این نوشته از دید من یک سند تاریخی است. ادبیات نگارشی خیلی زیباست، دیدگاه و آیندهنگری سیاسی نویسنده عُمق داره، یعنی صرفا خبری یا تحلیلی را از کسی بازگوی نکرده، بلکه برای هر جمله تعمق داشته، شرایط حال زمان را تجزیه و تحلیل کرده، و برای آینده راهکاری داده. درست برعکس امروزه، که برای نوشتن یک مقاله خیلیها شوربختانه از هوش مصنوعی استفاده کرده، و مقاله را حتی نخوانده منتشر میکنند.
هر چند شایان ذکر است که سخن من اصلا این نیست که آیا باید این تحلیل را پذیرفت یا نه، بلکه وقت و انرژی و تحقیقی برای نوشتن یک مقاله صرف شده، ستایش برانگیز است. از سوی دیگر گفتنی است که شالودهها و اصول ذکر شده در مقاله هنوز اعتبار داره. این خود نشاندهنده حرکت چرخشی جنبش اپوزیسیون جمهوری اسلامی دور یک حلقه پنهان است که پس از سه دهه، هنوز اپوزیسیون به راهکاری عمیقی دست نیافته است. به گفته دیگه، هر یک از ما که دستی در سیاست داریم، به نوعی شرمنده تاریخ و شرمنده نسل جوان ایران هستیم.
دیدگاهها
مقالهای که ما را شرمنده تاریخ میکند
این نوشته از دید من یک سند تاریخی است. ادبیات نگارشی خیلی زیباست، دیدگاه و آیندهنگری سیاسی نویسنده عُمق داره، یعنی صرفا خبری یا تحلیلی را از کسی بازگوی نکرده، بلکه برای هر جمله تعمق داشته، شرایط حال زمان را تجزیه و تحلیل کرده، و برای آینده راهکاری داده. درست برعکس امروزه، که برای نوشتن یک مقاله خیلیها شوربختانه از هوش مصنوعی استفاده کرده، و مقاله را حتی نخوانده منتشر میکنند.
هر چند شایان ذکر است که سخن من اصلا این نیست که آیا باید این تحلیل را پذیرفت یا نه، بلکه وقت و انرژی و تحقیقی برای نوشتن یک مقاله صرف شده، ستایش برانگیز است. از سوی دیگر گفتنی است که شالودهها و اصول ذکر شده در مقاله هنوز اعتبار داره. این خود نشاندهنده حرکت چرخشی جنبش اپوزیسیون جمهوری اسلامی دور یک حلقه پنهان است که پس از سه دهه، هنوز اپوزیسیون به راهکاری عمیقی دست نیافته است. به گفته دیگه، هر یک از ما که دستی در سیاست داریم، به نوعی شرمنده تاریخ و شرمنده نسل جوان ایران هستیم.