اخیراً تصوری شکل گرفته است که گویا شعار «زن، زندگی، آزادی» به فراموشی سپرده شده است و شاید در میان فعالین حقوق زنان نگرانی ایجاد کرده باشد. تلاش میکنم با توجه به دلایل علمی و پژوهشی این نگرانی را رفع کنم. باید توجه داشته باشیم که ما در دوران گذار به سر میبریم. در چنین دورههایی گاهی جنبههای احساسی و هیجانی مسائل در اولویت قرار میگیرند، اما ضروری است که هرچه سریعتر نگاه تحلیلی و عقلانی، مبتنی بر پژوهش و تجربه، جایگزین صرف احساسات شود. در همین رابطه، به ویژگی های جنبش های اجتماعی اشاره میکنم که چگونه در مراحل تحولات سیاسی و اجتماعی تاثیر میگذارند.
از سال 1388 به بعد، ما با شیوهای متفاوت از مبارزات مردم در داخل ایران روبهرو بودهایم. شبکههای اجتماعی نقش مهمی در شکلگیری روشهای تازه مبارزه داشتهاند. وظیفه ارتباطات و چگونگی بسیج نیرو را بر عهده داشته اند. از ویژگیهای این شیوهها میتوان به غیر حزبی بودن آن، غیرایدئولوژیک بودن، مشارکت گسترده اقشار مختلف و تمرکز بر یک هدف مشخص با یک شعار مشترک اشاره کرد. نگاهی خلاصه به مبارزات مردم از سال 1388 خواهم داشت.
در جنبش سبز، شعار مدنی «رأی من کو؟» محور حرکت بود. در اعتراضات سالهای ۹۶ و ۹۸ مطالبات اقتصادی نقش برجسته داشتند. سپس جنبش انقلابی ژینا با شعار «زن، زندگی، آزادی» شکل گرفت که نوعی رنسانس فرهنگی در جامعه ایران ایجاد کرد. امروز نیز شاهد شکلگیری جنبشی ملی با ماهیتی سیاسی برای عبور از حکومت کنونی هستیم.
بنابراین مبارزات مردم ایران را باید در قالب یک روند تاریخی دید. هر جنبش زمینهساز جنبش بعدی بوده است و بدون این پیوستگی رسیدن به نقطه کنونی ممکن نبود. انقلاب فرهنگی «زن، زندگی، آزادی» پایهای عمیق برای مشروعیتزدایی از حکومت ایجاد کرد. در سایه همین جنبش بود که زنان توانستند حجاب اجباری را کنار بگذارند. اما فراموش نکنیم که ماهیت این جنبش بر دو اصل بنیادین دموکراسی و سکولاریسم استوار بود. ویژگی دیگر این جنبش، جهانی شدن آن بود، بطوریکه آنرا اولین انقلاب زنانه جهان نامیدند. جنبشی که در زندگی مردم ریشه بدواند و تبدیل به گفتمان غالب شود، هرگز از بین نخواهد رفت و تبدیل به یک پایه اساسی برای مرحله بعدی مبارزات خواهد شد.
در ادامه انقلاب فرهنگی ژینا، در دیماه ۱۴۰۴ یک بار دیگر مردم به خیابانها آمدند. این بار مرحله آخر جنبشها را نشانه گرفت و خواستار پایان دادن به حکومت اسلامی شدند. این مرحله، تداوم یک روند تحولات سیاسی و اجتماعی را نشان میدهد، این مرحله تازه، میتواند همان انقلاب ملی ایرانیان باشد، که بیشتر جنبه هویتی پیدا میکند. یعنی هویتی ایرانی در مقابل یک هویت اسلامی، نماد آن سپهر و شعار آن سرنگونی حکومت اسلامی است. معمولاً در مرحلهٔ پایانی جنبشها، رهبر سیاسی آن نیز توسط مردم فریاد زده میشود. تا کنون، با توجه به آمار منتشرشده توسط مؤسسه گمان، در تاریخ 27 فوریه 2026 حدود 49 درصد از مردم نام رضا پهلوی را به عنوان رهبر دوران گذار مطرح کردهاند.
معمولاً نتیجهٔ جنبشهای اعتراضی گسترده به مجموعه ای از عوامل داخلی و خارجی بستگی دارد؛ دو عامل مهم که در بسیاری از پژوهشها مورد تأکید قرار گرفتهاند عبارتاند از: نخست، میزان شدت سرکوب دولتی و دوم، نقش بازیگران خارجی در شکلدهی به توازن قدرت. تا کنون حکومت، سرکوب کامل را در پیش گرفته و امروز نگرانی نسبت به جان زندانیان سیاسی افرایش پیدا کرده است. همزمان، محدودیتهایی مانند تعطیلی مراکز آموزشی، قطع یا محدودسازی اینترنت و کنترل شدید فضای عمومی میتواند بر الگوهای مشارکت و کنش جمعی تأثیر بگذارد. از سوی دیگر، حمله عوامل خارجی باعث کشته شدن علی خامنه ای، نابودی اهداف نظامی و کشتن فرماندهان نظامی و عامرین سرکوب شده است که ممکن است به مردم کمک کند تا در شرایط دیگری بتوانند تصمیم نهایی خود را بگیرند.
حرف آخر اینکه هنوز نمیتوان نتیجهٔ نهایی را پیشبینی کرد.مسئلهای که روشن است، نابودی حکومت اسلامی و آیندهای است که بدون نقش زنان ایرانی هرگز معنای دموکراتیک نخواهد داشت.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
ناهید حسینی:
ناهید حسینی:
با درود خدمت شما آقای حیدریان گرامی،
ممنون از توضیح تاریخی شما دربارهٔ جنبشهای اجتماعی در ایران. در زمینه جنبش های نوین اجتماعی زیاد کار کردهام و عمیقاً معتقدم که مبارزات مرحله به مرحلهٔ مردم ایران در نهایت به نتیجه دلخواه خواهد رسید. با این حال، امروز وجود فضای مجازی بهعنوان ابزاری برای ارتباط و بسیج نیرو میتواند روند تحولات را سریعتر کند. امیدوارم هموطنان عزیز پیام مرا بهدرستی دریافت کنند. سپاس دوباره و امیدوارم نظرات بیشتری از شما دریافت کنم.
با احترام
ناهید حسینی
ریشه های فرهنگی و تداوم چهره هایش در گستره تاریخ
درووود بر خانم حسینی گرامی،
تحشیه ای مختصر.
شما کاملا صحیح میفرمایید. ایکاش دیگران نیز این حرف شما را دقیق بفهمند و بگوارند. من که زبانم، چلگیسو شد از بس گفتم و کسی گوش نکرد. جنبشهای اجتماعی ایران از قدیم الایّام از سرچشمه های فرهنگ ایرانیان برخاسته و در گستره رویدادهای تاریخی پدیدار شده اند و کلاّ به همدیگر پیوسته اند برای رسیدن به مقصد اصلی مردم ایران در جامعیّت وجودی. شکل و شمایل و محتوای شعارها و مواضع و رفتارهای آنها، مختلف از یکدیگرند و به وضعیّت زمانی و مکانی و امکانها منوطند. برغم اینکه از یکدیگر در ظاهر، متفاوت هستند، ولی در کنه و ریشه، یکسانند. آنانی که تصوّر میکنند، جنبش «زن، زندگی، آزادی» فراموش شده است، حواسشان اصلا جمع نیست و در باره تاریخ و فرهنگ ایران و بویژه مردم ایران؛ اصلا نمی اندیشند. فردوسی، همان رودکی است. عطّار همان فردوسی و رودکی است. مولوی همان رودکی و فردوسی و عطّار است و حافظ نیز همان رودکی و فردوسی و عطّار و مولوی است الی آخر. بنابر این، وقتی که فردوسی در جایی مینشیند، بلافاصله عطّار بر میخیزید و الی آخر. این به آن میماند که شما بخواهید بر بامی بروید. پایتان را بر روی پله اول نردبان میگذارید و وقتی که به آخرین پله نردبان رسیدید، به معنای این نیست که پله اول را فراموش کرده اید؛ بلکه بدون پله اول، محال بود که شما بتوانید به پله آخر و سر انجام بر بام شوید. اگر این مسئله را دیگران بتوانند بفهمند، آنگاه خواهند فهمید که انقلاب ملّی، تداوم همه جنبشهای ایرانی در طول تاریخ ایران است برای واقعیّت پذیری بُنمایه های فرهنگ ایرانیان.
نکته دیگر اینکه من در پای یکی از مطالب آقای «اسماعیل نوری علاء» نوشتم که مجلس آینده ایران باید نمایندگان زن؛ دوسوم اعضاء باشند و مردها همیشه یک سوم و این دو سوم بودن نمایندگان زن در مجلس نباید هیچگاه تغییر کند. آینده ایران را باید زنان و دختران ایرانی رقم بزنند؛ زیرا ایران، میهن و سریر فرمانروایی زنخدایان ایرانی از آغاز سپیده دم فرهنگ و تاریخش بوده است و باید همچنان به جای اصیل خودش بازگردد و دوام آورد.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان