل میگیرد. هر طرف که دست بالا را پیدا کند، در پی تضعیف، بیاثر کردن و در نهایت حذف طرف مقابل برمیآید.
در چنین چارچوبی، تضعیف ساختارهای یک کشور از بیرون نه به ایجاد تعادل سیاسی میانجامد و نه آرامشی پایدار، بلکه بیشتر خطر فروغلتیدن جامعه به سوی بیثباتی عمیق و حتی جنگ داخلی را افزایش میدهد.
Farshad Moradi
Farshad Moradi
راه کار وجود داشت ،انقلاب در حال گسترش بود،با یک فراخوان بی برنامه و از سر فرصت طلبی به زیر تیغ رژیم رفت.حالا با جنگ طلبی شما ،دوراه بیشتر باقی نمانده است.اول :رژیم تا اخرین نفر مقاومت میکند و انطور که قبلا گفته بودند،در صورت شکست زمبن سوخته باقی خواهند گذاشت.دوم:رژیم سرنگون نشود ،چیزی بدتر از کره شمالی در انتظار مردم ایران ،و هر نفسی بریده خواهد شد.در هر دو صورت شما جنگ طلبان هر دو شکل را فراهم کرده اید.
Soheil Parhizi
Soheil Parhizi
فعال ضد جنگ: «من عاشق یهودیان هستم، اما با صهیونیسم مخالفم. همین و بس. شما همچنان میتوانید یهودی باشید؛ میتوانید یهودی باشید، مومن و مذهبی باشید و در عین حال علیه دولت اسرائیل بایستید. من زمانی در کنار دولت اسرائیل خواهم ایستاد که دولتی جدید روی کار بیاید، دموکراتیک باشد و حقوق فلسطینیان را به آنها بدهد: بازپسگیری زمین، آزادی، برابری و پرداخت غرامت.»
شکایت ایسلند و هلند از اسرائیل در دیوان بینالمللی دادگستری به اتهام نسلکشی.
* شرح: ایسلند و هلند درخواستهایی را برای مداخله در پرونده نسلکشی علیه اسرائیل در دیوان بینالمللی دادگستری ارائه کردهاند.
طبق گزارشهای رسمی، هلند و ایسلند در تاریخ ۱۱ مارس ۲۰۲۶ (چند روز پیش) درخواستهای رسمی خود را برای مداخله در پرونده نسلکشی علیه اسرائیل به دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ) ارائه کردهاند.
در ادامه جزئیات دقیقتر این اقدام آمده است:
جزئیات درخواست هلند و ایسلند
• نوع اقدام: این دو کشور تحت ماده ۶۳ اساسنامه دیوان درخواست مداخله دادهاند. این ماده به کشورهایی که عضو یک کنوانسیون (در اینجا کنوانسیون نسلکشی ۱۹۴۸) هستند اجازه میدهد تا تفسیر خود را از مفاد آن در یک پرونده جاری ارائه دهند.
• موضع هلند: هلند در بیانیه خود تأکید کرده که مواردی مانند کوچ اجباری غیرنظامیان، ایجاد قحطی و جلوگیری عمدی از کمکهای بشردوستانه میتواند نشاندهنده «قصد نسلکشی» باشد و باید توسط دادگاه بررسی شود.
• موضع ایسلند: ایسلند نیز بر لزوم بررسی دقیق حملات علیه کودکان و آسیبهای روحی و جسمی وارد شده به آنها تأکید کرده و استدلال نموده که وجود انگیزههای دیگر در جنگ نباید مانع از تشخیص وقوع نسلکشی شود.
وضعیت کلی پرونده (تا مارس ۲۰۲۶)
• این پرونده ابتدا توسط آفریقای جنوبی در دسامبر ۲۰۲۳ مطرح شد.
• تا به امروز، کشورهای متعددی از جمله ایرلند، اسپانیا، مکزیک، ترکیه، کلمبیا و به تازگی نامیبیا نیز به این روند پیوستهاند.
• در جبهه مقابل، کشورهایی مثل ایالات متحده آمریکا، مجارستان و فیجی نیز در تاریخ ۱۲ مارس ۲۰۲۶ درخواستهای مشابهی را برای دفاع از موضع اسرائیل و رد اتهامات نسلکشی به دادگاه ارائه کردند.
نکته مهم: این مداخلات به این معنا نیست که این کشورها لزوماً شاکی جدید پرونده هستند، بلکه به عنوان طرفهای ذینفع در «تفسیر قانون بینالملل» وارد عمل شدهاند تا بر رأی نهایی دادگاه تأثیر بگذارند. صدور حکم نهایی این پرونده ممکن است چندین سال طول بکشد.
Rah Janنه به جنگ .قطعا..ولی…
Rah Jan
نه به جنگ .قطعا..ولی الان که جنگ شده ...جنگ تا پایان این ج.اع.دامی ..بیشتر خسارت مالی و محیطی که نباید بخاطرش جنگ میشد .دیگه وارد شده ...مرگ یبار شیون یه بار ...اینا اگه بمونن ....از کشته ها پشته ها خواهند ساخت ...
جنگ هنوز تمام نشده و باید نتیجه بدهد.
درود بر آقای اورجی گرامی،
تحشیه ای مختصر.
هیچ جنگی؛ ولو دعوای شدید لفظی نیز باشد، آرزوی انسانها نیست. امّا واقعیتها را بایددقیق دید و گوارید و فهمید و سپس در فکر چارهجویی عمیق و اساسی برآمد. آنانی که به جنگ علیه حکومت فقاهتی میخواهند نه بگویند، لازم است پیشاپیش تعریف دقیق از حکومت فقاهتی داشته باشند تا ما بدانیم به چه دلیل میخواهند به جنگ، «نه» بگویند؟. حکومتی که کارگزارانش با بی شرمی تمام در همین وضعیّت بمبارانها می آیند و در تلویزیون حضور پیدا میکنند و به مردم میگویند که تکه پاره تان خواهیم کرد و سپاه تروریستها علنا میگوید که صدها پله بدتر از قتل عام دیماه اجرا خواهیم کرد و مدام رجزخوانیها علیه آمریکا و کشورهای همسایه و اسرائیل میکنند، کدام آدمی که به اندازه یک آمیب، شعور داشته باشد، حاضر است به جنگ، نه بگوید؟. کدام موجود؟. من گفته ام و همچنان با فریادی رساتر از هر انفجار کیهانی تاکید میکنم که اگر همین ثانیه نیز، بمبارانها تمام شود، مردم ایران به هیچ وجه من الوجوه نباید بنشینند در جایی؛ بلکه با تمام قدرت به نابودی ریزترین و میکروسکپترین نشانه های حکومت ماشه داران اقدام کنند؛ پیش از آنکه میلیونها ایرانی از دم تیغ گیوتین پسمانده های حکومت الهی بگذرند و قربانی شوند و ایران به دریای سرخ استحاله پیدا کند. این جنگ باید با شدّت و حدّت تا نابودی کامل حکومت فقاهتی و خلع سلاح کامل و تسلیم شدن سفّاکان الهی ادامه پیدا کند. حالا یا آنانی که میهندوست هستند و در فکر مردم ایران، در کنار این اقدام بسیار حیاتی و خجسته می ایستند، یا همچون احمقهای آچمز و به شدّت بیسواد میروند و اعلامیه ختم جنگ، امضاء میکنند.
مسئله وحدت ناگزیر، هر چقدر نیز باشند کسانی که از شاهزاده و سلسله پهلویها و پادشاهی خواهی نفرت کمپلکسی دارند، در این وضعیّت خطیر باید و میتوانند در کنار شاهزاده و پرچم شیر و خورشید بایستند یا اینکه اگر کراهت دارند و کهیر میزنند، لطفا ساکت بنشینند تا آنانی که مرد میدان هستند، کار خودشان را پیش ببرند. همین.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان