رفتن به محتوای اصلی
چهارشنبه 27 خرداد 1405 - Wednesday, 17 June 2026

آتش‌بس کافی نیست: راه صلح از حق مردم می‌گذرد

آتش‌بس کافی نیست: راه صلح از حق مردم می‌گذرد

ايرج اروجي

در روزهایی که ایران با واقعیت تلخ جنگ روبه‌رو شده است، طبیعی است که نخستین خواست هر انسان دلسوزی، توقف فوری کشتار و ویرانی باشد. هیچ ارزشی بالاتر از جان انسان‌ها نیست، و هیچ هدفی نمی‌تواند ادامهٔ مرگ و رنج مردم را توجیه کند.
از این رو، مطالبهٔ آتش‌بس، پیش از هر چیز، یک ضرورت اخلاقی است؛ تلاشی برای متوقف کردن رنجی که هر روز عمیق‌تر می‌شود. این خواست، انسانی است و قابل احترام.
اما اگر در همین نقطه متوقف شویم و از خود نپرسیم که آیا آتش‌بس به‌تنهایی می‌تواند ما را از بازگشت دوباره به همین چرخهٔ جنگ و بحران نجات دهد؟
تجربه نشان داده است که آتش‌بس، اگر با تغییری در مسیرهای منتهی به بحران همراه نشود، اغلب تنها وقفه‌ای کوتاه در یک مسیر تکرارشونده است. جنگ متوقف می‌شود، اما ریشه‌های آن باقی می‌ماند؛ و همین ریشه‌ها دیر یا زود دوباره سر برمی‌آورند.
در این میان، جایگاه مردم ایران را نمی‌توان نادیده گرفت. مردمی که در این چهار دهه، بارها برای کرامت، آزادی و آینده‌ای بهتر تلاش کرده‌اند؛ هزینه داده‌اند؛ و هر بار با بهایی سنگین‌تر به عقب رانده شده‌اند.
این مردم نه ناآگاه بوده‌اند و نه بی‌تفاوت. آن‌ها دیده‌اند، آزموده‌اند، و پیامد تصمیم‌هایی را که خود در آن نقشی نداشته‌اند، با جان و زندگی خود پرداخته‌اند.
اگر امروز اکثریت شهروندان ایرانی احساس می‌کنند که تحت حکومت نظام ایدولوژیکی که حتی در یک روز از کارنامه چهل و هفت ساله خود در خدمت منافع شهروندان و منافع ملی نبوده است  در بن‌بستی تاریخی گرفتار شده‌اند که امروز نه راه پس دارند و نه راه پیش و به کمک خارجی برای برون رفت از فلاکت امیدوارند، این احساس، نشانهٔ ضعف نیست؛ نتیجهٔ تجربه‌ای طولانی و پرهزینه است.
از همین رو، شاید بیش از هر زمان دیگری، این مردم‌اند که حق دارند دربارهٔ آیندهٔ کشور سخن بگویند؛ نه فقط به‌عنوان قربانیان یک وضعیت، بلکه به‌عنوان صاحبان حق تعیین سرنوشت.
اگر از این منظر به مسئله نگاه کنیم، آتش‌بس یک ضرورت فوری است، اما نه یک راه‌حل کامل.
صلح پایدار زمانی ممکن می‌شود که مسیرهایی که کشور را بارها به لبهٔ بحران رسانده‌اند، مورد بازنگری قرار گیرند.
این بازنگری نمی‌تواند در حد کلی‌گویی باقی بماند.
نیازمند تصمیم‌هایی مشخص و مسئولانه است:
کاهش تنش در پرونده‌های حساس بین‌المللی،
پرهیز از اقداماتی که به تشدید تقابل می‌انجامد،
محدود کردن سیاست‌های پرهزینه و مداخله‌جویانه، و حرکت به سوی قواعدی که به همزیستی مسالمت‌آمیز میان کشورها کمک می‌کند.
چنین تغییراتی، بیش از آنکه نشانهٔ عقب‌نشینی باشند، می‌توانند نشانهٔ پذیرش مسئولیت در قبال جان و آیندهٔ یک ملت تلقی شوند.
اما حتی این نیز پایان راه نیست.
زیرا در نهایت، هیچ تغییری پایدار نخواهد بود مگر آنکه با یک اصل بنیادین همراه شود:
بازگرداندن حق تصمیم‌گیری به مردم.
مردمی که سال‌ها هزینه داده‌اند، امروز نه فقط حق دارند که صلح بخواهند، بلکه حق دارند مسیر رسیدن به آن را نیز تعیین کنند.
این حق، نه امتیازی از سوی قدرت، بلکه حقی است که از تجربه، رنج و پایداری یک ملت برآمده است.
از این رو، شاید راه صلح برای ایران از ترکیب سه گام بگذرد:
نخست، توقف فوری خشونت؛
دوم، شجاعت بازنگری در سیاست‌های پرهزینه و بحران‌زا؛
و سوم، و مهم‌تر از همه، سپردن سرنوشت کشور به رأی و ارادهٔ مردم، از طریق برگزاری یک رفراندوم آزاد، شفاف و فراگیر.
رفراندومی که در آن، ملت ایران بتواند، پس از دهه‌ها، بدون ترس و بدون اجبار، دربارهٔ شکل نظام سیاسی آیندهٔ کشور خود تصمیم بگیرد.
نه در سایهٔ تحمیل، بلکه در پرتو انتخاب.

