خانواده بختیاری و ضرورت دفاع از آزادی انتقاد و نقد از افراد، احزاب، حکام و مقدسات!
پیش از آغازسخن تاکید می شود که نه تنها خانواده بختیاری، بلکه تمامی شهروندان ایران، در یک نظامی دمکراتیک، اعضای برابرحقوق خانواده بزرگ مان، ملت ایران هستند. دفاع از خانواده بختیاری، با دفاع از مجموعه پرنسیب های سیاسی پیوند دارد. ماجرای آقای منوچهر بختیاری تنها یک اختلاف نظر درون یک جریان سیاسی نیست؛ این ماجرا نشانه یک ضعف عمیقتر در فرهنگ سیاسی ما می باشد. این ضعف همانا ناتوانی در تحمل نقد، حتی از سوی نزدیکترین حامیان است. آقای منوچهر بختیاری از درون زندان، دیدگاههای انتقادی خود را نسبت به جریان سلطنتطلب مطرح کرد. اما پاسخ بخشی از حامیان این جریان، نه استدلال و گفتگوی سالم، بلکه حمله، توهین، تخریب و تحقیر بود. این واکنش، بیش از آنکه درباره بختیاری چیزی بگوید، اسلوب برخورد با نقد را آشکار میکند. جریانی که نقد درونی را برنمیتابد، چگونه میتواند مدعی آزادی و دموکراسی باشد؟
اپوزیسیونی که به جای گفتگوی انتقادی، به حذف و تخریب یکدیگر مشغول است، همان چیزی را بازتولید میکند که ملت ایران از آن بیزار بوده وقصد برچیدن آنرا دارد. پراکندگی، بیاعتمادی و فرسایش در اپوزیسیون، محصولات فردمحوری، فرقهگرایی، انحصارطلبی و ناتوانی در رعایت حقوق ملت و اصول دموکراتیک است.
باید شفاف سخن گفت! آقای منوچهر بختیاری و هر شهروند ایرانی، حق دارد هر فرد، حزب، حاکم و حتی «مقدسات» را مورد نقد و پرسش قرار دهد. دموکراسی از جایی آغاز میشود که هیچ فرد یا جریانی خود را فراتر از نقد نداند و پاسخگوی شهروندان باشد. ما چهل و هفت سال تجربه حکومت اسلامی و “فقها” را داریم و تکرار اشتباه، خطای نابخشودنی است.
نقد سیاسی، استدلال و حمله و تخریب شخصی نیست. هرجا که نقد جایگزین فحاشی گردد، بایستی ریشه را درضعف و ناتوانی و بی اعتمادی به خود جستجو کرد.
واقعیت اینست که بلوغ دموکراتیک در گفتار و رفتار شهروندان تجلی دارد. یعنی در پذیرش اختلاف نظر، در تحمل نقد، در توانایی گفتگو و پایبندی به مرز میان نقد و تخریب است. تا زمانی که نیروهای سیاسی نتوانند اختلافات خود را در چنین چارچوبی مدیریت کنند، ادعای ساختن آیندهای دموکراتیک، دروغی بیش نیست. دموکراسی پیش از آنکه یک نظام سیاسی باشد، یک فرهنگ و منش گفتاری و رفتاری است که باید از همین امروز تمرین شود.
در این میان، دفاع از خانواده بختیاری، تنها دفاع از یک فرد یا یک پروژه نیست، بلکه دفاع از اصول بنیادین آزادی بیان و حق نقد است. جامعهای که در آن افراد بهخاطر نقد «خودیها» مورد حمله قرار میگیرند، هنوز فاصلهای جدی با آزادی دارد و مهمتر اینکه اپوزیسیونی که این رفتار را بازتولید میکند، ناخواسته همان الگویی را تکرار میکند که مدعی مبارزه با آن است.
دموکراسی پروژهای برای آینده نامعلوم نیست که به «پس از حکومت اسلامی» موکول شود. دموکراسی از هم اکنون آغاز میشود؛ از نحوه مواجهه ما با نقد، با مخالف، و حتی با همسنگران خود تمرین می شود. ایستادن در سمت درست تاریخ، نه در شعار، بلکه در عمل معنا پیدا میکند، در دفاع بیقید و شرط از حق نقد؛ برای همه، علیه همه، بدون استثنا!
امروز، دفاع از خانواده بختیاری، فرای تعلقات سیاسی، نه تنها دفاع از دادخواهی، بلکه دفاع از آزادی بیان، انتقاد و نقد افراد و مقدسات است!
اقبال اقبالی
04.05.2026
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
در مورد برخی نکات در کمنتار جناب کردی!
در مورد برخی نکات در کمنتار جناب کردی!
۱- من با هیچ فرد، گروه و حزبی که علیه حکومت اسلامی مبارزه می کند، خصومت ندارم. البته تفاوت های سیاسی وجود دارند و طبیعی بود و بخش جدایی ناپذیر از دموکراسی هستند. موضوع اصلی حکومت اسلامی و برچیدن آن است و کسانی که در قدرت نیستند، حریف (دشمن) نیستند.
۲- من با نظام دیکتاتوری پدر آقای رضا پهلوی مشکل داشتم که حل شد. البته به شکلی که بدتر از بد شد و شوربختانه اسلامیزاسیون محمدرضا شاهی، در شکل افراطی آن توسط خمینی و خامنه ای ادامه یافت.
۳- دوستان ایران، آزادی، داد، دموکراسی و سکولاریسم (لائیسیته)، دوستان من هستند.
در این جبهه انتقاد، نقد و مبارزه نظری با کجروی ها را الزامی دانسته و به نسبت اهمیت آنها، نقد می شوند.
۴- پس از آقای منوچهر بختیاری، اگر نوبت شما هم برسد، من به پرنسیب خودم وفادار خواهم ماند و دفاع از آزادی انتقاد و نقد توسط شما، فرای تعلقات سیاسی تان را درست می دانم.
سخن پایانی:
زنده باد آزادی، داد،دموکراسی و ایران عزیزمان
برقرار باد جمهوری شهروندان ایران
داود سفیدی:ناهید شیرپیشه،…
داود سفیدی:
ناهید شیرپیشه، مادر پویا بختیاری از کشتهشدگان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ در یک پیام ویدئویی با حمایت از پیام اخیر منوچهر بختیاری، بهشدت از هتاکی به خانواده خود انتقاد کرده و میگوید که «او تنها یک پرسش ساده کرده و دنبال جوابش هست، آیا پرسش جرم است؟»
گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی نیز روز شنبه ۱۲ اردیبهشت در شبکههای اجتماعی با حمایت از آقای بختیاری درمورد کسانی که به او «هتاکی و بیحرمتی» کردند گفت: «باید در برابر رفتار زشت و غیرانسانی این افراد ایستاد. اینها هنوز به جایی نرسیده، خدا را بنده نیستند؛ وای به روزی که بر خر مراد سوار شوند؛ آن روز چماقشان را بر سر همه ما خواهند کوبید.»
خانم عشقی در این پست خود گفت: «مردم ما قربانی ندادهاند که حالا شاهد چنین رفتارهای پلشتی با آزادیخواهان این آب و خاک باشند. فرزندان عزیزم! آنچه برادرم منوچهر بیان کرده، بخش مهمی از واقعیتهای درون جامعه ایران و صدای بسیاری از مردم شجاع و رنجدیده ماست و به هیچوجه قابل حذف و نفی نیست. پس باید پنبهها را از گوش بیرون کشید و آنچه شنیدنی است را بهدرستی شنید.»
.
.
جناب محسن کردی این آقای اقبالی هیچ وقت جرات پاسخگویی نداره و میخواد از آب گل آلود ماهی بگیره . اقعاً خجالت آوره
اقبال اقبالی خاک به چشم مردم…
اقبال اقبالی خاک به چشم مردم مبارز ایران در انقلاب شیرو خورشید میپاشد آن هم نه بخاطر مردم.. بخاطر 47 سال پهلوی ستیزی و کینه کور. همین. مردم یک کشور را فدای کینه اش میکند. امثال اقبالی ها و سعید برزین ها و موازی طلب ها حرکت شیرو خورشید را به زمین میزنند.
