خطای بنیادین در فهم جمهوری اسلامی، جاییست که آن را با معیارهای یک بازیگر سیاسی در چارچوب دولت مدرن میسنجند و بر همان اساس، انتظار «تسلیم» شدنش را دارند. این بازتاب خطایی شناختی است که در آن، این نظام بهمثابه کنشگری عقلانی تصور میشود که در مواجهه با فشار، تهدید و جنگ، بر اساس مصلحت، تسلیم میشود.
جمهوری اسلامی اساسا در افق مصلحتگرایی ملی قابل فهم نیست، بلکه باید آن را در چارچوب سنت فکری سیاسی تشیع، آن هم در قرائت انقلابی آن، صورتبندی کرد. نظمی که خود را نایب یک امر قدسی میداند و کنش سیاسی را در امتداد امامت در عصر غیبت تعریف میکند. در این چارچوب، بقا صرفا به معنای استمرار یک رژیم سیاسی نیست، بلکه به معنای حفظ جبهه حق، تا مرحله ظهور است.
در منطق ساختارهای سیاسی، منافع، رفاه و ثبات سرزمینی، معیارهای تصمیمگیریاند. اما در جهانبینی جمهوری اسلامی، آنچه اصالت دارد، تقدم ولایت بر مصلحت است؛ جایی که امر قدسی، جایگزین منطق محاسبهگر سیاست میشود.
در چنین افقی، ایستادن در برابر آنچه جبهه باطل تلقی میشود، بهمثابه پایبندی به یک امر قدسی فهم میشود که ریشه در تلقی خاصی از مفهوم مهدویت و انتظار دارد. از همین منظر است که این گزاره را در تفکر اسلام شیعی میتوان معنا کرد که؛ امام، حتی بر زمین سوخته نیز میتواند امامت کند.
اگر جامعه فرسوده شود، نهادهای ملی و زیرساختها فروبپاشند، تا زمانی که پرچم این نظم برقرار است، وضعیت الزاما بهعنوان شکست تلقی نمیشود. در چنین نظامی، فرسایش اجتماعی یا حتی ویرانی، الزاما به تغییر راهبرد منجر نمیشود زیرا بقا، در اینجا نه صرفا فیزیکی، بلکه استمرار معنا و ماموریت است.
از اینرو، تسلیم شدن در این چارچوب، صرفا به معنای یک عقبنشینی سیاسی یا حتی فروپاشی ساختاری نیست، بلکه بهمثابه فروپاشی کامل معنایی جمهوری اسلامی فهم میشود؛ فروپاشی ایدهای که این نظام از آن معنا یافته و خود را در نسبت با آن تعریف کرده است.
آنچه کمتر فهم میشود، این واقعیت است که این نظم ایدئولوژیک، در بنیان خود، امکان ذاتی برای «تسلیم» ندارد.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
آفرین!
دروود بر خانم حاجی زاده گرامی،
تحشیه ای مختصر.
حرف شما کاملا دقیق و صحیح و درسته. این حرف شما را باید آنانی بفهمند و بگوارند که هنوز در رکابداری و متعگی برای متولیّان اسلامیّت شیعه، له له میزنند. معمولا کسانی که هیچ شناختی از اسلامیّت و قرآن و شیعه ندارند به دامهایی می افتند که خودشان نیز در انتها، شاخ در می آورند. بینش اعتقادی اسلامیّت، مخصوصا شیعه، چیزی به نام «تسلیم» را فقط در برابر اراده الهی و ولی امر، صحیح میداند؛ نه در برابر چیزی که برچسب خاصم خورده و به حیطه منفورات عقیدتی تعلّق دارد از کافر و منافق و مفسد و غیره و ذالک گرفته تا بیا به بغی و ملحد و فلان و بیسار. بینش عقیدتی شیعه، مرگ را بر هر نوع تسلیمی ارجح میشمارد؛ زیرا وعده الهی در مغزش حکّاکی شده است که چه بکشد و چه کشته شود، در نزد الله، عزیز است و رزق و روزی دارد!!. این موضوع تسلیم شدن نیز به سرکرده و قائد اعظم و ولی امر و مجتهد و مرجع تقلید نیز منوط و وابسته نیست؛ بلکه به میزان درجه ایمان و اعتقاد فرد تابع بازبسته است؛ زیرا به مغز او تلقین کرده اند که الله در روز قیامت فقط خودت را بازخواست میکند؛ نه مرجع تقلید را. همین موضوع باعث میشود که فرد تابع در استیصالترین وضعیّت نیز، مقاومت کند و جان خودش را از دست بدهد. فاجعه اعتقادات سمنتی در ایران به فلاکت ایران تا امروز مختوم شده است. به همین دلیل باید تا آخرین حدّ ممکن با این وضعیّت درافتاد و پس از چیره شدن بر فلاکت در صدد روشنگریهای عمیق و شبانه روزی اذهان برآمد.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان