🔺 یورش نظامی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی , ساختار قدرت در تهران را نه تنها تضعیف نکرد ، بلکه فرایند به قدرت رسیدن تندروترین لایههای حکومتی و پیروان تفکرات آخرالزمانی را هموار کرده است.
🔺 در مرکز این تحولات، مجتبی خامنهای قرار دارد؛ چهرهای که سالها در سایه بوده و اکنون با هماهنگی و یاری حسین طایب رهبری خود را بر شبکهای از وفاداران موسوم به «حلقه حبیب» بنا کرده است.
«حلقه گردان حبیب» متشکل از کهنهسربازان لشکر محمد رسولالله سپاه پاسداران در جنگ ایران وعراق هستند که به امنیتی بودن و تندروی شهرت دارند.
🔺 محمدباقر ذوالقدر، دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی، سابقه فعالیتهای چریکی و کشتن در پیش از انقلاب دارد. و از خشنتر ین و تندروتر ین فرماندهان در ساختار قدرت است.
🔺 احمد وحیدی، فرمانده کل جدید سپاه پاسداران، که به دخالت در بمبگذاری آمیا در آرژانتین متهم است، پیشتر در سرکوب اعتراضات داخلی، نقشی کلیدی داشته است.
🔺 تفکر «مهدویت آخرالزمانی» در بدنه رهبری جدید رفتار جنگطلبانه حکومت و خشونت مقدس را شکل میدهد.
این دیدگاه که تحت تاثیر آموزههای محمدتقی مصباح یزدی شکل گرفته، معتقد است «نابودی دشمنان، بهویژه اسرائیل، بازگشت امام غایب شیعیان را تسریع میکند».
🔺 این تضادِ ساختاری میان «اراده به جنگ در بالا» و «فقدان توانِ بقا در پایین»، جمهوری اسلامی را به نقطهای رسانده است که در آن فاجعه نه یک احتمال، بلکه یک حتمیتِ گریزناپذیر است که از درونِ همین شکافهای لجستیکی و سیاسی سر بر خواهد آورد.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.