کوبا، چین، بهار عربی، سقوط صدام حسین، سقوط اتحاد شوروی، انقلاب مصر، انقلاب هند و گاندی، سقوط رژیم آپارتاید... اگر در میان شان امثال آقای اقبالی با این نظرات فعال بودند هرگز به ثمر نمیرسیدند. همچنین اگر امثال آقای اقبالی و سعید برزین و همه کسانی که امروز رژیم را رها کرده به شاهزاده و اطرافیان شان و هواداران شان حمله می کنند هیچکدام از انقلابات و سقوط ها و تغییرات در این کشورها رخ نمیداد. این که پس از انقلاب ایران چه شد ربطی به متودولوژیک قبل از آن ندارد. هرگز و هرگز کسی نقد خمینی را نکرد. به اشتباه تصور می کنند که اگر خمینی نقد میشد این بلا سر ما نمی آمد. نخیر.. در شرایط انقلابی تفرقه و انتقاد از رهبر یک حرکت آن حرکت را به زمین میزند. مهم این است که اگر انقلاب و حرکتی را صحیح پنداشتید، مثل انقلاب 57 که در ذات خود صحیح بود و برای رسیدن به دمکراسی بود، پس از بثمر رسیدن انقلاب خوب، آن را با دادگاه های چند دقیقه ای مدل خلخالی به گند نکشید. و اگر رهبر انقلاب خلخالی را به دلیل تند روی از قضاوت دادگاه انقلاب برداشت تظاهرات نکنید که اگر خلخالی را بر نگردانید تا به بیدادگاهش ادامه دهد ما سرخود متهمین را محاکمه می کنیم. پس از به ثمر رسیدن انقلاب فرصت طلبی نکنید که دولت بازرگان را به جرم بورژوایی بودن زمین نزنید و زیر بال آخوند واپسمانده را نگیرید و او را به سر دولت موقت نکوبید. اینجوری یک انقلاب خوب را بخاطر فرصت طلبی و عدم تعهد به رای مردم و دمکراسی به گند کشیدید و بجای انتقاد از خود به این نتیجه رسیدید که باید قبل از انقلاب خمینی را نقد میکردید. خمینی هر جهنمی هم که بود مهم نبود، میشد از او استفاده کرد تا شاه سقوط کند. مهم این بود که پس از انقلاب چگونه از دستاوردها نگهداری باید میکردیم. اینجا را چپی 57تی گند زد و حالا به این برداشت غلط رسیده که باید یک رهبر مبارزه را به نقد کشید. نخیر قربان! حق ندارید رهبر مبارزه را به نقد بکشید و حرکت را زمین بزنید. اگر رهبر انقلاب کسی را اعدام انقلابی کرد، اگر کسی را برد بیابان کشت و با زرنیخ آتش کشید، اگر در شرایطی که کشور امن و امان و مردم شاد و راضی هستند رفت سینما آتش زد و پاسبان را کشت و شد محسن چریک.. بله.. آن گاه شما حق دارید او را بیرحمانه به نقد بکشید. در شرایطی که مردمی که خود با اراده خود به خیابان ها میروند و جان میدهند و عزیزان شان را با جاویدشاه به خاک میسپارند این گونه نقد کردن ها نقد نیست.. خاک پاشیدن به چشم مردم است و بیراهه رفتن. از انقلاب تان پشیمان هستید و گند زدید مشکل تان را سر رهبر انقلاب شیر و خورشید خالی نکنید. مقابل خواست مردم نایستید. همان گندی که به انقلاب 57 زدید کفایت تان می کند. اگر واقعا به مردم ارادت دارید باید از شاهزاده حمایت کنید و اگر کینه پدرکشتگی با او دارید داشته باشید اما با مردم هم پدرکشتگی دارید؟ مردم میخواهند در راه انقلاب شان و سرنگونی آخوند جان بدهند، مبارزه کنند و شماها در خارج از کشور مثل سعید برزین عقیده دارید که اشتباه میکنند. مگر تو صاحب خون و جان آن جانفداها هستی؟ نخیر... پدر پویا بختیاری نباید در این موقعیت با انتقاد از شاهزاده حرکت مردم را ضعیف کند. و شما نباید به او کمک کنید. این که فرزند او جانفدا شده چنین حقی به او نمیدهد که هدف سرنگونی رژیم را که هزاران نفر در این راه جان داده اند را زیر سوال ببرد. رهبر یک حرکت در راه حرکت صحیح خود گاهی هم ممکن است محاسباتش درست از کار در نیاید اما نباید به صورتی برخورد کرد که به کل حرکت صدمه بزند. اگر لنین و نلسون ماندلا و گاندی و مائو به اندازه این ایرانیان مشکل دار منتقد شاهزاده منتقد داشتند هرگز و هرگز انقلاب شان و حرکت شان به ثمر نمیرسید. شماها در راه بقای رژیم گام بر میدارید. پدر پویا بختیاری با انتقادش به بقای رژیم کمک می کند. و شما جناب اقبالی آنقدر را حالی تان هست که چرا رژیم اجازه میدهد او از زندان چنین بیانیه هایی بدهد. خیلی راحت برای آن است که میداند که اقبالی ها در خارج کشور فراوان هستند که منتظر چنین فرصت هایی هستند که حرکت را زمین بزنند. بس کنید!! 47 سال است پهلوی ستیزی کردید بس کنید بگذارید کارش را بکند.