ایران سرزمینی است که بارها از دل بحران‌ها برخاسته است.
اما این‌بار، شاید بیش از هر زمان دیگر، نیازمند آن باشد که به جای تکرار مسیرهای گذشته، راهی تازه را انتخاب کند.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

نظرات رسیده
نظرات رسیده

شما راه حل عاقلانه و منطقی برای یک کارتل مافیایی و غیرمتعارف که هیچ خط قرمزی ندارد ارائه میدید ؟!!!؟ ببخشید اما این حکومت حاضر هست تمام مردم ایران را به کشتن بدهد و زمین سوخته تحویل دهد! اگر زیر بار این راه حل میرفت که به اینجا نمی‌رسیدیم ! امیدوارم قوه عاقله ای پیدا شود و سخنان شما را اجرایی کنند... اما شما خودتان چقدر به عملی شدن این فرضیه باور دارید ؟!؟!؟

س., 24.03.2026 - 08:48 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

Hassan Golsafidi

باز متوجه نشدیم که چنین فتوای صادر میشود از این که می‌فرمایند: برای شکل حکومت از مردم رای گیری کنند!!
مردم در انقلاب ۵۷ رای دادند به جمهوری و نه به شاهنشاهی.
چیزی تغییر کرد وقتی شکل حکومت از سلطنتی که یک نفر برای همه تصمیم میگیرفت، بعد وقتی جمهوری شد باز یک نفر تصمیم‌گیری می‌کند، فرقی کرده است!!؟؟
باید بطرف مجلس قانونگذاری حرکت کرد که حاکمیت مردم که در آن قوای مختلف جدا و منجر به حاکمیت فردی نشود تمرکز کرد، نه فقط شکل حکومت رأی گیری شود. محتوای حکومت از فردی به شورا یا مشارکت مردم باشد تا از حکومت ایدئولوژیک و فردی که سبب دورنگی در جامعه می‌انجامد و افراد برای منافع خود تملق گو و دورو شده و خود را حامی حکومت معرفی میکنند، جای کاردانان و مدیران دلسوز کشور را گرفته و به جامعه متملق طرفدار و بیرون و در حاشیه ماندن انسانهای آزاده خدمتکار می‌انجامد...
حالا هم شاهدیم، عده ای برای رسیدن بقدرت دور ور رضا پهلوی جمع شدند، هنوز بقدرت نرسيده مخالفان را نه حتی توهین بلکه ترور و مورد حمله فیزیکی قرار می‌دهند!!
کشته شدن دکتر مسعود مسجودی در ونکور کانادا و ضرب و شتم محمد یاری، احسان در تورنتو که سبب شکستن دست و سر آنها شده است.
در این چند هفته بخوبی شاهد آن بودیم.
بهتر است بجای تمرکز به یک نفر به سخنگویان جمعی تمرکز و بدنبال مجلس موسسان برای برقراری حاکمیت مردم که همه‌ی قوانین از طریق مردم تصویب شود دنبال گردد نه یک نفر همه کاره و صاحب کشور شود....

س., 24.03.2026 - 08:47 پیوند ثابت